تبلیغات
WIMIFIRE - مطالب رشته شهرسازی

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 17 مرداد 1392

رویکرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهری


هر پدیده ای در جامعه‏‎، یک وجه اجتماعی و فرهنگی دارد. چون هر جا انسان ها کنار هم قرار می گیرند و اجتماعی را شکل می دهند، در اثر کنش و تعاملات متقابل، وجوه مختلف اجتماعی و فرهنگی خود را نشان می دهند.

در میان اجتماعات انسانی، شهر را می توان با توجه به تراکم جمعیت، سرعت و پویایی فعالیت ها، تخصص گرایی و تقسیم کار اجتماعی متمایز دانست.

ساختار ارگانیکی شهر به گونه ای است که سطح مراودات اجتماعی بسیار پر حجم اما سطحی، گذرا، ناپایدار و نسبتا رسمی است و بیشتر از آن که هنجارهای سنتی شکل روابط بین شهرنشینان را تعیین کند این قانون و هنجارهای رسمی است که بر روابط اجتماعی سنگینی می کند.

چنین فضایی موجب می شود تا روابط بین مردم ساکن در شهر (در مقایسه با جوامع کوچک روستایی) از عمق و کیفیت کافی برخوردار نباشد.

در نتیجه خلاء های عاطفی و ضعف در هویت جویی افزایش می یابد و نیاز به تعلق اجتماعی کمتر تامین می شود.

در چنین شرایطی‏ انسان شهرنشین در تکاپوی رفع نیاز به تعلق اجتماعی و هویت یابی، توسعه روابط اجتماعی را دنبال می کند.

اما آن چه تلاش او را می تواند تا حد زیادی خنثی کند بافت و ساختار و کالبد و شکل انجام فعالیت در شهر است که سطح ارتباطات و تعاملات اجتماعی شهرنشینان را محدود می کند. 

حال اگر در برنامه ریزی شهری و مدیریت شهری بتوان به گونه ای این بافت و ساختار و فعالیت ها را تنظیم کرد که به توسعه تعاملات و ارتباطات عمیق و کیفی کمک کند، طبعا بیشترین کمک به ارتقاء حس تعلق اجتماعی‏، هویت یابی و تامین نیازهای عاطفی شهروندان شده است. 

از آن جا که نگاه انسانی به شهر و شهروندان می طلبد که آسایش و تامین نیازهای روحی و اجتماعی شهرنشینان مورد توجه باشد، ضروری است که برنامه ریزی و مدیریت شهری با رویکردی فرهنگی و اجتماعی مترصد توسعه سطح روابط و مناسبات انسانی در شهر باشد.

برخی از موانع ساختاری شهر که مانع از توسعه سطح روابط و تعاملات اجتماعی عمیق می شوند عبارتند از :

• بافت و معماری غلط بناها‏، میادین، خیابان ها، و بازار
• طراحی غلط و استقرار ناصحیح بخش های مختلف مسکونی، تجاری، اداری و فرهنگی
• آشفتگی ظاهری در منظر و مرآی شهر به نحوی که این آشفتگی بصری در روح و روان شهروندان تاثیر منفی به جای می گذارد.

از جمله راه هایی که می توان این وضعیت را اصلاح کرد، پیوند زدن بین جنبه های زیباشناختی، فرهنگی و هنری با وجوه مختلف زندگی جمعی است مثلا تبدیل گذرگاه های پیاده به باغ راه ها، ارایه جلوه های بصری بدیع و چشم نواز بر دیوارها و بناهای شهر، توسعه فضای سبز، ایجاد فرصت های جمعی برای گذران اوقات فراغت از جمله سالم سازی و مناسب سازی بوستان ها و پارک ها برای حضور خانواده ها، اصلاح شکل استقرار واحدهای مسکونی، تجاری، اداری به گونه ای که شهر را در دسترس و دریافت خدمات را آسان سازد.

باید در نظر داشته باشیم که سازه های شهری و نیز فعالیت های اجتماعی در شهر، باید  به گونه ای با مقتضیات فرهنگی و اجتماعی پیوند داشته باشند که آرامش درونی و ذهنی شهروندان را دچار آشفتگی نسازند.

با این مقدمه بد نیست نگاهی داشته باشیم به دو رویکرد در مدیریت شهر: رویکردی که شهرداری را صرفا سازمانی خدماتی می داند و رویکردی که از شهرداری به عنوان نهادی اجتماعی انتظاری بالاتر دارد و علاوه بر ارایه خدمات شهری توقع دارد شهرداری بین کالبدشهر، فعالیت های شهری و شهروندان ارتباطی منطقی و متناسب ، با نگاهی فرهنگی و اجتماعی داشته باشد.

به طور مثال اگر از زاویه فرهنگی و اجتماعی به احداث یک میدان نگاه نکنیم، کاربری میدان را محدود به کارکرد ترافیکی آن خواهیم کرد و درباره آثاری که این میدان در شکل گیری اجتماعات مردمی در میان و اطراف آن خواهد داشت برنامه ریزی نمی کنیم و بعدا باید به فکر رفع و رجوع تبعات اجتماعی آن از جمله شکل گیری مزاحمت ها و ناهنجاری باشیم. همین مثال در مورد احداث پل ها و بزرگ راه ها و سایر بناهای شهری مصداق پیدا می کند.

حال آن که رویکرد اجتماعی و فرهنگی از ما می خواهد که کالبد و ساختار شهر را اساسا با در نظر گرفتن کارکردهای فرهنگی و اجتماعی توسعه دهیم. یعنی از ابتدا اندیشه کنیم که چگونه می توان به موازات تامین نیازهای خدماتی شهروندان، نیاز آنها به رابطه اجتماعی، کمال و تعالی، آرامش روحی و روانی و معنوی را هم تامین نمود.

اگر  برخی از کلان شهرهای جهان امروزه با تراکم معضلات اجتماعی، بزهکاری، تشویش ، خشونت، پرخاشگری، و آلودگی شناخته می شوند دلیل آن چیزی نیست جز غفلت از ابعاد و جنبه های فرهنگی و اجتماعی در فضای زیست شهری.

و به همین خاطر تاکید می شود که در برنامه ریزی و مدیریت شهری بایستی در باره سازگار نمودن تغییرات تکنولوژیک با تغییرات اجتماعی و فرهنگی دغدغه دائمی داشت.

به همین خاطر است در رویکرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهر تاکید می شود که هیچ توسعه و رشد کالبدی در شهر پذیرفته نیست مگر این که از قبل درباره ابعاد و آثار فرهنگی و اجتماعی آن فکر شده باشد.  

دکتر علی‌اصغر محکی

قائم مقام معاونت اجتماعی شهرداری تهران




طبقه بندی: بررسی - تدوین ساختار،  رشته شهرسازی،  عنوان یا طرح موضوع، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 22 تیر 1391

رضا احمدیان _ دکترای شهرسازی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

حمید محمدی ماکرانی _ دانشجوی دکترای شهرسازی

سیروس موسوی _ دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی شهری

 محل نشر: فصلنامه آبادی ، ش ۵۹ ، سال ۱۳۷۸

روستاها به واسطه کارکرد اساسی خود که تأمین كننده بسیاری از نیازهای زیستی، سکونتی و اقتصادی جامعه روستایی هستند، از خصیصه پویایی و تغییر دایمی برخوردارند. پویایی روستاها در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و فضایی قابل بررسی و ملاحظه است. این خصیصه از پویایی افراد و گروه های جامعه روستایی برای اعمال نگرش ها و علایق خود در ساخت کالبدهای فعالیت و شکل دادن به فضای مورد استفاده و تصمیمات در حال تغییر آنها برای رویارویی با عوامل محدود کننده تمایلات خود در شکل دادن به کالبد و فضای روستا ناشی می شود. بنابراین پذیرش پویایی و تغییر دایمی برای جامعه انسانی موجب الزام به پذیرش تغییرات دایمی و پویایی روستا (در ابعاد مختلف آن) است.

بافت كالبدی روستاها علاوه بر دخالت مستقیم افراد جامعه از عوامل محیطی نیز تأثیر می پذیرند. شدت تأثیرگذاری این عوامل گاه بواسطه توانایی های انسانی کاهش می یابد ولی همواره تأثیرات خود را بر شکل بندی کالبد و سازمان فضایی روستا حفظ می کند. خصوصیات کالبدی روستاها تحت تأثیر دو گروه کلی عوامل مرتبط با محیط یا طبیعت و انسان شکل می گیرد. روستاها تکامل و توسعه خود را طی دو فرایند مبتنی بر حرکت طبیعی یا ارگانیک و برنامه ریزی از پیش اندیشیده شده دنبال می کنند. در شکل نخست، روستاها براساس تعامل بین عوامل طبیعی و انسانی شکل می گیرند و تکامل می یابند. در این شکل گرچه برنامه ای شبیه آنچه در دوره معاصر در ادبیات برنامه ریزی روستایی درک می شود، وجود ندارد ولی انسانها براساس تجربه و خرد جمعی ، روستاها را به گونه ای که نیازهای آنها را تأمین  سازد، شکل می دهند. در مقابل حرکت تکاملی روستاها براساس برنامه ریزی اقتدارگرایانه، دارای تفاوت هایی اساسی با الگوی تکامل طبیعی است. در الگوی مبتنی بر برنامه ریزی، توسعه روستاها مبتنی بر شناخت نیازها، رعایت کمیات مطلوب فضایی برای تأمین نیازها، جامع نگری شرایط و نیازها و نگرش به آینده روستاها انجام  می شود. مهمترین تفاوت دو الگوی توسعه روستاها در استفاده از کمیات مطلوب فضایی است که عمدتاً نتیجه تلاش برنامه ریزان شهری برای هدایت منطقی و مطلوب توسعه شهری است. استفاده از این کمیات گرچه می تواند به تأمین  نیازهای روستاها کمک نماید ولی گاه در نقطه مقابل خواست و تمایل اجتماعی روستاییان و شرایط مطلوب زیست محیطی روستاها قرار می گیرد.

امروزه طرح هادی روستایی مهمترین ابزار مدیریت توسعه روستایی در ایران است. این طرح ها عمدتاً جنبه های کالبدی روستاها را مورد توجه قرار می دهند و بخش عمده قابل اجرا یا اجرا شده طرح های هادی روستاهای کشور نیز جنبه کالبدی دارند. گرچه در مورد سایر نیازهای روستاها نیز برنامه هایی تعیین می شود ولی کمتر اجرا می شوند. طرح هادی روستایی برگرفته از الگوی طرح هادی و جامع شهری است که دارای سابقه ای طولانی در ایران هستند. دخالت شهرسازان و افراد مرتبط با مباحث برنامه ریزی شهری در تهیه طرح هادی روستایی نیز بر غلبه رویکرد طرح های هادی و جامع شهری بر طرح های هادی روستایی افزوده است. به گونه ای که تلاش اندکی برای تعدیل رویکردهای پیش بینی و برآورد نیازها، طرح ریزی کالبدی، کمیات فضایی یا سرانه ها در طرح های هادی روستایی انجام می شود. این مساله سبب بروز مشکلاتی در هدایت توسعه روستاهای کشور شده است که ضرورت تعدیل روش در برنامه ریزی روستایی را مطرح ساخته است. طرح این ضرورت ، ریشه در تفاوت های بین شهرها و روستاها در زمینه نیازهای فضایی، شرایط اجتماعی، زیست محیطی و تعاملات بین جوامع انسانی و محیط های طبیعی تحت تصرف آنها دارد. بنابراین استفاده از شرایط و مقتضیات روستاها برای برنامه ریزی آنها ضرورتی است که در فرایند و رویکرد تهیه طرح هادی روستایی تاکنون فراموش مانده است. استفاده طرح هادی از الگوها و کمیات مطلوب رایج در برنامه ریزی های شهری که در نتیجه تجربه آنها در محیط های شهری بسط یافته اند، نشانی از این فراموشی است.

بافت های روستایی حاوی اطلاعات مفیدی برای ارزیابی میزان تأثیرپذیری فرایند شكل گیری و توسعه طبیعی كالبد روستاها از عوامل مختلف محیطی ـ اقلیمی، اقتصادی و اجتماعی ـ فرهنگی هستند که در بسیاری از روستاهای كشورنیزحضورو تداوم دارند. تا به امروز بافت های مسكونی روستاها، عمدتاً در انطباق با خصوصیات محلی همان روستاها شكل می گرفتند، استفاده از مصالح ساختمانی مناسب در اقلیم مختلف سرد و معتدل و گرم برای مقابله با مشكلات آب و هوایی، تبعیت ازمنابع آب ( چشمه، قنات، آب انبار ) در تمركز مراكز عملكردی مختلف، میل به تمركز در زمینهای نامناسب برای كشاورزی در روستاهایی كه كشاورزی گسترش بیشتری دارد، ساخت واحدهای مسكونی دو طبقه و محدود شدن وسعت حیاط در روستاهای شیب دار دامنه‏ای، نمونه‏هایی محدود ولی شایع از تأثیرپذیری خصوصیات كالبدی روستاها از عوامل مختلف محلی در كشور است. این واقعیات بهترین راهنما برای تعیین ضوابط مطلوب برنامه ریزی کالبدی روستاهاست. شناخت این واقعیات و استخراج قانونمندیهای مرتبط با آنها و پردازش یافته های بدست آمده به عنوان اصولی کلی در کنار اصول شهرسازانه و معمارانه برای توسعه کالبدی روستاها، سبب پرورش ضوابطی مطلوب برای هدایت توسعه کالبدی روستاها می شود.

با درك این مسائل و ضرورت مصون ساختن برنامه‌ریز ی روستایی از اسلوب‌های برنامه‌ریزی صرف شهری، و با هدف انطباق  مبانی و رویكردهای ذاتی روستاها براساس ویژگی های روستاها، تاكنون بررسی های مختلف و متعددی برای استخراج و كشف این الگوهای نسبتاً عام در شكل گیری و تكامل بافت های روستایی انجام شده است و نتایج قابل توجهی نیز بدست آمده است.

حاصل مطالعات انجام شده، شناسایی مجموعه ای از الگوهای عام تجربه شده در شكل گیری و توسعه كالبدی روستاهای كشور است كه ساكنان در ساخت و توسعه كالبد روستای خود بكار گرفته اند. بسیاری از این الگوها نتیجه وجود یك عامل قوی اثرگذار در روستا است. عوامل اقلیمی، اقتصادی و اجتماعی ـ فرهنگی جزء مهمترین عوامل موثر در شكل گیری الگوهای بافت روستایی محسوب می شوند كه بیشترین تنوع الگوهای بافت روستایی موجود را بوجود آورده‏اند. بطور قطع و یقین نمی توان بین این عوامل از نظر میزان تاثیرگذاری آنها در شكل‏گیری الگوها، ارزش‏گذاری مشخصی انجام داد. اهمیت و قدرت تاثیرگذاری هریك از این عوامل در تك تك روستاها، بطور مناسب تری قابل اولویت‏بندی است.

 

خصوصیات كالبدی مورد مطالعه

در این مطالعه خصوصیات كالبدی روستا شامل مجموعه ابعاد فیزیكی و قابل مشاهده و اندازه گیری بافت روستاهاست كه نتیجه دخالت عوامل تأثیر گذار طبیعی و انسانی در فضایی تعاملی هستند. در این تحقیق چهار شاخص كالبدی روستاها شامل نظام كاربری زمین، الگو و سازمان شبكه معابر، الگوی معماری و ساخت و ساز و نظام شكل‌گیری محله‌ها و مكانیابی مراكز محلات مورد توجه قرار گرفته است. اهمیت بررسی این خصوصیات عمدتاً از اهمیت آنها در مطالعات طرح هادی روستایی و تأثیر این خصوصیات در حیات روستاها و روستائیان ناشی میشود. در الگوی كنونی طرح هادی روستایی، تلاش برنامه‌ریزان طرح‌ها بیشتر بر این حوزه‌ها متمركز است و عمده برنامه‌ریزی‌ها و پیشنهادات مشاوران در این طرح‌ها نیز در این حوزه‌هاست. به علاوه بیشترین تغییرات ناشی از اجرای طرح‌های هادی نیز در حوزه‌های كالبدی یاد شده انجام می‌شوند. در طرح بافت شناسی روستایی كشور نیز بر این بخش از خصوصیات كالبدی روستاها تمركز شده است.

 

عوامل مؤثر درشکل گیری خصوصیات كالبدی روستاها

مجموعه خصوصیات كالبدی یادشده در روستاهای كشور متأثر از مجموعه‌ای از عوامل گوناگون محیطی، اجتماعی و اقتصادی است كه هر یك با شدت و ضعفی متفاوت از این عوامل تأثیر می‌پذیرند. با وجود دشواری های متعدد، درخصوص ارائه نظامی یکسان از تأثیر گذاری عوامل و تأثیر پذیری خصوصیات بافت كالبدی روستاها، می‌توان سه گروه عوامل طبیعی، اجتماعی و اقتصادی را با در بر گرفتن عوامل  متنوع فرعی، برای تشریح فرایند شكل‌گیری و تكامل خصوصیات كالبدی روستاها از یكدیگر تفكیك كرد. در ادامه عوامل گوناگون تحت پوشش هر یك از گروه‌های یاد شده معرفی می ‌شوند.

عوامل طبیعی: این عوامل در ارتباط با محیط طبیعی در روستاها هستند و جامعه روستایی كنترل بسیار كمی بر آنها دارند. در این تحقیق طبیعیت شامل زمین، هوا و آب است و عوامل نشأت گرفته از این محیط‌ها به عنوان عوامل طبیعی یا محیطی تلقی میشوند. عوامل و عناصر آب و هوایی، شكل و ناهمواری زمین، الگوی شبكه آب‌های سطحی و وضعیت رطوبت و بارندگی و اشكال آن، وضعیت پراكندگی منابع آب سطحی و الگوی دسترسی به منابع آب زیر زمینی برخی از عوامل محیطی و طبیعی مؤثر در وضعیت كالبدی روستاهاست.

عوامل اجتماعی: اجتماع انسانی در هر سكونتگاهی چه بر اساس دیدگاه‌های تجربی و چه بر اساس برنامه‌ریزی‌های جدید، در بر خورد با محیط و تأمین نیازهای خود در محیط دارای تمایلات و علایقی است كه آنچه می سازد نتیجه تقابل علایق فردی و اجتماعی با محدودیت‌ها یا تسهیلات محیط طبیعی است. در روستاها نیز جامعه روستایی برای استفاده از زمین، ایجاد شبكه معابر، مكانی یابی كاربری‌های مختلف و ساخت و ساز از تسهیلات محیط استفاده و محدودیت‌های آن را تحمل می‌كنند یا برطرف می‌سازند. عوامل اجتماعی به برخی خصوصیات فكری، فرهنگی،آدابی و عرفی جامعه انسانی اشاره دارد كه در فرایند شكل ‌گیری و تكامل خصوصیات كالبدی روستا مؤثر هستند. بطور خاص، قومیت و روابط خویشاوندی، دین و مذهب، پایگاه اجتماعی، فرهنگ زندگی و میزان دانایی از زمره عوامل اجتماعی هستند كه در این تحقیق مورد توجه بودند.

عوامل اقتصادی: اقتصاد فردی و اجتماعی بخشی از خصایص اجتماعی هستند كه عمدتاً با روحیات و خصوصیات فردی و اجتماعی در ارتباطند. این خصوصیات به دلیل وجوه تمایز زیاد با سایر عوامل اجتماعی نظیر خصوصیات مذهبی، عرفی و آدابی افراد قابل تفكیك در یك گروه مشخص هستند. گرچه جایگاه عوامل اقتصادی از شفافیت عوامل طبیعی نسبت به عوامل اجتماعی برخوردار نیست. در این تحقیق وضعیت درآمدی، نوع فعالیت تولیدی و خدماتی، نوع شغل و منابع اقتصادی در دسترس از زمره عوامل مورد توجه بودند.

در این تحقیق تأكیدی بر یك گروه خاص از عوامل طبیعی، اجتماعی و اقتصادی نیست و استفاده از معیارهای اقلیمی در تعیین جامعه نمونه تنها به دلیل وجود اطلاعات كافی از پهنه‌های اقلیمی در كشور و ارتباط تنگاتنگ این عوامل و بسیاری از ابعاد كالبدی روستاها بخصوص، جهت گیری واحدهای مسكونی و شبكه معابر، نوع مصالح ساختمانی مورد استفاده و روش ایجاد تهویه در مساكن و مانند آن است. به علاوه در انتخاب روستاهای نمونه با استفاده از معیارهایی مرتبط با عوامل مورد نظر، استخراج قانونمندی‌های مرتبط با سایر عوامل غیر طبیعی در كالبد روستاها تا حدودی تضمین گردید.




طبقه بندی: رشته شهرسازی،  عنوان یا طرح موضوع،  تحلیل موضعی، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 تیر 1391

برنامه‌ریزی شهری رشته‌ای است که با هدف دستیابی به توسعه متوازن و حفظ پایداری یک محیط شهری از طریق تدوین برنامه و طرح کاربری زمین، حمل و نقل، روابط اجتماعی شهری، زیست محیطی و ... می‌پردازد. این رشته برای اولین بار در ایران در دانشگاه تبریز تاسیس شد.

پیشینه برنامه‌ریزی شهری در ایران :

شورای عالی شهرسازی: شورای عالی شهرسازی سازمانی است که در وزارت آبادانی و مسکن تشکیل شد و از سال ۱۳۴۴ به ریاست عالیه فرح پهلوی آغاز به کار نمود. این شورا تعیین اولویت طرح‌ها ، بررسی و تصویب آیین نامه‌های شهرسازی، و تعیین و تصویب معیارهای ساختمانی و بررسی قوانین شهرسازی را بر عهده دارد. هدف‌های اساسی شورای عالی شهرسازی برگزیدن سیاست همگانی شهرسازی و هماهنگ کردن برنامه‌های شهرسازی با برنامه‌های عمرانی؛ بررسی و تصمیم گیری درباره جلوگیری از گسترش بی رویه شهرها تا زمانی که طرح جامع برای آنها تهیه نشده است و تهیه نقشه جامع برای شهرهای کشور و اجرای طرح‌های نام برده برای آن شهرها.

آشنایی با برخی مفاهیم و اصطلاحات رایج شهری :

سعی گردیده تا با تعریف جامع و مختصر از برخی مفاهیم و اصطلاحات رایج در رابطه با شهر و شهرسازی (برنامه ریزی شهری)، شهروندان را با مسایل تخصصی شهری آشنا نمود.


شهر :
تعاریف و برداشت های مختلفی از شهر وجود دارد که دارای تشابهات و تفاوت هایی است. طبق ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری ایران، شهر، محلی (مکانی) است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخص واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگی های خاص خود است، به طوری که اکثریت ساکنان دایمی آن در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، خدمات و فعالیت های اداری اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری از خودکفایی نسبی برخوردارند. شهر کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه نفوذ پیرامون خود بوده و حداقل دارای ده هزار نفر جمعیت است. یا مکان تجمع عده کثیری از مردم با سلایق، افکار، رفتار و... متفاوت می باشد. از نظر کالبدی، شهر جایی است که دارای ساختمان های بلند، خیابان ها، پارک ها، ادارات، زیرساخت ها و تاسیسات شهری و... می باشد. در بعد اقتصادی نیز شهر جایی است دارای وجه غالب اشتغال صنعتی، خدماتی و سبک مصرف و زندگی یا شیوه تولید متفاوت از روستا است. یکی از انواع تعریف های رایج از شهر، تعریف عددی آن است. به نحوی که در ایران تا سال65 شهر را مکانی می گفتند که جمعیت آن بیش از 5 هزار نفر باشد و از آن تاریخ به بعد، شهر به جایی گفته می شد که دارای شهرداری باشد

شهرسازی :
به مجموعه روشها و تدابیری گفته می شود که متخصصان امور شهری به وسیله آن شهرها را بهتر می سازند. یا به عبارتی شهرسازی یعنی مطالعه طرح ریزی و توسعه شهرها با در نظر گرفتن احتیاجات اجتماعی و اقتصادی با توجه به حداقل رساندن مشکلات شهری و پاسخ گویی به نیازهای عمومی جمعیت شهری. شهرسازی یک کار گروهی و یک کوشش دسته جمعی با شرکت متخصصین علومی است که به نحوی در زمینه مسایل شهری می توانند به مطالعه بپردازند و در جهت بهبود، توسعه و به طور کلی وضع آینده آنها به تعیین برنامه مبادرت کنند.


مدیریت شهری :
عبارت از اداره امور شهربه منظور ارتقای مدیریت پایدار مناطق شهری، با در نظر داشتن و پیروی از اهداف، سیاست های ملی، اقتصادی و اجتماعی کشور. یا مدیریت شهری به عنوان یک چارچوب سازمانی توسعه شهر، به سیاست ها، برنامه ها، طرح ها و عملیاتی اطلاق می شود که بتوانند رشد جمعیت را با دسترسی به زیرساخت های اساسی؛ مانند مسکن و اشتغال مطابقت دهند.


طرح ریزی شهری :
عبارت از مطالعه کیفیت فضاها، کیفیت فیزیکی طرح ها، ارایه طرح های فیزیکی از فضاها و شناخت کیفیت فیزیکی شهری. بوجود آوردن مجموعه های فیزیکی است که در آن بیشتر به کیفیت فضاها و کیفیت فیزیکی طرح ها توجه می شود. در طرح ریزی شهری، روش های تحلیل بصری فرم های شهری بی اندازه موثرند. هدف طرح ریزی شهری جستجوی کیفیات زیبایی بصری از فرم شهری است که بر اساس مصرف اراضی پیش بینی شده در برنامه ریزی شهری قرار دارد. سیاست هایی را که شهرداری ها در رابطه با ضوابط ساختمانی شهر اعمال می نمایند، می توان جزئی از طرح ریزی شهری دانست. طرح ریزی شهری بیشتر با عوامل زیبایی شهری سروکار دارد. یکی از جنبه های مطالعاتی، جنبه کیفی عوامل فرهنگی و اجتماعی شهر است.


سیما و منظر شهر :
سیمای شهری تمام عواملی از شهر را که به دیده می آید و چشم قادر به تماشای آن است؛ یعنی تمام این عواملی که به صورت انفرادی و خاصه در حالتی که به صورت پیوسته و دسته جمعی عمل می کند. از جمله نکاتی که درباره سیمای شهر می توان گفت این است که به دیده آید، به ذهن سپرده شود و سبب شادی و نشاط گردد. منظر شهری نیز هنر یکپارچگی بخشیدن بصری و ساختاری به مجموعه ساختمان ها، خیابان ها و مکان هایی است که محیط شهری را می سازند. منظر شهری چیزی بیش از مجموعه ساختمان ها و فضاهای غیر ساخته شده است. دو مفهوم سیما و منظر شهری اکثراً به یک معنا و مفهوم و با هم به کار برده شوند.


طراحی شهری :
طراحی شهری تأکید بر کیفیت محیطی عرصه های جمعی و سامان بخشی کالبدی این عرصه ها در جهت ارتقاء کیفیت عملکردی، تجربی، زیباشناختی و زیست محیطی دارد. با کیفیت کالبدی و فضایی محیط سروکار دارد. عبارت از هنر طراحی شهر به صورت سه بعدی، که فعالیت آن در حوزه ای میان معماری، منظر شهری، مهندسی و برنامه ریزی قرار می گیرد. طراحی شهری به صورت فرایندی انسانی در می آید که با بهبود کیفیت کالبدی محیط زیست سروکار دارد. طراحی شهری به طراحی شهرها بدون طراحی ساختمان ها می پردازد که در اینجا مقصود فضاهای عمومی است. یا اینکه حوزه طراحی شهری اساساً فضای بین ساختمان ها را شامل می شود و پیداست که فضای عمومی بین ساختمان ها عموماً خیابان ها و میدان ها است که همان فضاهای عمومی است.


طرح هادی شهری :
طرح هادی طرحی است برای گسترش آتی شهر و نحوه استفاده از زمین های شهری برای عملکردهای مختلف به منظور حل مشکلات حاد و فوری شهر و ارایه راه حل های کوتاه مدت و مناسب برای شهرهایی که دارای طرح جامع نیستند. در واقع اصول کلی توسعه شهرها و هدایت این توسعه را مورد توجه قرار می دهد. آنچه در طرح های جامع شهری بایستی مورد مطالعه ریز قرار گیرد، در طرح هادی به صورت کلی تری مطرح می گردد. از طرح های هادی می توان به عنوان راهنمای توسعه شهر نام برد. این طرح ها از سال 1334 به صورت طرح های گذربندی و شبکه بندی برای شهرها در کشور شروع گردیدند. معمولاً برای دوره زمانی ده ساله و برای شهرهای کوچک و یا شهرهای که کمتر از 25000 نفرجمعیت دارند، تهیه می شود. بیشتر برای شهرهایی تهیه می گردند که فاقد طرح جامع بوده و یا امکان اجرای طرح جامع در آنها فراهم نشده است. طرح هادی دارای سابقه طولانی تری نسبت به طرح های جامع بوده و توسط وزارت کشور تهیه شده که با تشکیل دفاتر فنی استانداری ها، وظیفه تهیه طرح های هادی در هر استان به عهده این دفاتر واگذار گردیده است.


طرح جامع شهری :
به منظور تدوین برنامه و تعیین جهات توسعه شهر و تأمین نیازمندی های آن بر مبنای پیش بینی ها و اهداف توسعه شهری تهیه می شود. طرح جامع شهر، عبارت از طرح بلند مدتی است که در آن نحوه استفاده از اراضی و منطقه بندی مربوط به حوزه های مسکونی، صنعتی، خدماتی، اداری و... ، تأسیسات و تجهیزات شهری و نیازمندی های عمومی شهری، خطوط کلی اتباطی و سطح لازم برای ایجاد تأسیسات، تجهیزات و تعیین محدوده های نوسازی، بهسازی و... تعیین می شود. بیشتر در مورد شهرهای بزرگ و شهرهایی که بیش از 25000 نفر جمعیت دارند تهیه می گردد. در واقع به شکل برنامه راهنما عمل می کند یا به شکل سیستمی است که خط مشی اصولی و کلی سیاست های شهری را تعیین می کند. طرح جامع را می توان منطقی جهت انتخاب الگوی صحیح استفاده از اراضی شهری دانست. روش انجام طرح جامع عبارت از مطالعه وضع موجود، تجزیه تحلیل و نتیجه گیری از وضع موجود، تعیین اهداف و اولویت ها، انجام پیش بینی های لازم، ارایه طرح ها و برنامه های توسعه شهری و اجرای آنها می باشد. در واقع طرح های جامع در دو مرحله تهیه می شوند. مرحله اول شامل انجام بررسی ها، شناخت وضع موجود شهر مانند مطالعات جغرافیایی، اقلیمی، تاریخی و بررسی ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی شهر و در بخش آخر این مطالعات جمع بندی و تجزیه و تحلیل می باشد. در مرحله دوم، طرح کالبدی شهر و گزارش های مربوطه ارایه می شود. پس از انقلاب نام طرح های جامع به طرح های توسعه و عمران و حوزه نفوذ شهرها تغییر یافت. به دلایلی نیز مراحل کار نیز از دو مرحله به چهار مرحله افزایش یافت. ویژگی های عمده این طرح ها در معطوف نمودن توجهات به مباحث توسعه و عمران شهری به جای توجه صرف به بحث های کالبدی و نیز توجه به حوزه نفوذ شهرها می باشد.


طرح تفصیلی :
طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع، نحوه استفاده از زمین های شهری را در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان تراکم جمعیت، تراکم در واحدهای شهری، اولویت های مربوط به مناطق بهسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می شود. به دنبال طرح جامع و به منظور انجام برنامه های اجرایی تصویب شده این طرح تهیه می گردد. طرح تفصیلی در حقیقت تنظیم برنامه ای مفصل و انجام اقدامات جزء به جزء در مناطق و محلات شهری و طراحی آنها است. شامل چهار مرحله است:
مرحله بازشناسی 
مرحله تثبیت برنامه ها و طرح های اجرایی 
مرحله تشخیص و تعیین اولویت ها 
مرحله انجام و اجرای محتوای طرح و کاربرد اراضی 
سابقه تهیه طرح های جامع و تفصیلی به حدود سال های 47-46 برمی گردد. سازمان مسئول تهیه طرح های جامع و تفصیلی وزارت مسکن و شهرسازی است. این طرح ها در ابتدا برای شهرهایی که طرح جامع آنها به تصویب رسیده بود انجام پذیرفت. پایه و اساس فکر تهیه طرح های تفصیلی در دهه 50 از آن زمان آغاز شد که شهرداری ها در مواجهه با طرح های جامع، به لحاظ کلی بودن مطالعات، امکان پیاده نمودن و اجرای دقیق آن را فراهم نمی دیدند.


محدوده شهر :
برای انجام خدمات و فعالیت های شهری و اقدام در جهت تأمین ساختمان ها، فضاهای شهری و برنامه های عمران شهری حدودی لازم است که بتوان در آن حدود به انجام خدمات شهری و برنامه ریزی در زمینه این خدمات پرداخت. لذا، حدودی را برای این خدمات تعیین می کنند و معمولاً این حدود از طرف مسئولین امور شهری و شهرداری ها مشخص می شود تا بتوان در یک برنامه زمانی مشخص به نوسازی و گسترش شهر پرداخت و خدمات شهری مورد نیاز آن را اعم از برق، آب، تلفن، مسکن، فضای سبز و ... تأمین کرد. این حدود را معمولاً محدوده شهر می گویند. اما در صورتی که شهر در تمام این محدوده گسترده نشده و تنها در قسمت هایی از آن توسعه یافته باشد، مقدار اراضی ساخته شده را در داخل این محدوده شهری، محدوده ساخته شده شهر گویند. در واقع محدوده ساخته شده شهر عبارت از مساحت محدوده شهر منهای اراضی ساخته نشده در داخل این محدوده. همچنین در جهت توسعه های بعدی شهر در مراحل زمانی آینده در اطراف محدوده شهرها حدودی دیگر تعیین می شود که به حریم شهر معروف است. در حقیقت این اراضی جهت گسترش های آتی شهر در نظر گرفته می شوند. حریم شهر را می توان همان خط کمربندی شهر نیز در نظر گرفت.


منطقه بندی :
چگونگی تقسیم و تخصیص اراضی شهر به فعالیت ها و کاربری های مختلف و مهمترین ابزار برای سامان دادن به نظام کاربری زمین محسوب می گردد. ضوابط منطقه بندی نقش اساسی در توزیع و تقسیم کاربری های مختلف و نسبت آنها به یکدیگر دارد و در نتیجه ارتباط تنگاتنگی با موضوع سرانه های کاربری زمین پیدا می کند. یا می توان گفت منطقه بندی عبارت از تقسیم کالبد یک جامعه شهری به منطقه ها برحسب نحوه استفاده از آن در اراضی حال و آینده به منظور نظارت و هدایت عمران اراضی. اصل اساسی در منطقه بندی آن است که شهر به بخش یا منطقه های مختلف تقسیم شود و هر منطقه در جهت اهداف صحیح و درست در موقعیت مکانی مناسب مورد استفاده قرار گیرد.


کاربری زمین :
استفاده از زمین برای کاربردهای مختلف و تعیین مکان استقرار فعالیت ها است. البته تنها تقسیم زمین و تدوین مقررات استفاده از آن مدنظر نیست، بلکه تمام عوامل موثر در کاربری زمین (اقتصادی، اجتماعی، منافع عمومی، محیط زیست، ایمنی، مدیریت و... ) مورد مطالعه قرار می گیرد. 
یکی از محورهای اصلی برنامه ریزی شهری، برنامه ریزی کاربری زمین است. موضوع اصلی در برنامه ریزی کاربری زمین، نحوه تخصیص زمین به کاربری های مختلف و هماهنگ کردن آنها با یکدیگر است.


سرانه های شهری :
یکی از ابزارهایی است که در فرایند برنامه ریزی کاربری زمین، برای محاسبه و برآورد اراضی و توزیع آن میان فعالیت ها یا کاربری های مختلف به کار می رود. در واقع سرانه کاربری زمین به عنوان نوعی معیار و شاخص کمی برای سنجش و مقایسه تغییرات کاربری در جریان زمان مورد استفاده قرار می گیرد. سرانه کاربری زمین تبلور و بیان کمی مجموعه سیاست ها، روش ها و الگوهایی است که برای تعیین انواع کاربری ها، تقسیم اراضی، توزیع فضایی فعالیت ها، ضوابط منطقه بندی، تدوین استانداردهای کاربری و غیره به کار گرفته می شود. امروزه بسیاری از مفاهیم فوق نظیر برنامه ریزی شهری، شهرسازی، مدیریت شهری، طراحی شهری، طراحی منظر و... به عنوان رشته های تحصیلی در دانشگاه های معتبر وجود داشته و متخصصان مختلفی از این علوم در سازمان های ذیربط نظیر وزارت کشور، مسکن و شهرسازی، سازمان مدیریت، استانداری ها، شهرداری ها، مهندسین مشاور شهرسازی و معماری مشغول فعالیت بوده و در روند توسعه شهرها تأثیر گذار هستند.

http://ashabidesigns.blogfa.com/cat-23.aspxمنبع




طبقه بندی: رشته شهرسازی، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
مرتبه
تاریخ : جمعه 16 تیر 1391
نوسازی شهری در تولوز
در چند دهه گذشته، تولوز از خود نماد شهری فعال را به نمایش گذاشته است. چنین رشد و پیشرفتی همواره در تعامل و همگونی با زندگی ساکنین بوده است.
 تولوز، شهری در جنوب غربی فرانسه بر ساحل رود گارون و یکی از مراکز صنایع پیشرفته اروپا است. این شهر در حد فاصل دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس قرار گرفته است. فاصلعه این شهر تا پاریس 730 کیلومتر است. تولوز، چهارمین شهر بزرگ فرانسه می باشد. 

در چند دهه گذشته، تولوز از خود نماد شهری فعال را به نمایش گذاشته است. چنین رشد و پیشرفتی همواره در تعامل و همگونی با زندگی ساکنین بوده است.

این شهر میراث فرهنگی گذشته و حال خود را که دوستداران فراوان دارد، پاس می دارد. شهر تولوز گنجینه ای از میراث فرهنگی بی بدیل را در خود حفظ می کند. از جمله موزه ها، سالن های نمایش و تئاترهای گوناگون. گروه معماری A.B.A با همکاری گروه Cot طرحی را به منظور نوسازی بخشی از منطقه مسکونی تولوز ارائه داده است. این مجموعه مسکونی، متا-بلوک نام دارد. در طراحی متا-بلوک به بعد اجتماعی توجه ویژه ای شده است.



توجه به رفاه فیزیکی و روانی ساکنان، برای یک نوسازی شهری مطلوب، امری اساسی است. نوسازی شهری می تواند هم رفاه مجدد ساکنان اصیل یک محله را بعد از تغییرات فراهم سازد و هم می تواند موجب جابجایی آن ها به سایر نقاط شهر شود. این گروه همچنین در طرح خود به مسئله اعیان سازیو بازخوردهای آن نیز توجه داشته اند. اعیان سازی، تغییر و تحول در محدوده ای از شهر است که با نقل مکان ساکنین آن به محلات دیگر همراه می باشد. 



این تغییرات اغلب منجر به دگرگونی فرهنگ و هویت محله ای می شود. اعیان سازی می تواند در اثر اقدامات سرمایه گذاری توسط دولت یا گروه های محلی در بافت های فرسوده شهری روی دهد. 



این اقدامات افزایش قیمت املاک و به تبع آن افزایش درآمد دولت ناشی از افزایش مالیات ها را در پی دارد. در عین حال، ابعاد مثبتی نیز برای ساکنین محله وجود دارد که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد: با افزایش تعداد ساکنان، میزان تبادلات اقتصادی در محله افزایش می یابد. این امر موجب رشد فعالیت های اقتصادی و شکل گیری فعالیت های اقتصادی جدید و به تبع آن اشتغالزایی برای ساکنان محله می شود.



وقتی که در محله ای فرآیند اعیان سازی به وقوع می پیوندد، تعداد واحدهای خالی از سکنه به شدت کاهش می یابد. زیرا تقاضا برای مسکن بیشتر می شود. با توجه به موارد فوق، متابلوک می تواند به عنوان یک جهش معاصر در یک بافت سنتی عمل کند.






منبع: سایت خبری تحلیلی معماری نیوز
کلیدها , نوسازی شهری



طبقه بندی: بررسی جهانی شهرسازی،  رشته شهرسازی،  تحلیل موضعی، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
آرشیو مطالب
نظر سنجی
اگر شهر و تمدن دارای ریشه مشترك باشند. آیا میتوان گفت :”متمدن شدن“ به معنای ”شهری شدن“ است؟




صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ