تبلیغات
WIMIFIRE - مطالب وندالیسم

امروز:

وندالیسم****

» نوع مطلب : وندالیسم ،

فصل سوم: بررسی علل و عوامل بروز وندالیسم:

در بررسی مشکلات فردی و نیز معضلات اجتماعی، آنچه از اهمیت زیادی برخوردار است و متخصصین را به فهم بیشتر موضوع و جست و جوی راه حل و درمان رهنمون می شود، سبب شناسی یا همان شناخت علل و عوامل بروز مشکلات می باشد. در این فصل، با توجه به نظریه های مختلف و تحقیقات انجام شده، به بررسی عوامل موثر بر بروز وندالیسم می پردازیم.

کارشناسان مسائل اجتماعی نظرات گوناگونی راجع به بروز این پدیده بیان کرده اند. برخی از آنان اعتقاد دارند نسل گذشته با نسل امروز رابطه ی عقلانی درست برقرار نمی کند. شاید بتوان گفت ریشه ی اصلی این پدیده در نوع تربیت خانواده ها یافت می شود. از سوی دیگر، برخی کارشناسان معتقدند وندالیسم در زمره ی آن دسته از انحرافات و بزهکاری هایی است که در جامعه ی جدید نمود و ظهور یافته است و ناشی از عصیان روز افزون انسان، به ویژه نسل جوان در برابر تحمیل های اجتماعی و احساس اجحاف و درماندگی است. از این رو وندالیسم پدیده ای نوظهور و مدرن در جوامع جدید و واکنشی خصمانه و کینه توزانه  به برخی از اَشکال فشار، تحمیل ها، ناملایمات، حرمان ها و شکست هاست. همچنین نبودِ برنامه های جامع و دائمی برای پر کردن اوقات فراغت جوانان، می تواند زمینه ساز بروز وندالیسم به عنوان مکانیسمی برای تخلیه ی انرژی و هیجانات آنان باشد. بیماری های روحی، روانی را نیز می توان از دلایل بروز پدیده ی وندالیسم دانست چرا که این افراد به دلیل نداشتن تعادل روحی و روانی، خود را با اقدامات خشونت آمیز و خرابکارانه تخلیه می کنند و به نوعی ارضای روانی می رسند.

مبانی نظری وندالیسم:

روانشناسان، جامعه شناسان و دیگر صاحب نظران در رشته های مرتبط با بحث وندالیسم، هر كدام  از زاویه ی دید تخصصی خود به موضوع وندالیسم پرداخته و به بررسی عوامل موثر بر آن و ارئه ی راهکارهای مقابله ای پرداخته اند. در نظریه های جامعه شناسی،  سازمان ها،  ساختارها و نهادهای اجتماعی و فرهنگی به مثابه ی واقعیت های اجتماعی علت رفتار آدمی به حساب آمده اند و رفتارهای بزهكارانه را معلول ساختارهای اجتماعی و فرهنگی دانسته اند. در مقابل روانشناسان و به ویژه روانكاوان، آن را معلول كاركرد نیروهای سركش درونی  پنداشته اند. گروهی از صاحب نظران نیز در مقابل، به تعامل میان فرد و جامعه در فراگرد رفتار اشاره كرده اند. رویكرد آنان بیشتر به روانشناسی اجتماعی نزدیك است و تاثیر فرد و جامعه را در كُنش های متقابل دخیل می دانند.


  • نظریه های روان شناسی انحرافات

بسیاری از روان شناسان، پدیده ی انحراف  را ناشی از عدم رشد كامل شخصیت فرد می دانند. به بیان دیگر، به زعم بعضی از روان شناسان، برخی از تیپ های شخصیتی تمایل بیشتری به انجام  رفتارهای ضد اجتماعی از خود نشان می دهند بنابراین می توان آن را نوعی اختلال رفتاری دانست که ناشی از خصوصیات و ویژگی های فردی می باشد. برخی از روانشناسان تلاش  كرده اند، تا پدیده ی بزهكاری را در یك قالب تحلیل نمایند. به عقیده ی آنان، مخرج مشترك روانی جرم زائی، احساس ناایمنی است كه در تمام بزهكاران وجود دارد.(محسنی تبریزی،1383)

در تبین روانشناختی بزهكاری سه نوع رهیافت قابل ملاحظه است:

الف – نظریه هایی كه بر عامل رفتار تاكید دارند، فرد منحرف را ذاتاً كژ رفتار می دانند.

ب- نظریه هایی كه به وضعیت رفتار می پردازند و به آن اهمیت می دهند. در  این دیدگاه، كژرفتاری را محصول كنش متقابل میان عامل رفتار و وضعیت رفتار می داند.

این نظریه ها پایه و اساس انحراف را به تجربه ی نابهنجارمربوط می دانند. این تجربه موجب بروز  نقصان های شخصیتی در اشخاص كژرفتار می گردد.

ج- نظریه های كه بر تاثیر توام عامل رفتار و وضعیت رفتار تاكید دارند. در این نظریه ها، بزهكاری واكنشی است كه در نتیجه ی عدم توانایی فرد در یافتن راه حل جهت كشمكش های ناشی از ارتباط  او با خانواده بوجود آید.

  • نظریه ی هوبر

نظریه ی هوبر[1] در باب وندالیسم عمدتاً مبتنی بر تحقیقات وی در زمینه ی خشونت و وندالیسم در وسایل حمل و نقل عمومی در کشورهای اروپایی است. هوبر در این تحقیقات، عوامل متعددی را در بروز رفتارهای وندالیستی مطرح می سازد كه از شایع ترین آن ها جلب توجه به واسطه ی كمبود محبت، خودخواهی، احساس عدم تعلق به وسایل نقلیه ی عمومی ، احساس خودباختگی، احساس غلبه ی ماشین بر انسان، و حس انتقام جویی وداشتن شخصیت ضد اجتماعی است. به نظر هوبر در خانواده های كه كوكان نمی توانند نیاز به تایید شدن خود را از سوی دیگران برآورده سازند، از یكسو دچار ناكامی و  سرخوردگی گردیده  كه در اثر آن شخصیتی پرخاشگر پیدا می كنند و از سوی دیگر، این گونه كودكان بواسطه آن كه از دیگران توجه و محبت دریافت نمی دارند، خود جای  والدین بی توجه را گرفته و در صدد برمی آیند تا این نیاز را از خود تامین نمایند كه این امر احساسات خودخواهی و خودپرستی را در آنان تقویت می كند. از طرف دیگر،  توسعه و تكوین « منِ اجتماعی » در بستری خاص مجال بروز خود پنداره و عزت نفس  را در این كودكان سلب كرده، خودشناسی و هویت یابی آنان دستخوش اختلال و اغتشاش می گردد، به طوری كه در این كودكان احساس از خودبیگانی و بحران هویت به شدت مشهود است.

تحقیقات هوبر (1991) نشان می دهد كه در وندال ها احساس انتقام جویی و خصومت نسبت به جامعه بالاست.

  • نظریه ی یادگیری مشاهده ای:

در برخی از مطالعات به موضوع یادگیری و تقلید در بروز وندالیسم تاکید شده است. رفتارهای ستیزه‌جویانه و پرخاشگرانه از جمله وندالیسم مبین تاثیرپذیری از الگوهای فرهنگی آموخته شده وناشی از مشاهده ی رفتارهای خشونت بار در جامعه است.

مشاهده ی خشونت در سینما و تلویزیون می‌تواند وندال‌ها را تحریک کند. به قول اریک فروم احساس اجحاف، واکنش فرد نسبت به توزیع غیرمنصفانه و ناعادلانه ی منابع و امکانات موجود است که خود به خود به خشم، پرخاشگری و تنفر می‌انجامد. در واقع،  وندالیسم از عوارض سرخوردگی، درماندگی و احساس اجحاف است.

تجربه ی کارشناسان نشان می‌دهد که احساس اجحاف و احساس ناکامی، دو انگیزه ی مهم در وندالیسم وخرابکاری است. تحقیقی که روی 15 باجه تلفن عمومی در پاریس انجام شد، نشان داد که 90 درصد از تلفن‌هایی که در معرض تخریب وندال‌ها قرار می‌گیرد، تلفن‌هایی هستند که شماره مورد نظر را نمی‌گیرند و سکه را هم می‌خورند.

یکی دیگر از عوامل گرایش وندال‌ها به تخریب را می‌توان به کسب اعتبار و منزلت در گروه به خصوص در میان جوانان نسبت داد. در واقع وندال‌ها با این اعمال می‌خواهند شجاعت و جسارت خود را به رخ دیگر اعضای گروه بکشند.

  • بیگانگی و وندالیسم

از خود بیگانگی حالتی است که شخص در اثر تعامل با یک فرهنگ دیگر مغلوب می شود و هویت اجتماعی و فرهنگی خود را از دست می دهد. در این صورت،  فرد به تقلید کورکورانه روی می آورد.  فقدان برنامه برای پر کردن اوقات فراغت جوانان نیز سهم بسزایی در این رابطه دارد. انرژی جوانان در دوران تحصیل ناخود آگاه مصروف تحصیل میشود ولی در زمان فراغت چنانچه برنامه صحیحی برای پر کردن چنین اوقات فراغتی نباشد ، قطعا آثار خالی کردن انرژی دربعضی مواقع به شکل وندالیسم ظاهر خواهد شد.

در بسیاری از تحقیقات به این نتیجه رسیده اند که وندال ها و جوانان بزهکار یکی از بارز ترین و مشهور ترین گروه های بیگانه در جامعه معاصرهستند. به زعم این صاحب نظران، وندال های بیگانه معمولاً در خانه هایی غیر منضبط با والدینی سردرگم و مردد و نا مطمئن زندگی می کنند و درماندگی و احساس اجحاف خود را به صورت قهرآمیز و پرخاشگرانه در مقابل نسل بزرگتر، صاحبان قدرت و همه ی نهاد ها و سازمان های تأسیس شده در جامعه نشان می دهند.

این امر شاید با بحث فیوئر[2](1973؛به نقل از محسنی تبریزی، 1383)در باب منشاء روانی بیگانگی نسل جوان و روحیه ی انتقام جویی و رفتار توام با خشونت و ویرانگرایانه ی آنان مرتبط باشد.

به عقیده ی وی، احساسات و عواطف صادره از نا خود آگاه جوان که ناشی از ستیز نسل هاست خود را در جهان نا متعارف و غیر عقلایی به طور بارزی نمودار می سازد. به نظر فیونر، بیگانگی روانی خود را در صور رفتار های نا بهنجار نظیر وندالیسم ، خشونت ، میل به انتقام جویی و نظایر آن بروز می دهد.

از سوی دیگر، بیگانگی باعث می شود فرد نسبت به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، تنفر پیدا کرده و در صدد زیر پا گذاشتن و هنجارشکنی برآید که تخریب اموال عمومی نیز از مصادیق بارز آن می باشد. همچنین بیگانگی منجر به تنفر از خویشتن شده و موجبات کاهش عزت نفس در فرد را فراهم می آورد. بدون شک کسی که در خود احساس کرامت و عزت نفس نداشته باشد، راحت تر نسبت به قیود اجتماعی خود را آزاد گذاشته و اقدام به رفتارهای ضد اجتماعی و خرابکارانه خواهد کرد. یکی دیگر از عوارض بیگانگی، کاهش انگیزه های فردی برای داشتن یک زندگی خوب و شایسته است، چرا که این قبیل افراد برای خود و زندگی خویش ارزشی قائل نبوده و به همین خاطر در صدد اصلاح رفتارهای ناشایست خود بر نخواهند آمد.

  • نظریه های ناکامی، احساس اجحاف و پرخاشگری

در جامعه ای پیچیده و بی اعتنا به مسائل اجتماعی، پرخاشگری ممکن است شیوه ی بارزی برای گروههای اقلیت محروم در جلب توجه اکثریت مرفه یا انتقام از آنان  باشد.

قیس(1388) با انجام پژوهشی تحت عنوان"بررسی جامعه شناختی تاثیر احساس محرومیت (اقتصادی، اجتماعی، خدماتی) بر گرایش جوانان29-15ساله به رفتارهای وندالیستی در شهر تهران" به این نتیجه دست یافت که رابطه ی معنادار بین احساس محرومیت نسبی و گرایش به وندالیسم وجود دارد، به طوری که هر چه جوانان، احساس محرومیت نسبی بیشتری داشته باشند، گرایش بیشتری نیز به رفتارهای وندالیستی دارند. نوردمارکر(2010) با انجام پژوهشی به بررسی تاثیر ناکامی در بروز رفتارهای وندالیستی نوجوانان پرداخت و نتیجه گرفت وندالها عمدتاً در یک یا چند بخش اصلی زندگی خود دچار ناکامی شده اند.

ژانورن (1367) معتقد است که آنچه همواره در بررسی وندالیسم مد نظر است، نقش «احساس اجحاف» نسبت به خویش است.



مروری بر یک پژوهش: پرفسور گابریل موز استاد روان شناس

مطالعه ی پروفسور موز استاد روانشناسی اجتماعی در دانشگاه رنه دكارت فرانسه تامل بر انگیز است. موز و گروه تحقیقاتی تحت  نظارت وی به تجربه ای  دست زده اند كه نشان می دهد  احساس اجحاف و احساس ناكامی  دو انگیزه مهم در خرابكاری و وندالیسم هستند. آنان  پانزده باجه تلفن عمومی پاریس  را كه پیش از باجه های دیگر در معرض تخریب و حمله خرابكاران  قرار می گرفت تحت نظر قرار دادند. نتایج مشاهده و بررسی نشان داد كه اكثریت قریب به اتفاق ( 90 درصد) كسانی كه عامل تخریب تلفن های عمومی بودند دو انگیزه مهم در رفتار ویرانگرانه خود داشتند. اولا دستگاه تلفن شماره مورد نظر را نمی گیرد و سكه را می خورد و پس نمی دهد و ثانیاً فرد تلفن كننده از این كه در  كار خود موفق نشده است خشمگین می شود و مشت بر دستگاه تلفن می كوبد. به عبارت دیگر انگیزه خرابكاری دو چیز است. احساس ظلم و ستم و اجحاف و عدم موفقیت در كار.

از این رو معلوم می شود كه این  افراد به هیچ وجه قصد دستبرد به دستگاه تلفن و دزدیدن پول را نداشتند، هدف آنان صرفاً مجازات مقصر بوده است. آنان در واقع می خواستند سكه خود را از  دستگاه تلفن غاصب پس بگیرند و او  پس نمی داد و در  نتیجه با مشت  و دسته چتر  و عصا و هر وسیله ای كه در  دسترس آن ها بود به جان تلفن خاطی می افتادند و آن را به اصطلاح تنبیه می كردند.

موز و همكارانش با نصب تابلویی در هر یك از پانزده باجه تلفن به مراجعه كنندگان پیام دادند.

« پول خود را از فلان نشانی پس بگیرد... برای مكالمه تلفنی هم لطفاً به نزدیك ترین باجه تلفن به نشانی زیر مراجعه فرمایید.

با این كار و نصب تابلو مذكور خرابكاری و تخریب در تلفن های عمومی حدود 30 درصد كاهش یافت. موز نتیجه گرفت كه گفتگو اساس رابطه اجتماعی است. آنچه همواره در بررسی وندالیسم مد نظر است نقش « احساس اجحاف» نسبت به خویش است. احساس اجحاف در موقعی كه تلفن سكه را پس نمی دهد و شماره را نمی گیرد به قدری قوی است كه بسیاری از مراجعه كنندگان  متظلم خشمگینانه مشت بر دستگاه تلفن می كوبند تا شاید بتوانند سكه خود را پس بگیرند. اگر هم نتوانستند سكه را پس بگیرند. حداقل خرسندند كه تلفن تنبیه شده است. بسیاری از افراد كه خشمگینانه به دستگاه تلفن مشت می كوبند. از به هدر رفتن سكه و زحمتشان ناراضی هستند و در واقع این خشم، واكنشی آنی  در  مقابل احساس اجحافی است كه شخص دارد نه عادت. بسیاری از كسانی كه با گوشی تلفن به دستگاه می كوبند و ... قصد پس گرفتن سكه و احتمالاً تنبیه تلفن را  دارند، در شرایطی دیگر و تلفنی سالم، به احتمال بسیار، این كار را نخواهند كرد. ولی به هر حال عمل  آن ها وندالیسم است. ( محسنی تبریزی 1383)



  • نظریه ی برآیند کلارک :

کلارک کوشیده است تا باارائه ی مدلی علمی ـ توصیفی  به تبیین رفتار وندالیسمی بپردازد.

تحقیقات نشان داده این معضل اجتماعی بسیار پیچیده است و تحت تأثیر متغیر های زیادی قرار دارد. بر خلاف پدیده های طبیعی پدیده های اجتماعی نظیر وندالیسم تابع یک علت نیستند. به همین دلیل برای شناخت هر واقعیت اجتماعی و چگونگی شکل گیری آن باید به دنبال فهم علل متعدد آن بود.

شکست ها و عقده های روانی پنهان، امیال سرکوب شده، احساس درماندگی، سرخوردگی و ناتوانی در به دست آوردن حقوق فردی نیز از دیگر موجبات بروز این پدیده است.

اغلب وندال ها مجرد و از نظر تحصیلی نا موفقند. بیشترآنها باسرخوردگی ها، شکست ها  و ناکامی های مختلف در زمینه ی تحصیلی، حرفه ای، مالی، اجتماعی و خانوادگی مواجه بوده اند. بنابراین دارای نوعی شخصیت پرخاشگر، بی ثبات ،  ضد جامعه، نامطمئن، کینه جو، نا آرام، کنجکاو، انتقام جو، نا شکیبا و در عین حال مأیوس هستند .

بیماری های روحی وروانی، عصبیت، پرخاشگری و افسردگی در بین جوانان وندال زیاد دیده می شود. این افراد به دلیل عدم تعادل روانی در تشخیص هنجارها از ناهنجارهای اجتماعی با مشکل مواجه می شوند و عقده های روانی خود را با اقدامات خشونت آمیز خرابکارانه تخلیه می کنند. همچنین فقر اقتصادی را می توان یکی از مهمترین عوامل بروز وندالیسم دانست. وجود اختلاف طبقاتی در جامعه موجب می شود آنهایی که در فقر زندگی می کنند دست به انتقام از افراد بالا دست جامعه بزنند که ازجمله این موارد می توان به خط انداختن روی خودروها اشاره کرد .

پایین بودن سطح تحصیلات، مصاحبت با دوستان وندال و ازخود بیگانگی نیز از دیگر عوامل زمینه ساز این نوع رفتار است .

میزان درآمد خانوار، شرایط نامطلوب محیط خانه، میزان بالای اختلافات خانوادگی، وضعیت نا مطلوب تحصیلی و احساس تبعیض در مدارس و محیط اجتماعی و خانوادگی از مهمترین عوامل زمینه ساز بروز رفتار های وندالیستی است .

معمولا افرادی که از زندگی خود راضی نیستند و احساس می کنند که اجتماع برای نیل به اهدافشان کمکی نکرده با تخریب اموال عمومی سعی در آرام کردن خود دارند. این قبیل اشخاص از آنجا که توان انجام کارهای بزرگ را ندارند با آسیب رساندن به اموال عمومی به نوعی خود را تخلیه ی روحی و روانی می کنند .

مارشال و مییر دو تن از صاحب‏نظران وندالیسم معتقدند: هدف عمده وندال‏ها از اقدام به کارهاى تخریبى، تخریب اموال است تا آسیب‏ رسانى به افراد. کارهاى وندالیستى که عمدتا توسط کودکان و جوانان انجام می گیرد نوعى شیطنت و شوخى است تا بزهکارى، افراد وندال بى‏ آن‏که بدانند، این اعمال را انجام می دهند و اعمال خود را بیشتر شوخى و به اصطلاح معروف «آتش‏بازى» قلمداد مى‏ کنند. به نظر این دو دانشمند، تخریب اموال براى وندال‏ها نوعى تفریح و هیجان است. این اعمال از نوعى تعامل جمعى نشأت می ‏گیرد و رفتارى است خودبه‏ خودى و بدون برنامه‏ ریزى پیشین.

به عقیده ی این دو پژوهشگر، وندالیسم در بسیارى از موارد، رفتارى است که برآیند واکنش‏هاى گروهى است و پاسخ تعاملى هر یک از شرکت‏ کنندگان روى اعمال شرکت‏ کننده ی دیگر تاثیر گذاشته و عمل گروهى وندالى به وجود مى‏ آید. شرکت در این اعمال به هر فرد، موقعیت و تعامل گروهى مى‏ دهد و از طریق درگیرى مستقیم، فرد از این‏که عضوى حاشیه‏ اى باشد، پرهیز مى‏ کند. (رمضانى، 1375)



نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

علل شایع وندالیسم در ایران

» نوع مطلب : وندالیسم ،بررسی - تدوین ساختار ،

علل شایع وندالیسم در ایران

از میان علل شایع وندالیسم که در جوامع بشری شناخته شده اند، برخی از آنها که در جامعه ما نقشی جدی و پررنگ دارند، به شرح زیرند.

تضاد طبقات: وندال ها به طبقه خاص تعلق ندارند و تنها در محدوده های مشخص از شهرها به خرابکاری نمی پردازند. یک خرابکار اعمال ناهنجار خود را در همه جای شهر به نمایش می گذارد و محدودیتی قائل نمی شود. با این حال، می توان ادعا کرد وجود خرده فرهنگ ها و مهاجرنشینی در یک محدوده مشخص شهری، به افزایش وندال ها و وندالیسم در آن قسمت کمک می کند. در حقیقت، طبقات مختلف اجتماعی و افزایش فاحش فاصله بین طبقات، خاستگاه عمده وندالیسم محسوب می شود.در چنین حالتی، سازه های موجود در مناطقی که به سکونت طبقات مرفه اختصاص دارند، یا وسایلی که برای ارائه تسهیلات شهری بیشتر در این قسمتها نصب می شوند، بیش از پیش در معرض تخریب قرار می گیرد و نقش عقده ها و تضادهای طبقاتی پررنگ تر می شود.

تربیت اجتماعی: نظام تربیتی جامعه از کارکردهای فنی، اخلاقی، تاریخی و قانونی آن نشأت می گیرد و حاصل می شود. ضعف این نظام بزرگترین نارسایی یک جامعه محسوب می شود که چهره حال و آینده آن را مخدوش می کند و حیات اجتماعی اعضای آن را به مخاطره می افکند. توجه به این نکته که تمدنهای شهری بستری برای تجلی ماهیت متغیر زندگی مدرن امروزی هستند و شهرهای جامعه ای که یاد ندهد و یاد نگیرد، محکوم به نابودی اند، ضرورتهای آموزشهای محیطی و کارکردهای تعلیم اجتماعی را آشکار می کند. بی ارزش دانستن اموال و منافع عمومی، مهمترین آسیب این حوزه است که ریشه در ناپختگی فردی، ضعفهای فرآیند اجتماعی شدن در مرحله عمل و نبود آموزش و اطلاع رسانی درباره محیط دارد.

هیجانهای روحی: دلیل وندالیسم هر چه باشد، در شکل نهایی از یک هیجان روحی ناشی می شود که به صورت عصبانیت، پرخاشگری، عصیان جمعی و خودنمایی، به تخریب می انجامد. کاهش هیجانهای نامطلوب و هدایت و تخلیه بخشی از آن که به اقتضای سن، موقعیت فردی و اجتماعی، فشارها و ناملایمات زندگی روزمره به وجود می آید، یکی از وظایف مهم دولتها و نهادهای حکومتی است.

مالیات و خدمات: نظریه های کلاسیک مالیات که تا امروز نیز کاربرد دارند و اساس و پایه ارائه خدمات مطلوب و به روز به شهروندان محسوب می شوند، بر ایجاد یک نوع توازن ملموس و ذهنی میان اخذ مالیات و ارائه خدمات تأکید می کنند و در حقیقت، باید میان این دو شاخصه رابطه ای معنادار وجود داشته باشد و یک راهکار اساسی این است که مالیات شهروندان به طور مستقیم و غیرمستقیم برای ارائه خدمات صرف شود و برعکس آن، پولی غیر از مالیات برای ارائه خدمات هزینه نشود.در چنین حالتی، شهروندان می پذیرند و به عینه مشاهده می کنند که خدمات شهری نتیجه مالیاتی است که خودشان می پردازند و بالطبع در مقابل حفظ و صیانت از سازه های ارائه کننده این خدمات، مسؤولیتی دو چندان بر دوش خود احساس می کنند.

ضعف در اعمال قانون: درباره تخریب اموال عمومی قوانین مفصلی وجود دارد. برای مثال، قانونگذار برای برخی انواع وندالیسم تا 10 سال مجازات حبس در نظر گرفته است. مشکل اینجاست که این قوانین به گونه ای جامع و مانع و به صورت گسترده اعمال نمی شود.



راههای كاهش رفتارهای وندالیستی:


1_ كاهش شكاف طبقاتی و رفع محرومیت

2_ كنترل متغیرهای محیطی مانند از بین بردن و امحای علائم تخریب‌های قبلی وهمچنین تعمیر و ترمیم خرابی‌های انجام شده در اسرع وقت ممكن، به‌شدت از احتمال تكرار این رفتارها می‌كاهد.

3- تشدید و تقویت كنترل‌های محیطی بالاخص در اماكنی كه احتمال وقوع چنین رفتارهایی وجود دارد ضروری است.

4- اطلاع‌رسانی و آشنا ساختن شهروندان به ابعاد این پدیده بالاخص در مناطق پایین شهر و آگاه‌ساختن آنها از عواقب حقوقی سنگین رفتارهای وندالیستی و جرم بودن آن می‌تواند نقش بازدارنده‌ای در كنترل رفتارهای وندالیستی داشته باشد.

5- مشاركت اجتماعی شهروندان در زمینه زیباسازی شهری،

6- تدوین و ارائه برنامه‌های آموزشی برای مدارس و دانش‌آموزان مقاطع راهنمایی ودبیرستان درخصوص معرفی این پدیده و آسیب‌های آن

7- استفاده از مصالح محكم برای اموال عمومی می‌تواند بر كاهش روند وندالیسم و هزینه‌های آن كمك كند


نتیجه‌گیری‌

اگر در جوامع ‌پیشرفته ‌جهان ‌و به‌ خصوص ‌نظامهای ‌مبتنی ‌بر دموكراسی‌، به ‌مشاركت ‌تا به ‌آن‌ حد اهمیت‌ داده ‌می‌شود، به‌ سبب ‌این ‌نیست ‌كه ‌چنین ‌واژگانی ‌مد بوده‌ یا جملات ‌زیبا و مردم‌پسندی ‌در دوره ‌كنونی ‌هستند بلكه ‌بدین‌جهت ‌است‌كه ‌آنها در دقیق‌ترین ‌مطالعات ‌علمی‌ خود به ‌این ‌نتیجه ‌رسیده‌اند، كه ‌تنها مشاركت ‌است ‌كه ‌موجب ‌می‌شود، در هر جامعه‌، نسل ‌جدید، بدون ‌آن ‌كه ‌به‌ یك ‌آرمان‌گرای شكست ‌خورده ‌یا آشوبگر بدل ‌شود، از تجارب ‌و دستاوردهای ‌نسل ‌گذشته ‌استفاده ‌كرده ‌و در عین ‌حال‌، چیزی ‌را نیز بر آن ‌افزوده‌ و زندگی ‌در دنیای ‌پیرامون ‌را برای ‌خود و سایر انسانها مطلوب‌تر سازد. اكنون ‌در جامعه ‌ما، شكاف ‌و تمایز بین ‌ایده‌آلها و واقعیات ‌در نزد نسل ‌جدید، حقیقتی ‌انكارناپذیر است‌، همان‌گونه ‌كه‌ در نسل ‌گذشته ‌حقیقت‌ داشته ‌است ‌و علل ‌بازآفرینی ‌مداوم ‌آن چیزی ‌نیست‌، به‌جز این ‌كه‌ در جامعه ‌ما الگوهای ‌تربیتی ‌و جامعه‌پذیری ‌در تمامی ‌عرصه‌های ‌اجتماعی‌، اقتصادی‌، سیاسی ‌و فرهنگی ‌نیاز به ‌تجدیدنظر جدی ‌و فوری ‌دارد، تا دستاوردهای ‌چندین ‌و چند نسل ‌را، نه ‌به‌ گونه‌ای ‌تجویزی ‌و بی‌چون ‌و چرا، بلكه ‌با مشاركت ‌به ‌نسل ‌بعد انتقال ‌دهد و به ‌نسل ‌جدید اجازه ‌دهد تا خود تجربه‌، تعامل ‌و لمس ‌كرده ‌و آن ‌گاه ‌بیندیشد، برگزیند و پی ‌ببرد.

منابع :

1_ محسنی‌تبریزی، علیرضا. 1383. وندالیسم؛ مبانی روان شناسی اجتماعی، جامعه شناسی و روان شناسی رفتار وندالیستی در مباحث آسیب شناسی و كژرفتاری اجتماعی. نشر آن. تهران.

2_ ضابطی، حسن ( مدرس دانشگاه علامه طباطبایی). وندالیسم.

3_ حمدی علی آبادی، كاوه (1380). شناخت شناخت ها، انتشارات فرهنگ كاوش، تهران.

4_ احمدی علی آبادی، كاوه (80 ـ 1379). جایگاه عرف و باورها و رفتارهای عامه در كسب دانش و شناخت خلاق، نمونه ای موردی در جامعه ایران، مركز بین المللی گفتگوی تمدنها، تهران.

5_ محسنی و همكاران (1380) بررسی آگاهی ها، نگرش ها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در تهران، آئینه پژوهش، تهران، موسسه پژوهشی فرهنگ، هنر و ارتباطات.

6_ محسنی تبریزی، علیرضا (1367) مبانی نظری و تجربی وندالیسم، نامه علوم اجتماعی، شماره7.

لاتین

7_ پیران، تحلیل جامعه شناختی از مسكن شهری در ایران، نامه انجمن جامعه شناسی ایران. شماره،۶،۱۳۶۷ صص۴۳ ـ.۴۴

8_ سایت اطلاع رسانی تبیان

9-مقاله آسیب شناسی رفتارخشونت آمیز جمعی جوانان :دكتر انور صمدی راد



نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

وندالیسم**

» نوع مطلب : وندالیسم ،

مقدمه و طرح مساله

در عصرحاضرخشونت و پرخاشگری به یكی از مسایل اجتماعی مهم و درخور توجه جوامع تبدیل شده است. افراد و گروه‌های زیادی به دلایل و بهانه‌های گوناگون با درگیر شدن در فرآیندهای خشونت‌آمیز آسیب‌های فراوانی را به خود و سایرین وارد می‌كنند. پدیده خشونت جمعی در زمان‌ها و مكان‌های دیگری و گاه در ابعادی بسیار گسترده‌تر بروز می‌كند كه نتیجه آن، تخریب اموال عمومی، صدمات جانی و مالی افراد ماجراجو و حتی بی‌طرف و یا عابران و غیره است. از این رو، شناخت همه جانبه پدیده خشونت، بویژه از ابعاد روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناختی، به منظور دستیابی به راهكارهای اصولی برای پیشگیری و نیز كنترل آن از دغدغه‌های اساسی جوامع دموكراتیك است.

تحقیقات زیادی حاكی از آنست كه وجود یك عامل ریسك(Risk Factor)در یك فرد به تنهایی نمی‌تواند موجب بروز رفتار ضد اجتماعی و خشونت بار بشود. عوامل متعددی لزوماً باید با هم ادغام شوند تا در یك دوره زمانی مربوط به رشد فرد و تحول به دوره بلوغ و بزرگسالی رفتار وی را شكل ویژه‌ای بخشند.عوامل ریسك به عواملی اطلاق می‌شوند كه شواهد قوی برای ارتباط علمی آنها با یك مساله یا پدیده خاص عواملی چون: بیكاری و فقدان درآمد كافی برای زندگی، بویژه برای تامین امكانات ورزشی، تفریحی، و گذران سالم اوقات فراغت برای نوجوانان و جوانان كه نیاز مبرم و انكار ناپذیری برای آن به مانند نیاز گیاه به آب، دارند، و یا شرایطی چون غربتی بودن، طرد شدگی، اخراج از مدرسه و یا اجبار در ترك تحصیل، احساس بی عدالتی/بی قدرتی اجتماعی، نبود خانواده حمایت گر و قابل اتكا، احساس محرومیت/ناكامی در برآورده شدن خواسته ها و آمال كوچك و بزرگ و عواملی نظیر اینها می توانند فرد را در مسیر حوادث و شرایط نامطلوب و خطرآفرین قرار دهند. بویژه اگر الگوهای یادگیری اجتماعی و گروه های نقش آفرین مناسبی در اختیار نباشد، احتمال الگوپذیری و مدل سازی منفی و ناسالم برای جوان فراهم تر می شود و زمینه مناسبی برای رفتارهای نابهنجار و ضد اجتماعی فراهم می گردد. عصیان روزافزون انسان، به خصوص نسل جوان، نه تنها نشان دهنده احساس اجحاف و درماندگی توأم با خشم، پرخاشگری و آشوبگری آنان است، بلكه معرف تحمیلات اجتماعی و تجویزهای نیروهای قاهر و سركوبگر بیرونی درجامعه ای است كه به جای درنظرگرفتن نگرشها، باورها، رفتارها و الگوهای فرد، گروه، قشر یا نسلی دیگر، تنها نگرشها و الگوهای خود را به آنان تجویز می كند. درحقیقت وندالیسم واكنشی است در مقابل برخی از صور فشارها، تحمیلات، ناملایمات، حرمانها، اجحاف و شكستها كه مبین تمایل به تخریب آگاهانه، ارادی و خودخواسته اموال، تأسیسات و متعلقات عمومی است.


معنی لغوی وندالیسم

در لغت‌نامه روبر فرانسه كلمه وندالیسم از وندال به معنای خرابکار، خشن و نادان گرفته شده‌است و در معنای اول به معنای تخریب و نابود کردن آثار هنری و در معنای دوم به معنای "تخریب اموال عمومی" آمده است

تاریخچه و وجه تسمیه واژه وندالیسم

وندالیسم مشتق از واژه وندال است. وندال نام قومی از اقوام ژرمن ـ اسلاو به شمار می رفت كه در قرن پنجم میلادی در سرزمین های واقع در میان دو رودخانه اودر و ویستول زندگی می كردند. آنان مردمانی جنگجو، خونخوار و مهاجم بودند كه به كرات به نواحی و سرزمین های اطراف قلمرو خود تخطی و تجاوز كرده، به تخریب و تاراج مناطق و آبادی های متصرفه می پرداختند. روحیه ویرانگرانه قوم وندال سبب گردیده است كه در مباحث آسیب شناسی، كلیه رفتارهای بزهكارانه ای كه به منظور تخریب آگاهانه اموال، اشیاء و متعلقات عمومی و نیز تخریب و نابودی آثار هنری و دشمنی با علم و صنعت و آثار تمدن صورت می گیرد به گونه ای به وندالیسم منتسب گردد.

همانطور که ذکر شد، وندالیسم، در این معنی؛ از بلاهای جوامع امروزی است كه در گذشته دیده نشده است. "وندال های كهن"، در هجوم های وحشیانه خود، چیزی را ویران می كردند كه خود نساخته بودند، اما "وندان های مدرن" چیزی را نابود می سازند كه از آن جامعه خودشان است.

وندالیسم در همه جا بیداد می كند و تقریباً همه شاهد عوارض آن هستند. آثار وندالیسم را روی در و دیوارهای شهرها، آسانسورها، پارك های عمومی، كیوسك های تلفن و به شكلی وسیع در مدارس می بینیم. از دیگر مظاهر وندالیسم، نوشتن و حكاكی بر روی دیوارهای مؤسسه های عمومی، روی صندلی های اتوبوس های شهری و نوشتن انواع یادگاری ها بر دیوارها و ستون های مكان های باستانی و آثار تاریخی است.


مفهوم وندالیسم

در متون جامعه شناسی، وندالیسم به مفهوم داشتن نوعی روحیه بیمارگونه به كار رفته كه مبین تمایل به تخریب آگاهانه، ارادی و خودخواسته اموال، تأسیسات و متعلقات عمومی است.

وندالیسم به معنای تخریب کنترل نشده اشیای و آثار فرهنگی باارزش یا اموال عمومی است که یک ناهنجاری اجتماعی به حساب می‌آید و دلایل متعددی برای آن عنوان می‌کنند. وندالیسم را در زمره انحرافات و بزهکاری ‌های جوامع جدید دسته بندی می‌کنند و آن را عکس العملی خصمانه و واکنشی کینه توزانه نسبت به برخی از فشارها، تحمیلات، ناملایمات و اجحاف ‌ها تحلیل می‌کنند.

وندالیسم در زمره آن دسته از انحرافات و بزهكاری هایی است كه در جوامع جدید ظهور یافته است

واین معضل اجتماعی تا نیم قرن پیش مطرح نبود.

در طبقه بندی انواع جرائم، اغلب صاحب نظران و محققان وندالیسم را به مثابه جنایتی خرد و از انواع بزهكاری های نوجوانان به شمار آورده اند.

وندالیسم بین نسلی

هنگامی كه فاصله بین فرهنگ عمومی و فرهنگ رسمی زیاد باشد، فاصله بین معیارهای تنظیم كننده واقعیات با شرایط واقعی حاكم برواقعیات زیاد می شود و عكس العمل نسلی را در پی دارد كه هنجارها، قواعد، رسوم، الگوها و عادات و قوانین نسلی دیگر را كه واقعیات و شرایط او را درنظر نمی گیرد طرد می كند. فاصله هرچه بیشتر و عمیق تر بین فرهنگ عمومی و فرهنگ رسمی نیز یكی از عوامل تعیین كننده ای است كه معین می سازد، یك نسل تقابل دیدگاهها، رفتارها و الگوهای خود با نسلی دیگر را به شكل مشاركتی و اصلاحی ببیند یا تعامل را راه حل مناسبی ندیده چرا كه شكاف را آنقدر اساسی و عمیق بیابد كه تنها راه را در خرابی و فروپاشی تمامی نظامی ارزیابی كند كه انعطافی برای درنظرگرفتن خواستها، نگرشها و الگوهای نسل اوقائل نمی شود. به بیان دیگر، كنش و واكنش نسلها نسبت به شرایط موجود و نسبت به یكدیگرست كه می تواند موجب شود آسیب اجتماعی وندالیسم پدید آمده، گسترش یافته و متجلی شود. اگر تفاوتهای نسلی در جامعه ای به حدی باشد كه شكاف محسوسی را نشان دهد، آنگاه نسلهای درتقابل با یكدیگر چند راه پیش روی دارند. اگر نسلی كه نهادهای جامعه را در كنترل هنجارها، نگرشها، رفتارها و الگوهای خود دارد به نگرشها، ایده ها، هنجارها، رفتارها و الگوهای نسلی كه در زیردست او پرورده می شود، توجه نكرده و كاملاً تجویزی و یك طرفه، نحوه كنش موردانتخاب او نسبت به شرایط موجود و نسل مقابل باشد، اولین گام برای تشكیل پدیده وندالیسم را برداشته است. نسل زیر دست چندراه پیش روی خود دارد، یا آنچه را كه در تقابل با نسل مسلط می بیند از طریق تعامل و همفكری و همجوشی برطرف سازد، از سرایت وندالیسم به خود تااین مرحله از كنش اجتناب كرده است، ولی انتخابهای بعدی او تحت تأثیر واكنشهای نسل مسلط قرار دارد. اگر نسل مسلط همچون گذشته برشیوه تجویز و تهدید یك طرفه خود استمرار ورزد، علاوه برآن كه خود را از نگرشها، باورها و الگوهای دیگری كه برخاسته از شرایط جدید حاكم برواقعیت و جامعه است محروم ساخته، خود را در خطر واكنش بعدی نسل زیردست به شكل خرابكاری و آشوبگری وندال قرار داده است. اما واكنش بعدی نسل زیر دست چگونه می تواند باشد؟ اگر بنابرهردلیلی كنش مناسب خود را برای حل مشكل رها كرده و به مقابله به مثل بپردازد در راه آشوبگری گام برداشته است و به جای حل مشكل، مشكل را حذف كرده است و اگر روزی بخواهد برای برطرف كردن نیازهای خود از آن استفاده كند، باید مجدداً خرابیهای خود را آباد كند. درنهایت نحوه عمل و عكس العمل نسلهای مسلط و زیردست نسبت به یكدیگر و نسبت به واقعیات موجود است كه تعیین كننده نهایی است. این امر هنگامی بیشتر از كنترل افراد خارج شده و وندالیسم را تابع شرایط موجود می سازد كه اولاً فاصله بین واقعیات و شرایط اجتماعی جامعه با هنجارها، باورها، رفتارها و الگوهای نسلها زیاد بوده و ثانیاً شكاف بین فرهنگ رسمی و فرهنگ عمومی عمیق و گسترده باشد و هنگامی بیشتر متأثر از انتخاب كنشهای نسلهاست كه آنها به جای مشاركت و تعامل با یكدیگر، تجویز و حذف یكدیگر را دنبال كنند و برای دیدگاهها، هنجارها، باورها، رفتارها و الگوهای دیگری مشروعیت قائل نشوند. باید دقت كرد كه در بسیاری از موارد تفاوتهای موجود در هنجارها، نگرشها، رفتارها و الگوهای هرنسل برخاسته از شرایط حاكم برتعامل یك نسل است و از منظر نسلی كه با تعاملات دیگری سروكار داشته و از شرایط دیگری متأثر شده به شكلی اجتناب ناپذیر متفاوت است.


وندالیسم به مثابه آشوبی اجتماعی

جوامع روستایی و عشایری به دلیل شرایط جدید جهانی و شهری شدن، رشد جمعیتشان كه دیگر كفاف ظرفیتهای جامعه را نمی كرد و بسیاری از خدمات اجتماعی و امكانات زندگی و رفاهی با مهاجرت به خصوص نسل جوان خود به شهرها مواجه هستند. این امر خود افزایش بی رویه جمعیت شهری را به دنبال دارد. اما شهرها همواره ظرفیت لازم برای حداقل امكانات رفاهی و انواع خدمات ضروری را ندارند. به سبب قدرت خرید پایین مهاجرین مناطق محروم، آنان ناگزیرند كه زمینهای ارزان قیمت در حاشیه شهر یا زمینهایی را كه در فاصله ای دورتر از شهر مالكی ندارند، تصاحب كرده و با حداقل امكانات، محل زندگی و حتی كار خود را بسازند. كمبودهای متعدد در هر زمینه ای موجب می شود تا آنان از طریق همبستگی گروهی مضاعف، بسیاری از كاركردهایی را كه جامعه شهری قادر به برآوردنش نیست خود مرتفع سازند. آن هم به تشكیل گروهها و جریانات و جنبشهایی پرشور منتهی می شود كه می تواند به سرعت فشارهایی را به دولت و جامعه شهری وارد سازد. از طرفی بسیاری از فعالیتهای این اقشار كه برخی به نان شب محتاج اند، به سوی فعالیتهایی كشیده می شود كه به سبب آسیبهای اجتماعی كلان برای جامعه، ممنوع و غیرقانونی به شمار می روند، پس مقاومت گروههای مذكور برای كسب معاش از این طرق غیرقانونی به پیدایش باندهایی منجر می شود كه انواع فعالیتهای غیرقانونی را به شبكه ای در هم تنیده بدل می سازد كه نگاهی جزیی به آنان هم می تواند وضعیت اقشار آسیب پذیر مذكور را بدتر كرده و یاناخواسته باعث گسترش آنها به زمینه های جدید و فعالیتهای جبرانی گسترده تبدیل شود.

مجموعه آنها موجب می شود تا نارضایتی حاشیه نشینان به شكلی جمعی بروز كرده و در سطح اجتماعی به شكل اعتراضات گروهی و آشوبها بروز كند و چنان رفتاری هنگامی كه به شخصیتی در افراد بدل شد، وندالیسم و آسیبهای اجتماعی مربوط به آن را پدید می آورد و گروههایی را كه شكل می بخشد كه تنها راه درست هر چیز را در خراب كردن و از بیخ و بن كندن آن می بینند. در این شرایط اجتماعی جوانان حاشیه نشین هرچه بیشتر خود را با چنان اخلاق، منش و نگرش و باورهای غالب حاشیه نشینی همراه ساخته و جامعه پذیر می شوند، زیرا حامی ای جز آنان برای پاداش نگرشها و رفتارهایشان نمی یابند.

اما از طرفی دیگر شهرها برای تأمین نیازهای شغلی و نیروی كار خود نیاز به این مهاجرین دارند، بنابراین چنین فرآیندی طبیعی است، تنها جامعه شهری می بایست در ازای چنان عرضه نیروی كار، حداقل نیازهای اساسی وتأمین اجتماعی این اقشار را تأمین كند و اشتغال زایی و فرصتهای شغلی را در این مناطق پدید آورد تا بیكاری موجب پناه بردن شان به كارهای خلافكارانه و اعتیاد و سایر جرائم و تخلفات نشود. بنابراین موضوع توزیع مناسب و عادلانه خدمات اجتماعی و رفاه اجتماعی و ایجاد فرصتهای شغلی پدید می آید، پس مسائلی همچون فرصتهای شغلی، قوانین كار و حقوق و دستمزد كارگری ، بیمه های اجتماعی، حق بیكاری، حق بازنشستگی، خدمات بهداشتی و حداقل خدمات رفاهی جوامع حاشیه نشین و آلونك نشین باید در زمره اولویتهای اصلی قرار گیرد..

رابطه گروه های سنی و وندالیسم

وندالیسم خاص گروه سنی معین است. براساس تحقیقات انجام شده كودكان، نوجوانان و جوانان بین سنین 10 تا 25 سال بیش از دیگر گروه های سنی به وندالیسم روی می آورند.

رابطه شرایط محیطی و وندالیسم

شیوع وندالیسم در مناطق شهری به مراتب بیش از مناطق روستایی است. در شهرها به علت تراكم جمعیتی و اخلاقی، وجود پاره فرهنگ های مختلفه، انحراف و جدا افتادگی فرد از جامعه و هنجارهای اجتماعی بیش از مناطق روستائی مشهود است و از آنجایی که بسیاری از صاحب نظران ریشه وندالیسم را در این ناهنجاری های اجتماعی می دانند، تشدید این امر در شهرها امری طبیعی به نظر می رسد.

غالب وندال ها مجرد و از نظر تحصیلی ناموفق اند. اغلب آنها با سرخوردگی ها، شكست ها و ناكامی های مختلف در زمینه های تحصیلی، حرفه ای و خانوادگی مواجه بوده و دارای نوعی شخصیت پرخاشگر، بی ثبات، ضدجامعه و در عین حال مأیوس اند. آنان متعلق به خانواده های از هم پاشیده و دارای مناسبات و روابط خانوادگی نامطلوب هستند.


نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .