تبلیغات
WIMIFIRE - مطالب فضا

امروز:

نقش فضاهای شهری در جنبش های اجتماعی

» نوع مطلب : مثالی ،فضا ،

شاید از نخستین باری که عبارت "دانش انفورماتیک" به کار گرفته شد چند دهه گذشته باشد اما هیچ وقت به قدر سالیان اخیر این مفهوم برای ما الهام بخش و چالش برانگیز نبوده است. امروزه عباراتی چون فضای مجازی و شبکه اطلاعاتی مضاف بر هر مضاف علیهی به کار گرفته می شود. تجارت، خرید و فروش، دوستیابی، آموزش، سرگرمی و یا هر عبارتی که در روزمرگی ما بسامد داشته باشد با افزوده شدن لفظ مجازی یا الکترونیک، معنایی مضاعف و ویژه می یاد. به همین علت است که روشنفکران و نظریه پردازان در هر حیطه ای، تغییرات و کنش های موضوع تخصصی خود را در سالهای اخیر با نسبتی که با امر مجازی پیدا می کند تعریف و سنجش می کنند. نگاهی به تحولات اجتماعی در همین چند سال گذشته، نقش این ابررسانه را نه تنها آشکار بلکه بدیهی می داند. بسیاری بر این باورند که امر مجازی نه تنها رسانش را به عهده دارد بلکه با تاثیر گذاری بر شرایط، به تولید محتوای جدید انسانی نیز می پردازد. در حقیقت امکانات سبب تحقق موضوعات می گردد. در یک نگاه کلی و پذیرفته شده به طبقات اقتصادی در جامعه، با سه دسته مشخص روبرو هستیم. یکی اقلیت خلاق یا سرمایه داری که خود مسیر خود را ایجاد می کنند و شرایط را به وجود می آورند. دسته دوم عده ای هستند که عمدتاً به امور تولیدی اشتغال دارند و از طریق فعالیت فیزیکی و یدی کسب مزیت اقتصادی می کنند. در این میان عده ای نیز هستند که به عنوان حلقه ی واسط و یا بهتر است بگوییم طبقه متوسط بیشتر به امور خدماتی و تخصصی اشتغال دارند. رشد امر مجازی نه ضرورت وجودی طبقه تولیدگر را منتفی می کند و نه طبقه ی خلاق و یا سرمایه دار را. آنچه حوزه ی تاثیرگذاری امر مجازی است، حوزه خدماتی طبقه متوسط است. در حقیقت از بین رفتن قیدهای جغرافیایی توسط امر مجازی، مزیت های زیستی این طبقه را کم رنگ کرده و امنیت شغلی آن ها را متزلزل ساخته است. نگاهی به سیر اخراج کارمندان در موسسه های موفق اقتصادی نشان از همین موضوع است. آن چه در اخبار می شنوید نه اعتراض کشاورزان است و نه اعتراض روسای شرکت های بزرگ. اعتراض طبقه متوسطی است که همان امر مجازی که حضور او را بی مزیت کرده است، به او ابزار اعتراض و بیان نیز داده است. در حقیقت امر مجازی در عین از بین بردن ضرورت حضور اپراتورها و کارمندان و بسیاری از حرفه مندان نیمه متخصص، به این افراد امکان تبادل نظر، گفتگو و زیست مجازی داده است. این وضعیت چنان بی جغرافیا است که در پی گیری اخبار اعتراضات مردمی، هیچ متغیر جغرافیایی دخیل نیست. بهار عربی تنها بر پایه ی ارتباطات فرهنگی و زبانی رشد کرد و عرصه ای برای بروز یافت. در غرب و یا شرق دور نیز همین نحو از بروز انسانی دیده می شود. چنانکه دیگر لفظ بهار و یا بیداری از پسوند های اسلامی و یا عربی جدا شده و مفهومی جهانی یافته است. اما آنچه پس از این مقدمه سوال اصلی ما است آن است که چرا فضای مجازی که امکان حضور، تعامل و باورمندی را به طبقه متوسط داده است، عرصه ی اصلی اعتراض باقی نمی ماند و پیاده رو ها، پارک ها و میدان ها هستند که ظرف اصلی و ضربه اصلی محسوب می شوند؟

هر فضای مجازی لاجرم ایجاد کننده ای دارد. هر سایت، وبلاگ، شبکه اجتماعی، شبکه رادیویی و یا شبکه های ماهواره ای علی رغم ساختار اعتباری و نرم افزاری خود، نیاز به فضایی سخت افزاری و سرمایه ای واقعی دارند. یعنی پولی که پشتوانه آن در بانک های مرکزی کشورها، باید طلا باشد. این امر سبب می شود که هزارتوی امر مجازی، هر چند رها و آزاد از هر قید بیانی، اما همواره نیازمند به مالک و صاحب است. هیچ فضای الکترونیکی بی صاحب نیست و هیچ صاحبی، بی منظور هزینه ای نمی کند. چنین است که امر مجازی برای همیشه تنها بازنمایی واقعیت است و نه نمای واقعیت. در حقیقت امر مجازی نمی تواند فارغ از اغراض بیان کننده، به خودی خود بیان امری باشد. که اگر این گزاره را نپذیریم، دیگر نمی توان برای فردی همچون عکاس، حق تالیفی قائل شد. آن نگاهی که بیان می کند، نگاه کسی است که در صفر مختصاتی دکارتی، خود را مرکز جهان پنداشته است. بنابر این امر مجازی نه به صورت عرفی، اما به صورت فلسفی همواره قابل رد و متهم کردن به دروغ است. امضاهای اینترنتی پای بیانیه ها، شمار بازدید کننده ها، موافقان و مخلافان همواره قابل تردید است. از سوی دیگر امر مجازی به علت آنکه تاثیر مستقیم فیزیکی ندارد، نمی تواند جبر قطعی ایجاد کند. در نتیجه آن مسئولی که مورد اعتراض مردمی قرار دارد، هم می تواند کامپیوتر خود را خاموش کند و هم کامپیوتر دیگران را. در حقیقت امر مجازی همواره نرم است و امر نرم، امری اطلاعاتی و بر پایه دانستگی و علم تلقی می شود. اما حیطه عمل کجای این معادله است؟

اگر مروری بر کلیدواژه های خبری این روزها داشته باشیم، مدام نام میدان ها، پارک ها و در یک کلام شهرها را می شنویم. فضاهای شهری به عنوان فضاهای عمومی، در عین اینکه به لحاظ حقوقی و اعتباری در اختیار حاکمیت ها قرار دارند، اما هیچ مانعی برای تملک و در اختیار گرفتن آن ها از جانب شهروندان وجود ندارد. شهر به عنوان نمای واقعیت و نه بازنمایی آن، واقعاً در اختیار شهروندان است. شهر را نمی شود فیلتر کرد، خاموش کرد، و یا انکار کرد. شهر واقعیت بیرونی است. برای همین است که دولت های مورد اعتراض، دخالت نظامی می کنند. در حقیقت دخالت، داخل شدن است و داخل شدن، اثبات داخل نبودن؛ که هر شدنی در سودای بودن اتفاق می افتد. نظامیان یمنی، ارتش سوریه، پلیس لس آنجلس و یا سئول، همه و همه به عرصه عمومی وارد می شوند تا کلمات جمعیت را از صفحه خیابان پاک کنند. پاک کردن رفتاری متفاوت است از پنهان کردن. نمی شود شهری را تا کرد و به جای دیگری برد. جبر فیزیکی، حضور را قطعی و غیر قابل چانه زنی می کند. اینجا است که فضای عمومی به عنوان امر اصیل خود را نمایش می دهد و بازنمایی نمی کند. بنابر این نه تنها ضعف اعتباری فضای مجازی را برطرف می کند، بلکه حیطه عمل را نیز در اختیار دارد. تصاحب ادارات دولتی و مکان های عمومی اقدامی است، که هیچ امر مجازی و اعتباری نمی تواند در برابرش مقاومت کند. اما چه چیز فضای عمومی را به حوزه ی عمومی تبدیل می کند؟

همیشه فاصله ای هست بین در شهر زندگی کردن و زندگی شهروندی. آنچه تمایز میان ساکن و شهروند ایجاد می کند آن است که ساکن از شهر بهره می جوید اما شهروند از شهر کسب هویت و معنا می کند، به آن سبب که رفتارش معطوف به شهر است. این تمایز، همان تمایز میان شرکت و مشارکت است. انفعال و فعالیت. زیست فعالانه ی شهری، زیستی مسئولانه است که وابستگی بسیاری به حس تعلق دارد. حس تعلق به عنوان یک کهن الگوی رفتاری، تمایل به نگهداری و مسئولیت ایجاد می کند. اگر زیست مسئولانه، فعال و مشارکتی را تمایز میان سکونت و شهروندی بدانیم، باید به این بیاندیشیم که حس تعلق محصول چه فرآیندی است. علمای شهرسازی حس تعلق را محصول خاطره جمعی و تجربه ی فضای شهری می دانند. تجربه ای که در آن ارتباط به دیگر ساکنین، لایه ی مفهومی جدیدی ایجاد می کند که معطوف به فضای شهری است و همین عطف است که ساکنین را به شهروندان ارتقاء می دهد. چنین است که جامعه پژوهانی چون هابرماس از الویت فضای عمومی بر حوزه عمومی سخن می گویند. بدین صورت فضای شهری است که سبب تجربه شهری شده و حوزه عمومی شهروندی را به عنوان کلیتی مستقل از کل ساکنین تعریف می کند. در تجربه اعتراضات شهری نیز، رجوع شهروندان به فضاهای شهری، رجوع به حوزه عمومی است. اشغال و تصاحب حوزه عمومی است که علی رغم بی ضرر بودن آن برای دولت ها، اما سبب واکنش مداخله جویانه آنان می شود. غافل از آنکه خالی کردن فضاهای شهری از مردم، حوزه عمومی را بدان ها باز پس نمی گرداند. چرا که امری انتزاعی اما وابسته به مکان است. حذف امکان تجلی آن، امکان تصاحب آن را ایجاد نمی کند. و بدون حوزه عمومی، تنها حکومت محض نظامی که خود اعترافی به ناپایداری است قابل بروز است. گهگاه نیز در بعضی دولت ها، فضاهای شهری را از طرفداران خودی پر می کنند و به تبلیغ می پردازند، بی آنکه متوجه باشند حوزه عمومی محصول تجربه و خاطره جمعی است و یک اتفاق چند ساعته و حتی چند روزه نمی تواند به نحو فرمایشی بخشی از خاطره جمعی شهروندانی باشد که با آن همدلی ندارند. در حقیقت شهر فضایی است که یا توسط شهروندان معنا دار می شود و یا در غیاب شهروندان معنای غیاب آن ها را مخابره می کند؛ اما هرگز عرصه حضور فرمایشی قرار نمی گیرد. در تصاویری که هر روز می بینیم، نیروهای پلیس چادر های معترضان را از پارک ها و میدان ها جمع می کنند و این دقیقاً همان لحظه ای که ضربه حضور بر پیکر امری اعتباری به نام قدرت وارد می شود. چنین است که فضاهای شهری خود را نه تنها شاخصی کمی برای توسعه، بلکه معیار و رویکردی برای ایجاد کیفیت شهروندی در شهرها می کنند. کیفیتی که یگانه شیوه ی بقاء و باقی ماندن شهرها در طول تاریخ شهرنشینی است. اصفهان، توکیو، قاهره، لندن و نیو مکزیکو همواره بر سر سفره ی سنت شهری شان است که ادامه دار شده اند. مقایسه کنید با بلوک های کپی شده ای که قرار است بی هیچ فضای شهری تجربه سازی، در سالهایی نه چندان دور بافت های فرسوده ی آینده ی ما را تامین کنند.

محسن اکبرزاده، پژوهشگر دکتری معماری اسلامی و مدرس دانشگاه هنر اصفهان


نوشته شده در : جمعه 11 بهمن 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

فضای محلهای ، فضای گذار از خصوصی تا عمومی

» نوع مطلب : فضا ،

فضای محله ای ، فضای گذار از خصوصی تا عمومی 

 

چکیده: شهر پدیدهای است سازمان یافته جاری در فضا و زمان، منتج از در هم آمیختگی رفتارهای انسانی در محملی کالبدی . محلات صورتی از این سازمان پیچیده کالبدی - انسانی به شمار میآیند که در عرصه شهری نقشی مهم در هویت بخشی فردی و اجتماعی برعهده دارند. نقشی که تنها محدود به ایجاد هماهنگی در تجمع کالبدی بناها نمیشود بلکه بستری مؤثر در شناخت و بازیابی مفاهیم، نقشها و عملکردها در طیفی از فضاها از خصوصی تا عمومی فراهم میآورد. توجه به نظم و رابطه بین عناصر کالبدی ، عملکردی و زمینه های اجتماعی بوجود آورنده سلسله مراتبی از فضاها خواهد بود که مرز محلات را قابل شناسایی کرده و هویت فرد را در قالب استقلال فضای محله ای بارز می سازد. آنچه در این نوشتار به آن پرداخته میشود مروری است بر کتاب فضاهای عمومی و خصوصی شهر نوشته علی مدنی پور و تطبیق یافته ها و نتایج این کتاب با عرصه شهری محلات به عنوان نقطه آغازین سلسله مراتب عرصه های عمومی در مقیاس شهری. در مرور و بازیابی نتایج علمی این کتاب از متون مرتبط دیگر همچون نوشته های کریستیان نوربری شولتز نیز بهره گرفته شده و نهایتا بستر تجربی وضع موجود محلات شهری ما به عنوان لایه ای دیگر در تحلیل این مفاهیم به کار گرفته شده است.

واژگان کلیدی: محله، فضای محلهای، فضای عمومی، فضای خصوصی، فضای گذار

 

مقدمه :

هنگامی که از بالا به شهر مینگریم آن را کلیتی انسجام یافته میبینیم مملو از توده و فضا، زاویه دید دیگر هنگامی است که درون شهر قدم میگذاریم و در ظرف زمانی و مکانی آن جای میگیریم، در این هنگام است که آنچه شهر را از کلیتی کالبدی و محض رها میسازد و روح و معنا میبخشد در مقابل دیدگان ما ظاهر میشود: مردم، استفاده کنندگان این پر و خالیهای کالبدی در فعالیتها و رفتارهای متنوع و گوناگون.

بازبینی شهر به عنوان یک سیستم زنده، واحد و پیچیده در ابعاد مختلف فضایی و اجتماعی و نه فقط کالبدی، چهار مقیاس فضایی را به عنوان مقیاسهای تحلیل ابعاد فضایی و اجتماعی پیش روی ما قرار میدهد، چنین مقیاسی ابزاری خواهد بود برای درک بهتر لایههای مختلف این مجموعه متشکل از توده و فضا و انسان که در عین تفکیک، ترکیبی مؤثر و نتیجهبخش را بوجود خواهد آورد. این مقیاسها که "جسم"، "خانه"، "محله" و "شهر" را شامل میشوند، نحوه مواجهه و برقراری ارتباط اجتماعی در فضا را که ماهیت زندگی فردی و اجتماعی انسان را در بستری چون محیط شهری تشکلیل میدهد، بر اساس میزانی از بسته یا باز بودن فضا به تصویر میکشند، آنچه تحت عنوان فضاهای عمومی و خصوصی شهر مورد بحث قرار میگیرند. (علی مدنیپور، 1387:13) توالی انتزاعی و در عین حال عینی این مقیاسها نشان میدهد که محله پل ارتباطی بین قلمرو خانه و پهنه شهر به شمار میآید.

فرد در عرصه نظام شهری:

بنا بر گفته ارسطو "شهر از انواع انسانها ترکیب یافته است . . ." انسان موجودی است اجتماعی که نمیتواند به دور از اجتماع و محیط زندگی کند و همیشه سعی دارد با افراد و اشیائی که به نوعی آنها را نزدیک به خود میبیند، ارتباط برقرار کند و این امر در واقع نیازی است درونی. چنین بُعدی از وجود انسان است که بنا بر نظر مدنیپور روابط شخصی، بین شخصی و غیرشخصی را در طیفی از فضاها شامل فضای کاملاً خصوصی درون ذهن، محدوده پیرامون جسم در فضا، حیطه خانه یعنی قلمرو خصوصی، صمیمیت و مالکیت، فضاهای معاشرت پذیر بین ناآشنایان و غریبهها، فضاهای اشتراکی و عمومی محله و نهایتاً فضاهای نهادی و سازمانی و عمومی شهر بوجود میآورد. (علی مدنیپور، 1387:13)

اولین مرز بین جهان عمومی و خصوصی، بدن انسان است که باطن یا "خود " درونی را از جهان بیرونی جدا میسازد. به نظر فرد ذهن او پنهان است اما از طریق حسگرهای بدن با جهان ارتباط برقرار میکند و از آن شناختی به دست میآورد. او با دیگران نیز با استفاده از حرکت و ژست بدن، الگوهای رفتاری و زبان ارتباط برقرار میکند. بدن مرز بین دو حوزه است . بدن واسطی است که از طریق آن دو حوزه به یکدیگر مرتبط میشوند. (علی مدنیپور، 1387:24) تا این مرحله یعنی تا قبل از خروج انتزاعی و ذهنی فرد از فضای درونی خود، هرگونه ارتباطی در مواجهه شخص با خود است. هنگامی که خودِ انسانی را به همراه عینیت جسمی آن در مکان- زمان قرار میدهیم، به گفته شولتز به منظور برقراری پیوندی پر معنا بین انسان و محیط، نیازمند یافتن هویت هستیم یعنی به مکانی تعلق داشتن. هویت فردی در سکونت خصوصی مستتر است و هویت اجتماعی در بطن محیط شهری و در اولین گام در فضای محله مسکونی تجلی پیدا میکند.(کریستیان نوربری-شولتز، 1381:94)

خانه مبدأ و مرکز صمیمیت است. خانه نماد حریم خصوصی است، یعنی مکانی که در آن چند نفر بر اساس رابطه نزدیک و صمیمی که با هم دارند، زندگی میکنند. مسکن به مفهوم محلی برای دستیابی به سکون و آرامش، به عنوان اصلیترین کاربری اراضی در هر سطح از سکونتگاههای انسانی و به عنوان یکی از سه رکن فعالیتهای انسانی(سکونت، کار و گذران اوقات فراغت) محسوب میگردد. آهنگ ترکیب و گردهم آمدن بناهای با کاربری مسکونی، واحدهای کالبدی متوسطالاندازهای را با فعالیت غالب مسکونی بوجود میآورد که محیط زندگی هرروزه مردم به شمار میرود و تحت عنوان واحدهای همسایگی یا محلات شناخته میشوند. قبل از تدقیق مفهوم محله، نگاه خود را معطوف میکنیم به مقیاسی کلانتر تا در حضور آن بتوانیم محله را به عنوان حلقه پیوند بین فضای خصوصیِ در مالکیت فرد و فضای عمومیِ متعلق به شهر معرفی کنیم.

در سرِ دیگر این طیف که گسترهای از مکانیت کاملاً خصوصی تا کاملاً عمومی را بوجود میآورد، شهر و فضای عمومی شهر قرار دارد. شهر به مثابه پدیدهای اجتماعی و سیاسی با جریانهای همزمان سه عنصر: تعداد زیادی از مردم، محیط مصنوعشان و ترکیبی از الگوهای زندگی. (علی مدنیپور، 1384:27) گسترهای از مکانها و فضاها با بالاترین سطوح دسترسی و پایینترین سطوح مالکیت فردی. فضاهایی که ما با غریبهها شریک میشویم و روابط غیرشخصی شکل میگیرند. مکانی که شولتز تحت عنوان فضای شهر و آبادی از آن نام میبرد، صحنه ملاقات و دیدار انسانها، دیداری که الزاماً بیانگر توافق نبوده و در اصل به معنای گرد هم آمدن مردم با تمامی اختلافات ایشان میباشد، مکانی برای مکاشفه یا به عبارتی حیطه امکانات گوناگون.

در این میان در شکلگیری رابطه عمومی- خصوصی در شهر به معنای رابطهای بین خانه و شهر، محله و فضای محلهای به عنوان فضای گذار از خصوصی تا عمومی هویت پیدا میکند. فضایی که از زمان خروج فرد از خانه با وی همراه میگردد تا او را از فضای خصوصی خانه بیرون آورده، در گذر از نیمه خصوصی به نیمه عمومی همراهی کرده و به فضایی کاملاً عمومی برساند و نیز سیری معکوس را خلق کرده و فرد را به مکان امن خانه رهنمون شود. پدید آوردن چنین زنجیرهای پیوسته از تجارب ذهنی و عینی در مکان و زمان، ما را به بازنگری فضای عمومی محلات در تمامی ابعاد عملکردی، معنایی، فرمال و اجتماعی متوجه میسازد. فضای عمومی در محلات نباید تنها باقیماندهای از توده خانههای موجود باشد. فضاهای عمومی در محلات شرط بقاء حیات اجتماعی ساکنین این تودههای مسکونی هستند. حس محله از طریق ایجاد تعادل بین ساختمانها و فضاهای عمومی شکل میگیرد. (علی مدنیپور، 1387:13)

محله مکانی متعلق به همه ساکنین آن است. تعلق خاطر به فضاهای محله، مفهوم محلهی ما را شکل میدهد و این امر میتواند پاسخگوی نیاز فرد در راستای وجود فضایی خصوصی در ورای فضای خانه باشد. عرصههای عمومی محلات فضاهایی هستند برای مراودات همسایگی و بازی کودکان. اولین مکان تجربیات اجتماعی خردسالان، فضای مکث و حرکت آهسته پیران و کهنسالان. (جهانشاه پاکزاد، 1385:23) فضای عمومی در سطح محله باید بتواند فرصت تعامل اجتماعی را فراهم کرده و بدین ترتیب حس اجتماع منسجم محلی را ایجاد کند. (علی مدنیپور، 1387:166) فضای محلات، فضای گذار از کودکی به بزرگسالی است. محله میتواند دنیای کوچکی باشد که معنا در آن تحقق مییابد و کودکان اجتماعی شده و فرآیند هویتیابی را طی میکنند. فیلیپ روت میگوید: شاید بنا بر تعریف محله جایی است که یک کودک بیوقفه توجه کامل خود را به آن معطوف میدارد، یعنی راه بی مانعی که از طریق آن کودک به معنایی که از ظواهر اشیا جریان دارد، دست مییابد. . (علی مدنیپور، 1387:186) حتی اگر در منطقهای مسکونی بزرگسالان یکدیگر را نشناسند، کودکان ممکن است به خوبی با هم آشنا باشند، معمولاً بچهها هممحلیهای واقعیاند، کودکان در پیادهروها و خیابانها یعنی جایی که بخشی از زندگی اجتماعی محله جریان دارد بازی میکنند و همین سطح از فعالیتها و ارتباط در کودکان است که مفهوم هممحلهای را به سادگی در میان آنان شکل میدهد.

گستره فضاهای باز موجود در محلات باید بتوانند علاوه بر اینکه امکان وقوع حرکت را بوجود میآورند، مکانی از برای درنگ خلق کنند. از این رو بنا بر گفته سید محسن حبیبی باید بتوانند خاطره را شکل دهند و ذهن را مملو از انباشت خاطره کنند. مردم نیازمند تعلق به واحدهای فضایی متمایزند. تمایز هر محله و عرصه عمومی آن در تعریف هویت درونی و لبههای تحدیدکننده آن قدرت نمایش پیدا میکنند. ساکنین هنگامی که بتوانند در امنیت و آرامش خاطر چه از لحاظ ذهنی و روانی و چه از لحاظ فیزیکی و کالبدی در فضای عمومی محلات حضور پیدا کنند، میتوانند آن را به عنوان قلمرو مسکونی خود و در امتداد فضای خانه خود تصور کنند. بسیاری از فعالیتهای اجتماعی در انتظار فضایی امن برای وقوع هستند در این صورت هر فعالیتی که در هر زمان معین در محله طبیعی است، میتواند آزادانه شکل بگیرد و زندگی اجتماعی ساکنین را برقرار کند.

با وجود محلات آرام و خودمانی که فرد در آنها به فضا احساس تعلق میکند، افراد به محض خروج از خانه به یکباره وارد عرصهی شهریِ پرهیاهوی امروزه نمیشوند و محیطی نیمه خصوصی- نیمه عمومی را تا ترک مرز محلات به همراه آورده و آرام آرام وارد فضای کاملاً عمومی و غیر قابل پیشبینی شهر میشوند. چنین گذاری آمادگی ذهنی فرد را برای پذیرش فعالیتها و وقایع روزمره بوجود آورده، احساس رفاه و رضایت خاطر از محیط را در ذهن او نقش میزند. مرز انتراعی که محلات به پهنای خویش بین زندگی خصوصی خانه و زندگی عمومی شهر ترسیم میکنند، توالی پی در پی و آرامی از درون به بیرون و از بیرون به درون بوجود میآورد که آمادگی ذهنی و روانی فرد را بالاتر برده و مانع از پرتاب شدن وی به دنیای شاید ناموزون فضاهای شهریِ موجود میشود.

 

 

نتیجهگیری: درهم ریختگی محیطی و فقدان معنا معضلی است که امروزه شهر و شهروند را با خود درگیر ساخته است. از آنجا که روابط اجتماعی از طریق تعریف فضا و هویت بخشی به آن درون مرزهایی که عرصه عمومی را از خصوصی متمایز میکنند، صورتی فضایی و کالبدی به خود میگیرد، این در هم ریختگی بر رفتارهای فردی و اجتماعی شهروندان تأثیرات مخربی برجا میگذارد. شاید بتوان گفت محلات به عنوان اولین حوزه شهری و واسطی میان زندگی خصوصی و عمومی، میتوانند نقطه شروعی در سازماندهی این آشفتگی فضایی باشند . این امر در صورتی محقق خواهد شد که در گام اول ماهیت محلات و فضاهای محلهای شناخته شده و دیدگاههای صرفاً کالبدی به این واحد سازنده شهری ما را از توجه به سایر ابعاد مؤثر و ثمربخش آن غافل نکند. توجه به نحوه شکل گیری سطوح مختلف فضایی- مکانی با محوریت مباحث انسانی که بستری را برای پاسخگویی به نیازهای اولیه انسانی فراهم آورده، و در بعدی فراتر زمینه ای برای ارتقا کیفیت زندگی فردی و اجتماعی مهیا می سازد، لازمه چارچوب های فکری طراحان و شهرسازان در عصر آشفتگی شهری کنونی ماست.

منابع :

مدنیپور، علی، 1387، فضاهای عمومی و خصوصی شهر، ترجمه فرشاد نوریان، انتشارات شرکت پردازش و برنامهریزی شهری

مدنیپور، علی، 1379، طراحی فضاهای شهری نگرشی بر فرآیندی اجتماعی و مکانی، ترجمه فرهاد مرتضایی، انتشارات شرکت پردازش و برنامهریزی شهری

پاکزاد، جهانشاه، 1384، راهنمای طراحی فضاهای شهری در ایران، انتشارات شرکت طرح و نشر پیام سیما

لنگ، جان،1383، آفرینش نظریه معماری نقش علوم رفتاری در طراحی محیط، ترجمه علیرضا عینیفر، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران

شولتز، کریستیان نوربری،1381، مفهوم سکونت به سوی معماری تمثیلی، ترجمه محمود امیر یاراحمدی، موسسه انتشارات آگه

الکساندر، کریستوفر، 1387، زبان الگو (شهرها)، ترجمه رضا کربلایی نوری، انتشارات مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری

شیعه، اسماعیل، 1384، با شهر و منطقه در ایران، انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران

پوردیهیمی، شهرام، 1382، فضاهای باز در مجموعههای مسکونی، صفه 36، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی

شیعه، عباس، 1386، مفاهیم و جایگاه واحد همسایگی در برنامهریزی شهری، آبادی 56، انتشارات مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری

منصوری، الهام، 1387-1388، بازتعریف فضای شهری(پایان نامه کارشناسی ارشد)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

(1) این مقاله در شماره 13 مجله شهر و منظر به چاپ رسیده وبرای اجدید انتشار به انسان شانسی و فرهنگ ارائه شده است.

a


نوشته شده در : پنجشنبه 24 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

شهروندان و فضای شهری

» نوع مطلب : فضا ،درباره شهر ،سرزندگی ،عنوان یا طرح موضوع ،

شهروندان و فضای شهری

شهروندان و میزان حضور آنان در فضای شهری

نقش و عملکرد هویت شهری در ارتقای هویت شهروندان و میزان حضور آنان در فضای شهری

نوشتار حاضر به بررسی نقش بارز هویت مکان در هویت شهر و تاثیر آن در ارتقای هویت شهروندان می پردازد . فقدان هویت شهر و مکان و ابعاد آن در فضاهای شهری مشکلاتی را در هویت فردی شهروندان و پیوند روانی آنها با مکان ، میزان حضور افراد در فضا و خصوصیات کالبدی مکان ها به وجود می آورد و بدین سان به کاهش انواع فعالیت های فیزیکی و اجتماعی در محیط منجر می شود .بر این اساس طراحی فضاهای شهری باید به گونه ای باشد که ضمن ایجاد محیط های با هویت سبب ارتقای هویت فردی شهروندان شود و همچنین میزان حضور شهروندان و تعاملات اجتماعی آنها را افزایش دهد . بنابراین هدف مقاله حاضر بررسی ابعاد هویت شهر و مکان و رابطه ی آن با هویت فردی است . نتیجه ی مطالعات نشان می دهد تاثیر ابعاد  اجتماعی ، کالبدی و روانی هویت بر پیوند روانی با فضا نقش بارزی دارد و نتیجه ی چنین ارتباطی در ارتقای پیوند روانی شهروندان با محیط تاثیر گذار است و از طرف دیگر محیط های بی هویت ضمن ایجاد برش و عدم وابستگی در شهر سبب کاهش حضور شهروندان در فضاهای شهری می شود .
واژگان کلیدی : هویت فردی ، هویت مکان ، هویت شهر فضای شهری .
مقدمه : شهر و مکان یعنی جایی که ما به آن تعلق داریم و تنها با حضور انسان با معنا می شود و تنها با حضورانسان با معنا می شود و انسان نیز تنها با با داشتن مکان با معنا خواهد شد و در این میان ،  حلقه اتصالی وجود دارد که به آن معنا نیست که هویت مکان لزوماً تغییر کندیا از دست برود . یکی از اصول و شرایط لازم برای ادامه ی زندگی انسان وجود کانون های پایدار زندگی است ، یعنی مکان هایی که هویت فرد را در طول زمان حفظ نماید . در واقع هویت مکان به ویژگی های قابل تشخیص مکان بیرونی اشاره دارد . هویت مکانی بخشی از هویت شخصی است و بازتابی از وجوه اجتماعی و فرهنگی مکان است که در غنای شخصیت فردی نقش محوری خواهد داشت و به عنوان راهی تعریف می شود که هر مکان هویت فرد یا مردم را مشخص می کند و خاطرات و هویت مکان را یه نمایش می گذارد  . معانی و تعلقات که از نشانه های مکان هستند ، کمبود آنها سبب سست شدن و ضعیف شدن هویت شهر و مکان می شود اما متاسفانه امروزه ارزش های مکان ها به فراموشی سپرده شده است و حس بی مکانی و لا مکانی جایگزین آن شده است .
هویت شهری :
هویت شهر، برآیند همه نیروهایی است که بر آنند تا شهر را به عرصه ی کالبدی – اجتماعی منسجم و خانه ای برای زندگی مشترک خانواده شهر مبدل سازند . اگر شهر مفهوم و اعتبتر خود را به عنوان فضای اطلاع رسانی از دست بدهد و برنامه های آن از بازخورد اطلاعات مربوط به حقایق شهر نشات نگیرد ، نه تنها انگیزه ای برای زندگی اجتماعی و مشارکت مردم در بازار تولید ارزش ها و هویتشان وجود نخواهد داشت ، که مد نیتی نیز در انتظار شهرهایمان نخوانهد بود .
۲-۱ مفاهیم و تعاریف هویت شهری
هویت شهر حالتی از اندیشه ، انسجامی از عادات و سنن ، عواطف و افکار و رفتارهای سازمان یافته ی ساکنان شهر است که به عنوان جزء لاینفک عادات زندگی شهری به فرهنگ شهری منتقل شده اند . هویت شهر ، به عنوان شاخص ترین نمود فضایی هویت جامعه ، عهده دار تبین ارزش ها ، هنجار ها و روابط انسانی در ساخت فضایی شهری است . هویت شهر چارچوبی است برای تبیین تمایز وتفاوت کیفیات برجسته و شاخص شهر ها . هویت شهر ماکت همزمان شده فرهنگ اجتماعی و فضایی نسل های گذشته و کنونی ساکنان در آن است . هویت شهر با انطباق محیط کالبدی و اجتماعی ( به عنوان متغیرهای مستقل ) از طریق تشخیص همگرایی آنها در محیط فرهنگی یا نمادین ( به عنوان متغیر وابسته ) قابل تشخیص و بیان است . هویت شهری مقوله ای کالبدی است و ناشی از شکل کلی و فرم شهر است . هویت شهری چیزی جز خاطره ی جمعی افراد ساکن یک شهر نیست و شهر بدون خاطره فاقد هویت است .  آنچه هویت شهری را پدید می آورد هماهنگی اجزا و عناصر شهری است که کلیتی هماهنگ پدید می آورند . هویت شهری ، تاریخ  یک ملت منعکس در جسم و روح شهر است . هویت شهر به تنهایی شامل هیچ کدام از موارد یاد شده نمی باشد ، بلکه همه ی آنها با هم در سنتزی تام و تمام است ؛ کلیتی است با ابعاد گوناگون و مفهومی است با سلسله مراتب متعدد ، در هم تنیده و پیچیده .
مامفورد ، مسئله ی اصلی شهر سازی مدرن را هویت شهری می داند و معتقد است نوسازی شهری عصر حاضر از نظر معماری و اجتماعی فاقد شخصیت است . وی می گوید شهر ها در گذشته واجد وحدت بصری بودند و با فرم هایی که به تدریج پیچیدگی بیشتری می یافتند ، شیرازه ی اجتماعی جوامع را بوجود می آورند ولی در شهر سازی معاصر ، نظم خشک مقیدی جای تنوع اجتماعی گذشته را گرفته است .شهر ها زمانی از خود شخصیت و موجودیتی داشته اند ، لیکن امروز این شخثیت و موجودیت از میان رفته است و تمام آنها به توده های مشابه یکنواختی بدل گشته اند . والتر بور : شباهت بیش از حد شهر ها به یکدیگر خطر بسیار جدی است که هویت فضاهای شهری را تهدید می کند  . و چرا که نیروهایی که بر آیند فعالیت آنها منجر به چنین یکنواختملامت باری است ، قدرتمند و پر نفوذند . وی همچنین معتقد است که اگرچه همه شهر ها مجموعه ای از ساختمان ها ، خیابان ها و فضایی بین آنها هستند و احتمال شباهت آنه به یکدیگر دور از انتظار نیست . با این حال شهر ها و شهر های سنتی و کهن به حدی با یکدیگر فرق دارند که هر کدام دارای هویت خاص خود می باشند؛ در واقع ، تمام شهرها یک وجه اشتراک هم دارند و آن منحصر به فرد بودن آنهاست . در عین حال مفاهیمی که به عنوان مترادف هویت و یا به عنوان صفت های عرصه ی شهری به کار می روند ، مفاهیمی چون ریشه دار ، بی ریشه ، القا ء کننده ی تاریخ ، آرامش بخش ، دارای اغتشاش ، خوانا ، ناخوانا ، فروتن ، مردم وار ، ضد مردمی ، تماماً دو وجهی های مربوط به هویت اند که گویای دو عنصر مهم یعنی مکان و تاریخ در بحث هویت شهری به شمار می روند .
 



ادامه مطلب

نوشته شده در : یکشنبه 20 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

ابعاد فضاهای شهری امروز و تاثیر آن بر وجوه مختلف شـهر

» نوع مطلب : فضا ،

ابعاد فضاهای شهری امروز و تاثیر آن بر وجوه مختلف شـهر 
مقدمــــه
ایجاد و گسترش فضاهای شهری موثر، کارآمد و پویا از جمله مباحثی است که مورد توجه معماران، طراحان و برنامه ریزان بوده و هست. فضاهای شهری که بعنوان بطن حیات اجتماعی و شهری امروزی مطرحند، دارای ابعاد مختلفی می باشند، اما به نظر می رسد در کشور ما بجز معدود مواردی در حیطه طراحی شهری، همچنان به تعاریف نظری موضوع پرداخته و کمتر به مردم، فعالیتهای اْنان و فضاهای ویژه آنان توجه کرده ایم. چنانچه همگان بدان اذعان داریم، لازمه باور و توجه به موضوعی، شناخت کامل و شفاف سازی ابعاد مختلف و تاثیر و تاثرات آن بر محیط و مخاطبین است.

پرسش اساسی نیز ازهمین نقطه آغاز میگردد؛ ابعاد مختلف فضاهای شهری چیست و این ابعاد چه تاثیری بر وجوه مختلف یک شهر خواهد گذاشت؟ و آیا اساسا شناخت موارد فوق می تواند جایگاهی در طراحی فضاهای شهری داشته باشد یا خیر؟

1- شهر و فضاهای شهری

1-1- تعریف شهر
از نظر کالبدی شهر جایی است که دارای ساختمانهای بلند، خیابانها، ادارات، پارک ها و زیرساختهای شهری و ... باشد. از نظر اقتصادی نیز، شهر مکانی است که دارای وجه قالب اشتغال صنعتی و خدماتی بوده و متفاوت از اشتغال توام با تولید در روستا باشد. یکی از انواع تعریف های رایج از شهر، تعریف جمعیتی آن است، در این تعریف شهر را مکانی می گویند که دارای جمعیتی بیش از 10 هزار نفر بوده و یا دارای شهرداری باشد.

طبق ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، شهر مکانی است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخص واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگیهای خاص خود است.

اما آیا شهر تنها مجموعه ای از فضاهای سکونت، کار و تفریح است و یا می تواند بعنوان فضای کالبدی حیات اجتماعی یک شهر تلقی گردد؟
جدای از تعاریف فوق شهر جایی است که تعاملات شهری در آن بوقوع می پیوند، و مردم حس شهروندی نسبت به شهر خود دارا می باشند. بعبارتی آنچه شهر را می سازد، ساختمانهای عظیم و پارکها نیستند بلکه مردم خود شهرند با تمام سلایق و ویژگیهای منحصر بفردشان؛ جایی که در آن روابط انسانی و اجتماعی آنها شکل گرفته و بارور می شود.

بدین ترتیب می توان ادعا نمود که یک شهر تنها بر پدیده های مادی استوار نیست بلکه نیاز به زندگی اجتماعی و روابط انسانی نیز بر ایجاد آن اثر گذار است. امکان پاسخگویی به چنین نیازهای اجتماعی و انسانی در فضاهای شهری بوقوع می پیوندد. 


1-2- فضای شهری و ابعاد آن
فضاهای شهری ویژگیهای کالبدی و کارکردی متفاوتی در دوره های مختلف و بسترهای جغرافیایی و فرهنگی متفاوت به خود گرفته اند و از این روی تعاریف گوناگونی نیز از آنها به عمل آمده است. نگاهی به این تعاریف و دیدگاهها برای استخراج ابعاد مختلف یک فضای شهری نشان از دو عامل فرم (کالبد) و ماهیت (عملکرد) فضاهای شهری است.

کالبد و فعالیت در دوره باستان یکی است، اما در اواخر قرن هجدهم متفاوت از یکدیگر است. در این دوره شهر و فضاهای شهری کانون اندیشه ها، عواطف و احساسات بشری است. و از اواسط قرن بیستم تاکنون مفهوم فضای شهری به گونه دیگری است:

"فضای شهری به ترکیبی اطلاق می شود که از فعالیت ها، بناهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، اداری، تجاری و مانند آن و عناصر و اجزای شهری به صورتی آراسته، هماهنگ و واجد نظم و زیبایی و بالطبع با ارزش های بصری تشکیل می گردد و از نظر فیزیکی دارای بدنه ای محصور کننده می باشد. بعبارتی فضای شهری جزئی از یک شهر است که بعنوان عرصه عمومی، تجلی گاه فعالیتهای شهری است."

بدین ترتیب در حال حاضر هرگونه فضایی را نمی توان فضای شهری قلمداد نمود؛ چرا که فضای شهری دارای ویژگیهایی ارتباطی بوده و بخشی از ارگانیسم زنده شهر است که با شرایط اجتماعی، اقتصادی و فنی در حال تغییر، مرتبط است و در غیر این صورت بجز حفره ای در میان ساختمانها و سایر اجزای شهری نخواهد بود.

با این تعاریف فضای شهری امروزی حاصل نگرش توام به هر دو بعد فرم (کالبد) و عملکرد (محتوا) ست و ضرورتاً "فضای شهری را نه فقط باید از طریق ویژگیهای زیبایی شناختی آن بلکه باید از طریق تحلیل مشخصه های محتوای آن مورد بازشناسی قرار داد." بنابراین در بررسی و تحلیل تاثیرات آن نیز این دو فاکتور ملاک عمل خواهد بود.
- تاثیر فضاهای شهری بر وجوه مختلف یک شهر
بر اساس مطالب پیشین می توان گفت که یک شهر از عوامل و اجزای مختلفی تشکیل می گردد که این عوامل در قالب دو گروه کلی قابل تقسیم بندی است:
الف) عناصر کالبدی شهر نظیر ساختمانها و زیرساختهای شهری
ب) عوامل فرهنگی و اجتماعی یک شهر، نظیر مناسبات فرهنگی، سیاسی و ... ویژه آن شهر

از طرفی فضای شهری نیز بعنوان یکی از عناصر هویتی یک شهر که بر تمامی عوامل و عناصر یک شهر تاثیر گذار است عنصری تک بعدی نبوده و دارای دو فاکتور حیاتی خود بعنوان فرم و کارکرد است. حال بدیهی است که با چنین نگرشی به شهر و فضاهای شهری می توان تاثیرات متقابل شهر و فضاهای شهری بر یکدیگر را نیز نتیجه همین دو عامل دانست:
الف) تاثیر فضاهای شهری بر سیما و توسعه کالبدی شهر
ب) تاثیر فضاهای شهری بر وجوه فرهنگی و اجتماعی یک شهر

2-1- تاثیر فضاهای شهری بر سیما و کالبد یک شهر
شهر فضایی است که تحرک، تداوم و توسعه از مشخصات بارز آن به شمار می آید و ناگزیر از تحرک و توسعه در فضای مکانی است.
فضاهای شهری بدلیل جوانب فیزیکی و کالبدی خود، نوعی فضای نمادین، اداراکی، مادی و حقیقی است که که با شهر و کالبد شهر پیوندی عمیق دارد و بنابراین یک فضای شهری فضایی است که عنصری هویت بخش از یک شهر تلقی می شود؛ بطوریکه اغلب شهرهای بزرگ را می توان بواسطه فضاهای شهری آن بازشناخت. فضاهای شهری که بر اساس قواعد زیبایی شناسی شکل گرفته و در کل سیما و ظاهری زیبا به منطقه تحت نفوذ خویش می دهند می توانند بعنوان عناصر کلیدی و محور های توسعه یک شهر مد نظر قرار گیرند و یا بعنوان عنصری مونومانتال از یک شهر بر منظر و سیمای شهر تاثیرگذار باشند. 


در حالت کلی فضاهای شهری را در دو قالب مدرن و تاریخی (یا حداقل با پس زمینه ای تاریخی) می توان گروه بندی نمود. اغلب این فضاها علاوه بر اثرات کالبدی مستقیم که بر سیمای یک شهر بر جای می گذارند، می توانند بواسطه جذب گردشگر و فعالیتهای اقتصادی درون خود نیز بعنوان عامل پویایی و تحرک در شهر به شمار آیند؛ بطوریکه برخی شهرها بعنوان شهرهایی زنده و پویا و برخی بدلیل عدم وجود فضاهای شهری که خود موجب عواملی چون زندگی شب و فعالیتهای جمعی و ... می شود، شهرهایی بی روح و کم تحرک جلوه می کنند.

2-2- تاثیر فضاهای شهری بر وجوه فرهنگی و اجتماعی یک شهر
نقش کارکردی فضاهای شهری بعنوان مکان فعالیت های عمومی و عرصه تعاملات شهری، از دیرباز تا کنون همواره وجود داشته است؛ بطوریکه فعالیتهای مردم هر عصر را می توان توسط فضاهای شهری آنها بازشناخت و یا بالعکس فضاهای شهری را بواسطه فعالیتها و علایق شهروندان معرفی نمود؛ بنابراین رابطه تنگاتنگی میان توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی یک شهر و فضاهای شهری آن وجود دارد.
به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان، بالاترین مرحله بلوغ فرهنگی، اجتماعی شهروندان یک شهر در فضاهای شهری بوقوع می پیوندد؛ همانجایی که علاوه بر فرم و کالبد دارای مفهومی وسیعتر با عنوان محتواست. 


دکتر حمیدرضا پارسی عناصر محتوای فضای شهری را فعالیتها و حیات مدنی می داند.
فعالیتهای انسانی در عرصه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، ضامن بقای زندگی جمعی و حس شهروندی است که بواسطه فضاهای شهری گسترش و تجلی می یابد؛ بعبارتی فضای شهری مکانی است که مناسبات چهره به چهره، تظاهرات سیاسی و حتی جشن های عمومی در آنجا برگزار می شود و بواسطه حضور همین فعالیت ها می تواند مفاهیمی چون مشارکت شهروندی، جامعه مدنی و ... را در بر گیرد. حیات مدنی یا مدنیت نیز چیزی جدای از مردم، مشارکت آنان و روابط انسانی، اجتماعی آنها نیست که نماد سازنده آن فضای شهری است.
از طرفی همانگونه که رنگ، نور، فرم و جریان حاکم بر یک فضای معماری می تواند در نحوه نگرش به آن فضا و حتی احساس شادی یا غم ساکنین آن فضا تاثیر بگذارد، فضای شهری نیز بر مخاطبین خود که اساس شکل دهی به یک شهر می باشند، تاثیر گذار است. فضای شهری باز عموما القا کننده آزادی و حقوق شهروندی است؛ جایی که احساس جوشش و خروش در آن وجود دارد، نمی توان آهسته و بی تفاوت بود و بدون شک چنین است که بسیاری از فضاهای شهری، خود موجب جنبشهای سیاسی، فرهنگی و ... بوده اند.


Read more: http://anjoman.urbanity.ir/showthread.php?tid=8932#ixzz2bbLraUfO


نوشته شده در : یکشنبه 20 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

امنیت در فضاهای شهری(مطالعه موردی: شهر قزوین)

» نوع مطلب : امنیت ،فضا ،

چکیده

امن سازی فضاهای شهری به عنوان یکی از ضرورت‌های اساسی شهرسازی مطرح است. به همین دلیل بسیاری از تلاش‌ها در عرصه شهرسازی به دنبال کاهش وقوع جرم از طریق طراحی محیطی مناسب (CPTED) می‌باشند. در مقاله حاضر در ابتدا به تعریف امنیت در فضای شهری و مؤلفه‌های روانی و عینیت تأثیر گذار در آن اشاره می‌شود و سپس به بیان شاخص های کالبدی منظر شهری و موثر در امنیت پرداخته می‌شود. در نهایت به عنوان مطالعه موردی به مقایسه‌ چگونگی رعایت این شاخص‌های کالبدی در یک بافت قدیمی و یک بافت جدید شهری در شهر قزوین می‌پردازیم. این مقایسه نشان می‌دهد که اگر چه امنیت به لحاظ عینی در فضاهای عمومی بافت جدید، به علت بهتر بودن شاخص‌های کالبدی، در شرایط مناسب‌تری است، ولی احساس امنیت در نزد ساکنین بافت قدیم بیشتر بوده و تحت تأثیر انسجام اجتماعی بالاتر در منظر شهری قدیم قرار دارد. این انسجام اجتماعی خود نتیجه‌ اجتماع پذیر بودن محیط مسکونی این محلات و بالا بودن حس تعلق به محیط مسکونی و در نتیجه پیدایش هویت مشترک در میان ساکنین آن است. بنابراین بایسته است که طراحان و برنامه‌ریزان منظر شهری علاوه بر رعایت اصول CPTED به عوامل محیطی تأثیرگذار بر انسجام اجتماعی و حس تعلق به محیط مسکونی نیز توجه نمایند. به این ترتیب علاوه بر ابعاد عینی، بر فرایندهای ذهنی ادراک امنیت نیز تأثیر گذاشته و به آسایش روانی ساکنین کمک خواهد شد.


مقدمه

امنیت به معنای رهایی از ترس و تهدید، یکی از نیازهای اساسی انسان است. هر یک از ابعاد مختلف امنیت، موضوع کار رشته‌های مختلف بوده است. در ادبیات شهرسازی مفهوم امنیت به معنی امنیت شهری و امنیت در محیط شهر مطرح است. در سال‌های اخیر رسالت شهرسازی‌ در زمینه ارتقاء سطح امنیت بیشتر معطوف به چگونگی طراحی فضاها و برنامه‌ریزی مناسب کاربری‌های شهری بوده است. در این راستا می‌توان به رویکرد CPTED (crime prevention through environmental design) در طراحی و برنامه‌ریزی محیط و منظر شهری اشاره نمود که در تلاش است تا با رعایت استانداردهای ویژه‌ای در ساخت و سیمای محیط کالبدی، به ارتقا ایمنی در شهر و از آن راه احساس امنیت ساکنین آن کمک نماید.

نکته‌ مهم این است که مفهوم امنیت در هنگام ادراک، دارای ابعاد ذهنی و عینی می‌باشد، به گونه‌ای که واقعیت‌های موجود در این زمینه، که معمولاً با اعداد و ارقامی راجع به میزان وقوع جرم و جنایت بیان می‌شوند، همیشه در تطابق کامل با میزان احساس امنیت ساکنین (امری ذهنی و روانی) نمی‌باشد.احساس امنیت به عنوان امری ذهنی تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی و روانی است. بنابراین به نظر می‌رسد که وظیفه شهرسازی تنها محدود به ارتقاء استانداردهای کالبدی برای افزایش ایمنی و امنیت نیست، بلکه رسالت شهرسازی برای ارتقاء سطح آسایش روانی شهروندان ایجاب می‌کند تا این دانش با مداخله‌ مستقیم در فرآیند ادراک امنیت توسط ساکنین در جهت افزایش میزان احساس امنیت در آنها تلاش نماید.

براساس تحقیقات انجام گرفته در حوزه‌ جامعه شناسی شهری، یکی از عوامل اساسی در ارتقاء احساس امنیت ساکنین در سکونت‌گاه‌های شهری، روابط همسایگی مطلوب در این سکونت‌گاه‌ها می‌باشد. مسأله‌ای که به نظر می‌رسد شهرسازی جدید بدان بی توجه بوده و به این ترتیب ممکن است به علت رعایت پاره‌ای از استانداردهای کالبدی در ساخت بافت‌های جدید (نسبت به مناطق قدیمی‌تر) میزان وقوع جرم و جنایت در آنها کمتر باشد، ولی میزان احساس امنیت (امری ذهنی) در مناطق قدیمی، به دلیل وجود روابط همسایگی بیشتر باشد. با توجه به توضیحات فوق می‌توان سوالات تحقیق را به شکل زیر خلاصه نمود:

آیا پایین آوردن میزان احتمال وقوع جرم و جنایت در یک سکونت‌گاه از طریق رعایت استانداردهای کالبدی مناسب در طراحی ساخت و سیمای آن به تنهایی باعث افزایش احساس امنیت ساکنین آن سکونت‌گاه می‌شود؟

آیا وجود روابط همسایگی بهتر در محلات قدیمی باعث می‌شود تا میزان احساس امنیت ساکنین این محلات نسبت به احساس امنیت ساکنین بافت‌های جدید بیشتر باشد؟


فرضیه

به نظر می‌رسد اصول طراحی محیطی امن ( CPTED ) تنها عامل تأثیرگذار بر احساس امنیت نیست، بلکه اجتماع‌پذیر نمودن محیط و افزایش حس تعلق ساکنین به محیط، عوامل دیگری هستند که با کمک به ارتقا سطح روابط همسایگی بر جنبه‌های روانی امنیت تأثیر بیشتری می‌گذارند. به این ترتیب بالا بودن حس تعلق به محیط مسکونی و همچنین میزان اجتماع پذیری محیط، در محلات مسکونی قدیمی سبب شده است تا میزان روابط همسایگی و به همین طریق احساس امنیت در این محلات بالاتر از محیط‌های مسکونی بافت جدید باشد.


روش شناسی تحقیق

برای اثبات فرضیات به مطالعه موردی دو محله از شهر قزوین پرداختیم. یکی از این محلات در بافت قدیم و دیگری در بافت جدید می‌باشد. در مرحله‌ اول میزان تطابق ویژگی‌های کالبدی این دو محله با استانداردهای رویکرد CPTED سنجیده شده است و آمار کلی میزان جرم و جنایت در این دو محله نیز از مراجع مسئول اخذ شده است. در مرحله دوم به بررسی احساس امنیت و میزان روابط همسایگی در این دو محله براساس توزیع پرسشنامه پرداخته شده است و در نهایت نتایج حاصل از هر بخش با یکدیگر مقایسه شده است.


تعریف امنیت

واژه "امنیت "در كاربرد عام به معنای رهایی از مخاطرات مختلف است. فرهنگ آكسفورد این واژه را با عبارت زیر تعریف كرده است:"شرایطی كه در آن یك موجود در معرض خطر نبوده یا از خطر محافظت می‌شود (كینگ و موری،1383ص787 ). تعاریف مندرج در فرهنگ لغات دربارة مفهوم كلی امنیت، بر روی " احساس آزادی از ترس " یا " احساس ایمنی" كه ناظر بر امنیت مادی و روانی است، تأكید دارند (ماندل،1379،ص. (46

امن بودن فضا خود دارای دو مؤلفه است:

الف. ایمنی

ب. امنیت

در مؤلفه ایمنی، اشاره به موارد و عوامل محیطی است که در صورت عدم تأمین شرایط مطلوب وقوع حوادث اجتناب ناپذیر است و خطرات به صورت بالقوه و بالفعل جان و مال حاضران، عابران و ناظران را تهدید خواهد نمود (Kelly et al, 2009: 2).

مؤلفه امنیت نیز اشاره به جرایم علیه اشخاص و اموال آن‌ها دارد که در صورت عدم تأمین شرایط پیش‌گیری کننده، اموال و جان حاضران، عابران و ناظران را به صورت بالقوه و بالفعل تهدید خواهد نمود. یک فضای شهری امن در معنای کامل آن شامل هر دو مؤلفه فوق‌الذکر می‌شود و شرایطی که از فصل مشترک این دو به وجود آید را می‌توانیم به عنوان فضای شهری امن توصیف کنیم (Rothrock, 2010: 9).

بنابراین فضای شهری امن از ویژگی‌ها و مؤلفه‌های عینی و کالبدی متعدد و گسترده‌ای برخوردار است که بعضاً دارای تأثیرات متقابل نیز هستند. اما علاوه بر این‌ها یک فضای شهر امن مستلزم تعاملات اجتماعی نیز هست. چنان که آرامش و امنیت شهرها صرفاً به وسیله پلیس تأمین نمی‌شود. بلکه آرامش و امنیت عمدتاً به وسیله ایجاد شبکه‌ای پیچیده و تقریباً ناخودآگاهی از نظارت‌ها و رعایت داوطلبانه هنجارها در میان خود مردم حفظ می‌شود و به وسیله خود مردم اجرا می‌گردد (صالحی،1387، صص112- 113).

یکی از رویکردهای مطرح در شهرسازی برای ارتقا امنیت در فضاهای شهری، رویکرد CPTED می باشد. این رویکرد یک پیشنهاد روش شناسی طراحی است که بر اساس آن با به کارگیری طراحی مناسب و هدفمند محیط انسان ساخت، معماران و شهرسازان می‌توانند مجال ترس از جرم و تبهکاری را کاهش داده و کیفیت زندگی را بهبود بخشند

(cozens, 2008: 6).


عوامل تأثیرگذار بر امنیت از دیدگاه CPTED

نمودار شماره1، معیارهای کالبدی تأثیرگذار در کاهش‌جرم خیزی فضا بر اساس رویکردCPTED را نشان می‌دهد.



نمودار شماره1: معیارهای کالبدی موثر بر ایجاد امنیت در فضاهای شهری از دیدگاه رویکرد CPTED

منبع: برگرفته از Minnery et al،2005 و صالحی 1387

 

1.نمایانی و نظارت پذیر بودن فضا ((visibility and surveillance

کیفت محیطی است که بر اساس آن فضاهایی که احتمال وقوع جرم در آنها بیشتر است باید در معرض دید ساکنین قرار گیرند. برای رسیدن به این کیفیت مهم‌ترین عامل در طراحی چگونگی قرارگیری ساختمان‌ها و فضاهای فعالیتی نسبت به فضاهای جرم خیز است (Minnery et al, 2005: 37).


2. فضاهای قابل دفاع (defensible space or territoriality)

به گونه‌ای که هر فضا در قلمرو نظارت کنترل کنندگان خاصی باشد.کنترل کنندگان فضا ممکن است گروه یا فرد باشند که نسبت به آن فضا احساس مسئولیت دارند. نظریه فضاهای قابل دفاع برای اولین بار توسط نیومن مطرح شد. این نظریه در 35 سال گذشته مورد نقد و تکامل قرار گرفته و امروزه میزان ارتباط فضاها با فعالیت‌های معمول روزانه مهم‌ترین موضوع از تحقیقات مربوط به این حوزه می‌باشد. طراحی محیطی با چیدمان مناسب فعالیت‌های روزانه و همچنین در دسترس نمودن فضا و... می‌تواند در این زمینه به مداخله بپردازد ( Reynald et al, 2009:11).


3.خوانایی و نفوذ پذیری فضا (legibility or permeability )

خوانایی و نفوذ پذیری محیط مسکونی باعث می‌شود تا افراد به راحتی جهت حرکت خود را انتخاب نمایند و در این محیط سر در گم نشوند. به این ترتیب از یک طرف زمینه‌ اتلاف وقت و بیهوده گردی مجرمان در محیط برداشته می‌شود و از طرف دیگر ساکنین و عابرین کمتر در معرض خطر قرارگیری در فضاهای غیرقابل دفاع قرار می‌گیرند (Kelly et al, 2009:p.8).

توجه به کنج‌ها، فضاهای گم سطوح L ، U شکل، در این جا بسیار مهم است. این فضاها باید به گونه‌ای طراحی شوند که فضا قابل رویت باشد.


4.اندازه فضا

مقیاس فضا یکی از عواملی بسیار مهم محیطی تأثیر گذار در میزان امنیت محیط‌های شهری است. وجود فضاهای بی کران و بزرگ مقیاس امکان نظارت اجتماعی را کم می‌کند. همچنین با زیاد شدن فاصله‌ افراد (به خصوص افراد پیاده) از یکدیگر امکان دریافت کمک از دیگران در هنگام خطر کاهش می‌یابد. به این منظور باید برای امن نمودن فضاهای شهری بزرگ مقیاس مانند پارک‌ها یا فضاهای باز بین ساختمان‌ها، تمهیدات خاصی اندیشیده شود. این تمهیدات شامل نورپردازی مناسب فضا، ایجاد فعالیت‌های مختلف و مختلط در فضا و همچنین تحت نظارت قرار دادن آن است(UN habitat, 2007:p.45).

از سویی دیگر، صاحب نظران روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسان، نیاز به خلوت و مسئله احساس ازدحام در فضاهای کوچک را در ارتباط مستقیم با آسیب شناسی رفتارهای اجتماعی مورد توجه قرار داده‌اند. لذا برای موضوع مذکور باید آستانه‌ای در نظر گرفت.


5. کاربری مختلط زمین (mixed land use)

امروزه‌کاربری مختلط اراضی شهری یکی از راهبردهای پیشنهاد شده‌ CPTED می‌باشد. کاربرد مختلط زمین در انتقاد به منطقه بندی کاربری اراضی شهری درصدد ایجاد محیطی زنده، شاداب و فعال در ساعات مختلف از روز یا شب می‌باشد. با استفاده از ترکیب فعالیت‌ها می‌توان فضاها و محیط‌های شهری را در ساعات مختلف زنده نگاه داشت و این فضاها را در معرض نظارت همگانی قرار داد. فعال بودن فضا در ساعات مختلف از میزان احتمال وقوع جرم و جنایت در آن می‌کاهد (Lyon et al,2007:p.9).


عوامل تأثیر گذار بر احساس امنیت

نمودار شماره 2، عوامل تأثیرگذار بر احساس امنیت را نشان می‌دهد. همانگونه که نمودار نشان می‌دهد این عوامل جامعه شناختی و روانشناختی می‌باشند.


 

نمودارشماره 2: الگوی تحلیلی عوامل تأثیر گذار براحساس امنیت

منبع: مقاله سنجش احساس امنیت در تهران، 1385،ص5


هر چند در الگوی تحلیلی حاضر در تصویرشماره 2 بر رابطه یك سویه میان متغیرها تأكید شده است، با وجود این رویكردهای نظری مورد بررسی غالباً به رابطه دوسویه و متقابل متغیرها توجه می‌کنند. چنانكه برای مثال در این نظریه‌ها بر این نكته تأكید می‌شود كه بی نظمی اجتماعی می‌تواند ریسك و مخاطره (ریسك اعتمادكردن) را ایجاد كند و ریسك و مخاطره نیز سبب احساس ناامنی و ترس می‌شود. همچنین احساس ناامنی و ترس نیز به نوبه خود می‌تواند موجب كناره‌گیری افراد از فعالیت‌های اجتماعی، محدودشدن ارتباطات آنها و تضعیف كنترل اجتماعی غیررسمی شود و زمینه مناسبی را برای بی نظمی اجتماعی فراهم سازد. در واقع یك چرخه معیوب میان بی نظمی اجتماعی، ریسك و مخاطره و احساس ناامنی و ترس وجود دارد كه می‌توانند یكدیگر را تولید و باز تولید نمایند.


معرفی محلات مورد مطالعه

محله آخوند واقع در جنوب بافت فرسوده شهر قزوین، از محلات تاریخی این شهر محسوب می‌شود. این محله دارای بافتی ارگانیک و منظری تاریخی است. تراکم جمعیتی در محله آخوند معادل241 نفر در هکتار است. ساکنین این محله از اقشار کم درآمد شهر هستند. ساختمان‌ها قدیمی و فرسوده و فاقد استحکام لازم در برابر خطرات طبیعی است.

محله مینودر از محلات جدید شهر قزوین است. این محله در شمال غربی شهر قزوین واقع گردیده است. ساکنان آن از طبقه متوسط و کارگر می‌باشند و اکثر ساختمان‌ها در واقع خانه‌های سازمانی کارخانجات مختلف است. تراکم جمعیتی در این محله 103 نفر در هکتار می‌باشد. محله مینودر دارای شبکه‌ای شطرنجی است و از محلات نوساز شهر قزوین محسوب می‌شود.


سنجش میزان انطباق محلات با شاخص‌های رویکرد CPTED

در این قسمت به ارزیابی دو محله‌ی فوق بر اساس شاخص‌ها و معیارهای طراحی محیطی ایمن می‌پردازیم. شاخص‌های زیادی بر اساس رویکر CPTED در منابع گوناگون ذکر شده است، اما یکی از جامع‌ترین لیست شاخص‌ها و مؤلفه‌های محیط امن چک لیست ارائه شده در انتهای کتاب "ویژگی‌های فضاهی شهری ایمن" نوشته آقای اسماعیل صالحی است. این کتاب توسط مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی ومعماری وزارت مسکن به چاپ رسیده و چک لیست ارائه شده در آن می‌تواند منبع معتبری برای ارزیابی شهرهای ایران در زمینه تطابق با شاخص‌های CPTED باشد.

این چک لیست شامل 120 آزمون، در قالب 12 شاخص ویژگی‌های فضای امن می‌باشد. پس از تکمیل چک لیست اطلاعات به دست آمده بر اساس گزینه‌های موجود در هر آزمون کمی شده و به این ترتیب میزان مطلوبیت حاصل شده بر اساس هر شاخص در کل محلات به دست آمده و از میانگین مطلوبیت در شاخص‌ها میزان مطلوبیت کل در انطباق با اصول CPTED به دست آمده است. شایان ذکر است که در هنگام تحلیل اطلاعات وزن کلیه شاخص‌ها(در زمینه تأثیر آنها در امن بودن فضا) و آزمون‌ها(برای هر شاخص) مساوی تلقی شده است. نتایج حاصل از این برداشت‌ها به طور خلاصه در جدول شماره1 می‌آید.




جدول شماره 1: نتایج حاصل از برداشت های کالبدی معیارهای CPTED در محلات آخوند و مینودر شهر قزوین

میزان مطلوبیت حاصل شده در محله آخوند(بافت قدیم) بر اساس آزمون شاخص‌ها با رویکرد CPTED ( به درصد) میزان مطلوبیت حاصل شده در محله مینودر(بافت جدید) بر اساس آزمون شاخص‌ها با رویکرد CPTED ( به درصد) شاخص‌های CPTED

20 20 ازدحام(عدم ازدحام بیش از حد یا خلوت بودن بیش از اندازه)

83 25 مقیاس ( مقیاس انسانی و قابل درک)

34.3 91 فرم فضا (نمایانی فضا)

2 31.6 عدم وجودآلودگی نمادی (خلا اطلاعاتی یا اطلاعات گمراه کننده)

20 85 عدم‌وجودآلودگی دیداری (اغتشاش بصری)

22.7 65 نور( روشنایی مناسب فضاها)

37.5 68.75 عدم وجود آلودگی محیطی (وجود نظافت و پاکیزگی)

86.25 86.25 عدم وجود آلودگی صوتی

50 38.8 کنترل نفوذ پذیری

21.4 50 دسترسی مناسب به خدمات حمل ونقل عمومی

28.1 56.25 کیفیت کلی سکونت در محله

16.87 28 کیفیت فعالیت‌ها و کاربری زمین

35.17 53.80 جمع کل


همانگونه که ملاحظه می‌شود میزان مطلوبیت در محله‌ واقع در بافت جدید برابر 8/53 درصد و میزان مطلوبیت ایجاد شده در محله بافت قدیم برابر 17/35 درصد می‌باشد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که محله‌ واقع در بافت جدید از لحاظ کالبدی انطباق بیشتری با استانداردهای طراحی جلوگیری کننده از وقوع جرم دارد.

آمار دریافت شده از مراجع مسئول نیز نشان می‌دهد که میزان وقوع جرم در محله‌ آخوند (بافت قدیم)، 15 درصد بیشتر از میزان وقوع جرم در محله مینودر ( بافت جدید) می‌باشد، اگرچه آمار دقیقی از میزان وقوع جرم‌های مختلف شهری در هر یک از محلات به علت امنیتی توصیف شدن اطلاعات در اختیار این محققین قرار نگرفت تا بتوان تحلیل بیشتری در این زمینه ارائه داد، ولی همین آمار کلی نیز نشان دهنده این است که رعایت استانداردهای کالبدی مناسب تأثیر به سزایی در کاهش وقوع جرم یا بعد عینی امنیت دارد. اما در مورد بعد ذهنی یا احساس امنیت مردم در این محله‌ها وضعیت چگونه است؟ به این مورد در قسمت بعد پرداخته می‌شود.


بررسی میزان احساس امنیت و روابط همسایگی در دو محله

برای سنجش میزان احساس امنیت ساکنین و همچنین میزان روابط همسایگی در محلات فوق اقدام به تکمیل پرسشنامه در این محلات شده و در هر یک از این محلات 100 پرسشنامه به صورت تصادفی بین ساکنین توزیع شده است.

پرسشنامه مذکور حاوی 11 سوال است که 5 سوال آن به طور غیر مستقیم و با استفاده از سنجش معیارهای تأثیرگذار در احساس امنیت به ارزیابی امنیت در محله می‌پردازد. سوال 6 به طور مستقیم در مورد امنیت در محله می‌پرسد و سوال 7 از پاسخ دهنده می‌خواهد امنیت محله را با شهر مقایسه کند. در هریک از این سولات از پاسخ دهنده خواسته شده تا ارزیابی خود را با یکی از اعداد بین 1 تا 10 بر روی نمودار زیر سوال نشان دهد. به این ترتیب امکان کمی شدن جواب‌ها بین اعداد 1 تا 10حاصل می‌گردد. نتایج حاصل از سوالات مربوط به امنیت با سوالات غیر مستقیم( بررسی احساس امنیت از طریق معیارهای تأثیرگذار بر آن) در نمودار الف تصویرشماره 4 و نتایج حاصل از سوال مستقیم در نمودار ب از تصویرشماره 4 مشاهده می‌گردد.

همانگونه که نمودارها نشان می‌دهند میزان احساس امنیت در محله آخوند (بافت قدیم) بیشتر می‌باشد. نکته قابل توجه اینکه هنگام جمع بندی سوالات غیر مستقیم دیده می‌شود که مردم نمره کمتری از 10 امتیاز ممکن به امنیت در محله‌ خود داده‌اند، در حالی که در هنگام سوال مستقیم این نمره بیشتر است. این امر نیز گواهی بر انتزاعی بودن احساس امنیت در نزد مردم است.

سوالات 8 تا 11 پرسشنامه به بررسی روابط همسایگی شخص (خانواده) با همسایگان می‌پردازد. میزان اعتماد به همسایگان، میزان رفت و آمد با همسایگان، میزان آشنایی با همسایگان و میزان مشارکت در مراسم اعیاد و عزاداری برگزار شده در محله در اینجا به عنوان سوالات مربوط به روابط همسایگی آورده شده‌اند. نتایج این حاصل از این سولات در نمودار ج از تصویرشماره 4 مشاهده می‌گردد. امتیازات در این نمودار نیز از 10 می‌باشد. همانگونه که در نمودار ملاحظه می‌شود، روابط همسایگی در محله‌ بافت قدیم بهتر از محله بافت جدید است، صرف نظر از این موردکه در این بافت جدید سرپرست بسیاری از خانوارها همکار بوده و امکان داشت با انتخاب بافت جدیدی که این شرایط را نداشته باشد، میزان روابط همسایگی نیز پایین‌تر از این محاسبه گردد.


 

نمودار شماره3: نتایج حاصل از پرسشنامه ها، منبع: نگارندگان


همانگونه که ملاحظه می‌شود روابط همسایگی و میزان احساس امنیت در بافت قدیم بیشتر از بافت جدید است، در حالی که بافت جدید از لحاظ کالبدی کمتر شرایط جرم خیزی را فراهم می‌کند و آمار واقعی جرم و جنایت نیز این مورد را تصدیق می‌کند. این امر نشان دهنده تأثیر بسیار مثبت و قوی روابط همسایگی مطلوب در ارتقای میزان احساس امنیت است.


نتیجه‌گیری

امنیت دارای ابعاد عینی و ذهنی است.ابعاد عینی براساس آمار وقوع جرم و جنایت قابل توصیف است، اما ابعاد ذهنی که از آن با تعبیر احساس امنیت یاد می‌شود تأثیر پذیری زیادی از عوامل روانشناختی دارد.

رعایت استانداردهای طراحی CPTED در محیط مسکونی باعث کاهش جرم خیزی و وقوع جرم در محله می‌گردد، ولی این مورد برای ارتقا سطح احساس امنیت ساکنین کافی نمی‌باشد و به نظر می‌رسد میزان اجتماع پذیر بودن فضا و میزان حس تعلق ساکنین به آن سایر عوامل محیطی و روانی هستند که تأثیر زیادی بر احساس امنیت دارند.

وجود روابط همسایگی بالا در محله‌ مسکونی، تأثیر زیادی در ارتقا احساس امنیت ساکنین آن دارد. این مورد را می‌توان در مقایسه بین یک محله‌ قدیمی و یک محله در بافت جدید شهر قزوین مشاهده نمود.در حالی که میزان انطباق محله‌ جدید با شاخص‌های CPTED بیشتر است و این امردر پایین بودن جرم در این محله نسبت به محله‌ قدیمی نیز مشهود است، اما احساس امنیت در محله‌ قدیمی بیشتر است. این امر را تنها از طریق بالا بودن روابط همسایگی در محله قدیمی می‌توان توجیه نمود.

به نظر می‌رسد طراحان و برنامه‌ریزان منظر باید علاوه بر اتخاذ رویکرد CPTED برای کاهش میزان جرم خیزی فضا و از آن طریق کاهش وقوع جرم در آن، به فکر ابداع و ایجاد خلاقیت‌هایی برای افزایش همبستگی اجتماعی ساکنین باشند تا ساکنین به احساس امنیت و آرامش بیشتری دست یابند.


فهرست منابع

صالحی، اسماعیل،(1387)،ویژگی‌های فضای شهری امن،تهران،مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی ومعماری.

امیر کافی، مهدی، (1386)، بررسی احساس امنیت و عوامل موثر بر آن،تهران، نشریه تحقیقات علوم اجتماعی ایران شماره 18.

ماندل، رابرت، 1379 چهره متغیر امنیت ملی، ترجمه پژوهشكده مطالعات راهبردی؛ تهران، پژوهشكده مطالعات راهبردی، چاپ دوم.

English references:

Un-habitat،2007، enhancing urban safety and security : global report on human settlement 2007، Nairobi، Kenya.

Kelly، Eric Damian ، Crabtree، Dain (2009)، Securing The Built Environment: An Analysis Crime Prevention Through Environmental Design، Ball State University، Muncie، Indiana.

P. COZENS، (2008)، CRIME PREVENTION THROUGH ENVIRONMENTAL DESIGN IN WESTERN AUSTRALIA: PLANNINGFOR SUSTAINABLE URBAN FUTURES، Department of Urban and Regional Planning، Curtin University of Technology، Western Australia.

Minnery، John، Lim، Bill،(2005)، Measuring Crime Prevention Through Environmental Design، Jurnal of Architectural And Plannig Research،vol. 330

Rothrock، Sara E، (2010) ، Antiterrorism design and public safety : reconciling CPTED with the post، Massachusetts Institute of Technology. Dept. of Urban Studies and Planning.

Lyon، David، (2007)، Surveillance، Security and Social Sorting Emerging Research Priorities، International Criminal Justice Review September vol. 17 no. 3 161-17.

Reynald، Danielle M. ، Elffers، Henk،(2009)، The Future of Newman's Defensible Space Theory Linking Defensible Space and the Routine Activities of Place ، European Journal of Criminology January vol. 6 no. 125.



نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

منظر صوتی و نقش آن در کیفیت محیط شهری (تجربه‌های داخلی و خارجی منظر شهری

» نوع مطلب : منظر ،فضا ،

منظر صوتی و نقش آن در کیفیت محیط شهری (تجربه‌های داخلی و خارجی منظر شهری)

چکیده

شهر، پدیده ای است که خود را به صورت عینیتی قابل ادراک به استفاده کنندگانش می نمایاند. اطلاعات ارسالی از محیط های شهری فقط اطلاعات کالبدی و بصری نیستند، بلکه اطلاعاتی هستند که توسط کلیه حواس ادراک می شوند. لذا، منظر یک محیط شهری، کلیه اطلاعات موجود از فضا می باشد که توسط حواس قابل دریافت بوده و در فرایند ادراک پردازش می گردند. از این رو شاخص های یک منظر در سطوحی متعدد، از سطحی تا بنیادی خود را مطرح می سازند و تمامی آنها منشأ احساس هایی هستند که در فرد ایجاد می‌گردد.

صوت از جمله عوامل غیر کالبدی تشکیل دهنده منظر محیط های شهری است که با وجود نقش بسیار با اهمیتی که در کیفیت محیط شهری دارد، معمولاً از دید طراحان غافل می ماند. این عامل گاهی به صورت صدای پرندگان، حرکت برگ ها، جریان رودخانه و ... ظاهر می شود و موجبات غنای حسی را فراهم می آورد و گاهی به صورت صدای ترافیک عبوری سواره، ماشین آلات صنعتی و ... موجب آزار و اذیت افراد و حتی در پاره ای موارد موجب از بین بردن فرصت حضور افراد در محیط می گردد. در طراحی محیط های شهری باید به منظر صوتی، بو و ... در کنار منظر بصری توجه نمود. برخی از بوها و صوت ها می توانند یادآور خاطرات خاصی در انسان باشند و مولفه ی معنا را تقویت نمایند.

این مقاله ضمن پرداختن به مفهوم منظر صوتی، به تبیین نقش آن در کیفیت محیط های شهری پرداخته و راهکارهایی در جهت ارتقاء کیفیت محیط شهری با استفاده از منظر صوتی ارائه می دهد.

 

مقدمه

یکی از عوامل غیر کالبدی سازنده منظر شهری صدا می باشد. صداها و آهنگ ها، فارغ از اینکه ما بدان ها توجه داریم یا نه، نه تنها در شکل ها و درجات مختلف وجود دارند، بلکه به صورت لفاف و پوششی صوتی به عنوان راهنما، دعوت کننده و حتی در برخی موارد به صورت دفع کننده در شهر و فضاهای مختلف ادراک می شوند. این صداها در هر حالتی که باشند به عنوان یکی از مولفه های منظر شهری بر احساس، ادراک و الگوی رفتاری شهروندان و تعاملات اجتماعی آنان تأثیر می گذارد.

عدم توجه به این موارد در شهرهای امروزی سبب گشته است عمده ترین صداهایی که از متن شهر به گوش می رسد، صداهای ناخوشایندی چون صدای ترافیک، ساخت و ساز، کارخانه ها و تعمیرگاه های خیابانی، کارخانه ها، صدای موسیقی بلند همسایه ها، داد و بیداد و ... باشد، صداهایی خاکستری که در فضاهای بین ساختمان‌ها محاصره شده و براون فیلدهایی از منظر صوتی را ایجاد کرده اند.

در راستای حل این معضل، وظیفه ی طراحان شهری و معماران منظر آن است که منظر صوتی شهر را به مثابه عاملی مهم در کیفیت محیط شهری شناخته و در جهت اصلاح و ارتقای آن گام بردارند. به منظور تبیین اهمیت این موضوع و ارائه ی راهکارهای عملی برای آن، در این مقاله پس از بررسی فرایند ادراک صوت در شهر و نقش آن در رفتار انسان، به تبیین سطوح و کیفیت منظر صوتی پرداخته و در نهایت پس از معرفی اصول طراحی منظرصوتی، نمونه ای از سند راهنمای طراحی منظر صوتی در شهر ارائه شده است.

 

فرضیه

یکی از مولفه های منظر شهری صوت می باشد که به طور مستقیم بر کیفیت منظر شهری تأثیرگذار است. شناسایی اصوات مطلوب و نامطلوب در جهت تقویت یا تضعیف آنها در کنار طراحی کالبدی محیط از عوامل اصلی موفقیت طراحی منظر شهری می باشد.

 

فرایند ادارک صوت در شهر و نقش آن در رفتار انسان

فرد در مواجهه با محیط خود با "سیلی از اطلاعات "روبرو است که برای درک آن، به مرتب کردن آن ها می پردازد و هر جزء از این اطلاعات را در محل خود قرار می دهد. در این راستا، فرد با کمک اندام های حسی خود اطلاعات دریافتی (فضا) را تجزیه و تحلیل کرده و در نهایت آنان را ادراک می کند (پاکزاد، 1385: 59). آن بخش از محیط یا فرم شهر که بر روی کنش و واکنش شخص و نتایج اعمال وی موثر است، منظر شهری نامیده می شود. در واقع در منظر شهری است که بخشی از اطلاعات محیط بالقوه به کیفیتی مستقیماً محسوس (و یا اطلاعات بالفعل) تبدیل می شود (پاکزاد، 1385: 101). عناصر منظر شهری به سه دسته ی فعالیت های انسانی، عوامل کالبدی و عوامل غیرکالبدی تقسیم می شوند که صدا یکی از عوامل غیر کالبدی آن محسوب می گردد.

برای درک هرچه بهتر منظر صوتی و تأثیر آن بر احساس، ادراک و رفتار شهروندان، در ابتدا لازم است تفاوت میان درک بصری و درک شنیداری مشخص گردد. اگرچه نور و صدا هر دو پدیده هایی موجی هستند، اما درک بصری در بسیاری موارد با درک سماعی متفاوت است. صدا در همه جا هست. برخلاف فضای بصری که به صورت بخش بخش می باشد، فضای شنیداری بلا مکان است، در همه جا جاریست و همه جا را احاطه می کند. فضای شنیداری مرزهای مشخصی ندارد و به تاکید بر خود فضا گرایش دارد تا اجزای موجود در فضا. هماهنگ سازی شنیداری زمانی می باشد در حالی که هماهنگ سازی بصری، فضایی است. بنابراین شنوایی حسی غیرقابل توصیف و انفعالی می باشد. صدا حس پویایی را القا کرده و به انسان کمک می کند تا توالی زمان و مقیاس فضا را درک کند. بنابراین، در مقایسه با بینایی درک شنوایی عموماً از لحاظ اطلاعاتی فقیر و از لحاظ احساسی غنی می‌باشد (Carmona, 2003: 88).

اگرچه در اکثر مطالعات صورت پذیرفته در رابطه با منظر، توجه غالب به سمت ابعاد بصری و کالبدی محیط است، اما باید توجه داشت که منظر صوتی شهر نیز به عنوان یک منظر غیرکالبدی پس از ادراک توسط افراد در یک رابطه دوسویه میان محیط و فرد سبب شکل گیری منظرذهنی خاصی از محیط می شود (Frisby, 1994: 85).

پژوهش هایی که تا کنون در ارتباط با منظر صوتی انجام شده است، صداها را به نت های کلیدی، سیگنال ها و صداهای پیش زمینه و نشانه های صوتی دسته بندی می کند. نت های کلیدی همچون نمونه آن در موسیقی هستند. یعنی نت  هایی که تنالیته بنیادی ترکیب (آهنگ) را می سازند و موسیقی در حول آن شکل می گیرد. صداهای پیش زمینه که سیگنال ها هم نامیده می شوند، وظیفه جلب توجه را دارند. صداهایی که منحصراً به وسیله اجتماع و بیننده های آن مورد توجه قرار می گیرند، نشانه های صوتی خوانده می شوند، همچون نشانه ها در منظر بصری. به طور کلی می توان گفت که عمده پژوهش هایی که تا کنون در این ارتباط انجام شده است در ارتباط با ارتباطات بین شنوایی، انسان ها، محیط صوتی و جامعه، ادراک انسان از صوت و نتیجه ی تصویر ذهنی حاصل شده بر رفتارش بوده است (Yang & Kang, 2005: 68).

پژوهش های صورت گرفته حاکی از آنند که سه عامل بر تصویر ذهنی مردم از منظر صوتی شهر موثرند: اطلاعاتی که در یک صدا وجود دارد، زمینه ای که صدا در آن درک می‌شود و درجه آن.

در مطالعه ای که بر استفاده کنندگان از ضبط صوت شخصی انجام شده است، پژوهشگران متوجه شدند این استفاده کنندگان در واقع برای فرار از منظر صوتی شهر از ضبط صوت ها استفاده می کنند. حال آنکه منظر صوتی می تواند یک تجربه جذاب از حس مکان را خلق کند و جایگزین آهنگ های شخصی گردد. بنابراین می توان گفت امروزه تسلط و نفوذ منظر صوتی شهر به عنوان عنصری مزاحم و به زور وارد شده محسوب می شود و می رود تا با آهنگ های شخصی جایگزین شود (Bull, 2000: 2)در واقع شهرهای ما امروزه مدام تحت الشعاع صداهای مکانیکی هستند. صداهایی خاکستری که در فضاهای بین ساختمان ها محاصره شده اند و براون فیلدهایی از منظر صوتی را ایجاد کرده اند.

در میان صداهایی که در اطراف ما وجود دارند، معروفترین صدا، صدای ترافیک می باشد. صدای ترافیک خود از مجموعه ای از صداها نظیر صدای موتور اتومبیل ، صدای حرکت چرخ‌ها و صدای ترمز ماشین ها تشکیل شده است. ابزارهای حمل ونقل مانند قطارها، اتومبیل ها، هواپیماها و غیره به یکی از اصلی ترین مولدهای صدای محیطی بدل گشته اند. در محیط‌‌های شهری امروزی صداهای آزاردهنده دیگری نیز نظیر ساخت و ساز، کارخانه ها، تعمیرگاه های خیابانی، بلندگوها، صدای موسیقی بلند همسایه ها و داد و بیدادها به گوش می رسد. شهرهای امروزی ما دیگر جایی برای حضور پرندگان و دیگر حیوانات نیست و صدای طبیعت در میان این همه شلوغی محو و بی رنگ شده است (شبیری نژاد، 1388: 34).

این مشکلات ممکن است تاثیر مستقیمی بر ارتباطات و اعمال وابسته به هم انسان ها داشته باشد. ممکن است مزاحم انسان بوده و او را در فضاهایی که در شرایط عادی در آن ها حس اقتدار داشته، دچار حس ناتوانی سازد. به عنوان مثال صدای موسیقی همسایه ها اگر خیلی بلند باشد، حس اقتدار و اختیار را در قلمروی خانه از ساکنین آن می گیرد. صوت همچنین قادر است سبب ایجاد وحشت، قدرت و حس حکومت گردد.به عنوان مثال در جایی که پیش روی ارتش توسط ابزار جنگی ممکن نبود، آلمانی ها برای تضعیف روحیه سربازان روسی در استالینگراد از موسیقی استفاده کردند (Atkinson, 2007: 1910).

 

 کیفیت منظر صوتی

منظر صوتی نیز مانند هر پدیده دیگری واجد کیفیت است. منظرهای صوتی با کیفیت بالا محیط هایی هستند که صداها در آن به ندرت روی هم می افتند و میان پیش زمینه و پس زمینه، پرسپکتیو عمیق تری وجود دارد.

ازآنجایی که صداهای آرامتر معمولا یکدیگر را نمی-پوشانند (مگر اینکه فرکانس آنها بسیار به هم نزدیک باشد) یک منظر صوتی با کیفیت بالا می تواند به وسیله پوشیده نشدن با دیگر سروصداها، که منجر به شنیده شدن واضح و مشخص همه صداها شود، توصیف گردد. در این منظر دیگر هیچ صدای گمنامی وجود ندارد. عدم وجود این پوشاننده ها، گسترش رنگ آمیزی صوتی، که به وسیله اکو شدن و طنین انداختن صدای حاصل از انعکاس یا جذب صدا از سطوح موجود در محیط، یا تاثیرات فاکتورهای مرتبط با آب و هوا مانند درجه حرارت، باد یا رطوبت اتفاق می افتد، را آسان تر می کند. این موضوع در واقع یک حس مکان را برای تک  تک افراد هنگام حضور آن ها در محیط ایجاد می کند.

در منظر صوتی با کیفیت پایین، سیگنال های صوتی منفرد در تجمع بیش از حد متراکمی از صداها گم و مبهم می شود. صداهای شفافی چون راه رفتن روی برف و زنگ کلیسا یا خزیدن حیوانات در میان بوته ها به وسیله سروصداهای موجود در محیط پوشانده می شوند. در این محیط ها پرسپکتیوهای صوتی گم می شوند و از بین می روند. بنابراین صداهای معنادار پوشانده شده و فضای شنیداری فرد کاهش می یابد. این اثر ممکن است تا جایی پیش رود که فرد دیگر نتواند صداهای حرکت و صحبت خودش را هم بشنود. در چنین شرایطی بسیاری از صداها خفه و خاموش می شوند و یا اطلاعات موجود در آن ها در ادغام با سایر صداها تغییر می یابد (شبیری نژاد، 1388: 39).

 

سطوح منظر صوتی شهر

حضور صدا در شهر در سه سطح سنجیده می شود، منظر صوتی شهر در سطح کلان، در سطح میانی و در سطح خرد. سطح کلان به منزله منظر صوتی شهر و منطقه شهری می‌باشد. البته از آنجایی که به ندرت صداهایی یافت می شوند که بتوانند تمامی شهر را تحت پوشش قراردهند، تعیین منظرصوتی در این مقیاس عموماً کار دشواری می باشد، اما در سه دسته کلی، منظر صوتی شهر شامل صداهایی می گردد که: الف) در یک لحظه بر تمامی سطح شهر یا منطقه شهری اثر می-گذارد، نظیر صدای رعد و برق و هواپیما، ب) برخی صداهای شاخص شهری که اگرچه تنها در برخی نقاط شهر شنیده می شوند، ولی به دلیل اهمیت فرهنگی یا اجتماعی، در میان مردم به عنوان یکی از عوامل موثر در منظر صوتی شهر و به وجودآورنده حس مکان به شمار می رود. نظیر صدای نقاره ها در حرم امام رضا (ع)، ج) صداهای خاصی که به طور غالب در اکثر نقاط شهر یا منطقه شهری شنیده می شود: به عنوان مثال صدای اذان در کل شهر استامبول به دلیل وجود مساجد متعدد در این شهر. در این سطح اثرگذاری بر منظرصوتی نیازمند تصمیمات کلان و بزرگ مقیاس است، مانند انتقال فرودگاه به خارج شهر و....

منظور از سطح میانی، منظر صوتی موجود در سطح محله می باشد. با توجه به عناصر تشکیل دهنده منظر شهری، در یک محله مسکونی، صدای پس زمینه عموماً سکوت و آرامش موجود در محله است. صداهایی نظیر صدای بازی بچه ها و فروشنده های دوره گرد که به این کوچه و خیابان ها می آیند، صداهای پیش زمینه هستند که بر روی تنالیته و تم اصلی جای می گیرند.

سطح سوم نیز، منظر صوتی موجود در فضاهای شهری می باشد. در واقع در این سطح می توان به بهترین نحو فضای صوتی مورد نیاز را برای مردم تامین نمود. چرا که منظرصوتی یک فضای شهری به میزان زیادی بر رفتارهای افراد در این فضاها تاثیرگذار می-باشد، مانند تصمیم در مورد توقف در یک فضا و یا ترک آن، انجام فعالیت های رسمی و یا خودمانی، خرید، قدم زدن، راه رفتن، صحبت کردن و..... به-عنوان مثال پخش صداهای هیجان انگیز و محرک می-تواند فعالیت های بدنی و جنبش و حرکت را در مردم افزایش دهد و آن ها را ناخودآگاه به انجام برخی حرکت و فعالیت وا  دارد. بنابراین نوع صدا می-تواند مدت حضور فرد را در محیط به طور نسبی تعیین کند و فرد را ناخودآگاه مجبور به ترک یا ماندن در محیط نماید (شبیری نژاد، 1388: 66ـ63).

 

طراحی منظرصوتی شهر

در واقع بخشی از کیفیت های یک فضای شهری از طریق منظر صوتی دلپذیر با توجه به زمینه حاصل می شود: نظیر سرزندگی، احساس تعلق خاطر و حس مکان، امنیت و.... از آنجا که وظیفه طراحان شهری و معماران منظر ارتقاء کیفیت های محیطی یک فضای شهری می باشد، طراحی منظر صوتی از جمله ابزارهای این گروه برای رسیدن به هدف مذکور می‌باشد.

تمام اعمالی که در جهت طراحی منظر صوتی شهر صورت می پذیرند در غالب سه دسته از ملاحظات صوتی و به گونه ای موازی انجام می پذیرند:

1. کاهش، خنثی کردن یا تخفیف صداهایی که به عنوان صداهای بسیار بلند و یا نامطلوب شناخته می شوند.

2. نگهداری و افزایش صداهای موجود شناخته شده به عنوان صداهای مطلوب.

3. افزودن عناصر صوتی که در زمینه موجود یافت نمی شوند، ولی ممکن است اهداف طراحی شهری و معماری پروژه را برآورده سازند. تکنیک های مرتبط با نگهداری، افزایش یا تولید صداهای مطلوبی که وابسته به زمینه هستند.

لنگ عقیده دارد با توجه به صداهای محیط در محل-های خاص، صدا می تواند در جهت مثبت افزایش یابد. به عنوان مثال استفاده از صدای پرندگان حرکت برگ ها و سروصدای کودکان از این جمله است. او عقیده دارد منظر صوتی و صدای محیط می تواند مانند منظر بصری آن، طراحی و تنظیم گردد و این کار از طریق انتخاب مصالح نما، بدنه های فضا و طبیعت اشیای موجود در فضا صورت می گیرد (لنگ، 1994: 227). صداهای مثبت و زیبای محیط مانند صدای آبشار و فواره می تواند صداهای ناموزون مانند ترافیک را بپوشاند.

لازم به ذکر است که هویت یک منظر صوتی نیز در فضای شهری بسیار با اهمیت می‌باشد. در این راستا، باید در خلق یک منظر صوتی به صداهای نشانه ای که در واقع منعکس کننده فرهنگ و رسوم هستند، توجه شود. در درک یک منظرصوتی اولین صداهایی که مورد توجه قرارمی گیرند لزوماً بلندترین صداها نیستند. در واقع صداها در یک منظرصوتی به دو دسته کلی تقسیم می شوند: صداهای فعال و صداهای غیرفعال. صداهای فعال صداهایی می باشند که از انجام فعالیت‌ها در فضا صورت می پذیرند مانند صدای رقص‌های گروهی و صداهای غیر فعال صداهایی می-باشند که از عناصر منظر ناشی می‌شوند، مانند صدای فواره ها. یک فضای شهری مناسب نه تنها لازم-است صداهای غیر فعال خوشایند را در خود داشته باشد، بلکه باید در جهت تشویق فعالیت‌هایی که صداهای فعال را تولید می کنند، طراحی شود. این صداهای فعال و غیرفعال می توانند در جهت ماسک کردن و پوشاندن سروصداهای ناخوشایند نیز مورد استفاده قرارگیرد.

خلق یا طراحی یک منظر صوتی در یک فضای باز شهری باید به عنوان یک پروسه دینامیک مورد توجه قرارگیرد. تغییر منظر صوتی با فصول، روزها و زمان های مختلف باید همواره مورد توجه قرارگیرد (zhang & kang, 2007: 68). با در نظر داشتن این عوامل می‌توان منظرصوتی یک فضای شهری را به گونه ای خوشایند و دلپذیر طراحی کرد. می توان گفت که تامین آسایش استفاده کنندگان از فضا، ایجاد حس مکان و تقویت مردم برای حضور در یک فضا از جمله مهم‌ترین اهداف طراحی یک منظرصوتی می باشد. دستیابی به اهداف ذکرشده از طریق تهیه سند راهنمای طراحی شهری برای طراحی منظرصوتی فضاهای شهری موثر می گردد.

 

راهنمای طراحی منظر صوتی شهری

در راستای عملی تر شدن طرح ارائه شده برای منظرصوتی فضاهای شهری و دستیابی به هدف ارتقای کیفیات محیطی، لازمست تجلی اصول طراحی منظرصوتی به صورت اسناد هدایت کننده درآیند. با توجه به جنس مسئله مورد بحث و مرکزیت موضوع منظرصوتی، لازمست یک راهنمای طراحی شهری تهیه شود. راهنمایی که در ادامه ارائه می شود در واقع نمونه ای از مهم‌ترین عناوین این سند می باشد.

ـ لازمست کاربری های پرسروصدا مانند آهنگری، تعمیراتی ها و .... از جداره فضاهای شهری حذف شوند.

ـ لازمست فضاها با توجه به عملکردشان که تعیین کننده میزان نیاز آن ها به آرامش می باشد، در یک سلسله مراتب مناسب از غیرحساس، نیمه حساس و حساس، در فاصله از منابع آزاردهنده سروصدا نظیر شریان های عبوری و خیابان ها قرارگیرند.

ـ بهتر است ساعت انجام فعالیت‌های ساختمانی تولید کننده سروصدا محدود شده و در ساعات حضور مردم در فضا ممنوع گردد.

ـ استفاده از ساختارهای آبی و طراحی فضاهای سبز برای جداسازی فضاها از کاربری‌های پرسروصدا، ماسک کردن سروصدا و ایجاد صداهای غیرفعال توصیه می شود.

ـ در فضاهایی که نیاز به آرامش در آن ها وجود دارد استفاده از مصالح متخلخل در کف و جداره ها مانع از انتشارصدا شده و آرامش فضا را افزایش می دهد.

ـ ایجاد هماهنگی بین عناصر صوتی و فرم بصری و بین منظربصری و منظرصوتی در فضاهای شهری که فرد را نیازمند توجه کمتری برای ادراک محیط می نماید به شدت توصیه می شود.

ـ بهتر است در فضاهای مختلف از موسیقی های همخوان با آن فضا استفاده شود، مثلاً از موسیقی های آرام که نیاز به توجه زیادی دارند، در فضاهای نیازمند به آرامش و موسیقی های پرتحرک در فضاهای نیازمند به تحرک و جنب وجوش.

ـ استفاده از عناصری که تولید کننده صدای خوش هستند به عنوان ابزاری برای ایجاد صداهای نشانه ای ـ نظیرصدای مساجد ـ توصیه می شود.

ـ در صورت نیاز به کاهش انعکاس صدا می توان از فرورفتگی ها و عقب رفتگی ها در جداره ها استفاده کرد. همچنین استفاده از پستی بلندی ها در کف به صورت اختلاف سطح می تواند سبب کاهش انعکاس صوتی گردد.

ـ تناسبات در فضاهای پرسروصدا باید به گونه ای باشد که طول فضا سروصدا را تضعیف کرده و مانع از کشیده شدن سروصدا به فضاهای خارجی شود.

ـ زون بندی ها و ساماندهی کاربری هایی متنوع زمانی و مکانی که تولید کننده منظرهای صوتی متفاوتی می باشند، در فضاها توصیه می شود.

ـ فضا باید برای حضور فعالیت‌های انسانی مولد صدا نظیر دست‌فروشان و اجرای موزیک زنده تجهیز شود.

ـ در صورت حضور گروه های مختلف سنی باید به منظر صوتی هریک از آن ها توجه کرده و آن ها را در فاصله مناسب از هم قرار دهید تا مانع از آزاردهندگی آن ها برای یکدیگر گردد.

ـ استفاده از مرزهای هندسی که موجب افزایش طنین و شدت صوت در فضا می گردد، در ایجاد حس مکان مناسب فضا تاثیرگذار خواهد بود.

ـ تشویق مردم در استفاده از وسایل حمل ونقل عمومی و یا دوچرخه و پیاده روی که تولیدکننده حجم کمتری از صدا می باشند، از طریق فراهم آوردن تجهیزات مورد نیاز برای این گونه حمل ونقل توصیه می شود.

ـ باید موضوع منظرصوتی و مسئله آلودگی صوتی در جریان توسعه هایی که در رابطه با شهر در نظرگرفته می شوند، مورد توجه قرار گیرند.

 

نتیجه گیری

امروزه منظر صوتی شهرها تغییر بسیاری نموده است. پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که سر و صدای ناشی از زندگی مدرن از یک‌سو اثرات جبران ناپذیری بر سلامت مردم گذاشته و از سوی دیگر تحت تأثیر تصویر ذهنی آنها موجب ناهنجاری رفتاری در محیط‌های شهری می گردد. بنابراین، در چنین شرایطی لزوم طراحی منظر صوتی کاملاً بدیهی به نظر می رسد.

طراحی منظر صوتی، امری پیچیده و نیازمند دخالت افراد و گروه ها در چارچوب علوم مختلف می-باشد. طراحان شهری و معماران منظر، با مأموریت ارتقاء کیفیت محیط های شهری، دسته ای از این افراد هستند که با مجموعه اقدامات خود تا حدی می توانند موجب مدیریت و ارتقاء کیفی منظر صوتی در شهر شوند. با توجه به ماهیت موضوع، سند راهنمای طراحی منظر صوتی، بهترین سند هدایت این امر می-باشد که در این مقاله به برخی از موارد آن اشاره شده است.

 

فهرست منابع

 پاکزاد، جهانشاه. 1385. مبانی نظری و فرآیند طراحی شهری. تهران : وزارت مسکن و شهرسازی، معاونت شهرسازی و معماری، دبیرخانه شورای عالی شهرسازی و معماری.

 شبیری نژاد، مریم،1387-1388. مدیریت منظرصوتی شهر به کمک طراحی شهری، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی. استاد راهنما: دکتر کورش گلکار.

 کوان، رابرت. 1385. اسناد هدایت طراحی شهری. ت : کوروش گلکار و سولماز حسینیون، تهران: انتشارات اسلیمی.

 

 Adams،Mags and Others، Sustainable Soundscape: Noise Policy and the Urban Experience ، Urban Studies، (2385-2398)، December 2006، No.13، Vol.43.

 Atkinson، Rowland، Ecology of Sound: The Sonic Order of Urban Space، Urban Studies، September 2007، (1905–1917)، No. 10، Vol. 44.

 BULL، M. Sounding out the City: Personal، Stereos and the Management of Everyday Life. 2000، Oxford: Berg.

 Carmona، M. and Heath، T. and Oc، T.. 2003. Public Places، Urban spaces. UK: Elsevier Press.

 Frisby، K. The flaˆneur in Social Theory. 1994، in: K. TESTER (Ed.) the Flaˆneur، London: Routledge

 Yan، Wei and Kang، Jian، Soundscape and Sound Preferences in Urban Squares: A Case Study in Sheffield، February 2005، (61–80) Journal of Urban Design، No. 1.Vol. 10.

 Zhang، M. and Kang، J.. Towards the Evaluation، Description، and، Creation of Soundscape in Urban Open Spaces، Environment and planning: Planning and Design، 2007، (68-69) Vl.34

 School of Architecture، University of Sheffield.

 


نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

کودک و فضای شهری

» نوع مطلب : فضا ،بررسی - تدوین ساختار ،

آیا تاکنون به کودکان و حضور آنها در شهر فکر کرده اید؟
آیا شهر شما آمادگی پذیرش و برآورده نمودن نیاز کودک را دارد؟
آیا فرزندان ما بقدر کافی از امکانات و خدمات شهری بهره مند هستند؟
کودکان، عامل پیوند نسلهای گذشته و آینده در هر جامعه محسوب می شوند. اصلاح محیط اجتماعی نیز در هر جامعه از طریق کودکان میسر است. توجه به ایجاد محیطی مناسب برای رشد کودک و آشنایی با نیازها و سرشت فطری او که در دوران کودکی به آن نیازمند است، زمینه رشد درست شخصیتی و تربیتی او را به عنوان نسل سالم فردا، فراهم می آورد.
شهری که به کودکان خود توجه نکند، به نسل گذشته، موجود و آینده خود توجه نکرده است. 
در بعضی از کشورها توجه به کودک و سلامت جسمی و روانی او از دوران بارداری مادر و قبل از تولد نوزاد آغاز می شود و مرحله به مرحله در دوران بعد از تولد او تکوین می یابد. نتیجۀ آن نیز به بسط و ارتباط امواج انسانی در یک محیط اجتماعی گسترده منجر می گردد.
طبق تعریف کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران، گوههای سنی به گروههای قبل از دبستان،سالهای آغاز دبستان، سالهای پایان دبستان، دوره راهنمایی و سالهای دبیرستان تقسیم می شود.
به تعریف این کانون، منظور از نوجوان افراد بین 15 تا 18 سال و مقصود از کودک افراد کمتر از 15 سال تمام است. از دیدگاه روانشناسی نیز مراحل رشد کودک شامل ادوار مختلفی است. کودک از تولد تا 15 ماهگی نوزاد نامیده می شود و از 15 ماهگی تا 5/2 سالگی کودک نوپاست. بین 5/2 تا 5 سالگی دوران خردسالی یا پیش دبستانی کودک است. میانه کودکی نیز دوران دبستانی یا 6 تا 12سالگی را در بر می گیرد و از 12 سالگی به بعد دوران بلوغ یا نوجوانی فرد فرا می رسد[رضویان،1378،76].
کودک، شهروند نابالغی است که حد ومرز میان کودکی و جوانی او به طور دقیق نامشخص است. انتخاب معیار کمتر از 12 سال کامل برای تعریف کودک، مبنای مناسبی را به دست می دهد، که با نگرش علمی به مسائل روانشناسی نیز انطباق دارد و حدی بینابین برای مرز بین بلوغ و قبل از بلوغ به شمار میرود.



کیفیت و شرایط محیط
کودک، شهروند نابالغی است که دوران رشد خود را می گذراند و استمرار بخش حیات بشر محسوب می شود. موجودی است که پاک به دنیا می آید و چنانچه محیط برای رشد فکری و جسمی سالم او مهیا باشد، نهالی تنومند میشود که میتواند باعث افتخار جامعه انسانی باشد.
سرشت کودکی ایجاب می کند کودک در مراحل رشد خود، از اقدامات ایمنی و حمایتی برخوردار باشد. او بدون سرپرست و حامی، نمی تواند روند رشد منطقی داشته باشد. درک او از فضای پیرامون همان است که خود تصور می کند. بنابراین باید فضای زیست سالمی را برای او فراهم آورد تا علائق منطقی او فرصت عرض اندام یابد و با تمهیداتی علائق خطر آفرین برای او را به کناری نهاد. هر نوع تحول نابجا در تأمین علائق کودک ممکن است نتیجه نامطلوبی در پی داشته باشد که به صورت زنجیره ای آثار نامتناسبی در ادوار بعدی زندگی بگذارد.
ایجاد محیطهای یکنواخت، خشن، ملال آور و همراه با عوامل مسأله برانگیز، برای کودک به اندازه ایجاد فضاهای باز،در کنار طبیعت، میل به یک زندگی اجتماعی سالم، همراه با قصه پردازی و شعر و موسیقی و هیاهو بر او تأثیر می گذارد.
جین جیکوبزـ بر این باور است که در اجتماع شهری و در پیوند بین خانه و مدرسه، مهمترین علائق کودک به ایمنی خیابان، تنوع کاربری زمین، شادابی و سرزندگی شهر باز می گردد، که کلید اصلی رفع نگرانیهای اساسی تمام جمعیت و از جمله کودکان است. 
فضای شهر میبایستی دارای کیفیت ویژه ای باشد تا برای حضور بدون خطر کودک آماده پذیرایی و رشد و بالندگی او گردد.



محیط طبیعی و کودک
کودکی، مرحله ابتدایی ارتباط انسان با طبیعت را در بر می گیرد. کودک، اگر چه براساس نظم در عالم آفرینش خداوندی خلق شده، باید با زمینه های مناسب در عرصه های جبری و اختیاری با طبیعت، از اولین مراحل تولد خود ارتباط برقرار سازد. 
کودک، نیاز به هوای سالم، غذای سالم، مسکن مطمئن و مرتبط با طبیعت و فضای باز سالم دارد. 
حس کنجکاوی، فعالیت و جنجال و بازی نیز از دیدگاهی جزیی از خلقت طبیعی انسان در دوره کودکی به حساب می آید. لازمه رشد سالم کودک، ایجاد این زمینه ها در جهت ارتباط بخشیدن بین کودک و محیط طبیعی محسوب میشود. 
کودک، انسان و آزاد آفریده می شود. آزادی او متعلق به خودش است و هیچ کس حق ندارد آن را در اختیار بگیرد یا محدود سازد. با توجه به پیوستگی و تحت تأثیر بودن کودک در مجموعه های زیستی و فضاهای عمومی، با کاهش عوارض ناشی از مشکلات و کمبودها، میبایستی جلوه های طبیعت زنده را برای کودک در بهشت زمینی آنان فراهم آورد، و ساعاتی از روز به فضاهایی سالم و مرتبط با طبیعت، در کنار یک زندگی اجتماعی سالم هدایت نمود. این مورد، لازمه زندگی کودک در شهرهایی است که غوغای ناشی از فعالیت و کار، جایی برای نزدیکی با طبیعت باقی نگذاشته است.  
بنابراین میبایستی به توسعه فضاهای سبز و طبیعت شهری کمک کنیم تا کودک بتواند محیطی که به طبیعت نزدیک است با نشاط باشد وآرام گیرد.



محیط انسانی و کودک

چنانچه محیط طبیعی به عنوان زمینه ای در رشد کودک محسوب شود، محیط انسانی نیز به مثابه باغبانی می ماند که در روش و نحوه رشد او مهمترین نقش را بازی می کند. اگر باغبان در پرورش یک نهال یا بوته تلاش نکند، گیاه آفت زده و یا به حالتی خودرو خواهد رویید. منظور از پرورش آن است که کودک را با روشهای صحیح برای زندگی در جامعه آینده آماده ساخت. 
میشل مانسیو میگوید: روزگاری که کودکان به مثابه دستگاه گوارشی به حساب می آمدند و تصور می شد که جز غذا به هیچ چیز دیگری نیاز ندارند، سپری شده است [پیام یونسکو،آبان 1370، 13-15] این بدان معنی است که در جهت رشد و نمو کودک به جز نیازهای طبیعی، به وجود محیط انسانی سالم و پاکیزه نیاز است. 
مراحل پرورش کودک از فرهنگ و آمیزه های فرهنگی جامعه آغاز می شود و خانواده، مدرسه، محله و شهر را طی می کند. فرهنگها بر کودکی و جامعه کودک وارد می شوند و شالوده  رفتاری و کرداری و شخصیتی آنان را در مراحل بعدی زندگی شکل می دهند. 
کودک باید برای ایفای مسئولیت خویش در بزرگسالی، قابلیت پذیرش مسئولیت را پیدا کند و در واکنشهای متقابل،  به حس مسئول بودن پی ببرد. حس مسئولیت هنگامی بوجود می آید که به او مسئولیتی داده شود. 
از نظر تربیتی، به منظور آماده ساختن کودک در فضای اجتماعی شهر، باید سه جنبه اساسی حواس، تخیل و شخصیت کودک را مورد توجه قرار داد. چنین شرایطی را باید بدون دخل و تصرف در شرایط اساسی و نیازهای اولیه کودک به وجود آورد.



از دیگرموارد مهم در عرصه های زندگی شهری، ایجاد فضاهای مناسب برای کودکان است. "فضا" یک واقعیت لایتناهی است که از طریق محصوریت، مرکزیت و فعالیت تعریف می شود. در ارتباط با مسائل شهری، فضا عبارت از آن است که امکان ایجاد فعالیتی در آن وجود داشته باشد. در شهرسازی، فضا در ارتباط با ساختمانهای اطراف خود، معنی پیدا می کند. فضای شهری به عناصر ویژه ای در شهر گفته می شود که واجد ارزشهای زیباشناختی بوده و دارای حیات و فعالیت باشد. 
با این وجه، خیابانها، میادین و عناصر عمومی شهری مانند پارکها، فضاهای باز و ورزشی از جمله فضاهای شهری محسوب می شود. 
کودکان از فضاهای شهری درسها و آموخته هایی می گیرند که چه بسا ممکن است آنان را از نظر رفتاری بیش از آموزه های خانه و مدرسه متأثر سازد. بنابراین، امنیت فضای شهری به منظور رفت و آمد کودکان بسیار مهم و قابل توجه است. 



به طور اصولی، محله ها و فضاهای درون آنها از نظر ارتقاء سطح روابط سالم اجتماعی، در درجه نخست باید برای کودکان به وجود آید. امروزه، برنامه ریزان محیطی از عدم امکان شکل گیری فضای شهری مناسب برای کودک آگاهی بیشتری یافته اند و پدر و مادرها با صراحت از نگرانی خود درباره اجازه یافتن بچه ها به منظور بازی در خیابانها و مسیرهای پیاده بین خانه و مدرسه سخن به میان می آورند. 
چنانچه فضاهای عمومی شهری به درستی پای گیرد، محیط مناسبی را به وجود خواهد آورد که کودکان و پدر و مادر، در آن احساس امنیت می کنند.



یکی از نکات اصلی در طراحی فضاهای شهری، ایجاد فضای بازی برای کودکان می باشد. 
به گفته شیلر هنگامی انسان به راستی انسان است که به بازی بپردازد. انگیزه بازی در دوره رشد کودکان و تکامل آنها شدید و فشرده است. بازی در کودکان از غرایز طبیعی محسوب می شود و برای رشد متعادل آنها ضروری است. به نظر جان لاک، باید به کودکان امکان داد که در هر زمان ممکن، در فضای باز به بازی بپردازند.
بازی درمانی از راه حلهای رفع مشکل و فشارهای عصبی دوران کودکی به حساب می آید و از انزوای کودک میکاهد. 





اساس سلسله مراتب شهری در شهرسازی از زیر محله آغاز شده و شهر و محله های آن به نسبت حوزه های تحت پوشش خدمات مربوطه به کودکان بنیان می گیرد. بدیهی است که اصلی ترین خدمات شهری در محله ها و زیرمحله ها علاوه بر کودکستان و دبستان شامل پارک و فضای ورزش و بازی بچه ها، کتابخانه کودک، باغچه، خانه کودک، زمینهای ورزش و فضای باز می باشد.
کودکان، نیازمند محیطهایی هستند که آنان را مخاطب قرار دهد، به چالش وادارد و جلب توجه کند تا آنها مشاهده کنند و بیاندیشند. 
خیابانها و میادین دارای آب نما،کودکان را به مشارکت و توجه دعوت می کند. فروشگاههای جذاب و  علائم خیابانی، می-تواند علاقه به مطالعه را بویژه در کودکان پیش دبستانی بر انگیزاند. رویدادها و سرگرمیهای خیابانی، جشنها جشنواره ها، بازارها و فضاهای باز و سبز منشأ علاقه و جذابیت دائمی برای کودکان می باشد.
کودک به مکانهای مختلفی که ترجیحاً با یکدیگر مرتبط هستند، نیاز دارد. جایی که احساس در خانه بودن کند. زمانی که کمی بزرگ تر شد، احتیاج دارد که در اطراف و دور و بر شهر بصورت پیاده یا با وسایل عمومی به حرکت بپردازد. در بهترین حالت، باید کل شهر در دسترس او باشد. 
دسترسی کودکان به هر نقطه از شهرشان باید امکانپذیر باشد. تنها از طریق برقراری ارتباط مستقیم  است که آنان می توانند افرادی سالم و اجتماعی شوند.آنها باید بد و خوب را تجربه کنند و روابط انسانی را در خارج از محدوده خانه و مدرسه تشخیص دهند. حضور در اجتماع، بروز احساسات و نگرشهای مفید را در پی دارد. 



از دیدگاه شهرسازی و طراحی شهری، شهر خوب برای کودک باید واجد شرایط زیر باشد: 

•    باید سازماندهی کالبدی و اجتماعی براساس حس اعتماد و انصاف و عدالت قرار داشته باشد و آنها را ارتقاء دهد. در این مورد ایجاد فضاهای عمومی که در آنها حداقل یک بزرگسال شناخته شده حضور داشته باشد و حفاظت و امنیت کودک را پوشش دهد، ضروری به نظر میرسد. این فضاهای عمومی باید به نحوی طراحی و برنامه ریزی شوند که بر میزان ارتباط میان افراد در گروههای سنی مختلف و دارای زمینه های اجتماعی متفاوت بیافزاید.
•     فرصت مشاهده مردم، بزرگسالان و خردسالان در فعالیتها و مشاغل مختلف،  بر جاذبه های اجتماعی کودک می افزاید.
•    بزرگسالان باید علاوه برکودک خود، نسبت به سایر کودکان شهر و محله های شهری احساس مسئولیت نمایند.
•    در شهرها باید فضاهای عمومی امن، همراه با معابری دور از مخاطرات رفت و آمد  که به کودک اجازه مشاهده می دهد که شهر، همسایه و محله  خود را کشف کرده و نظاره گر باشد، به وجود آید.
•    یک محیط شهری شفاف، سالم و قابل درک برای کودک جایی است که بتوان به راحتی و به صورت پیاده در آن حرکت کرد.
•    توجه به نقشهای ارزشمند اجتماعی و فرهنگی و مشارکت کودک در رویدادهای اجتماعی و مراسم مذهبی بسیار اهمیت دارد.
•    نزدیک بودن فاصله محل کار و زندگی خانواده ها، به نحوی که کودک و والدین در طول روز به یکدیگر دسترسی داشته باشند، ضروری به نظر می رسد.
•    در خیابانها و فضاهای عمومی شهر، باید به ایجاد عناصری که برای کودک موجب شگفتی و شعف شود، پراخت.
•    وقایع و جشنهایی که حس ملی، مذهبی، تاریخی و علاقه به جامعه و سنتهای آن را ارتقاء می دهد و برای کودک نیز ضروری به نظر می رسد، باید تقویت شود.
•    نوع بافت شهری، بنای جذاب، رنگ، مواد، شکل و ریخت ساختمانها که علاقه کودک را بر می انگیزد، در طراحی اهمیت دارد.
•    فضای شهری باید طبیعت را به داخل شهر بکشاند. باید کودک باتمام پدیده های طبیعت مانند آب، گیاه، درخت، حیوانات و پرندگان و حشرات، در ارتباط باشد. کودک از این طریق می آموزد و می فهمد که به طبیعت عشق بورزد و آن را حفظ کند.

کودک به فضای باز و سبز، محیطهای سالم و فضاهایی احتیاج دارد که او را در محیطی درست و فارغ از هرگونه محرومیت بار آورد. بسیاری از خانوارهای ساکن تهران به دلیل نحوه سکونت در قطعات کوچک مسکونی و آپارتمانهای کوچک، از داشتن چنین فضایی محروم اند. مدرسه ها نیز با ابعاد و اندازه های قابل قبول آموزشی مناسبت کمی دارند. فضای حایل بین این دو نیز با عرض نامتناسب راهها، جریان رفت و آمد سواره، سر و صدا، آلودگی هوا، و مشکلات شهری بدور از فضای باز و سبز، و خدمات و نیازهای کودک همراه است.



در تهران، شرایط شهرسازی برای پرورش کودک آمادگی لازم را ندارد. اصولاً شهر نه تنها برای حرکت پیاده بزرگسال، بلکه برای رفت و آمد کودک نیز شکل نگرفته است. عرصۀ پیاده روها روز به روز کوچکتر شده تا راه برای حرکت اتومبیل هموار شود. بنابراین کودک به سختی میتواند با پای پیاده فاصله بین خانه و مدرسه را طی کند. 
در تمام محله ها نوع کاربری زمین به نحوی است که منفعت اقتصادی مورد توجه قرار گیرد. 
اگر چه مهدهای کودک به خودی خود می توانند نقش سازنده ای در آموزش و پرورش اجتماعی کودک داشته باشد، ولی اغلب خانواده های استفاده کننده ترجیح می دهند که از این مکانها به عنوان محلی صرفاً برای نگهداری، هنگامی که آنان به کار مشغولند، استفاده کنند. به همین خاطر است که مهدهای کودک به جای پراکنش مناسب در سطح شهر و محله های شهر، به طور عمده همجوار با مراکز اداری یا در مسیر خیابانهای اصلی و پررفت وآمد، جایی که والدین با یک لحظه توقف اتومبیل، بتوانند کودک را به آن بسپارند، استقرار یافته است. 
مهمترین تفریح کودکان در تهران استفاده از پارکها و فضاهای سبز است که هنوز بسیاری از آنها دارای تجهیزات بازی استاندارد نیستند. 



استفاده از فضاهای سبز نیز هنگامی میسر است که والدین زمان لازم را برای گردش کودکان بر حسب فرصتهای خود انتخاب کنند. در حالیکه کودکان باتوجه به تراکم جمعیت و ساختمان محاصره  شدن در میان بافت شهر، هر روز و هر لحظه به این فضاها نیازمندند. 
فضاهای ورزشی بسیار محدود است و فرهنگسراهای کودک جز در چند نقطه که آن هم به عنوان جزیی از فرهنگسراهای عمومی موجود شهر محسوب می شود، دارای امکانات لازم نبوده و با نقص روبرو می باشند. از کتابخانه کودک، مراکز گسترده پرورش فکری – جز در موارد نادر- خبری نیست. مرکز آموزشهای هنری و سرگرمی یا محدود است و یا پاره ای از آنها توسط بخش خصوصی اداره می شود که پرداخت هزینه آن برای بسیاری از خانواده ها مشکل است. مرکز علوم مربوط به کودک نیز همینطور. سینمای کودک در حدی محدود عمل میکند. موزه های فرهنگی و هنری اگر چه در سطح شهر تهران وجود دارد، ولی به حالتی متمرکز عمل کرده و در درون مناطق شهری قرار نگرفته است. در مجموع، این موزه ها برای بزرگسالان است و نه کودکان. برای کودکان تهرانی، یک محیط شهری خوب، محیطی است که انتظارات کودکی آنها را برآورده سازد.
این محیط باید ضمن برقراری ارتباط منطقی با کودک و شرایط او، مکانهایی را که برای کودک در دسترس باشد، و به نیازهای او پاسخ دهد، فراهم آورده و در قالب رنگهای متنوع، آنها را با غنای احساسی کودک و تناسبات ساختمان هماهنگ کرده و عرضه نماید.


شهرداری تهران به عنوان یکی از اصلی ترین نهادهای شهر در همکاری با نهادهای مرتبط، نقش مؤثری در بهبود شرایط کودک دارد. وظیفه شهرداریها بسیار گسترده تر از آن اقداماتی است که امروزه به آن می پردازند. شهرداریها به عنوان نماینده مردم شهر در نیکبختی یا خوشبختی و رفاه و سلامت آنان، باید نقش مؤثرتری ایفا کنند. 
یکی از مهمترین وظایف شهرداریها تجهیز خود به نیروی انسانی کارآمد در ارتباط با حوزه های تخصصی مختلف است. شهرداریها باید به ارتقاء سطح بهداشت جسمی و روانی مردم شهر بپردازند. هرم سنی جمعیت تهران، نشان از جوان بودن جمعیت شهر دارد. از این جهت شهردای تهران باید به این مهم توجه بیشتری نماید و با ایجاد تشکیلات و تأسیسات عمومی و فضای شهری مناسب کودک به ادای وظیفه خود نسبت به مردم شهر همت بیشتری نماید.

در حال حاضر طراحی پارک دوستدار کودک توسط سازمان زیباسازی شهرداری تهران در دست اقدام است. فضایی که بزرگترین مجموعه های بازی، تفریح، سرگرمی، آموزش و مشاهدات جذاب در آن پیش بینی شده و امید است از سال آینده شاهد اجرای این پروژه بزرگ باشیم.
در هر صورت، هنوز فضاهای شهری تهران برای ساکنان کوچک و مهربان، و فرزندان پاک این شهر آماده نیست و برای رسیدن به نقطه ایده آل و مناسب، فاصله ها بسیار است. 
همه باید دست در دست هم دهیم و با مشارکت دلسوزانه، تلاش کنیم محیطی مساعد و قابل استفاده برای کودکان امروز و متخصصین فردا فراهم آوریم...










منبع : 
زیباسازی شهر تهران 


نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

آشنایی با مفاهیم زیباسازی - مناسب سازی (طراحی سازگار تجهیزات شهری)

» نوع مطلب : زیبا سازی ،فضا ،منظر ،نمای شهر ،

"مناسب سازی محیط شهری با دیدگاه توانبخشی"

(با هدف استفاده تمامی افراد جامعه از فضای شهری : ناتوان/ کودک/ بیمار/ سالمند/ معلول)

قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد 9 دسامبر 1975:

"معلولین حق برخورداری از امکاناتی را دارند که بطور مستقل قادر به حضور و زندگی در جامعه باشند."

فضای شایسته انسان، مکانی است كه علاوه بر داشتن ابعاد انسانی، دارای خصلتی متناسب با مقام انسانی باشد. با اینكه رعایت ابعاد و مقیاس ، شرط لازم برای ایجاد فضای شهری است ولی كافی نیست. ایجاد فضا و دسترسی مناسب برای افراد معلول، مستلزم توجه به ابعاد او در حالت سكون، حركت و قابلیت‏های حركتی است.

اندازه‏های بدن انسان بر حسب جنس، سن، سلامت یا معلویت متفاوت است، در نتیجه میدان دسترسی به فضای اطراف، برای او تغییر میكند. به هنگام طراحی فضاهای خصوصی و جمعی برای افراد ناتوان، میبایستی محدوده دسترسی و شعاع عملكرد را بر اساس استفاده از وسایل و ابزار كمكی یا صندلی چرخدار در نظر گرفت.

معلولان برای زندگی اجتماعی در شهرها با موانع معماری و شهری متعددی رو به رو هستند بنابراین سازگاری محیط شهر با نیازهای معلولان جسمی ضرورتی حیاتی است و طراحی شهری باید بر اساس معیارها و ضوابطی خاص، مناسب سازی شود.

مشكلات و موانع موجود در شبكه دسترسی پیاده شهری و عدم تداوم حركت روان در مسیرهای پیاده، برای افراد سالم نیز ایجاد اشكال می‏كند. افراد سالخورده، مادری كه كودك خود را در كالسكه حمل می‏كند. ناتوانی كه با وسایل كمكی یا صندلی چرخدار حركت می‏كند، از موانع مختلف و نامناسب بودن مسیرها، گذرگاه‏ها و كفپوش‏ها رنج می‏برند. همسطح سازی و از بین بردن موانع ، جزو اقدامات مهمی است كه از مدیریت شهری انتظار میرود و مشاركت هر چه بیشتر معلولان در فعالیت‏های اجتماعی و حضور در شهر را تسهیل می‏كند.

 







نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

آشنایی با مفاهیم زیباسازی - وسایل ورزشی و بدنسازی

» نوع مطلب : زیبا سازی ،فضا ،

آشنایی با مفاهیم زیباسازی - وسایل ورزشی و بدنسازی

آشنایی با مفاهیم زیباسازی - وسایل ورزشی و بدنسازی

هدف: توسعه فرهنگ ورزش، و سلامت و نشاط در جامعه/ در دسترس بودن ابزار ورزش رایگان و سالم برای همگان/

بیش از یک دهه است که در شهرهای مختلف جهان از دستگاههای بدنسازی عمومی برای سالم سازی و نشاط جسمانی شهروندان استفاده میگردد. مردم میتوانند بصورت رایگان در پارکهای شهری به این وسایل دسترسی داشته باشند و با راهنمایی کارشناس ورزش، به تمرینات مختلف و متنوع بدنسازی بپردازند.

با ساخت و نصب وسایل ورزشی و بدنسازی در بوستانهای شهری، تجهیزات و سیستمهایی جهت انجام حركات ورزشی در سطح آماتور و ابتدایی برای استفاده عموم مردم بوجود می‌آیــد. مزیت این دستگاهها در سادگی استفاده و همچنین بهره گیری از حركات ورزشی بكمك وزن بدن در هنگام ورزش با دستگاه میباشد.

وسایل ورزشی میتواند بصورت گروههای چند تایی در یك مجموعه تركیبی پیشنهاد داده شود. مزیت آن، استحكام بیشتر اسكلت سازه، نصب بدون فونداسیون و پی ریزی، قابلیت جابجایی، و طول عمر و دوام بالای آنها همراه با استفاده چندین كاربر باهم میباشد. برای طراحی و ساخت چنین تجهیزاتی توصیه میشود که حتما از امکانات و متخصصین داخلی بهره گرفته شود، زیرا استفاده کنندگان ایرانی با توجه به شرایط محیطی، ابعاد بدنی، و فرهنگ استفاده، نیازهای خاصی دارند که میبایستی در فرآیند طراحی و شکل گیری به آن توجه شود.

در سالهای گذشته، بسیاری از مراحل عملیاتی برای بهسازی و مقاوم سازی این تجهیزات صورت گرفته و در حال حاضر، مطالعات گسترده ای جهت ساخت این تجهیزات برای معلولین، سالمندان و حتی کودکان در دست اقدام است.

این فعالیت میبایستی بصورت یک طرح جامع و ملی مورد بازبینی تخصصی قرار گیرد تا به تکامل برسد. بنابراین برای ساخت و سازدستگاه ها، شرکتهاو متخصصینی مورد نیاز هستند که به اصول ورزش خصوصـــا بدنسازی آشنایی دارند و دارای واحد طراحی و مهندسی بوده و توانایی اصلاح و بهسازی حرکات ورزشی با دستــگاه را داشته باشند. اطلاع رسانی و آموزش ، از بخشهای مهم این طرح سلامت است.










نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .