تبلیغات
WIMIFIRE - مطالب تحلیل موضعی

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 22 تیر 1391

فرسودگی شهری 
فرسودگی شهری
[i] شكلی از پدیده عام فرسودگی است كه در ساختمان‌ها، شبكه دسترسی و زیرساخت‌های شهر رخ می‌دهد. فرسودگی نتیجه سست شدن پیوندهای بین عناصر تشكیل دهنده یك پدیده از نظر پیوستگی مولكولی، استحكام، جلای ظاهری، توان عملكردی تعیین شده برای آن و ... است. در فرسودگی شهری استحكام ساختمان‌ها، شبكه‌های تأسیسات زیرساختی، معابر و پل‌ها عبور و مرور در اثر گذشت زمان یا تخریب، كاهش شدید می‌یابد و گاه برای استفاده مناسب نیستند.

فرسودگی ساختمان‌های شهری در مقیاس‌های دانه‌ای، محلات، مناطق یا كل یك شهر قابل رخداد و مشاهده است.  همانند هر پدیده دیگری، شهرها نیز در طول زمان با پدیده طبیعی فرسودگی مواجه هستند. گذشت زمان و تأثیرات مخرب عوامل طبیعی نظیر بارش، رطوبت و جریان باد، و عوامل انسانی نظیر استفاده نا مناسب، تخریب عمدی و عوامل اجتماعی نظیر تغییرات اجتماعی و فرهنگی و رشد فن‌آوری موجب استهلاك و فرسودگی ساختمان‌ها، شبكه‌ها و سیمای ظاهری شهرها و عدم تناسب ساختار موجود با نیازهای جدید می‌شود. این پدیده طبیعی همواره با مراقبت جامعه از كالبد شهرها و تعمیر یا نوسازی و بازسازی ساختمان‌ها و شبكه‌های شهری قابل كنترل بوده است. ساختمان‌ها، شبكه‌ها و تأسیسات عمومی شهری نیازمند مراقبت و تعمیرات منظم هستند و كوتاهی در این زمینه منجر به فرسودگی و نا كار آمدی آنها در برآوردن نقش‌های تعیین شده می‌شود. آنچنان كه در شهرهای مختلف جهان مشاهده شده، انواع فرسودگی‌های یادشده در بخش‌هایی از شهر توآم با یكدیگر بروز می‌كنند و محدوده‌هایی شامل ساختمان‌ها، تأسیسات و تجهیزات و شبكه‌های فرسوده شكل می‌گیرد. بافت‌های فرسوده[ii] اصطلاحی مناسب برای معرفی این بخش از شهرهاست.

فرسودگی شهری نتیجه فرایند طبیعی فرسودگی در شهر و كوتاهی جامعه و اشخاص در جلوگیری از این فرایند طبیعی یا تعمیر و نوسازی فرسودگی‌ها است. عوامل اخیر كه عمدتاً اقتصادی و اجتماعی هستند، سرعت فرسودگی شهری را تشدید می‌كنند.

 

عوامل مؤثر بر فرسودگی شهری

فرسودگی شهری نتیجه عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی است. در اینجا فرسودگی شهری فرایندی طبیعی در نظر گرفته می‌شود كه باید در طول زمان با مراقبت بیشتر و اقدامات بهسازی، نوسازی و بازسازی از گسترش آن جلوگیری شود. اجتناب ناپذیر بودن فرسودگی شهری ایجاب می‌كند كه علل رها شدن كالبد و فضای شهری در فرایند فرسودگی را در شرایط اقتصادی و اجتماعی شهرها و علل افت انگیزه ساكنان برای نجات شهر از فرسودگی جستجو كرد. فرسودگی شهری نتیجه دخالت عوامل گوناگونی است. این عوامل می‌توانند شامل گذشت زمان، ضعف برنامه‌ریزی، فقر، بی انگیزگی اجتماعی ساكنان، خطوط قرمز قانونی، حومه‌نشینی و شكاف طبقاتی در شهر باشند. هر یك از این عوامل به تنهایی منجر به فرسودگی وسیع در شهرها نمی‌شوند ولی در كنار یكدیگر آن را تشدید می‌كنند.

گذشت زمان: شهرها مركب از اجزاء و عناصری فیزیكی است كه با گذشت زمان دچار استهلاك و فرسودگی می‌شوند. اجزاء نرم و اجتماعی شهرها نیز در طول زمان دچار تغییر میشوند. عدم همراهی تغییرات این دو بعد سخت و نرم شهری كه یكی میل به زوال و دیگری رو به تكامل دارد، موجب بروز ناسازگاری و عدم انطباق بین نیازهای اجتماعی و ظرفیت‌ها و كارایی فیزیكی شهرها می‌شود. مشكل بافت‌های فرسوده و قدیمی از این عدم انطباق نشأت می‌گیرد. فرسودگی شهری فرایندی طبیعی و غیر قابل اجتناب است ولی شهرها در طول حیات خود همانند بسیاری از موجودات زنده دیگر سعی در جوان ماندن دارند. تعمیر و بهسازی ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها و نوسازی برای انطباق با شرایط جدید نمونه‌هایی از تلاش شهرها برای جوان ماندن است.

برنامه‌ریزی شهری: برنامه ریزی شهری در دو زمینه مهم كاربری زمین و شبكه دسترسی به مداخله در شهر كمك می‌كند. منطقه بندی شهری و تخلیه مراكز فعالیتی و اقتصادی از مراكز شهری سنتی به خارج از شهرها منجر به جابجایی جمعیت كارگر به منطقه جدید و سرمایه گذاری برای ساخت واحدهای مسكونی و شبكه‌های جدید در خارج از مناطق قدیمی می‌شود. این تغییر موجب فرسودگی روز افزون واحدهای مسكونی قدیمی و متروك شدن آنها یا سكونت ساكنانی كم درآمد در آنها می‌شود. توسعه حمل و نقل عمومی و گسترش شهر بصورت افقی و پراكنده‌روی در خارج از شهرها به شكل حومه نشینی نیز با جابجایی جمعیت و خروج آنها از مراكز شهری در برخی شهرها موجب تشدید فرسودگی شهری شده است. این وضعیت در شهرهای آمریكایی و اروپایی بیشتر رخ داده است.

فقر شهری: هزینه‌بر بودن تعمیر و نوسازی واحدهای مسكونی یا شبكه‌های دسترسی و تأسیسات زیربنایی در شهرها از عوامل اصلی در كاهش انگیزه ساكنان بافت‌های فرسوده برای تعمیر و نوسازی است. فقر شهری در هر دو زمینه اقتصادی و اجتماعی و نیز دشواری دسترسی به خدمات عمومی از جهات مختلف موجب فرسودگی شهری میشوند. ساكنان اولیه بافت‌های فرسوده با انگیزه‌های مختلفی نظیر محدودیت دسترسی به خدمات عمومی و مشكلات حمل و نقل با وسایل جدید در بافت‌های سنتی با فرسودگی غالب واحدهای مسكونی از محل اقامت خود در این مناطق فرسوده كوچ میكنند. به جای آنها ساكنان جدید كه قادر به هزینه اندكی برای خرید یا اجاره خانه هستند به این مناطق فرسوده جذب میشوند. این گروه نیز قادر به تعمیر یا نوسازی واحدهای مسكونی نیستند. از طرف دیگر انگیزه پائین برای نوسازی نتیجه فرهنگ و انتظارات پائین ساكنان نیز است. این وضعیت اجتماعی در كنار سایر عوامل حلقه‌های فقر شهری را برای فرسودگی شهرها كنار یكدیگر جمع میكند. بنا بر این فقر شهری از ابعاد مختلف نتیجه مهمی در فرسودگی شهری دارد.

تبعیض نژادی: در شهرهای آمریكایی و اروپایی و برخی شهرهای استعماری در آفریقا و آسیا، تبعیض نژادی در تشدید فرسودگی مناطق سكونت نژادهای اقلیت و مطرود جامعه مؤثر بوده است. بیكاری بالا و درامد اندك ساكنان در این مناطق مانع از تعمیر و نوسازی واحدهای مسكونی توسط ساكنان یا شبكه‌ها توسط بخش عمومی جامعه می‌شد. گتوهای شهری نمونه‌هایی از بافت‌های فرسوده شهری هستند كه در شهرهای آمریكا و اروپا بیشتر دیده شده ‌اند.

تغییر ساختار اقتصادی: پس از انقلاب صنعتی، صنایع شهری به سرعت بیشترین سهم را در جامعه كارگری شهرها به خود اختصاص دادند. بر این اساس اشتغال صنعتی به منبع اصلی درآمد و فعالیت در شهرها تبدیل شد. بالا بودن درآمد در این بخش موجب رشد بخش خدمات نیز شد. با تغییر ساختار اقتصادی برخی شعهرهای صنعتی در آمریكا و اروپا و كاهش اهمیت بخش صنعت یا خروج صنایع از شهرها و انتقال به حومه‌ها، بخش قابل توجهی از جمعیت شهری نیز با بیكاری یا مهاجرت می‌شوند. در نتیجه ساكنان بیكار یا كم درآمد قدیم و جدید، ناتوان از تأمین هزینه‌های تعمیر و نوسازی خانه‌های خود به فرسودگی شهر كمك می‌كنند. بخشی از كالبد صنایع قدیمی نیز متروك مانده و به مشكلات بافت فرسوده شهری كمك كرده‌اند.

حومه نشینی: گسترش حمل و نقل خصوصی و كاهش مزایای حمل و نقل عمومی به همراه عوامل دیگری منجر به حومه‌نشینی گروه‌های درآمدی متوسط و بالا شد. این گرایش موجب مهاجرت جمعیت از بافت‌های قدیمی شهرها كه با مشكلات زیرساختی، دسترسی به خدمات و امنیت اجتماعی مواجه بودند به حومه‌ها شد. مساكن تخلیه شده مورد توجه اقلیت‌های نژادی و گروه‌های كم درآمد و مهاجرین قرار گرفتند. در نتیجه انگیزه تعمیر و نوسازی ساختمان‌ها در مردم و بخش عمومی كاهش یافت و فرسودگی شهری در این مناطق شدت ‌گرفت. این پدیده در شهرهای امریكای شمالی بیشتر تجربه شده است.

مدیریت شهری



[i] . Urban Decay

[ii] . Urban Decayed Area




طبقه بندی: بررسی جهانی شهرسازی،  عنوان یا طرح موضوع،  تحلیل موضعی، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 22 تیر 1391
رابطه انسان و محیط زیست خود همواره نشانگر کشاکش‌های متوالی آن دو برای ادامه حیات است. نخست حمله طبیعت، دوم ضد حمله انسان که طیفی از سوزاندن جنگل‌ها تا آلودگی شیمیایی جهان را در برمی‌گیرد. سوم صلح میان این دو خواه از طریق سازگاری انسان با طبیعت یا طبیعت با انسان و یا از طریق مصالحه. این روندی ازلی است. امروزه انسان به راحتی حمله و اشتباهات خود را تکرار می کند و دو انتخاب پیش رو دارد؛ یکی وارونه کردن پیشرفت علمی و فن‌آورانه که ممکن است و دیگری تکرار روند قدیمی و عاقلانه‌تر دستیابی به اهداف خود از طریق ایجاد توازنی تازه میان فعالیت‌هایش و طبیعت. (دکسیادس، 1377).
شهر اهواز مركز استان خوزستان یكی از شهرهای مهم كشور است كه تجربه و سابقه طولانی در شهرنشینی دارد. این اهمیت از تمركز بالای جمعیت و دسترسی مناسب به سایر مراكز جمعیتی در منطقه جلگه ای و كوهستانی خوزستان و تمركز سفره‌های نفت در محدوده این شهر در دوره معاصر ریشه می‌گیرد. محیط زیست شهر اهواز امكانات گوناگونی برای سكونت انسان‌ها و تدوام حیات شهرنشینی فراهم آورده است. این مطلوبیت زیست محیطی شامل نزدیكی به رودخانه پر آب كارون، نزدیكی به منابع سرشار نفت، همواری زمین، نزدیكی به مناطق كشاورزی و حاصلخیز اطراف شهر، امكان فعالیت، اشتغال و زندگی پرتحركی را برای شهروندان فراهم كرده است. در شرایط پایداری زیست محیطی شهری، انسان‌ها باید به اندازه‌ای كه از مواهب و داده‌های محیط بهره می‌گیرند، از آن نیز در برابر آسیب‌های حاصل از فعالیت‌های خود محافظت كنند. اما در شهر اهواز رابطه انسان و محیط زیست متقابل و دوستانه نبوده است. به گونه‌ای كه انسان‌های ساكن شهر در استفاده از محیط زیست و بی‌توجهی در نگهداری آن راه افراط پیش گرفتند. بررسی رابطه انسان و محیط در شهر اهواز نشانگر آثار مخرب فعالیت‌های انسان در عرصه محیط زیست شهر است. آلودگی آب رودخانه كارون در اثر ورود آشکار فاضلاب شهر به آن، آلودگی هوا در نتیجه فعالیت‌های حمل و نقل و صنایع نفتی، آلودگی خاك و منابع آب زیرزمینی در اثر نفوذ فاضلاب در خاك، نمونه‌هایی از آثار مخرب فعالیت شهرنشینان در محیط زیست شهر اهواز است. با توجه به وابستگی حیات شهرنشینی و تداوم آن به محیط زیست، بهبود رابطه بین انسان و محیط ضرورتی است كه دستیابی به آن نیازمند شناخت آسیب‌های وارد شده بر محیط زیست شهر و نیز شناخت نقاط آسیب پذیر محیط زیست شهر اهواز است. 
آسیب شناسی محیط زیست به مجموعه اقداماتی اطلاق می‌شود که برای شناخت حساسیت‌ها و شكنندگی‌های محیط زیست در برابر فعالیت‌های انسان، شناخت آسیب‌های واردشده به عناصر محیطی در نتیجه فعالیت‌های مختلف انسان و شناخت تأثیرات منفی محیط بر زندگی انسان انجام می شوند. در این فرایند، ظرفیت‌های محیط و نیز اقدامات ضروری برای حفظ آن در برابر فعالیت‌های انسان مورد توجه هستند.


ادامه مطلب
طبقه بندی: بررسی جهانی شهرسازی،  عنوان یا طرح موضوع،  تحلیل موضعی، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 22 تیر 1391

رضا احمدیان _ دکترای شهرسازی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

حمید محمدی ماکرانی _ دانشجوی دکترای شهرسازی

سیروس موسوی _ دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی شهری

 محل نشر: فصلنامه آبادی ، ش ۵۹ ، سال ۱۳۷۸

روستاها به واسطه کارکرد اساسی خود که تأمین كننده بسیاری از نیازهای زیستی، سکونتی و اقتصادی جامعه روستایی هستند، از خصیصه پویایی و تغییر دایمی برخوردارند. پویایی روستاها در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و فضایی قابل بررسی و ملاحظه است. این خصیصه از پویایی افراد و گروه های جامعه روستایی برای اعمال نگرش ها و علایق خود در ساخت کالبدهای فعالیت و شکل دادن به فضای مورد استفاده و تصمیمات در حال تغییر آنها برای رویارویی با عوامل محدود کننده تمایلات خود در شکل دادن به کالبد و فضای روستا ناشی می شود. بنابراین پذیرش پویایی و تغییر دایمی برای جامعه انسانی موجب الزام به پذیرش تغییرات دایمی و پویایی روستا (در ابعاد مختلف آن) است.

بافت كالبدی روستاها علاوه بر دخالت مستقیم افراد جامعه از عوامل محیطی نیز تأثیر می پذیرند. شدت تأثیرگذاری این عوامل گاه بواسطه توانایی های انسانی کاهش می یابد ولی همواره تأثیرات خود را بر شکل بندی کالبد و سازمان فضایی روستا حفظ می کند. خصوصیات کالبدی روستاها تحت تأثیر دو گروه کلی عوامل مرتبط با محیط یا طبیعت و انسان شکل می گیرد. روستاها تکامل و توسعه خود را طی دو فرایند مبتنی بر حرکت طبیعی یا ارگانیک و برنامه ریزی از پیش اندیشیده شده دنبال می کنند. در شکل نخست، روستاها براساس تعامل بین عوامل طبیعی و انسانی شکل می گیرند و تکامل می یابند. در این شکل گرچه برنامه ای شبیه آنچه در دوره معاصر در ادبیات برنامه ریزی روستایی درک می شود، وجود ندارد ولی انسانها براساس تجربه و خرد جمعی ، روستاها را به گونه ای که نیازهای آنها را تأمین  سازد، شکل می دهند. در مقابل حرکت تکاملی روستاها براساس برنامه ریزی اقتدارگرایانه، دارای تفاوت هایی اساسی با الگوی تکامل طبیعی است. در الگوی مبتنی بر برنامه ریزی، توسعه روستاها مبتنی بر شناخت نیازها، رعایت کمیات مطلوب فضایی برای تأمین نیازها، جامع نگری شرایط و نیازها و نگرش به آینده روستاها انجام  می شود. مهمترین تفاوت دو الگوی توسعه روستاها در استفاده از کمیات مطلوب فضایی است که عمدتاً نتیجه تلاش برنامه ریزان شهری برای هدایت منطقی و مطلوب توسعه شهری است. استفاده از این کمیات گرچه می تواند به تأمین  نیازهای روستاها کمک نماید ولی گاه در نقطه مقابل خواست و تمایل اجتماعی روستاییان و شرایط مطلوب زیست محیطی روستاها قرار می گیرد.

امروزه طرح هادی روستایی مهمترین ابزار مدیریت توسعه روستایی در ایران است. این طرح ها عمدتاً جنبه های کالبدی روستاها را مورد توجه قرار می دهند و بخش عمده قابل اجرا یا اجرا شده طرح های هادی روستاهای کشور نیز جنبه کالبدی دارند. گرچه در مورد سایر نیازهای روستاها نیز برنامه هایی تعیین می شود ولی کمتر اجرا می شوند. طرح هادی روستایی برگرفته از الگوی طرح هادی و جامع شهری است که دارای سابقه ای طولانی در ایران هستند. دخالت شهرسازان و افراد مرتبط با مباحث برنامه ریزی شهری در تهیه طرح هادی روستایی نیز بر غلبه رویکرد طرح های هادی و جامع شهری بر طرح های هادی روستایی افزوده است. به گونه ای که تلاش اندکی برای تعدیل رویکردهای پیش بینی و برآورد نیازها، طرح ریزی کالبدی، کمیات فضایی یا سرانه ها در طرح های هادی روستایی انجام می شود. این مساله سبب بروز مشکلاتی در هدایت توسعه روستاهای کشور شده است که ضرورت تعدیل روش در برنامه ریزی روستایی را مطرح ساخته است. طرح این ضرورت ، ریشه در تفاوت های بین شهرها و روستاها در زمینه نیازهای فضایی، شرایط اجتماعی، زیست محیطی و تعاملات بین جوامع انسانی و محیط های طبیعی تحت تصرف آنها دارد. بنابراین استفاده از شرایط و مقتضیات روستاها برای برنامه ریزی آنها ضرورتی است که در فرایند و رویکرد تهیه طرح هادی روستایی تاکنون فراموش مانده است. استفاده طرح هادی از الگوها و کمیات مطلوب رایج در برنامه ریزی های شهری که در نتیجه تجربه آنها در محیط های شهری بسط یافته اند، نشانی از این فراموشی است.

بافت های روستایی حاوی اطلاعات مفیدی برای ارزیابی میزان تأثیرپذیری فرایند شكل گیری و توسعه طبیعی كالبد روستاها از عوامل مختلف محیطی ـ اقلیمی، اقتصادی و اجتماعی ـ فرهنگی هستند که در بسیاری از روستاهای كشورنیزحضورو تداوم دارند. تا به امروز بافت های مسكونی روستاها، عمدتاً در انطباق با خصوصیات محلی همان روستاها شكل می گرفتند، استفاده از مصالح ساختمانی مناسب در اقلیم مختلف سرد و معتدل و گرم برای مقابله با مشكلات آب و هوایی، تبعیت ازمنابع آب ( چشمه، قنات، آب انبار ) در تمركز مراكز عملكردی مختلف، میل به تمركز در زمینهای نامناسب برای كشاورزی در روستاهایی كه كشاورزی گسترش بیشتری دارد، ساخت واحدهای مسكونی دو طبقه و محدود شدن وسعت حیاط در روستاهای شیب دار دامنه‏ای، نمونه‏هایی محدود ولی شایع از تأثیرپذیری خصوصیات كالبدی روستاها از عوامل مختلف محلی در كشور است. این واقعیات بهترین راهنما برای تعیین ضوابط مطلوب برنامه ریزی کالبدی روستاهاست. شناخت این واقعیات و استخراج قانونمندیهای مرتبط با آنها و پردازش یافته های بدست آمده به عنوان اصولی کلی در کنار اصول شهرسازانه و معمارانه برای توسعه کالبدی روستاها، سبب پرورش ضوابطی مطلوب برای هدایت توسعه کالبدی روستاها می شود.

با درك این مسائل و ضرورت مصون ساختن برنامه‌ریز ی روستایی از اسلوب‌های برنامه‌ریزی صرف شهری، و با هدف انطباق  مبانی و رویكردهای ذاتی روستاها براساس ویژگی های روستاها، تاكنون بررسی های مختلف و متعددی برای استخراج و كشف این الگوهای نسبتاً عام در شكل گیری و تكامل بافت های روستایی انجام شده است و نتایج قابل توجهی نیز بدست آمده است.

حاصل مطالعات انجام شده، شناسایی مجموعه ای از الگوهای عام تجربه شده در شكل گیری و توسعه كالبدی روستاهای كشور است كه ساكنان در ساخت و توسعه كالبد روستای خود بكار گرفته اند. بسیاری از این الگوها نتیجه وجود یك عامل قوی اثرگذار در روستا است. عوامل اقلیمی، اقتصادی و اجتماعی ـ فرهنگی جزء مهمترین عوامل موثر در شكل گیری الگوهای بافت روستایی محسوب می شوند كه بیشترین تنوع الگوهای بافت روستایی موجود را بوجود آورده‏اند. بطور قطع و یقین نمی توان بین این عوامل از نظر میزان تاثیرگذاری آنها در شكل‏گیری الگوها، ارزش‏گذاری مشخصی انجام داد. اهمیت و قدرت تاثیرگذاری هریك از این عوامل در تك تك روستاها، بطور مناسب تری قابل اولویت‏بندی است.

 

خصوصیات كالبدی مورد مطالعه

در این مطالعه خصوصیات كالبدی روستا شامل مجموعه ابعاد فیزیكی و قابل مشاهده و اندازه گیری بافت روستاهاست كه نتیجه دخالت عوامل تأثیر گذار طبیعی و انسانی در فضایی تعاملی هستند. در این تحقیق چهار شاخص كالبدی روستاها شامل نظام كاربری زمین، الگو و سازمان شبكه معابر، الگوی معماری و ساخت و ساز و نظام شكل‌گیری محله‌ها و مكانیابی مراكز محلات مورد توجه قرار گرفته است. اهمیت بررسی این خصوصیات عمدتاً از اهمیت آنها در مطالعات طرح هادی روستایی و تأثیر این خصوصیات در حیات روستاها و روستائیان ناشی میشود. در الگوی كنونی طرح هادی روستایی، تلاش برنامه‌ریزان طرح‌ها بیشتر بر این حوزه‌ها متمركز است و عمده برنامه‌ریزی‌ها و پیشنهادات مشاوران در این طرح‌ها نیز در این حوزه‌هاست. به علاوه بیشترین تغییرات ناشی از اجرای طرح‌های هادی نیز در حوزه‌های كالبدی یاد شده انجام می‌شوند. در طرح بافت شناسی روستایی كشور نیز بر این بخش از خصوصیات كالبدی روستاها تمركز شده است.

 

عوامل مؤثر درشکل گیری خصوصیات كالبدی روستاها

مجموعه خصوصیات كالبدی یادشده در روستاهای كشور متأثر از مجموعه‌ای از عوامل گوناگون محیطی، اجتماعی و اقتصادی است كه هر یك با شدت و ضعفی متفاوت از این عوامل تأثیر می‌پذیرند. با وجود دشواری های متعدد، درخصوص ارائه نظامی یکسان از تأثیر گذاری عوامل و تأثیر پذیری خصوصیات بافت كالبدی روستاها، می‌توان سه گروه عوامل طبیعی، اجتماعی و اقتصادی را با در بر گرفتن عوامل  متنوع فرعی، برای تشریح فرایند شكل‌گیری و تكامل خصوصیات كالبدی روستاها از یكدیگر تفكیك كرد. در ادامه عوامل گوناگون تحت پوشش هر یك از گروه‌های یاد شده معرفی می ‌شوند.

عوامل طبیعی: این عوامل در ارتباط با محیط طبیعی در روستاها هستند و جامعه روستایی كنترل بسیار كمی بر آنها دارند. در این تحقیق طبیعیت شامل زمین، هوا و آب است و عوامل نشأت گرفته از این محیط‌ها به عنوان عوامل طبیعی یا محیطی تلقی میشوند. عوامل و عناصر آب و هوایی، شكل و ناهمواری زمین، الگوی شبكه آب‌های سطحی و وضعیت رطوبت و بارندگی و اشكال آن، وضعیت پراكندگی منابع آب سطحی و الگوی دسترسی به منابع آب زیر زمینی برخی از عوامل محیطی و طبیعی مؤثر در وضعیت كالبدی روستاهاست.

عوامل اجتماعی: اجتماع انسانی در هر سكونتگاهی چه بر اساس دیدگاه‌های تجربی و چه بر اساس برنامه‌ریزی‌های جدید، در بر خورد با محیط و تأمین نیازهای خود در محیط دارای تمایلات و علایقی است كه آنچه می سازد نتیجه تقابل علایق فردی و اجتماعی با محدودیت‌ها یا تسهیلات محیط طبیعی است. در روستاها نیز جامعه روستایی برای استفاده از زمین، ایجاد شبكه معابر، مكانی یابی كاربری‌های مختلف و ساخت و ساز از تسهیلات محیط استفاده و محدودیت‌های آن را تحمل می‌كنند یا برطرف می‌سازند. عوامل اجتماعی به برخی خصوصیات فكری، فرهنگی،آدابی و عرفی جامعه انسانی اشاره دارد كه در فرایند شكل ‌گیری و تكامل خصوصیات كالبدی روستا مؤثر هستند. بطور خاص، قومیت و روابط خویشاوندی، دین و مذهب، پایگاه اجتماعی، فرهنگ زندگی و میزان دانایی از زمره عوامل اجتماعی هستند كه در این تحقیق مورد توجه بودند.

عوامل اقتصادی: اقتصاد فردی و اجتماعی بخشی از خصایص اجتماعی هستند كه عمدتاً با روحیات و خصوصیات فردی و اجتماعی در ارتباطند. این خصوصیات به دلیل وجوه تمایز زیاد با سایر عوامل اجتماعی نظیر خصوصیات مذهبی، عرفی و آدابی افراد قابل تفكیك در یك گروه مشخص هستند. گرچه جایگاه عوامل اقتصادی از شفافیت عوامل طبیعی نسبت به عوامل اجتماعی برخوردار نیست. در این تحقیق وضعیت درآمدی، نوع فعالیت تولیدی و خدماتی، نوع شغل و منابع اقتصادی در دسترس از زمره عوامل مورد توجه بودند.

در این تحقیق تأكیدی بر یك گروه خاص از عوامل طبیعی، اجتماعی و اقتصادی نیست و استفاده از معیارهای اقلیمی در تعیین جامعه نمونه تنها به دلیل وجود اطلاعات كافی از پهنه‌های اقلیمی در كشور و ارتباط تنگاتنگ این عوامل و بسیاری از ابعاد كالبدی روستاها بخصوص، جهت گیری واحدهای مسكونی و شبكه معابر، نوع مصالح ساختمانی مورد استفاده و روش ایجاد تهویه در مساكن و مانند آن است. به علاوه در انتخاب روستاهای نمونه با استفاده از معیارهایی مرتبط با عوامل مورد نظر، استخراج قانونمندی‌های مرتبط با سایر عوامل غیر طبیعی در كالبد روستاها تا حدودی تضمین گردید.




طبقه بندی: رشته شهرسازی،  عنوان یا طرح موضوع،  تحلیل موضعی، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
مرتبه
تاریخ : جمعه 16 تیر 1391
نوسازی شهری در تولوز
در چند دهه گذشته، تولوز از خود نماد شهری فعال را به نمایش گذاشته است. چنین رشد و پیشرفتی همواره در تعامل و همگونی با زندگی ساکنین بوده است.
 تولوز، شهری در جنوب غربی فرانسه بر ساحل رود گارون و یکی از مراکز صنایع پیشرفته اروپا است. این شهر در حد فاصل دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس قرار گرفته است. فاصلعه این شهر تا پاریس 730 کیلومتر است. تولوز، چهارمین شهر بزرگ فرانسه می باشد. 

در چند دهه گذشته، تولوز از خود نماد شهری فعال را به نمایش گذاشته است. چنین رشد و پیشرفتی همواره در تعامل و همگونی با زندگی ساکنین بوده است.

این شهر میراث فرهنگی گذشته و حال خود را که دوستداران فراوان دارد، پاس می دارد. شهر تولوز گنجینه ای از میراث فرهنگی بی بدیل را در خود حفظ می کند. از جمله موزه ها، سالن های نمایش و تئاترهای گوناگون. گروه معماری A.B.A با همکاری گروه Cot طرحی را به منظور نوسازی بخشی از منطقه مسکونی تولوز ارائه داده است. این مجموعه مسکونی، متا-بلوک نام دارد. در طراحی متا-بلوک به بعد اجتماعی توجه ویژه ای شده است.



توجه به رفاه فیزیکی و روانی ساکنان، برای یک نوسازی شهری مطلوب، امری اساسی است. نوسازی شهری می تواند هم رفاه مجدد ساکنان اصیل یک محله را بعد از تغییرات فراهم سازد و هم می تواند موجب جابجایی آن ها به سایر نقاط شهر شود. این گروه همچنین در طرح خود به مسئله اعیان سازیو بازخوردهای آن نیز توجه داشته اند. اعیان سازی، تغییر و تحول در محدوده ای از شهر است که با نقل مکان ساکنین آن به محلات دیگر همراه می باشد. 



این تغییرات اغلب منجر به دگرگونی فرهنگ و هویت محله ای می شود. اعیان سازی می تواند در اثر اقدامات سرمایه گذاری توسط دولت یا گروه های محلی در بافت های فرسوده شهری روی دهد. 



این اقدامات افزایش قیمت املاک و به تبع آن افزایش درآمد دولت ناشی از افزایش مالیات ها را در پی دارد. در عین حال، ابعاد مثبتی نیز برای ساکنین محله وجود دارد که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد: با افزایش تعداد ساکنان، میزان تبادلات اقتصادی در محله افزایش می یابد. این امر موجب رشد فعالیت های اقتصادی و شکل گیری فعالیت های اقتصادی جدید و به تبع آن اشتغالزایی برای ساکنان محله می شود.



وقتی که در محله ای فرآیند اعیان سازی به وقوع می پیوندد، تعداد واحدهای خالی از سکنه به شدت کاهش می یابد. زیرا تقاضا برای مسکن بیشتر می شود. با توجه به موارد فوق، متابلوک می تواند به عنوان یک جهش معاصر در یک بافت سنتی عمل کند.






منبع: سایت خبری تحلیلی معماری نیوز
کلیدها , نوسازی شهری



طبقه بندی: بررسی جهانی شهرسازی،  رشته شهرسازی،  تحلیل موضعی، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
مرتبه
تاریخ : جمعه 16 تیر 1391


Visual Communication

Visual design serves a purpose greater than decoration; it is an important tool for effective communication. The organization of information on the screen can make the difference between a message users understand and one that leaves users feeling puzzled or overwhelmed.

Even the best application functionality can suffer and be underused if the visual presentation does not communicate it well. If you are not trained in visual or information design, it is a good idea to work with a designer who has education and experience in one of these fields. Include that person as a member of the design team early in the development process. Good designers know how best to take advantage of the screen and use the concepts of shape, color, contrast, focus, and composition effectively. Moreover, graphic designers understand how to design and organize information and can assess the impact of fonts and colors on perception.

Keep in mind that visual design should complement, not replace, the structural design of your application. In particular, avoid relying only on visual design to convey important information about what's on the screen. Users who have visual impairments may not be able to interpret this presentation. For example, make sure that controls have labels that communicate their relationship to other items, not strictly their physical location.

Composition and Organization

We choose what we read and how we think about information by its appearance and organization. We read a screen in the same way we read other forms of information. The eye is always attracted to colored elements before black-and-white elements, to isolated elements before elements in a group, and to graphics before text. We even read text by scanning the shapes of groups of letters. Consider the following principles when you design the organization and composition of visual elements of your interface:

  • Hierarchy of information
  • Focus and emphasis
  • Structure and balance
  • Relationship of elements
  • Readability and flow
  • Unity of integration

Hierarchy of Information

The principle of hierarchy of information addresses the placement of information based on its relative importance to other visual elements. The outcome of this ordering affects all of the other composition and organization principles. It also determines which information a user sees first and what a user is encouraged to do first. To further consider this principle, answer these questions regarding your application:

  • Which information is most important to the user?
  • What are the user's priorities when your application is started?
  • What does the user want or need to do first, second, third, and so on?
  • Will the order of information support or hamper the user's progression through the interface?
  • What should the user see on the screen first, second, third, and so on?

Whenever possible, the visual display should match the user's priorities, but it can also be shaped by other elements you want to emphasize.

Focus and Emphasis

The related principles of focus and emphasis guide you in the placement of priority items. Once you identify the central idea, you can determine the focus, or focal point, for activity. You determine the emphasis by choosing the prominent element and isolating it from others, or by making it stand out in other ways.

Culture and interface design decisions largely determine where the user looks first for information. People in western cultures, for example, look at the upper left corner of the screen or window for the most important information. It makes sense to put a top-priority item there, giving it emphasis.

Structure and Balance

Structure and balance are two of the most important visual design principles. Without an underlying structure and a balance of visual elements, there is a lack of order and meaning that encompasses all other parts of the visual design. More importantly, a lack of structure and balance makes it more difficult for the user to clearly understand the interface.

Relationship of Elements

The relationship of elements is important in reinforcing the previous principles. The placement of a visual element can communicate a specific relationship to other elements. For example, if a button in a dialog box affects the content of a list box, there should be a spatial relationship between the button and the list box. This helps the user make the connection clearly and quickly just by looking at the placement. Similarly, the spatial layout should communicate information consistent with the interactive relationship of the elements, such as keyboard navigation.

Readability and Flow

This principle calls for ideas to be communicated directly and simply with minimal visual interference. Readability and flow can determine the usability of a dialog box or other interface component. When you design the layout of a window, consider the following questions:

  • Could the idea or concept be presented more simply?
  • Can the user easily step through the interface?
  • Do all the elements have a reason for being there?

Unity and Integration

Unity and integration, the last set of principles, reflect how to evaluate a design in relation to its larger environment. Users find an application easier to use when its interface is visually unified with the Windows interface to present a consistent and predictable work environment. For design unity and integration, consider the following questions:

  • How do all of the different parts of the screen work together visually?
  • How does the visual design of the application relate to the system's interface or to other applications with which it is used?

Color

Color is very important in the visual interface. You can use it to identify elements in the interface to which you want to draw the user's attention — for example, the current selection. Color also has an associative quality; we often assume there is a relationship between items of the same color. Color also carries with it emotional or psychological qualities — for example, a color can be categorized as cool or warm.

However, when color is used indiscriminately, it can have a negative or distracting effect. Misuse of color can cause an unfavorable user reaction to your application and can hinder productivity by making it difficult for users to focus on a task.

Here are a few more things to consider about using color in your application's interface:

  • Although you can use color to reinforce relatedness or grouping, it is not always obvious to the user to associate a color with a particular meaning.
  • Color appeal is subjective. Everyone has different tastes in color. What is pleasing to you may be distasteful or unusable to someone else.
  • Some percentage of your users may work with monitors that support only monochrome.
  • Interpretation of color can vary by culture. Even within a single culture, individual associations with color can differ.
  • Some percentage of the population may have color-identification problems. This can affect the accessibility of your software to the widest possible audience. For example, about 9 percent of the adult male population have some form of color confusion.
  • Some users rely on software utilities that alter the appearance of the screen or replace the screen altogether. For example, some users with low vision run screen programs, such as the Magnifier accessory included with Windows 98, that alter the colors on the screen. Users who are blind rely on software that reads the contents of the screen out loud.

More Information

For more information about accessibility issues, see Chapter 15, "Special Design Considerations."

The following sections summarize guidelines for using color as a secondary form of information, using a limited set of colors, and providing the option to change colors.

Color as a Secondary Form of Information

Use color as an additional, reiterative, or enhanced form of information. Avoid relying on color as the only means of expressing a particular value or function. You can also convey information by text labels and by the shape, pattern, and location of items in the interface. It is also a good practice to design visuals in black and white or monochrome first, then add color. This helps you focus on key aspects of the visual information and use color only to enhance that information.

Use of a Limited Set of Colors

Although the human eye can distinguish millions of different colors, the use of too many colors results in visual clutter and makes it difficult for the user to discern the purpose of the color information. The colors you use should fit their purpose. Muted, subtle, complementary colors are often better than bright, highly saturated ones unless you are looking for a carnival-like appearance where bright colors capture the user's attention.

One color affects another. Adjacent or background colors affect the perceived brightness or shade of a particular color. A neutral color (for example, light gray) is often the best background color. Opposite colors, such as red and green, can make it difficult for the eye to focus. Dark colors tend to recede in the visual space, whereas light colors come forward.

Options to Change Colors

Because the choice of color is highly subjective and a matter of personal preference, allow the user to change colors where possible. For interface elements, Windows provides standard system interfaces and color schemes. If you base your software on these system properties, you can avoid including additional controls, and your application's visual elements are more likely to coordinate effectively when the user changes system colors. This is particularly important if you are designing your own controls or screen elements to match the style reflected in the system.

More Information

Your application should also support High Contrast Mode. For more information, see Chapter 15, "Special Design Considerations."

When providing your own application interface for changing colors, consider the complexity of the task and the skill of the user. It may be more helpful if you provide palettes, or limited sets of colors, that work well together rather than providing the entire spectrum. You can always supplement the palette with an interface that allows the user to add or change a color in the palette.

Fonts

Fonts have many functions in addition to providing letterforms for reading. Like other visual elements, fonts are used to organize information or to create a particular mood. When you vary the size and weight of a font, the user sees text as more or less important and perceives the order in which it should be read.

At conventional resolutions of computer displays, fonts are generally less legible online than on a printed page. Avoid italic and serif fonts, as these are often hard to read, especially at low resolutions. Figure 14.1 shows various font choices.

Figure 14.1 Effective and ineffective font choices

Limit the number of fonts and styles you use in your software's interface. As with too many colors, using too many fonts usually results in visual clutter.

Use bold fonts sparingly. While bold text attracts attention, overusing it can distract the user and make it difficult to focus on what is important. Too much bold text also lessens its impact. Limit its use to titles, headings, and key items that should have the user's attention.

Similarly, limit your use of italic text. Used in isolation, italics may attract attention, but in general it can decrease the emphasis on the information and make the text less readable.

Wherever possible, use the standard system font for common interface elements for visual consistency between your interface and the system's interface. This standard system font also makes your interface more easily scalable. Since the user can customize many interface elements, check the system settings for the default system font and set the fonts in your interface accordingly. For more information about system font settings, see "Layout" later in this chapter.

For elements other than common interface elements, such as your application's window content, make the fonts adjustable so that users can change them to suit their preferences. You can do this by using commands that display a font selection dialog box, such as the one the system provides, or by including commands that automatically scale the presentation.

Dimensionality

Many elements in the Windows interface use perspective, highlighting, and shading to provide a three-dimensional appearance. This emphasizes function and provides real-world feedback to the user's actions. For example, the command buttons' appearance provides the user with natural visual cues that help communicate their functionality and differentiate them from other types of information.

Windows bases its three-dimensional effects on a common theoretical light source, the conceptual direction that light would be coming from to produce the lighting and shadow effects used in the interface. The light source in Windows comes from the upper left.

Be careful not to overdo the use of dimensionality when designing your own visual elements. Avoid unnecessary nesting of visual elements and the use of three-dimensional effects for an element that is not interactive. Introduce only enough detail to provide useful visual cues, and use designs that blend well with the system interface.

Fundamentals of Designing User Interaction

Windows Interface Components

Design Specifications and Guidelines

Appendixes and References




طبقه بندی: گرد آوری شده،  تحلیل موضعی،  عنوان یا طرح موضوع، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 تیر 1391

شهرسازی متقارن

تقارن :

تقارن به معنای تشابه بخش ها حول محور یا مرکز تقارن است . این وازه در هنر های گوناگون به ویزه هنر های تجسمی و در علومی مانند فیزیک کاربرد دارد .

تقارن جزئی از معماری است که در همه حجم های خارجی و فضاهای داخلی به طور مشخص و قابل توجه وجود دارد . در واقع انچه یک فضا را به هماهنگی ، تناسب و زیبایی می رساند ؛ تقارن موجود در فضاست .

در ریاضیات و فیزیک انواع مختلفی از تقارن را می شناسیم : محوری ، مرکزی ، تکراری ، تعویضی ، گسسته ، عبوری ، چرخشی ، سی پی و . . .

در سال 1924 جورج یولیا اثبات کرد برای تزئینات دو بعدی ، 17 نوع تقارن وجود دارد و جالب است که مصریان باستان از هر 17 نوع در تزئینات بناهای خود استفاده کرده اند اما انچه بیشتر در معماری مورد استفاده قرار می گیرد تقارن متقابل و تکراری است .

تقارن یکی از اصول طراحی به شمار می رود که در دوران باستان در بسیاری از بناهای عمومی و مذهبی به کار رفته است. اصل تقارن را می توان کامل ترین شکل تعادل به شمار آورد که علاوه بر جنبه های زیبا شناسی از لحاظ ایستایی نیز همواره مورد توجه بوده است.

تقارن از تعادل بوجود می اید و به این دلیل نشانگر وضع عادی است. این به این معنی است که نه "تقارن" بلکه "عدم تقارن" یک استثنا به حساب می اید. تقارن به معنی سکون ، ارامش و تعادل است .

 

تقارن در معماری و هنر

تعادل و تقارن در معماری : مفاهیم تعادل و تقارن از ابتدای معماری مورد استفاده قرار گرفته است . به عنوان یک مبحث اصلی ترکیب بندی ، تعادل در معماری به واسطه استفاده از اجزاء فرمی و فضایی به وجود می آید . تعادل حالتی عینی یا ذهنی از موازنه بوده ، تقارن یک حالت ویژه از تعادل می باشد. تقارن جزئی از معماری است كه در همه حجم‌های خارجی و فضاهای داخلی به طور مشخص و قابل توجه وجود دارد، در واقع آنچه یك فضا را به هماهنگی، تناسب و زیبایی می‌رساند، تقارن موجود در فضاست.

یک ترکیب معماری می تواند از تقارن به منظور سازماندهی فرم ها و فضاهایش به دو روش استفاده کن :

1-سازماندهی کل بنا می تواند قرینه باشد: در هر حال در برخی نقاط لازم است که یک ارایش متقارن کلی ، عدم تقارن ساسیت اطرافش را مرتفع نماید

2-تقارن تنها در بخشی از بنا موجود باشد : سازماندهی یک الگوی منظم از فرم ها و فضاها حول یک بخش از بنا در این حالت امکان پذیر است . در این حالت تقارن موضعی این مکان را باری بنا فراهم می اورد تا به شرایط استثنایی سایت اطزافش پاسخ دهد. حالت تقارن نمیتواند به فضاهای مهم و پراهمیت درون سازماندهی اختصاص یابد.

تقارن های چندگانه چه به صورت جزئی و کوچک و چه بصورت کلی و بزرگ ، قادرند بر پیچیدگی و سلسله مراتب یک ترکیب بیافزایند و نیز ملزومات برنامه ای و زمینه ای طرح را همساز نمایند.

هنر طبق چیزی که در نهایت از کتابهای ویتروویوس درباره معماری اخذ شده بود مبتنی بر هفت اصل بود. مهمترین اصل در این میان تقارن بود و این به آن معنا بود که بخشهای مختلف بایستی از نظر هندسی متعادل باشند. در اولین نمونه های معماری رنسانس نوعی شیدایی برای نظم و تقارن وجود دارد. علاوه بر این بخشهای مختلف یک کلیت معماری باید مطابق و هماهنگ با یکدیگر باشند که در نظریه معماری به این موضوع حالت و مزاج بنا گفته می شد. با این حال با توسعه معماری، طراحان شروع به طغیان علیه سخت گیریهای نظریه ویتروویوسی کردند. در دهه 1530 به خصوص در کارهای میشل آنجلو، معماران شروع به رفتاری دیوانه وار درباره عدم تقارن و استفاده از مخلوطی به شدت نامنظم از عناصر معماری کردند. این شیوه طغیانگر معماری با نام معماری صاحب سبک و براساس پدیده ای مشابه در نقاشی رنسانس نامگذاری شد

 

تقارن تکراری :

تقارن تکراری ، تکرار یک جسم در در یک ردیف است که مانند تقارن محوری در معماری اهمیت بسیاری دارد . منظور از تقارن تکراری ، تکرار مکرر قطعات مشابه است که البته منظور از تشابه ؛ قابلیت تطابق است نه همسانی

این خاصیت تکرار را به صورت ردیف می توان در همه جا یافت . هرچه تکرار منظم تر باشد ، راحت تر می توان آن را یافت حتی بعد از یک تکرار 3 تا 4 باره . ذهن ما منتظر تکرار بعدی است زیرا انسان همواره به دنبال نظم است تا بتواند محیط را بهتر درک کند . از سوی دیگر باید توجه داشت که تکرار مکرر یک عنصر باعث پایین امدن ارزش زیبایی شناختی می شود . زیرا در هر تکرار ، جزء ارزش خود را از دست می دهد و این کل است که اهمیت پیدا می کند .

در تقارن تکراری ممکن است تکرار در یک ردیف افقی ، عمودی یا مایل انجام شود یا حتی تکرار می تواند یک ضرب اهنگ داشته باشد و نظم موجود را تشدید کند . در واقع تکرار ریتمیک مانند یک قطعه موسیقی که دارای تکراردر قطعات است ریتم دلنوازی هم دارد . بعنوان مثال در تزئینات ، مجازی های تخت جمشید ، تقارن تکرار بسیار به چشم می خورد .

بطور کلی استفاده از تقارن ( چه بصورت محوری و چه بصورت تکراری ) در معماری امروز نیازمند دقت فراوانی است زیرا طراحی یک فضای جدید و امروزی با فرمول قدیمی تقارن پیچیدگی های زیادی دارد و نیازمند توجه زیادی است تا کار شما به یک طراح قدیم و بی ارزش تبدیل نشود . همانطور که می دانید در معماری امروز ، تقلید فاقد ارزش است و نوآوری در طراحی مهم است ، بنابراین برای داشتن فضای خاص ، باید با دقت بیشتری از فرمول های تقارن استفاده کنید .

در حالیکه وضعیت محوری می تواند بدون وجود تقارن محقق شود وضعیت تقارن نمی تواند بدون وجود محور یا مرکزی که حول آن شکل می گیرد وجود داشته باشد محور توسط 2 نقطه ایجاد می شود . یک وضعیت متقارن نیازمند آرایش متعادلی از الگوهای یکسان فرم ها یا فضاها در دو طرف یک خط یا صفحه تقسیم شده یا حول یک مرکز یا محور می باشد .

دو نوع بنیادین تقارن عبارتند از :

1.         تقارن دو طرفه : آرایشی متعادل از عناصر یکسان و متشابه در طرفین یک محور میانی بطوریکه تنها یک صفحه قادر است این کل را به دو بخش کاملا مشابه تقسیم نماید .

2.         تقارن شعاعی : آرایش متعادلی از عناصر شعاعی که اگر هر صفحه با هر زاویه ای از مرکز این ترکیب یا در راستای محور مرکزی عبئر نماید کل ترکیب را به دو نیمه کامل متشابه تقسیم می نماید .

 

 

تقارن متقابل (محوری) :

تقارن متقابل یا همان تقارن محوری ، تقارنی است که نسبت به یک محور ایجاد می شود و با دوران 180 درجه حول محور عمودی یا افقی به وجود می اید . به این ترتیب اجسام مشابه به فاصله یکسانی نسبت به محور خواهند داشت . تقارن متقابل در طبیعیت بسیار دیده می شود و به نوعی تعادل را نیز یاد آوری می کند . بطور مثال وقتی اتاقی را چیدمان می کنیم ، اگر مبلمان دارای یک کاناپه دو نفره و دو مبل تک نفره باشد ؛ باید دو مبل تکی را به شکلی متقارن در دو دست کاناپه قرار دهیم زیرا اگر مبل های تکی در یک طرف قرار گیرند حالت سنگینی و عدم تعادل در یک سمت بوجود می اید .

البته در تفکر مدرن و به خصوص در سبک های معاصر مانند « دیکانستراکشن » که به دنبال ساختار شکنی هستند ، تقارن جایگاهی ندارد و فضاهای متقارن به چشم نمی خورد که از سبک کلاسیک برای تزئینات استفاده می کنند تقارن اهمیت مضاعفی پیدا می کند . در معماری دوران باستان و دوران اسلامی ایران هم گرایش به تقارن چه از نظر طراحی معماری و چه از نظر تزئینات مشهود است .

تقارن متقابل درواقع تنها در بعد عرض بطور کامل ادراک میشود .یعنی ناظر بابید روبرو شیئی و و مقابل محور تقارن قرار گیرد. دراین وضع تعادل بیش از هروقت دیگر چشم گیر است و درنتیجه ادراک قانونمند و فاقد تنش است

 

تقارن در معماری ما :

تقارن در معماری ما با الهام از طبیعت ریشه دوانیده. باغ ایرانی و قرینه سازی طوطی (نسبت به وسط عرض) مدارس ، مساجد و میادین همه صیغه ای از قرینه دارند .

خود قرینه هم دو نوع است ، عمودی و افقی ، در تقارن عمودی تصویر بنا با استفاده از ابنما بصورت قرینه عمودی ایجاد میشد ، در تقارن افقی هم دیوارهای روبرو همانند هم هستند ، و حتی رجوع به عدد فرد در سه دری ها ، پنج دری ها و هفت دری ها به خاطر داشتن محور تقارن است .

جهت بندی بنای مساجد : اگر دقت کنیم کل بنای مسجد جهتمند و رو بسوی قبله است ، چرخش مسجد نسبت به راسته های مجاور برخاسته از همین احترام به قبله است.

در باغ های ایرانی به وفور از این اصل استفاده شده است. کوشک های ساخته شده متقارن بوده و بر روی محور یا مرکز تقارن واقع اند. اوج قرینه سازی را می توان در محورهای اصلی دید. در محور اصلی حتی درختان، درختچه ها و گل ها نیز قرینه کاشته شده اند. باغ های مستطیلی بسته به مکان قرار گیری کوشک، یک یا دو محور تقارن و پلان های مربع اغلب چهار محور تقارن دارند . طراحی باغ بر اساس گذر آب و تقسیم بندی باغچه ها و به وجود آوردن محور های اصلی و فرعی شکل گرفته است.

آنچه كه در تمام تخت جمشید جلب نظر می كند، رعایت كامل تقارن است اگر در تعداد ستونهای هر تالار دقت كنیم ، عددی زوج می یابیم اگر به نقش روی دیوارها خوب نگاه كنیم، در تمام آنها رعایت تقارن را می بینیم.




طبقه بندی: تحلیل موضعی، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 9 خرداد 1391
شهر عجایب در منجمدترین نقطه زمین:

روسیه در نظر دارد در راستای پیروزی در رقابت شدیدی که برای دستیابی به منابع معدنی قطبی آغاز شده، در فاصله هزار و 609 کیلومتری از قطب شمال شهری بنا کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، کرملین در راستای دست پیدا کردن به منابع نفتی و گازی عظیمی که گفته می شود در زیر لایه های یخی قطب شمال نهفته اند، قصد دارد شهری فوق مدرن را در جزیره ای منجمد در اعماق قطب شمال بنا کند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: عنوان یا طرح موضوع،  تحلیل موضعی،  تمرینی برای تحلیل فضاهای شهری، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 7 خرداد 1391
مقدمه:
نظریه های «شهر» به طور كلی، به دو دسته كلان تقسیم می شوند؛ "شهر طبیعی" و "شهر ارادی و دست ساز بشر".
اندیشمندان یونان، به ویژه بر نظریه طبیعی شهر می اندیشیدند و تحول طبیعی شهر را مورد توجه قرار می دادند اما بسیاری از مدرنیست ها ظاهراً بر نظریه دوم و شهرهای دست ساز بشر تمایل دارند. به نظر می رسد كه مسلمانان شهرهای مهمی چون، كوفه، بغداد، بصره، قاهره، فسطاط، موصل و ... را پس از گسترش سیاسی- نظامی و با طراحی از پیش تعیین شده، بنیاد نهادند. هندسه این شهرها چگونه بوده است؟ چگونه نظم اجتماعی را توید و كنترل می كردند؟ چه نسبتی با زندگی و نظام سیاسی بقرار می نمودند؟ به طرو كلی آیا در پس این همه شهرسازی ارادی در جهان اسلام نظریه ای را می توان جستجو كرد؟ آیا می توان از تجربه شهرسازی مسلمانان در شرایط كنونی جوامع اسلامی نیز الهام گرفت؟ طرح این پرسش ها و ارزیابی آنها موضوع مقاله حاضر است. به همین لحاظ، ابتدا به مختصات عمومی شهرسازی و شهرهای مهم اسلامی اشاره می كنیم. سپس در ادامه به ساختار هندسی شهرهای اسلامی می پردازیم


ادامه مطلب
طبقه بندی: عنوان یا طرح موضوع،  تحلیل موضعی،  گرد آوری شده، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
آرشیو مطالب
نظر سنجی
اگر شهر و تمدن دارای ریشه مشترك باشند. آیا میتوان گفت :”متمدن شدن“ به معنای ”شهری شدن“ است؟




صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ