تبلیغات
WIMIFIRE - مطالب بررسی - تدوین ساختار

امروز:

کودک و فضای شهری

» نوع مطلب : فضا ،بررسی - تدوین ساختار ،

آیا تاکنون به کودکان و حضور آنها در شهر فکر کرده اید؟
آیا شهر شما آمادگی پذیرش و برآورده نمودن نیاز کودک را دارد؟
آیا فرزندان ما بقدر کافی از امکانات و خدمات شهری بهره مند هستند؟
کودکان، عامل پیوند نسلهای گذشته و آینده در هر جامعه محسوب می شوند. اصلاح محیط اجتماعی نیز در هر جامعه از طریق کودکان میسر است. توجه به ایجاد محیطی مناسب برای رشد کودک و آشنایی با نیازها و سرشت فطری او که در دوران کودکی به آن نیازمند است، زمینه رشد درست شخصیتی و تربیتی او را به عنوان نسل سالم فردا، فراهم می آورد.
شهری که به کودکان خود توجه نکند، به نسل گذشته، موجود و آینده خود توجه نکرده است. 
در بعضی از کشورها توجه به کودک و سلامت جسمی و روانی او از دوران بارداری مادر و قبل از تولد نوزاد آغاز می شود و مرحله به مرحله در دوران بعد از تولد او تکوین می یابد. نتیجۀ آن نیز به بسط و ارتباط امواج انسانی در یک محیط اجتماعی گسترده منجر می گردد.
طبق تعریف کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران، گوههای سنی به گروههای قبل از دبستان،سالهای آغاز دبستان، سالهای پایان دبستان، دوره راهنمایی و سالهای دبیرستان تقسیم می شود.
به تعریف این کانون، منظور از نوجوان افراد بین 15 تا 18 سال و مقصود از کودک افراد کمتر از 15 سال تمام است. از دیدگاه روانشناسی نیز مراحل رشد کودک شامل ادوار مختلفی است. کودک از تولد تا 15 ماهگی نوزاد نامیده می شود و از 15 ماهگی تا 5/2 سالگی کودک نوپاست. بین 5/2 تا 5 سالگی دوران خردسالی یا پیش دبستانی کودک است. میانه کودکی نیز دوران دبستانی یا 6 تا 12سالگی را در بر می گیرد و از 12 سالگی به بعد دوران بلوغ یا نوجوانی فرد فرا می رسد[رضویان،1378،76].
کودک، شهروند نابالغی است که حد ومرز میان کودکی و جوانی او به طور دقیق نامشخص است. انتخاب معیار کمتر از 12 سال کامل برای تعریف کودک، مبنای مناسبی را به دست می دهد، که با نگرش علمی به مسائل روانشناسی نیز انطباق دارد و حدی بینابین برای مرز بین بلوغ و قبل از بلوغ به شمار میرود.



کیفیت و شرایط محیط
کودک، شهروند نابالغی است که دوران رشد خود را می گذراند و استمرار بخش حیات بشر محسوب می شود. موجودی است که پاک به دنیا می آید و چنانچه محیط برای رشد فکری و جسمی سالم او مهیا باشد، نهالی تنومند میشود که میتواند باعث افتخار جامعه انسانی باشد.
سرشت کودکی ایجاب می کند کودک در مراحل رشد خود، از اقدامات ایمنی و حمایتی برخوردار باشد. او بدون سرپرست و حامی، نمی تواند روند رشد منطقی داشته باشد. درک او از فضای پیرامون همان است که خود تصور می کند. بنابراین باید فضای زیست سالمی را برای او فراهم آورد تا علائق منطقی او فرصت عرض اندام یابد و با تمهیداتی علائق خطر آفرین برای او را به کناری نهاد. هر نوع تحول نابجا در تأمین علائق کودک ممکن است نتیجه نامطلوبی در پی داشته باشد که به صورت زنجیره ای آثار نامتناسبی در ادوار بعدی زندگی بگذارد.
ایجاد محیطهای یکنواخت، خشن، ملال آور و همراه با عوامل مسأله برانگیز، برای کودک به اندازه ایجاد فضاهای باز،در کنار طبیعت، میل به یک زندگی اجتماعی سالم، همراه با قصه پردازی و شعر و موسیقی و هیاهو بر او تأثیر می گذارد.
جین جیکوبزـ بر این باور است که در اجتماع شهری و در پیوند بین خانه و مدرسه، مهمترین علائق کودک به ایمنی خیابان، تنوع کاربری زمین، شادابی و سرزندگی شهر باز می گردد، که کلید اصلی رفع نگرانیهای اساسی تمام جمعیت و از جمله کودکان است. 
فضای شهر میبایستی دارای کیفیت ویژه ای باشد تا برای حضور بدون خطر کودک آماده پذیرایی و رشد و بالندگی او گردد.



محیط طبیعی و کودک
کودکی، مرحله ابتدایی ارتباط انسان با طبیعت را در بر می گیرد. کودک، اگر چه براساس نظم در عالم آفرینش خداوندی خلق شده، باید با زمینه های مناسب در عرصه های جبری و اختیاری با طبیعت، از اولین مراحل تولد خود ارتباط برقرار سازد. 
کودک، نیاز به هوای سالم، غذای سالم، مسکن مطمئن و مرتبط با طبیعت و فضای باز سالم دارد. 
حس کنجکاوی، فعالیت و جنجال و بازی نیز از دیدگاهی جزیی از خلقت طبیعی انسان در دوره کودکی به حساب می آید. لازمه رشد سالم کودک، ایجاد این زمینه ها در جهت ارتباط بخشیدن بین کودک و محیط طبیعی محسوب میشود. 
کودک، انسان و آزاد آفریده می شود. آزادی او متعلق به خودش است و هیچ کس حق ندارد آن را در اختیار بگیرد یا محدود سازد. با توجه به پیوستگی و تحت تأثیر بودن کودک در مجموعه های زیستی و فضاهای عمومی، با کاهش عوارض ناشی از مشکلات و کمبودها، میبایستی جلوه های طبیعت زنده را برای کودک در بهشت زمینی آنان فراهم آورد، و ساعاتی از روز به فضاهایی سالم و مرتبط با طبیعت، در کنار یک زندگی اجتماعی سالم هدایت نمود. این مورد، لازمه زندگی کودک در شهرهایی است که غوغای ناشی از فعالیت و کار، جایی برای نزدیکی با طبیعت باقی نگذاشته است.  
بنابراین میبایستی به توسعه فضاهای سبز و طبیعت شهری کمک کنیم تا کودک بتواند محیطی که به طبیعت نزدیک است با نشاط باشد وآرام گیرد.



محیط انسانی و کودک

چنانچه محیط طبیعی به عنوان زمینه ای در رشد کودک محسوب شود، محیط انسانی نیز به مثابه باغبانی می ماند که در روش و نحوه رشد او مهمترین نقش را بازی می کند. اگر باغبان در پرورش یک نهال یا بوته تلاش نکند، گیاه آفت زده و یا به حالتی خودرو خواهد رویید. منظور از پرورش آن است که کودک را با روشهای صحیح برای زندگی در جامعه آینده آماده ساخت. 
میشل مانسیو میگوید: روزگاری که کودکان به مثابه دستگاه گوارشی به حساب می آمدند و تصور می شد که جز غذا به هیچ چیز دیگری نیاز ندارند، سپری شده است [پیام یونسکو،آبان 1370، 13-15] این بدان معنی است که در جهت رشد و نمو کودک به جز نیازهای طبیعی، به وجود محیط انسانی سالم و پاکیزه نیاز است. 
مراحل پرورش کودک از فرهنگ و آمیزه های فرهنگی جامعه آغاز می شود و خانواده، مدرسه، محله و شهر را طی می کند. فرهنگها بر کودکی و جامعه کودک وارد می شوند و شالوده  رفتاری و کرداری و شخصیتی آنان را در مراحل بعدی زندگی شکل می دهند. 
کودک باید برای ایفای مسئولیت خویش در بزرگسالی، قابلیت پذیرش مسئولیت را پیدا کند و در واکنشهای متقابل،  به حس مسئول بودن پی ببرد. حس مسئولیت هنگامی بوجود می آید که به او مسئولیتی داده شود. 
از نظر تربیتی، به منظور آماده ساختن کودک در فضای اجتماعی شهر، باید سه جنبه اساسی حواس، تخیل و شخصیت کودک را مورد توجه قرار داد. چنین شرایطی را باید بدون دخل و تصرف در شرایط اساسی و نیازهای اولیه کودک به وجود آورد.



از دیگرموارد مهم در عرصه های زندگی شهری، ایجاد فضاهای مناسب برای کودکان است. "فضا" یک واقعیت لایتناهی است که از طریق محصوریت، مرکزیت و فعالیت تعریف می شود. در ارتباط با مسائل شهری، فضا عبارت از آن است که امکان ایجاد فعالیتی در آن وجود داشته باشد. در شهرسازی، فضا در ارتباط با ساختمانهای اطراف خود، معنی پیدا می کند. فضای شهری به عناصر ویژه ای در شهر گفته می شود که واجد ارزشهای زیباشناختی بوده و دارای حیات و فعالیت باشد. 
با این وجه، خیابانها، میادین و عناصر عمومی شهری مانند پارکها، فضاهای باز و ورزشی از جمله فضاهای شهری محسوب می شود. 
کودکان از فضاهای شهری درسها و آموخته هایی می گیرند که چه بسا ممکن است آنان را از نظر رفتاری بیش از آموزه های خانه و مدرسه متأثر سازد. بنابراین، امنیت فضای شهری به منظور رفت و آمد کودکان بسیار مهم و قابل توجه است. 



به طور اصولی، محله ها و فضاهای درون آنها از نظر ارتقاء سطح روابط سالم اجتماعی، در درجه نخست باید برای کودکان به وجود آید. امروزه، برنامه ریزان محیطی از عدم امکان شکل گیری فضای شهری مناسب برای کودک آگاهی بیشتری یافته اند و پدر و مادرها با صراحت از نگرانی خود درباره اجازه یافتن بچه ها به منظور بازی در خیابانها و مسیرهای پیاده بین خانه و مدرسه سخن به میان می آورند. 
چنانچه فضاهای عمومی شهری به درستی پای گیرد، محیط مناسبی را به وجود خواهد آورد که کودکان و پدر و مادر، در آن احساس امنیت می کنند.



یکی از نکات اصلی در طراحی فضاهای شهری، ایجاد فضای بازی برای کودکان می باشد. 
به گفته شیلر هنگامی انسان به راستی انسان است که به بازی بپردازد. انگیزه بازی در دوره رشد کودکان و تکامل آنها شدید و فشرده است. بازی در کودکان از غرایز طبیعی محسوب می شود و برای رشد متعادل آنها ضروری است. به نظر جان لاک، باید به کودکان امکان داد که در هر زمان ممکن، در فضای باز به بازی بپردازند.
بازی درمانی از راه حلهای رفع مشکل و فشارهای عصبی دوران کودکی به حساب می آید و از انزوای کودک میکاهد. 





اساس سلسله مراتب شهری در شهرسازی از زیر محله آغاز شده و شهر و محله های آن به نسبت حوزه های تحت پوشش خدمات مربوطه به کودکان بنیان می گیرد. بدیهی است که اصلی ترین خدمات شهری در محله ها و زیرمحله ها علاوه بر کودکستان و دبستان شامل پارک و فضای ورزش و بازی بچه ها، کتابخانه کودک، باغچه، خانه کودک، زمینهای ورزش و فضای باز می باشد.
کودکان، نیازمند محیطهایی هستند که آنان را مخاطب قرار دهد، به چالش وادارد و جلب توجه کند تا آنها مشاهده کنند و بیاندیشند. 
خیابانها و میادین دارای آب نما،کودکان را به مشارکت و توجه دعوت می کند. فروشگاههای جذاب و  علائم خیابانی، می-تواند علاقه به مطالعه را بویژه در کودکان پیش دبستانی بر انگیزاند. رویدادها و سرگرمیهای خیابانی، جشنها جشنواره ها، بازارها و فضاهای باز و سبز منشأ علاقه و جذابیت دائمی برای کودکان می باشد.
کودک به مکانهای مختلفی که ترجیحاً با یکدیگر مرتبط هستند، نیاز دارد. جایی که احساس در خانه بودن کند. زمانی که کمی بزرگ تر شد، احتیاج دارد که در اطراف و دور و بر شهر بصورت پیاده یا با وسایل عمومی به حرکت بپردازد. در بهترین حالت، باید کل شهر در دسترس او باشد. 
دسترسی کودکان به هر نقطه از شهرشان باید امکانپذیر باشد. تنها از طریق برقراری ارتباط مستقیم  است که آنان می توانند افرادی سالم و اجتماعی شوند.آنها باید بد و خوب را تجربه کنند و روابط انسانی را در خارج از محدوده خانه و مدرسه تشخیص دهند. حضور در اجتماع، بروز احساسات و نگرشهای مفید را در پی دارد. 



از دیدگاه شهرسازی و طراحی شهری، شهر خوب برای کودک باید واجد شرایط زیر باشد: 

•    باید سازماندهی کالبدی و اجتماعی براساس حس اعتماد و انصاف و عدالت قرار داشته باشد و آنها را ارتقاء دهد. در این مورد ایجاد فضاهای عمومی که در آنها حداقل یک بزرگسال شناخته شده حضور داشته باشد و حفاظت و امنیت کودک را پوشش دهد، ضروری به نظر میرسد. این فضاهای عمومی باید به نحوی طراحی و برنامه ریزی شوند که بر میزان ارتباط میان افراد در گروههای سنی مختلف و دارای زمینه های اجتماعی متفاوت بیافزاید.
•     فرصت مشاهده مردم، بزرگسالان و خردسالان در فعالیتها و مشاغل مختلف،  بر جاذبه های اجتماعی کودک می افزاید.
•    بزرگسالان باید علاوه برکودک خود، نسبت به سایر کودکان شهر و محله های شهری احساس مسئولیت نمایند.
•    در شهرها باید فضاهای عمومی امن، همراه با معابری دور از مخاطرات رفت و آمد  که به کودک اجازه مشاهده می دهد که شهر، همسایه و محله  خود را کشف کرده و نظاره گر باشد، به وجود آید.
•    یک محیط شهری شفاف، سالم و قابل درک برای کودک جایی است که بتوان به راحتی و به صورت پیاده در آن حرکت کرد.
•    توجه به نقشهای ارزشمند اجتماعی و فرهنگی و مشارکت کودک در رویدادهای اجتماعی و مراسم مذهبی بسیار اهمیت دارد.
•    نزدیک بودن فاصله محل کار و زندگی خانواده ها، به نحوی که کودک و والدین در طول روز به یکدیگر دسترسی داشته باشند، ضروری به نظر می رسد.
•    در خیابانها و فضاهای عمومی شهر، باید به ایجاد عناصری که برای کودک موجب شگفتی و شعف شود، پراخت.
•    وقایع و جشنهایی که حس ملی، مذهبی، تاریخی و علاقه به جامعه و سنتهای آن را ارتقاء می دهد و برای کودک نیز ضروری به نظر می رسد، باید تقویت شود.
•    نوع بافت شهری، بنای جذاب، رنگ، مواد، شکل و ریخت ساختمانها که علاقه کودک را بر می انگیزد، در طراحی اهمیت دارد.
•    فضای شهری باید طبیعت را به داخل شهر بکشاند. باید کودک باتمام پدیده های طبیعت مانند آب، گیاه، درخت، حیوانات و پرندگان و حشرات، در ارتباط باشد. کودک از این طریق می آموزد و می فهمد که به طبیعت عشق بورزد و آن را حفظ کند.

کودک به فضای باز و سبز، محیطهای سالم و فضاهایی احتیاج دارد که او را در محیطی درست و فارغ از هرگونه محرومیت بار آورد. بسیاری از خانوارهای ساکن تهران به دلیل نحوه سکونت در قطعات کوچک مسکونی و آپارتمانهای کوچک، از داشتن چنین فضایی محروم اند. مدرسه ها نیز با ابعاد و اندازه های قابل قبول آموزشی مناسبت کمی دارند. فضای حایل بین این دو نیز با عرض نامتناسب راهها، جریان رفت و آمد سواره، سر و صدا، آلودگی هوا، و مشکلات شهری بدور از فضای باز و سبز، و خدمات و نیازهای کودک همراه است.



در تهران، شرایط شهرسازی برای پرورش کودک آمادگی لازم را ندارد. اصولاً شهر نه تنها برای حرکت پیاده بزرگسال، بلکه برای رفت و آمد کودک نیز شکل نگرفته است. عرصۀ پیاده روها روز به روز کوچکتر شده تا راه برای حرکت اتومبیل هموار شود. بنابراین کودک به سختی میتواند با پای پیاده فاصله بین خانه و مدرسه را طی کند. 
در تمام محله ها نوع کاربری زمین به نحوی است که منفعت اقتصادی مورد توجه قرار گیرد. 
اگر چه مهدهای کودک به خودی خود می توانند نقش سازنده ای در آموزش و پرورش اجتماعی کودک داشته باشد، ولی اغلب خانواده های استفاده کننده ترجیح می دهند که از این مکانها به عنوان محلی صرفاً برای نگهداری، هنگامی که آنان به کار مشغولند، استفاده کنند. به همین خاطر است که مهدهای کودک به جای پراکنش مناسب در سطح شهر و محله های شهر، به طور عمده همجوار با مراکز اداری یا در مسیر خیابانهای اصلی و پررفت وآمد، جایی که والدین با یک لحظه توقف اتومبیل، بتوانند کودک را به آن بسپارند، استقرار یافته است. 
مهمترین تفریح کودکان در تهران استفاده از پارکها و فضاهای سبز است که هنوز بسیاری از آنها دارای تجهیزات بازی استاندارد نیستند. 



استفاده از فضاهای سبز نیز هنگامی میسر است که والدین زمان لازم را برای گردش کودکان بر حسب فرصتهای خود انتخاب کنند. در حالیکه کودکان باتوجه به تراکم جمعیت و ساختمان محاصره  شدن در میان بافت شهر، هر روز و هر لحظه به این فضاها نیازمندند. 
فضاهای ورزشی بسیار محدود است و فرهنگسراهای کودک جز در چند نقطه که آن هم به عنوان جزیی از فرهنگسراهای عمومی موجود شهر محسوب می شود، دارای امکانات لازم نبوده و با نقص روبرو می باشند. از کتابخانه کودک، مراکز گسترده پرورش فکری – جز در موارد نادر- خبری نیست. مرکز آموزشهای هنری و سرگرمی یا محدود است و یا پاره ای از آنها توسط بخش خصوصی اداره می شود که پرداخت هزینه آن برای بسیاری از خانواده ها مشکل است. مرکز علوم مربوط به کودک نیز همینطور. سینمای کودک در حدی محدود عمل میکند. موزه های فرهنگی و هنری اگر چه در سطح شهر تهران وجود دارد، ولی به حالتی متمرکز عمل کرده و در درون مناطق شهری قرار نگرفته است. در مجموع، این موزه ها برای بزرگسالان است و نه کودکان. برای کودکان تهرانی، یک محیط شهری خوب، محیطی است که انتظارات کودکی آنها را برآورده سازد.
این محیط باید ضمن برقراری ارتباط منطقی با کودک و شرایط او، مکانهایی را که برای کودک در دسترس باشد، و به نیازهای او پاسخ دهد، فراهم آورده و در قالب رنگهای متنوع، آنها را با غنای احساسی کودک و تناسبات ساختمان هماهنگ کرده و عرضه نماید.


شهرداری تهران به عنوان یکی از اصلی ترین نهادهای شهر در همکاری با نهادهای مرتبط، نقش مؤثری در بهبود شرایط کودک دارد. وظیفه شهرداریها بسیار گسترده تر از آن اقداماتی است که امروزه به آن می پردازند. شهرداریها به عنوان نماینده مردم شهر در نیکبختی یا خوشبختی و رفاه و سلامت آنان، باید نقش مؤثرتری ایفا کنند. 
یکی از مهمترین وظایف شهرداریها تجهیز خود به نیروی انسانی کارآمد در ارتباط با حوزه های تخصصی مختلف است. شهرداریها باید به ارتقاء سطح بهداشت جسمی و روانی مردم شهر بپردازند. هرم سنی جمعیت تهران، نشان از جوان بودن جمعیت شهر دارد. از این جهت شهردای تهران باید به این مهم توجه بیشتری نماید و با ایجاد تشکیلات و تأسیسات عمومی و فضای شهری مناسب کودک به ادای وظیفه خود نسبت به مردم شهر همت بیشتری نماید.

در حال حاضر طراحی پارک دوستدار کودک توسط سازمان زیباسازی شهرداری تهران در دست اقدام است. فضایی که بزرگترین مجموعه های بازی، تفریح، سرگرمی، آموزش و مشاهدات جذاب در آن پیش بینی شده و امید است از سال آینده شاهد اجرای این پروژه بزرگ باشیم.
در هر صورت، هنوز فضاهای شهری تهران برای ساکنان کوچک و مهربان، و فرزندان پاک این شهر آماده نیست و برای رسیدن به نقطه ایده آل و مناسب، فاصله ها بسیار است. 
همه باید دست در دست هم دهیم و با مشارکت دلسوزانه، تلاش کنیم محیطی مساعد و قابل استفاده برای کودکان امروز و متخصصین فردا فراهم آوریم...










منبع : 
زیباسازی شهر تهران 


نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

وندالیسم******

» نوع مطلب : بررسی - تدوین ساختار ،

فصل چهارم: راهکارهای پیشگیری از وندالیسم:

سقراط فیلسوف یونانی می گوید :"مانبایستی با افراد ناهنجار با خشونت رفتار کنیم ، بلکه باید به آنها بیاموزیم که به چه ترتیب از ارتکاب بزه خودداری کنند زیرا ناهنجاری ،ثمره ی نادانی و جهل است و تعداد بی شماری از افرادی که از بد اقبالی نتواسته اند معرفتی کسب کنند، مرتکب آن می شوند. بنابراین قبل از اینکه سعی کنیم آنها را از نادانی بیرون آوریم ، باید آنها را بشناسیم". امروزه با دقت در رفتارهای این گروه در می یابیم که اعمال تخریب گرایانه ی آنها نشان دهنده ی روحیه و رویه ی بیمار گونه ی این افراد است.

بنابراین اگر بپذیریم که وندالیسم به عنوان یک بیماری و هنجار اجتماعی مطرح است، مسلماً باید دارای راه های پیشگیری و درمان نیز باشد. برنامه‌ریزی برای مقابله با پدیده ی وندالیسم به تخصص ‌های ویژه‌ای نظیر روان‌شناسی، جامعه‌شناسی،‌ علوم تربیتی، مدیریت و طراحی شهری نیاز دارد و اعمال آن از طریق روش‌های متنوعی صورت می‌گیرد.

مقابله با وندالیسم به تدابیر ویژه‌ای نیاز دارد كه اغلب در ارتباط با كارآمدی كاركردهای جامعه‌ ی شهری می باشد. افزایش مشاركت و مسئولیت ‌پذیری اجتماعی، تبلیغ و اطلاع‌رسانی از طریق رسانه‌ها، درونی كردن فرهنگ شهروندی، آموزش و نمایش روابط دوستانه در محیط ‌های شهری و برنامه‌ریزی مدیریتی تعدادی از راهكارهای آزموده شده برای كاهش وندالیسم هستند.

جامعه‌شناسان شهری در این زمینه به ایجاد تمهیدات رفتاری و سلب انگیزه ی واكنش‌های تخریبی تاكید دارند و معتقدند كه به طور مثال با آموزش تماشاگران تیم‌ های ورزشی در مورد اهداف واقعی ورزش و همچنین با نمایش روابط دوستانه بازیکنان دو تیم، می‌توان خشم و ناكامی هواداران تیم شكست خورده را تا حدود زیادی كاهش داد و یا ضمن كنترل منظم سالم بودن تاسیسات شهری از سوی ماموران سازمان‌های مسئول، می‌توان زمینه‌های روانی جلب اعتماد و مشاركت عمومی در حفظ و نگهداری اموال عمومی را فراهم آورد.

علاوه بر این، باید به کیفیت طراحی شهری به عنوان یک اصل مهم در پیشگیری از وندالیسم توجه داشت. برخی از کارشناسان، وندالیسم را نتیجه ی مستقیم کیفیت پایین طرح ها ، فضاها و سازه‌های شهری معرفی می‌کنند و بر اهمیت مضاعف آن بر پیشگیری از تخریب آنها تاکید دارند. به زعم آنها، طراحی شهری نباید در خدمت وندالیسم باشد و تحریک و تهییج وندالها را موجب شود چرا که کیفیت پایین خدمات، احساس نارضایتی و بی‌ارزشی را نسبت به یک یا گروهی از سازه‌های شهری به وجود می‌آورد.

روس[1](1992) با مرور مطالعات صورت گرفته در زمینه ی وندالیسم، معتقد است که پیشگیری از این پدیده در شهرها اغلب مبتنی بر دو دیدگاه است: مولفه های موقعیتی که به بررسی زمینه های بروز وندالیسم در محیط فیزیکی شهر توجه دارد، و مولفه های انگیزشی که به بررسی ویژگی های شخصیتی و نظام ارزشی فرد می پردازد. به همین خاطر است که برای مقابله با وندالیسم، هم باید به طراحی و مکان یابی وسایل و امکانات شهری توجه داشت و هم به آموزش شهروندان و اندیشیدن تدابیر روان شناختی در جهت اصلاح رفتارهای ضد اجتماعی وندال ها مبادرت ورزید. علاوه بر این، جامعه شناسان نیز فقط به شناسایی و تعریف وندالیسم نپرداخته اند بلکه با توجه به اهمیت این موضوع، راهکارهایی را مطرح نموده اند.

جامعه شناسان شهری در این مورد بیشتر به ایجاد بسترهای رفتاری و اجتماعی و سلب انگیزه واكنش های تخریبی اشاره دارند و در ایجاد چنین بستری نیز بیش از هر عامل دیگر، بر رفع و حذف بی عدالتی و نابرابری ها در ساختار نظام های اجتماعی تاكید می ورزند كه خواه ناخواه، تنها به عملكردها مدیریت های شهری محدود نمی شود و تعیین اهداف و سیاست های خرد و كلان را نیز در بر می گیرد، به هر حال، در حیطه ی عملكردی مدیریت های شهری برای رویارویی با نتایج وندالیسم انجام و تحقق فعالیت های زیر توصیه شده است :

- شناخت علت ها و ریشه های اقدام تخریبی و تعیین برنامه و راهكار برای رفع آن ها. بدون شک شناخت ریشه ها و علل زیر بنایی هر رفتار مجرمانه و نادرست، نقش مهمی در برنامه ریزی های آموزشی و اصلاحی برای تغییر آن رفتارها دارد.

- بهبود استانداردهای زندگی شهری در تمامی مناطق و محلات شهری و به ویژه درمناطق و محلات محروم. از بین بردن نشانه های تبعیض در مر مناطق مختلف شهری کمک می کند تا احساس ناکامی و اجحاف در شهروندان به خصوص نوجوانان و جوانان که سرشار از هیجان و انرژی بوده و آماده ی تخلیه ی هیجانی هستند، کاهش یافته و آنها بتوانند از امکانات مورد نیاز خود در محل زندگی خود نیز بهره مند شوند.

- ایجاد اعتماد و باور عمومی نسبت به فعالیت های مدیریت شهری. شهروندان باید به طور مستمر و از طریق منابع معتبر در جریان اقدامات و فعالیتهای مدیریت شهری از قبیل هزینه های عمرانی، فرهنگی و ... قرار گیرند تا جای هیچگونه شک و تردید در ذهن آنان باقی نماند.

- برنامه ریزی برای ایجاد انگیزه و جلب مشاركت مردمی در فعالیت های اجتماعی. اگر شهروندان در محیط شهری، خود را سهیم بدانند و مدیریت شهری نیز زمینه های جلب مشارکت آنان به ویژه جوانان را فراهم نماید، طبعاً مردم نیز در مراقبت از اموال عمومی مشارکت فعالانه تری از خود نشان خواهند داد.

- ارائه ی آموزش های لازم به اقشار و گروه های مختلف شهرنشین با استفاده از كتاب های درسی آموزشی ، رسانه های گروهی، همایش ها و مجامع و ... فرهنگسراها و خانه های فرهنگ که در مناطق مختلف شهری توسط شهرداری ها اداره می شوند، بهترین مکان برای انتقال آموزه های شهرنشینی و آشنا ساختن مردم با حقوق و وظایف شهروندی شان است. استفاده از مربیان با تجربه و کارشناسان شهرداری ها و سازمانهای مرتبط، می تواند شهروندان را با ملزومات زندگی شهری آشنا سازد.

- ایجاد فضاهای مطلوب و مناسب در مناطق مختلف شهر برای تخلیه ی هیجانی نوجوانان و جوانان. متاسفانه در برخی از شهرها، نوجوانان از داشتن زمینهی بازی، تفریح و ورزش محرومند به همین خاطر هیجانهای خود را به شکل ناسالم و در قالب رفتارهای وندالیستی در سطح شهر به نمایش می گذارند. همچنین به منظور کاهش رفتارهای وندالیستی، راهکارهای زیر پیشنهاد می گردد:

همچنین به منظور کاهش رفتارهای وندالیستی، راهکارهای زیر پیشنهاد می گردد:

1- در نظر گرفتن استحكام و شكل فیزیكی مناسب در ساخت سازه ها و فضاهای شهری

2- مکان یابی دقیق و مناسب تجهیزات به منظور پایین آوردن امکان دسترسی وندالها

2- توسعه ی آموزش و اطلاع رسانی پیرامون موضوع وندالیسم

3- توجه به امر زیبا شناسی در ساخت اموال و احداث اماكن

4) افزایش نظارت و کنترل اجتماعی در اماکن عمومی

5) افزایش احساس مسئولیت پذیری در بین تمامی شهروندان جهت جاوگیری از رفتارهای وندالیستی دیگران

با توجه به مطالب گفته شده در 4 فصل کتاب، می توان نتیجه گیری کرد که برای کاهش رفتارهای وندالیستی، چاره ای جز همسویی نهادهای آموزشی، فرهنگی، مذهبی، رسانه ها و مهم تر از همه خانواده با مدیریت شهری نیست. آبادانی و شادابی شهر ارتباط مستقیم با سلامت جسمی و روانی شهروندان دارد و این حق و وظیفه ی تمامی شهروندان است تا با آگاهی از هزینه های خدمات شهری و شیوه های برخورد با وندال ها، جلوی پیشرفت این پدیده ناخوشایند را بگیرند. از سوی دیگر مدیریت شهری و مهم تر از همه متولیان امر زیبا سازی شهرها نیز باید به تعریف مجددی از مفهوم زیباسازی شهری دست یابند و با توجه به علل و عوامل زمینه ساز رفتارهای وندالیستی، سعی نمایند تا امکانات، فضاها، تجهیزات و وسایل مورد استفاده ی عموم را به گونه ای طراحی و جانمایی نمایند تا ضمن کاستن از انگیزه ی تخریب در وندال ها، از استحکام و قابلیت استفاده ی بهتری برخوردار باشد.


منابع فارسی:

- احمدی،الف و جان حسنی، ع(1389).آسیب شناسی آثار مخرب شادی ناسالم بر جامعه و فرد، پایگاه تحقیقات علوم اجتماعی

- اورعی، غلامرضا(1386). بررسی جامعه شناختی ناهنجاری های اجتماعی در حیطه وظایف شهرداری، معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد.

- رمضانی ناصر (1375).وندالیسم (بررسی موردی عوامل موثر بر پیدایش رفتارهای وندالیستی در میان برخی پسران 8 تا 16 سال ساکن تهران).پایان نامه کارشناسی ارشد ،رشته جامعه‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

- ‌ژانورن،پاتریس.(1367).وندالیسم،بیماری جهانی خرابکاری(مقاله)(مترجم،فرخ ماهان)،مجله دانشمند،تهران،شماره 299.

شکربیگی،ع و محمدی راد، ف(1387)." بررسی علل و عوامل روانی وندالیسم در میان جوانان"، مجله بیمه و توسعه، سال چهارم، شماره 13و14، صص:66-62.

- عفتی،م(1381)." بررسی انگیزه های مؤثر بر وندالیسم با تکیه بر سنگ پرانی به قطارهای مسافربری"، مجله نامه پژوهش، شماره 3، صص: 36-3.

- غریبی، الف(1385). "نگاهی به پدیده ی وندالیسم و رفتارهای وندال ها: راههای کنترل هدایت خرابکارها"مجله رشد مشاور مدرسه، شماره 6، صص:19-17.

- فرجاد، م،ح(1382).آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات، تهران: انتشارات بدر.

- فرهنگ لانگمن(2003).تهران:انتشارات سپاهان انقلاب.

- قاسمی، و، ذوالاكتاف، و، نورعلی وند، ع (1388). جامعه شناسی ورزش وندالیسم و اوباشگری در ورزش فوتبال. تهران: انتشارات جامعه شناسان.

- قیس، ز(1388)." بررسی جامعه شناختی تاثیر احساس محرومیت اقتصادی، اجتماعی، خدماتی بر گرایش جوانان (15 – 29 سال) به رفتارهای وندالیستی در شهر تهران"، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی، تهران: دانشگاه الزهرا.

- محسنی ‌تبریزی،ع(1379). مبانی نظری و تجربی وندالیسم؛ مروری بر یافته های یک تحقیق، نامه علوم اجتماعی، شماذه 16، صص: 227-193.

- محسنی‌تبریزی، ع.(1383).وندالیسم؛ مبانی روان شناسی اجتماعی، جامعه شناسی و روان شناسی رفتار وندالیستی در مباحث آسیب شناسی و كژرفتاری اجتماعی. نشر آن. تهران.

- مرادی، ن (1381). شاخصهای امنیت در فضاهای شهری، مجله شهرداریها، شماره 41، ص: 111.

-مقصودی،س، و بنی فاطمه، ز(1383). تحلیل محتوای دیوارنویسی های کلاس های درس دانشگاه شهید باهنر کرمان، رفاه اجتماعی، شماره 3، صص:290-267.


منابع لاتین:

- Ceccato,V. and Haining,R.(2005). Assessingthe geography of vandalism: Evidence from a swedish city.UrbanStudies,42.pp:1637-1656.

-Clarke R (1991) Tacking van dalism A Home office Research unit Report vol . IIilandon.

- Clark, R.(1997). Situational crime prevention :successful case studies.2nd edition.New York: Harrow and Heston,University of Wisconsin.

-Faizi,M, Hoseini, B and Razzaghi Asl,S (2008). Identification of invironmental design methods and techniqes for prevention vandalism, Environmental sciences, Vol: 1,PP:9-20

-Feuer. L, The Conflict of Generation, N.Y.Basic Books. 1973.

- Geason. S & Wilson. P (1990). Preventing graffiti and vandalism. Australian Institute of Criminology.

-Goldeston.F,J(1990)Vandalism:A constructive approach in ward.vandalism,London: ward(Ed).vandalism,London:Architectural Press.

- Hauber,A.R(1991).Delinquency and Vandalism in the Netherlands Public Transportation System.Economic Research Center,Netherlands.

-Meier,R,F and Clinard,M,B(1986).Sociology of deviant behavior,UK:Thomson learning.

-Nemligiu,S,B and Atak,H (2010).Ideological tendencies of the teachers about the causes of vandalism in schools and solution proposals, World Academy of Science,Engineering and Technology.

-Rezaee,S, Rao,S.P and Arbi,E (2010).Vandalism in Tehran,IRAN,Influences of some of the urban environmental factors,Journal of design and built environment,Vol:6,PP:1-10.

Ross, E,H (1992). Vandalism as a symbolic act in free zones,Department of sociology,University of Lund,Sweden,Research:Prevention and Social Policy.

-Sakurai,Y, Mayhew,P and White,M(2008). Theft and vandalism at residential building sites in australia,Auatralia government,Australian Institute of Criminology,WWW.aic.gov.au.

Thawabieh,A.M and Ahmed Al-rofo,M(2010).Vandalism at boys scholls in jordan, journal of educational science,2(1),pp:41-46.

-Turvey, B,E.(2005). Criminal profiling.London:Elsevier.

-Weinmyer,V,M(2002).Vandalism by design: a critique.Lanscape Architecture,13:pp:21-29.

-Wikstrome ,P,O, and Treibier,K.H(2009).Violence as situational action,International journal of conflict violence,3,pp:75-96.

- Wilson. P.R. and Healy, P. (1986). Graffity and Vandalism. Australian. Institute of Criminology, Canberra.


[1] -Ross



نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

وندالیسم*****

» نوع مطلب : بررسی - تدوین ساختار ،فضا ،

زیمباردو در نتیجه‏ گیرى از تحقیقات خود درباره موضوع تخریب ارادى اموال عمومى، چنین نظر مى‏دهد که ارتباط قوى و محکمى بین فردیت (بیگانگى) و وندالیسم وجود دارد. براى نمونه او به قرار دادن ماشین بلیط‏ گیر به جاى پرسنل حمل و نقل اشاره مى‏ کند که این مسئله تأثیر زیادى در ایجاد احساس گمنامى در بین مسافران داشته است. او در رابطه با نقش گروه و تأثیر آن بر وندالیسم معتقد است که این روند هنگامى بیشتر نمایان مى‏ شود که وندال‏ها به صورت گروهى عمل مى‏ کنند. به دلیل پرستیژ و شأن گروه، خطا مى‏تواند بزرگ‏تر شود چون مسئولیت بین تمامى اعضاى گروه تقسیم مى‏ شود. به موازات این کشف این چنین به نظر مى‏ آید که هشتاد درصد از وندال‏هایى که به وسایل حمل و نقل عمومى صدمه وارد مى‏ کنند به‏ طور گروهى عمل مى‏ کنند (رمضانى،1375). زیمباردو و دیگران نشان داده‏ اند که اعمال قبلى وندال‏ها، احتمال وقوع تخلف مجدد را افزایش مى‏ دهد. هر فرد در گروه کار خود را از جایى شروع مى‏ کند که دیگرى در آنجا کار را تمام کرده است. بر این اساس، اگر شرکت‏هاى حمل و نقل بخواهند خسارت ناشى از این اعمال را کاهش دهند، باید به سرعت وسایل نقلیه را تعمیر کنند تا اثرى از خرابى‏ ها باقى نماند.

هوبر از مطالعات خود درباره ی وندالیسم به این نتیجه رسیده است که در برخى موارد دلیل رفتار تخریبى وندال‏ها نیاز آنان به توجه است. عمدتاً، این افراد را جوانانى تشکیل مى‏دهند که از کودکى کمبود محبت داشته و در جست‏وجوى تشخص‏ اند، لذا با انجام این اعمال قصد دارند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند.

غریبی(1385) معتقد است که در زمینه ی علل وندالیسم می‏توان به سه مورد اشاره کرد:

1) عدم‏ امکان تخلیه هیجانی در مردم:همه افراد بشر نیاز دارند تا در مواقعی‏ هیجانات خود را تخلیه کنند،در مواقعی بلند بخندند یا گریه کنند. فریاد بکشند،یا حتی برخی اعمالی را انجام دهند که با سن و یا موقعیت اجتماعی‏ شان سنخیت کامل نداشته باشد،مثلا انجام‏ برخی از شیطنت‏ ها در سنین بزرگسالی.

2) احساس تضاد و تعارض منافع با سیستم: هنگامی که افراد با سیستمی که در آن حضور دارند احساس تضاد داشته باشند و منافع خود را با منافع سیستم در تعارض بدانند، دست به رفتارهای‏ تخریب‏ گرانه می‏ زنند. این افراد به دلیل عدم احساس همنوایی با جامعه و امکانات موجود در جامعه به تخریب اموال می‏ پردازند.

3) عدم آموزش‏ رفتارهای صحیح و به عبارتی آموزش مهارت‏های سازگاری‏ در خانواده به افراد و عدم ارائه ی الگوهای مناسب: این علت‏ شامل آن دسته از افرادی است که جزء شهروندان عادی جامعه‏ محسوب می‏ شوند و در شرایط خاصی که معمولا توسط محیط ایجاد می‏ شود دست به رفتارهای تخریب‏ گرایانه می‏ زنند. این‏ افراد هیچ‏گاه نیاموخته‏ اند که مدرسه، خیابان، تلفن عمومی، اتوبوس و غیره اموالی هستند که در حقیقت متعلق به خود آن‏هاست‏ و برای تعمیر مجدد آن‏ها، خودشان هستند که باید به صورت‏ غیرمستقیم هزینه های مربوطه را پرداخت کنند. از طرفی خانواده نیز به آنان‏ نیاموخته است که هنگام عصبانیت و پرخاشگری چگونه رفتارشان را کنترل‏ کنند. آموختن مهارت‏های زندگی و مهارت‏های سازگاری در خانواده به افراد در جلوگیری از بروز رفتارهای تخریب‏گرایانه نقش‏ بسزایی خواهد داشت.تحقیقات نشان می‏دهد که رفتار وندال‏ها اغلب عکس العملی است به سرکوب‏ هایی که از خانواده تا اجتماع‏ اعمال می‏شود و تلاش برای نشان دادن خشم و نفرت نسبت به نظم‏ حاکم.

مقصودی و بنی فاطمه(1383)، در تبیین علل و عوامل وندالیسم، موارد زیر را مورد توجه قرار داده اند:

- ممکن است این پدیده ناشی از همرنگی با جماعت باشد. افرادی که دارای اختلالات رفتاری هستند، در برخی موارد به علت مشاهده ی رفتارهای وندالیستی دیگران، تحریک و تهییج شده و خود نیز مبادرت به انجام رفتارهایی مشابه ورزند. به عنوان مثال با مشاهده ی یک نوشته روی نیمکت چوبی پارک، آنها نیز دست به کار شده و یک جمله ی یادگاری بر روی آن حکاکی کنند.

- وندال ها اغلب  رفتار خود را به نوعی توجیه می کنند و خرابکاری های خود را جدی تلقی نمی کنند چرا که از روی خشم انجام نگردیده است.

- تغییرات سریع اجتماعی و ظهور فناوری های مدرن نیز اگر چه بسیاری از مشکلات انسانها را رفع کرده است، اما در برخی زمینه ها نیز ره آورد از خود بیگانگی را به ارمغان آورده که این امر به توسعه ی رفتارهای وندالیستی دامن زده است.

- عدم مشارکت اجتماعی شهروندان نیز از دیگر عوامل موثر در بروز وندالیسم می باشد. عدم مشارکت مدنی، شهروندان را نسبت به کالبد شهر بی تفاوت بار می آورد، به گونه ای که  حتی اگر خودشان هم به رفتارهای تخریبی نپردازند، در صورت مشاهده ی این قبیل رفتارها از سوی دیگران، واکنشی  از خود نشان نخواهند داد.

- عدم رابطه ی نزدیک و قابل اعتماد بین شهروندان و نظام مدیریت شهری نیز از دیگر عوامل موثر در بروز وندالیسم می باشد. وقتی شهروندان احساس کنند یا بر این باور باشند که مالیات و عوارضی که پرداخت می کنند صرف آبادانی و بهبود کیفیت زندگی آنان نمی شود، اعتماد خود را نسبت به مدیریت شهری از دست خواهند داد.

دیگر صاحب نطران مسائل شهری نیز به مداخله ی عوامل متعدد در بروز وندالیسم اشاره دارند. آنها علل وقوع وندالیسم را مجموعه‌ای به هم تنیده از عوامل فرهنگی و اجتماعی نظیر: بیکاری، شکاف طبقاتی، اوقات فراغت، کمبود فضاهای ورزشی و تفریحی و ... می دانند.

احمدی و جان حسنی(1389) با انجام پژوهشی به بررسی تاثیر شادی های کاذب جوانان بر گرایش به وندالیسم در استان مازندران پرداختند. نتایج این مطالعه نشان می دهد میان عوامل فردی و رفتارهای وندالیستی رابطه ی مستقیم وجود دارد. همچنین میان عوامل اجتماعی- روانی و عوامل اقتصادی با بروز رفتارهای وندالیستی رابطه ی مثبت وجود دارد.

رضایی و همکاران(2010) با انجام پژوهشی، به بررسی وندالیسم در تهران پرداختند. نتایج این تحقیق نشان داد که بین میزان تخریب اموال عمومی و 5 مولفه ی محیطی، رابطه ی مشخصی وجود دارد:

1)  تعدّد رفتارهای وندالیستی در یک مکان یا بر روی یک وسیله، وندالها را به انجام رفتارهای تخریبیِ بیشتر ترغیب می نماید.

2)  وندال ها به تخریب سطوح شفاف مثل سنگهای گرانیتی  کمتر علاقه نشان می دهند و بیشتر گرایش به تخریب سطوح غیر شفاف دارند.

3)   وندالها بیشتر علاقه مند به تخریب سطوح و فضاهای پهن و گسترده هستند تا سطوح و وسایلی با اندازه های کوچک.

4)  وسایل و تجهیزات شهری که از استحکام و مقاومت کمتری برخوردارند، بیشتر مورد توجه و یورش وندالها قرار می گیرند.

5)  کیفیت ساخت و همنوایی فضا یا تجهیزات شهری با مکانی که در آن قرار گرفته اند، انگیزه ی وندالها را برای تخریب کاهش می دهد.

از میان علل شایع وندالیسم که در جوامع بشری شناخته شده‌اند برخی از آنها که در جامعه ی ما نقشی جدی و پررنگ دارند به شرح زیر می باشند:

تضاد طبقاتی:

وندال‌ها به طبقه ی خاصی تعلق ندارند و تنها در محدوده‌های مشخص از شهرها به خرابکاری نمی‌پردازند. یک خرابکار، اعمال ناهنجار خود را در همه جای شهر به نمایش می‌گذارد و محدودیتی قائل نمی‌شود. با این حال، می‌توان ادعا کرد وجود خرده فرهنگ‌ها و مهاجرنشینی در یک محدوده ی مشخص شهری به افزایش وندالیسم در آن بخش از شهر کمک می‌کند. در واقع طبقات مختلف اجتماعی و افزایش زیاد فاصله ی میان آنها، خاستگاه عمده ی وندالیسم محسوب می‌شود.

هنگامی که یک جامعه دچار تضاد و اختلاف طبقاتی می‌شود، تفاوت‌های پنهان در لایه‌های درونی زندگی نظیر تربیت خانوادگی، نگرش فردی و اختلاف در جنبه های اخلاقی و عقیدتی در رفتارهای ساکنین شهر تجلی می‌یابد و به حوزه‌های ملموس زندگی و رفتار اجتماعی کشیده می‌شود. در چنین حالتی، سازه های موجود در مناطق شهری مرفه نشین بیش از پیش در معرض تخریب وندال ها قرار خواهد گرفت.

هیجان های روحی:

به طور کلی وقتی هیجان های انسان مجال بروز مناسب پیدا نکند، به صورت عصبانیت، پرخاشگری، عصیان جمعی و خودنمایی، آشکار می شود و چه بسا در صورت مهیا بودن دیگر عوامل زمینه ای به تخریب اموال عمومی بینجامد. افزایش کمیت و کیفیت مراکز تفریحی، مجموعه‌های ورزشی و امکانات تخلیه ی انرژی شهروندان به ویژه نوجوانان و جوانان و ارائه ی تسهیلات برای استفاده ی اقشار مختلف مردم از آنها یکی از کارکردهای مطلوب جامعه است که به کاهش وندالیسم منجر می‌شود اما متاسفانه بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک کشورمان در این زمینه با محرومیت مواجهند.

خودنمایی در گروه دوستان نیز در این حوزه، آسیبی جدی است و بسیار پیش می‌آید که عده‌ای از دانش آموزان سوار بر اتوبوس به پاره کردن روکش صندلی‌ها می‌پردازند یا در ایستگاه اتوبوس شیشه‌های جداره ی سرپناه را می‌شکنند تا قدرت بازو و جسارت خود را به رخ همسالان کشانده و جلب توجه و خودنمایی کنند.

ضعف در اعمال قانون:‌

درباره ی تخریب اموال عمومی، قوانین مفصلی وجود دارد، برای مثال قانون گذار برای برخی انواع وندالیسم تا ۱۰ سال مجازات حبس در نظر گرفته است. مشکل اینجاست که این قوانین به گونه‌ای جامع و مانع و به صورت گسترده اِعمال نمی‌شود.

با این توضیح که اگر وندالیسم در خدمت هدفی بزرگ‌تر نظیر مخدوش کردن امنیت عمومی، ایجاد خطر فاحش برای دیگران و خسارت به یک نهاد خاص باشد، فرد متخلف از اِعمال قانون درباره ی عملش می‌هراسد وگرنه تخریب مثلاً یک باجه ی تلفن به صورت جزیی هرگز ترس از جریمه و اِعمال مجازات را در بر ندارد.

شکربیگی و محمدی راد(1387)، با انجام پژوهشی در زمینه ی وندالیسم در شهر تهران، به نتایج زیر دست یافتند که می تواند ما را در تبیین علل و عوامل زمینه ساز وندالیسم یاری دهد:

1)  بین رفتار خانواده ها با فرد و ارتکاب رفتار نابهنجار وندالیسم رابطه ی معنادار وجود دارد.

2)  بین تمایل به گذران اوقات فراغت با کارهای خطرناک و هیجان و ارتکاب وندالیسم رابطه ی معنا دار وجود دارد.

3)  بین تحریک پذیری فرد و ارتکاب رفتار وندالیستی رابطه ی معنادار وجود دارد.

4)  بین جلب توجه مردم و ارتکاب رفتار وندالیستی رابطه ی معنادار وجود دارد.

5)  بین عدم قدرت قضاوت فرد و ارتکاب رفتار وندالیستی رابطه ی معنادار وجود دارد.

6)  بین عصبانیت و ارتکاب رفتار وندالیستی رابطه ی معنا دار وجود دارد.

7)  بین رشد ناکافی شخصیت و ارتکاب رفتار وندالیستی  رابطه معنادار وجود دارد.

8)  بین کمبود توجه یا توجه بیش از حد و ارتکاب رفتار وندالیستی رابطه ی معنادار وجود دارد.

به هر حال، اغلب کارشناسان معتقدند که وندالیسم معلول علت واحدی نیست. براساس نظریه ی کلارک(1997) ، هشت متغیر مستقل و در عین حال وابسته به هم در بروز رفتارهای ناهنجار ازجمله وندالیسم موثرند. این متغیرها عبارتند از:

1) محیط‌های نخستین تربیتی و تجارب دوران کودکی؛ زندگی در محله های فقیر نشین، خشن و محرومیت از امکانات مناسب بازی و فعالیت در سالهای نخست زندگی می تواند روحیه ی انتقام جویی و خشم را در نوجوانان افزایش دهد.

2) توارث؛ که این متغیر شامل عواملی نظیر ضریب هوشی است. بیشتر مجرمان از ضریب هوشی پایین‌تری نسبت به دیگران برخوردارند.

3) ویژگی های شخصیتی؛ که به شخصیت پرخاشگر، برون‌گرا، ضد اجتماعی و انتقام‌جو تقسیم می‌شود.

4) وضعیت اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی؛ اغلب وندال‌ها جوان و از جنس مذکرند. همچنین دارای تحصیلات پایین هستند، از نظر شغلی غیرماهر و از نظر وضعیت تاهل مجرد و در طبقات فرو دست و پایین جامعه قرار دارند.

5) وضعیت فعلی زندگی بزهکاران و وندال‌ها نشان می‌دهد که آنها در مناطق درون شهر ساکن‌اند و بیشتر در مناطق فقیرنشین زندگی ‌می‌کنند و دارای دوستان بزهکار هستند.

6) این افراد اغلب در محیط‌های تحصیلی درگیر سلسله رفتارهای خشونت‌آمیز‌ند. این عده دارای تجربه ی تنبیه بدنی در محیط تحصیلی هستند.

7) شرایط  و وضعیت مکانی و موضوعاتی که وندال‌ها نسبت به آنها حساسیت دارند، عبارت است از خیابان‌های خلوت و بدون گشت که پلیس در آن رفت و آمد ندارد.

8) متغیر آخر مربوط به جریان‌های ادراکی، شناختی و انگیزشی است. وندال‌ها اغلب قدرت خطرپذیری پایینی دارند. نکته ی دیگر آنکه برای اعمال خود توجیه‌پذیری دارند و تصور کیفر پایینی را برای رفتارشان درنظر می‌گیرند. این عده در رفتارهایشان با یک سلسله اختلالات روحی‌-روانی و عاطفی دست به گریبان هستند.

فیضی و همکاران(2008)، علل بروز وندالیسم را به دو دسته ی عوامل بیرونی و درونی تقسیم کرده اند. منظور از عوامل بیرونی، ویژگی های ذاتی محیط های شهری و موضوعات مورد رفتارهای وندالی و عوامل درونی، ویژگی های شخصیتی و فردی وندال ها می باشد. برخی از کارشناسان و پژوهشگرانی که بر روی وندالیسم کار می کنند، معتقدند رفتارهای وندالیستی در واقع واکنشی به محیط اجتماعی است که رضایت بخش نمی باشد، این امر، احساس تعلق اجتماعی به آن مکان را از بین برده و رفتارهای تخریب گرایانه را افزایش می دهد. مرادی(2002) بر این باور است که وندال ها فاقد احساس مالکیت در مورد وسایل و امکانات شهری می باشند. به دیگر سخن، اموال عمومی شهر را از آنِ خود نمی دانند.

هیرشی به عنوان یکی از پیشگامان نطریه ی کنترل اجتماعی معتقد است که وندالیسم یکی از جلوه های رفتارهای جنایی می باشد و نتیجه ی فقدان یا ضعف نظارت و کنترل اجتماعی است(به نقل از تروی[3]، 2005).

وین مایر[4](2002)، معتقد است که طراحان شهری را باید خرابکاران اصلی در شهر دانست چرا که آنان با طراحی های نامناسب در فضاهای شهری و نیز استفاده از مواد و تجهیزات بدون کیفیت، زمینه های بروز وندالیسم را فراهم می نمایند. البته نتایج پژوهشی اخیر از این نظر حمایت نمی کنند چرا که در بسیاری از شهرها که طراحی فضاهای شهری و وسایل مورد استفاده ی عموم نیز از سطح کیفی بالایی  برخوردار بوده است، نشانه هایی از وندالیسم به چشم می خورد.



[1]- Hauber

[2] -Feuer

[3] -Turbey

[4]- Weinmyer


نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

علل شایع وندالیسم در ایران

» نوع مطلب : وندالیسم ،بررسی - تدوین ساختار ،

علل شایع وندالیسم در ایران

از میان علل شایع وندالیسم که در جوامع بشری شناخته شده اند، برخی از آنها که در جامعه ما نقشی جدی و پررنگ دارند، به شرح زیرند.

تضاد طبقات: وندال ها به طبقه خاص تعلق ندارند و تنها در محدوده های مشخص از شهرها به خرابکاری نمی پردازند. یک خرابکار اعمال ناهنجار خود را در همه جای شهر به نمایش می گذارد و محدودیتی قائل نمی شود. با این حال، می توان ادعا کرد وجود خرده فرهنگ ها و مهاجرنشینی در یک محدوده مشخص شهری، به افزایش وندال ها و وندالیسم در آن قسمت کمک می کند. در حقیقت، طبقات مختلف اجتماعی و افزایش فاحش فاصله بین طبقات، خاستگاه عمده وندالیسم محسوب می شود.در چنین حالتی، سازه های موجود در مناطقی که به سکونت طبقات مرفه اختصاص دارند، یا وسایلی که برای ارائه تسهیلات شهری بیشتر در این قسمتها نصب می شوند، بیش از پیش در معرض تخریب قرار می گیرد و نقش عقده ها و تضادهای طبقاتی پررنگ تر می شود.

تربیت اجتماعی: نظام تربیتی جامعه از کارکردهای فنی، اخلاقی، تاریخی و قانونی آن نشأت می گیرد و حاصل می شود. ضعف این نظام بزرگترین نارسایی یک جامعه محسوب می شود که چهره حال و آینده آن را مخدوش می کند و حیات اجتماعی اعضای آن را به مخاطره می افکند. توجه به این نکته که تمدنهای شهری بستری برای تجلی ماهیت متغیر زندگی مدرن امروزی هستند و شهرهای جامعه ای که یاد ندهد و یاد نگیرد، محکوم به نابودی اند، ضرورتهای آموزشهای محیطی و کارکردهای تعلیم اجتماعی را آشکار می کند. بی ارزش دانستن اموال و منافع عمومی، مهمترین آسیب این حوزه است که ریشه در ناپختگی فردی، ضعفهای فرآیند اجتماعی شدن در مرحله عمل و نبود آموزش و اطلاع رسانی درباره محیط دارد.

هیجانهای روحی: دلیل وندالیسم هر چه باشد، در شکل نهایی از یک هیجان روحی ناشی می شود که به صورت عصبانیت، پرخاشگری، عصیان جمعی و خودنمایی، به تخریب می انجامد. کاهش هیجانهای نامطلوب و هدایت و تخلیه بخشی از آن که به اقتضای سن، موقعیت فردی و اجتماعی، فشارها و ناملایمات زندگی روزمره به وجود می آید، یکی از وظایف مهم دولتها و نهادهای حکومتی است.

مالیات و خدمات: نظریه های کلاسیک مالیات که تا امروز نیز کاربرد دارند و اساس و پایه ارائه خدمات مطلوب و به روز به شهروندان محسوب می شوند، بر ایجاد یک نوع توازن ملموس و ذهنی میان اخذ مالیات و ارائه خدمات تأکید می کنند و در حقیقت، باید میان این دو شاخصه رابطه ای معنادار وجود داشته باشد و یک راهکار اساسی این است که مالیات شهروندان به طور مستقیم و غیرمستقیم برای ارائه خدمات صرف شود و برعکس آن، پولی غیر از مالیات برای ارائه خدمات هزینه نشود.در چنین حالتی، شهروندان می پذیرند و به عینه مشاهده می کنند که خدمات شهری نتیجه مالیاتی است که خودشان می پردازند و بالطبع در مقابل حفظ و صیانت از سازه های ارائه کننده این خدمات، مسؤولیتی دو چندان بر دوش خود احساس می کنند.

ضعف در اعمال قانون: درباره تخریب اموال عمومی قوانین مفصلی وجود دارد. برای مثال، قانونگذار برای برخی انواع وندالیسم تا 10 سال مجازات حبس در نظر گرفته است. مشکل اینجاست که این قوانین به گونه ای جامع و مانع و به صورت گسترده اعمال نمی شود.



راههای كاهش رفتارهای وندالیستی:


1_ كاهش شكاف طبقاتی و رفع محرومیت

2_ كنترل متغیرهای محیطی مانند از بین بردن و امحای علائم تخریب‌های قبلی وهمچنین تعمیر و ترمیم خرابی‌های انجام شده در اسرع وقت ممكن، به‌شدت از احتمال تكرار این رفتارها می‌كاهد.

3- تشدید و تقویت كنترل‌های محیطی بالاخص در اماكنی كه احتمال وقوع چنین رفتارهایی وجود دارد ضروری است.

4- اطلاع‌رسانی و آشنا ساختن شهروندان به ابعاد این پدیده بالاخص در مناطق پایین شهر و آگاه‌ساختن آنها از عواقب حقوقی سنگین رفتارهای وندالیستی و جرم بودن آن می‌تواند نقش بازدارنده‌ای در كنترل رفتارهای وندالیستی داشته باشد.

5- مشاركت اجتماعی شهروندان در زمینه زیباسازی شهری،

6- تدوین و ارائه برنامه‌های آموزشی برای مدارس و دانش‌آموزان مقاطع راهنمایی ودبیرستان درخصوص معرفی این پدیده و آسیب‌های آن

7- استفاده از مصالح محكم برای اموال عمومی می‌تواند بر كاهش روند وندالیسم و هزینه‌های آن كمك كند


نتیجه‌گیری‌

اگر در جوامع ‌پیشرفته ‌جهان ‌و به‌ خصوص ‌نظامهای ‌مبتنی ‌بر دموكراسی‌، به ‌مشاركت ‌تا به ‌آن‌ حد اهمیت‌ داده ‌می‌شود، به‌ سبب ‌این ‌نیست ‌كه ‌چنین ‌واژگانی ‌مد بوده‌ یا جملات ‌زیبا و مردم‌پسندی ‌در دوره ‌كنونی ‌هستند بلكه ‌بدین‌جهت ‌است‌كه ‌آنها در دقیق‌ترین ‌مطالعات ‌علمی‌ خود به ‌این ‌نتیجه ‌رسیده‌اند، كه ‌تنها مشاركت ‌است ‌كه ‌موجب ‌می‌شود، در هر جامعه‌، نسل ‌جدید، بدون ‌آن ‌كه ‌به‌ یك ‌آرمان‌گرای شكست ‌خورده ‌یا آشوبگر بدل ‌شود، از تجارب ‌و دستاوردهای ‌نسل ‌گذشته ‌استفاده ‌كرده ‌و در عین ‌حال‌، چیزی ‌را نیز بر آن ‌افزوده‌ و زندگی ‌در دنیای ‌پیرامون ‌را برای ‌خود و سایر انسانها مطلوب‌تر سازد. اكنون ‌در جامعه ‌ما، شكاف ‌و تمایز بین ‌ایده‌آلها و واقعیات ‌در نزد نسل ‌جدید، حقیقتی ‌انكارناپذیر است‌، همان‌گونه ‌كه‌ در نسل ‌گذشته ‌حقیقت‌ داشته ‌است ‌و علل ‌بازآفرینی ‌مداوم ‌آن چیزی ‌نیست‌، به‌جز این ‌كه‌ در جامعه ‌ما الگوهای ‌تربیتی ‌و جامعه‌پذیری ‌در تمامی ‌عرصه‌های ‌اجتماعی‌، اقتصادی‌، سیاسی ‌و فرهنگی ‌نیاز به ‌تجدیدنظر جدی ‌و فوری ‌دارد، تا دستاوردهای ‌چندین ‌و چند نسل ‌را، نه ‌به‌ گونه‌ای ‌تجویزی ‌و بی‌چون ‌و چرا، بلكه ‌با مشاركت ‌به ‌نسل ‌بعد انتقال ‌دهد و به ‌نسل ‌جدید اجازه ‌دهد تا خود تجربه‌، تعامل ‌و لمس ‌كرده ‌و آن ‌گاه ‌بیندیشد، برگزیند و پی ‌ببرد.

منابع :

1_ محسنی‌تبریزی، علیرضا. 1383. وندالیسم؛ مبانی روان شناسی اجتماعی، جامعه شناسی و روان شناسی رفتار وندالیستی در مباحث آسیب شناسی و كژرفتاری اجتماعی. نشر آن. تهران.

2_ ضابطی، حسن ( مدرس دانشگاه علامه طباطبایی). وندالیسم.

3_ حمدی علی آبادی، كاوه (1380). شناخت شناخت ها، انتشارات فرهنگ كاوش، تهران.

4_ احمدی علی آبادی، كاوه (80 ـ 1379). جایگاه عرف و باورها و رفتارهای عامه در كسب دانش و شناخت خلاق، نمونه ای موردی در جامعه ایران، مركز بین المللی گفتگوی تمدنها، تهران.

5_ محسنی و همكاران (1380) بررسی آگاهی ها، نگرش ها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در تهران، آئینه پژوهش، تهران، موسسه پژوهشی فرهنگ، هنر و ارتباطات.

6_ محسنی تبریزی، علیرضا (1367) مبانی نظری و تجربی وندالیسم، نامه علوم اجتماعی، شماره7.

لاتین

7_ پیران، تحلیل جامعه شناختی از مسكن شهری در ایران، نامه انجمن جامعه شناسی ایران. شماره،۶،۱۳۶۷ صص۴۳ ـ.۴۴

8_ سایت اطلاع رسانی تبیان

9-مقاله آسیب شناسی رفتارخشونت آمیز جمعی جوانان :دكتر انور صمدی راد



نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

رویکرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهری

» نوع مطلب : بررسی - تدوین ساختار ،رشته شهرسازی ،عنوان یا طرح موضوع ،

رویکرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهری


هر پدیده ای در جامعه‏‎، یک وجه اجتماعی و فرهنگی دارد. چون هر جا انسان ها کنار هم قرار می گیرند و اجتماعی را شکل می دهند، در اثر کنش و تعاملات متقابل، وجوه مختلف اجتماعی و فرهنگی خود را نشان می دهند.

در میان اجتماعات انسانی، شهر را می توان با توجه به تراکم جمعیت، سرعت و پویایی فعالیت ها، تخصص گرایی و تقسیم کار اجتماعی متمایز دانست.

ساختار ارگانیکی شهر به گونه ای است که سطح مراودات اجتماعی بسیار پر حجم اما سطحی، گذرا، ناپایدار و نسبتا رسمی است و بیشتر از آن که هنجارهای سنتی شکل روابط بین شهرنشینان را تعیین کند این قانون و هنجارهای رسمی است که بر روابط اجتماعی سنگینی می کند.

چنین فضایی موجب می شود تا روابط بین مردم ساکن در شهر (در مقایسه با جوامع کوچک روستایی) از عمق و کیفیت کافی برخوردار نباشد.

در نتیجه خلاء های عاطفی و ضعف در هویت جویی افزایش می یابد و نیاز به تعلق اجتماعی کمتر تامین می شود.

در چنین شرایطی‏ انسان شهرنشین در تکاپوی رفع نیاز به تعلق اجتماعی و هویت یابی، توسعه روابط اجتماعی را دنبال می کند.

اما آن چه تلاش او را می تواند تا حد زیادی خنثی کند بافت و ساختار و کالبد و شکل انجام فعالیت در شهر است که سطح ارتباطات و تعاملات اجتماعی شهرنشینان را محدود می کند. 

حال اگر در برنامه ریزی شهری و مدیریت شهری بتوان به گونه ای این بافت و ساختار و فعالیت ها را تنظیم کرد که به توسعه تعاملات و ارتباطات عمیق و کیفی کمک کند، طبعا بیشترین کمک به ارتقاء حس تعلق اجتماعی‏، هویت یابی و تامین نیازهای عاطفی شهروندان شده است. 

از آن جا که نگاه انسانی به شهر و شهروندان می طلبد که آسایش و تامین نیازهای روحی و اجتماعی شهرنشینان مورد توجه باشد، ضروری است که برنامه ریزی و مدیریت شهری با رویکردی فرهنگی و اجتماعی مترصد توسعه سطح روابط و مناسبات انسانی در شهر باشد.

برخی از موانع ساختاری شهر که مانع از توسعه سطح روابط و تعاملات اجتماعی عمیق می شوند عبارتند از :

• بافت و معماری غلط بناها‏، میادین، خیابان ها، و بازار
• طراحی غلط و استقرار ناصحیح بخش های مختلف مسکونی، تجاری، اداری و فرهنگی
• آشفتگی ظاهری در منظر و مرآی شهر به نحوی که این آشفتگی بصری در روح و روان شهروندان تاثیر منفی به جای می گذارد.

از جمله راه هایی که می توان این وضعیت را اصلاح کرد، پیوند زدن بین جنبه های زیباشناختی، فرهنگی و هنری با وجوه مختلف زندگی جمعی است مثلا تبدیل گذرگاه های پیاده به باغ راه ها، ارایه جلوه های بصری بدیع و چشم نواز بر دیوارها و بناهای شهر، توسعه فضای سبز، ایجاد فرصت های جمعی برای گذران اوقات فراغت از جمله سالم سازی و مناسب سازی بوستان ها و پارک ها برای حضور خانواده ها، اصلاح شکل استقرار واحدهای مسکونی، تجاری، اداری به گونه ای که شهر را در دسترس و دریافت خدمات را آسان سازد.

باید در نظر داشته باشیم که سازه های شهری و نیز فعالیت های اجتماعی در شهر، باید  به گونه ای با مقتضیات فرهنگی و اجتماعی پیوند داشته باشند که آرامش درونی و ذهنی شهروندان را دچار آشفتگی نسازند.

با این مقدمه بد نیست نگاهی داشته باشیم به دو رویکرد در مدیریت شهر: رویکردی که شهرداری را صرفا سازمانی خدماتی می داند و رویکردی که از شهرداری به عنوان نهادی اجتماعی انتظاری بالاتر دارد و علاوه بر ارایه خدمات شهری توقع دارد شهرداری بین کالبدشهر، فعالیت های شهری و شهروندان ارتباطی منطقی و متناسب ، با نگاهی فرهنگی و اجتماعی داشته باشد.

به طور مثال اگر از زاویه فرهنگی و اجتماعی به احداث یک میدان نگاه نکنیم، کاربری میدان را محدود به کارکرد ترافیکی آن خواهیم کرد و درباره آثاری که این میدان در شکل گیری اجتماعات مردمی در میان و اطراف آن خواهد داشت برنامه ریزی نمی کنیم و بعدا باید به فکر رفع و رجوع تبعات اجتماعی آن از جمله شکل گیری مزاحمت ها و ناهنجاری باشیم. همین مثال در مورد احداث پل ها و بزرگ راه ها و سایر بناهای شهری مصداق پیدا می کند.

حال آن که رویکرد اجتماعی و فرهنگی از ما می خواهد که کالبد و ساختار شهر را اساسا با در نظر گرفتن کارکردهای فرهنگی و اجتماعی توسعه دهیم. یعنی از ابتدا اندیشه کنیم که چگونه می توان به موازات تامین نیازهای خدماتی شهروندان، نیاز آنها به رابطه اجتماعی، کمال و تعالی، آرامش روحی و روانی و معنوی را هم تامین نمود.

اگر  برخی از کلان شهرهای جهان امروزه با تراکم معضلات اجتماعی، بزهکاری، تشویش ، خشونت، پرخاشگری، و آلودگی شناخته می شوند دلیل آن چیزی نیست جز غفلت از ابعاد و جنبه های فرهنگی و اجتماعی در فضای زیست شهری.

و به همین خاطر تاکید می شود که در برنامه ریزی و مدیریت شهری بایستی در باره سازگار نمودن تغییرات تکنولوژیک با تغییرات اجتماعی و فرهنگی دغدغه دائمی داشت.

به همین خاطر است در رویکرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهر تاکید می شود که هیچ توسعه و رشد کالبدی در شهر پذیرفته نیست مگر این که از قبل درباره ابعاد و آثار فرهنگی و اجتماعی آن فکر شده باشد.  

دکتر علی‌اصغر محکی

قائم مقام معاونت اجتماعی شهرداری تهران


نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

فضاهای جمعی پایتخت چه هستند و چه باید باشند

» نوع مطلب : فضا ،عنوان یا طرح موضوع ،گرد آوری شده ،بررسی - تدوین ساختار ،

اقتضا و نیازهای شهروند بر اساس توانمندی متوسط جامعه

الف: فضایی برای پرسه زدن

فرض كنید در جامعة امروزی، شما در بخشی از فضاهایی قرار می‌گیرید كه ضمن تجربة همگانی از آن فضا تعامل با افرادی دارید كه فقط در این فضا با شما برخورد می‌نمایند و شما بدون هدف تجاری و اداری و مذهبی در این فضا قرار گرفته‌اید. به عنوان مثال شما تصور كنید كه در میدان تجریش حضور دارید. شما به غیر از اینكه مقاصد تجاری داشته باشید و یا به دنبال ایستگاه تاكسی و اتوبوس باشید در این فضا با یك پرسپكتیو مناسب به سمت كوه‌های شمال تهران قرار گرفته‌اید. حركت سواره در این فضا قطع شده است و شما به عنوان یك محیط تفریحی با در كنار داشتن امامزاده صالح به عنوان ركن مذهبی و بازارچة سنتی تجریش با شیب دامنه کوه‌های البرز فضای مناسبی را حس می‌کنید. اگر به خوبی این مسأله فرض شود شما به غیر از اهداف تجاری و مذهبی و دسترسی با قرارگیری در یك محیط باز و تعامل و همصحبتی با همشهریان خود از یك محیط رایگان جهت نشستن و تفریح دسته جمعی به همراه تمام كسانی كه همچون شما از حضور در این محیط لذت می‌برند، استفاده می‌كنید. در واقع شما در این فضای توصیف شده به همراه تمام خصوصیات یك عنصر فرهنگی حاصل از تعامل افراد دارید و از یك طرف هدیه‌ای به عنوان منظر مناسب شهری یاری رسان شما از بعد زیبائی شناختی خواهد بود و فضا به تنهایی عامل کشش می‌باشد. بطور مثال دریا به خودی خود کشش و جاذبه ایجاد می‌کند بدون آنکه فعالیتی در کنار آن باشد و موجب ایجاد فضای جمعی می‌شود. حرکت در مسیر بام تهران و دیدن منظره شهر تنها به عنوان یک فضای پرسه زدن زیباست و نمونه‌‌های چهار باغ اصفهان، پیاده راه بلوار چمران شیراز و... فضاهایی هستند که به تنهایی موجب سر زندگی مردم می‌شود. به دلیل كم بودن چنین فضاهایی، فعالیت‌هایی مانند ماشین سواری در خیابان ایران شهر، خوردن غذا در رستوران‌های شیک و..، ویراژ دادن با موتور در میان پیاده‌روها به عنوان نوعی گذران اوقات فراغت بشمار می‌آیند.


ب: دردسترس بودن و قابل استفاده بودن فضای جمعی برای عموم مردم

دسترسی مناسب و مقیاس و کیفیت مناسب فضاهای جمعی تأثیر بسزایی در پایداری آن دارد، بطوری‌که بازار تهران قبل از احداث مترو دارای دسترسی نامناسبی بوده و بنابراین رونق کمی داشت و با ایجاد مترو، رنسانسی در بازار تهران اتفاق افتاد تا جایی که شهروند از هر نقطه شهر برای خرید می‌توانند به آنجا برود. در دسترس نبودن و کمبود فضاهای جمعی با کیفیت مناسب شهری موجب می‌شود که حضور شهروندان در فضاهای جمعی تهران کمرنگ گردد. به عنوان مثال دوستان با هم قرار می‌گذارند آخر هفته به فرحزاد بروند. بنابراین فرحزاد فضایی در شهر تهران محسوب می‌شود که برنامه آن از یک هفته قبل می‌بایست تنظیم گردد. در صورتی که در شهرهای کوچک اروپا به دلیل کثرت وجود فضاهای جمعی با کیفیت مناسب بین تعیین قرار و محل قرار، زمانی کوتاهی صرف می‌شود. از طرفی وجود فضاهای جمعی که صرف هزینه در آنها برای عمده شهروندان در طبقات متوسط شهر میسر نیست(مانند قیمت بلیط کنسرت50 هزار تومان و یا بلیط تئاتر 15 هزار تومان که حدود یک ششم حقوق یک ماه بسیاری از خانواده‌ها است)، موجب می‌شود اکثر شهروندان تهرانی حتی یکبار هم به کنسرت و یا تئاتر نرفته باشند و این جای تامل دارد.

تک بعدی بودن فعالیت فضای جمعی و اختصاص داشتن آن برای استفاده عده خاصی از افراد نمی‌تواند موجب پایداری فضای جمعی تلقی شود. پارک نهج البلاغه که به تازگی در غرب تهران افتتاح شده است، به دلیل نداشتن فضای كافی برای جذب خانواده‌ها، پاتوق پسرهای جوان و خانواده و یا دختران جوان نمی‌تواند از آن استفاده بهینه کنند. فضای جمعی می‌بایست همه طبقات عموم جامعه را برای تعاملات اجتماعی جلب کند.


ج: توجه به فرهنگ و هویت شهروند

قوانین حاكم بر روابط فرهنگی مردمان یك جامعه را در خود به نمایش می‌گذارد. فرهنگ در اشیاء، اشكال، ترسیمات، ابزار و محیط فیزیكی ظاهر می‌شود و فضای جمعی را بوجود می‌آورد( آمفی تئاترها و مجالس سنا در یونان و معماری هلنی که نمونة بارزی از فضاهای همراه و همگون با فرهنگ یونانی است و نشان می‌دهد كه مشورت و شورا جزء لاینفكی از این فرهنگ است). فضای جمعی موفق، می‌بایست با فرهنگ، تاریخ، هویت و یا واقعه و رویدادی در ارتباط تنگاتنگ باشد. به عبارت دیگر فضاهای جمعی در صورت ایجاد و یا داشتن یک خاطره می‌تواند برای مردم تعلق خاطر ایجاد کند. در سطحی‌ترین برآیند آن می‌توان مطمئن بود مردم از این فضاها به اندازة تعلق خاطری که دارند محافظت می‌نمایند. چه از روح فضا و چه از کالبد آن. خاطره جمعی سبب می‌شود که همة مردم در ساعتی شاید بتوانند از پیروزی و یا باخت تیمشان در یك مسابقه فوتبال در كنار هم لذت ببرند و یا غمگین شوند و یك فیلم غرورآفرین در كنار هم ببینند. با چنین شرایطی در كشورهای اروپایی حتی اگر صاحب مغازه بخواهد شغل خود را به فروش لوازم یدكی ماشین تغییر دهد، ازجانب دولت با منع قانونی مواجه می‌شود. ولی آیا در جامعه ما نیز به چنین مسئله ظریف و مهمی اهمیت داده می‌شود.


توانمندی و پتانسیل شهر

الف: تبلیغ و ترویج فضاهای جمعی، تمدن، فرهنگ

در شهر تهران عملا تبلیغاتی جهت جذب شهروندان و حضور آنها در فضاهای جمعی صورت نمی‌گیرد و یا این کار بندرت و ناقص انجام می‌شود. هر شهروند تهرانی از فضاهای جمعی شیراز اصفهان و شمال ایران اطلاعات بیشتری نسبت به تهران دارد و وقتی با تبلیغات ساده تلویزیونی در خصوص پیاده‌روی همگانی، سیل عظیمی از مردم برای پیاده روی می‌آیند. چرا چنین تبلیغاتی در خصوص فضای جمعی و ترغیب استفاده کننده از آنها ‌صورت نمی‌گیرد؟

چرا در روزهای خاصی از سال برنامه برای دعوت از مردم برای حضور در فضای عمومی در جهت بیشتر کردن تعاملات شهروندان صورت نمی‌گیرد؟ مثلا در نانسی فرانسه یک روز در سال را به جشنواره پنیر اختصاص می‌دهند و یا در پاریس کالاهای دسته دوم در فضاهایی از شهر قبل از سال نو به نمایش در می‌آید و یا جشنواره گل در هلند و یا مراسم گاو بازی در مادرید و...آیا نمی‌توان در روزهای خاصی که نیاز به مناسبت خاصی هم نباشد و مردم فارغ از کار باشند، برنامه‌های خاصی برای حضور مردم ترتیب داد. به عنوان مثال جمعه آخرین هفته ماه رمضان به روز قدس یا جمعه آخر هفته سال به روز نیکوکاری اختصاص دارد که در کشورمان اجرا می‌شود. چنین مناسبت‌هایی را می‌توان توسعه داد. جمعه‌ای را به پوشیدن لباس محلی توسط شهروندان (کشور ما دارای قومیت‌های متعدد می‌باشد)، جمعه‌ای به نمایش لوازم دسته دوم خانگی، جمعه‌ای را به نمایش‌های خیابانی می‌توان اختصاص داد و جمعه آخر سال مثلا ویژه پوشیدن لباس عمو نوروز حاجی فیروز و...باشد تا ضمن احیاء فرهنگی که روز به روز در حال ازبین رفتن است، فرصت بیشتری برای تعامل بیشتر شهروندان عرضه شود.


ب: مشخص کردن نیازهای یک شهر امروزی

تهران در چشم‌اندار طرح جامع به عنوان پایتخت جهان اسلام معرفی شده است. بنابر این نقشی که برای پایتحت ایران متصور شده است مقیاس بین‌المللی و جهانی پیدا می‌کند. حال آیا می‌خواهیم در تهران فضای جمعی در مقیاس بین‌المللی داشته باشیم یا آنکه فضاهای جمعی در مقیاس شهروندان شهرمان پاسخ‌گو باشند، باید ظرفیت‌های گردهمایی نمایشگاه‌ها فستیوال‌ها، مسابقات المپیک و... در مقیاس جهانی بررسی شود. به دلیل ویژگی‌های فرهنگی و مذهبی ما نمی‌توانیم نیازهای توریست‌ها را تامین کنیم، ولی چرا کشورهای مسلمان دیگر مانند قطر، اندونزی، مالزی، ترکیه و.. قادر به برگزاری این گردهمایی‌ها هستند. شاید عدم وجود زیر ساخت‌های مناسب برای برگزاری چنین مراسمی مانع برگزاری این همایش‌ها در تهران می‌شود. شهر لندن، ریو دوژانیرو، پکن طرح جامع خود را بر اساس المپیک طراحی می‌کنند و یا کشور آفریقای جنوبی با آنکه مشکلات بهداشتی و آموزشی در آن بیداد می‌کند، سرمایه هنگفتی را برای برگزاری جام جهانی می‌پردازد و.. اگر بخواهیم فضاهای جمعی در مقیاس جهانی و بین‌المللی ایجاد کنیم که باعث جذب توریست شود، می‌بایست نیازهای آنها را شناخته و در جهت بر طرف کردن آن قدم برداریم. با توجه به شرایط فرهنگی، ما در همه جنبه‌ها نمی‌توانیم فضای جمعی را تقویت کنیم، ولی با این حال چرا تمدن ایران که با توجه به اسناد و مدارک یکی از قدیمی‌ترین تمدن‌های زنده در جهان می‌باشد-3300 سال قبل از میلاد- نمی‌تواند به درستی عرضه شود. درحالی‌که مهم‌ترین عامل توریستی ما بشمار می‌آید. باید اذعان داشت در صورت عدم ایجاد چنین فضاهای بین‌المللی، حداکثر کارکرد فضای جمعی ما در مقیاس شهروندان شهرمان خواهد بود و آیا جز این است که تداوم چنین برنامه‌هایی موجب آشنایی و تعامل هر چه بیشتر شهروندان با اعتقادات مذهبی و فرهنگی خود است؟


بستر شهر

الف: مقیاس فعالیت‌ها، تنوع فعالیت‌ها

فضای جمعی معمولا دارای یک فعالیت و نقش اصلی و تعدادی فعالیت و نقش تبعی است که موجب پایداری نقش اصلی آن می‌شود و می‌بایست فعالیت‌های مذکور بر اساس نقش فضای جمعی در ارتباط با شهر بوجود آید. بطور مثال خیابان ولیعصر در مقیاس شهر و حتی استان نقش ایفا می‌کند. بنابراین فعالیت‌ها و فضاهای شکل گرفته در آن نیز می‌بایست در جهت این نقش باشند و درصورت توجه به این محورها و کانون‌ها و تحقق نقش و مقیاس هر یک، ساختار شهر شکل خواهد گرفت. بطور مثال پارک ملت و پارک ساعی هر دو نقش پارک شهری را ایفا می‌کنند، ولی وجود فعالیت‌هایی مانند سینما، اغذیه فروشی‌های خیابان ولیعصر و یا برگزاری مراسم موسیقی و رقص آب که به نوعی فعالیت‌های تبعی و فرعی پارک ملت می‌باشند، موجب زنده‌تر و فعال‌تر شدن مجموعه پارک ملت نسبت به پارک ساعی شده است. ایجاد برخی از فضاها به دلایل مختلف در کشور ما مقدور نیست، ولی خوردن اغذیه که یکی از ملزومات زندگی بشمار می‌رود محدودیت نداشته و می‌تواند کمبود برخی فعالیت‌ها را نیز جبران کند. بعنوان مثال رستوران‌های زنجیره‌ای مختلف می‌توانند به عنوان فعالیت‌های فرعی در فضاهای شهری نقش مهمی را ایفا کنند.


ب مطلوبیت منظر و کالبد فضای شهری

انسان برای تعدیل فضای سنگین شهر نیاز به طبیعت دارد، عناصر طبیعی نظیر آب و درخت در فرهنگ ما ریشه داشته، به گونه‌ای که فضاهایی مانند پارک‌های جمشیدیه، درکه و دربند از پارک‌هایی مثل ساعی و پارک رازی که فضاهای مصنوعی زیادی دارند، برای شهروند ایرانی دلپذیرتر است. شاید فضاهایی مانند میدان سیینای ایتالیا که دارای فضای سبز و آب نیست در فرهنگ ایرانی فضای جمعی کارآمدی محسوب نشود. تأثیر وجود مبلمان شهری در فضاهای جمعی جهت حضور شهروندان امری بدیهی است، بگونه‌ای که مبلمان شهری را می‌توان یکی از عناصر اصلی فضای جمعی دانست، اما مبلمان شهری باید بگونه‌ای قرار گیرد که محور فضای جمعی نشود و یا تعاملات اجتماعی را تحت شعاع خود قرارنداده وکاهش ندهد. اخیرا با پیشرفت تكنولوژی، دولت در بعضی میدان‌ها تلویزیون‌هایی مخصوص مردم شهر قرار داده شده كه شاید نمود دیگری از فضای جمعی باشد، ولی در این فضای جمعی همه چیز حول محور برنامة پخش شده می‌چرخد و فضای معماری تحت تأثیر قرار می‌گیرد. با پیشرفت تکنولوژی و استفاده از مضامین مثل دیوارها و پانل‌های دینامیک و حتی مجازی بوسیلة نورپردازی، دود و استفاده از مبلمان شهری با هدف خوانایی و روانی عملکردها می‌توان فضاهای واقعی و مجازی را برای جذب و دعوت شهروندان ساخت بطوری‌که استفاده از عناصر صفحه، نقطه و خط در محور بلوار چمران شیراز فضاهای جمعی متعددی را ایجاد کرده است که این فضاها در شهر تهران بسیار اندک می‌باشد. همچنین در نهایت عناصر و مبلمان‌های شهری با شناخت تاریخ محیط می‌تواند تأثیر مثبتی در ارتقائ فضای جمعی داشته باشد. شناخت تاریخ خیابان ولیعصر، انقلاب، لاله زار و... در طراحی و نوع و شکل مبلمان‌های شهری آن تأثیر بسزایی دارد، مانند کاری که در شهر برسی فرانسه صورت گرفته و طراحی شهری فضاهای جمعی آن تحت تأثیر هویت و تاریخ آن قرار گرفته است.


نتیجه‌گیری( توصیه‌هایی برای بهبود فضاهای جمعی پایتخت)

با توجه به موضوعات مطرح شده در این بخش توصیه‌هایی جهت بهبود وضعیت کنونی فضاهای جمعی ارائه می‌شود که برخی از مهم‌ترین آنها عبارتند از:

حقوق شهروندی حاکم بر جامعه می‌بایست به سمتی سوق پیدا کند که شهروندان از زندگی در بستر شهر و فضاهای جمعی لذت ببرند و احساس کنند که به ارزش انسانی احترام گذاشته می‌شود و حس اعتماد را در شهروندان بوجود آورد.

فضاهای جمعی بر اساس پاسخ دادن به بخش وسیعی از جامعه شکل بگیرد.

تعادلی بین هزینه صرف شده و امکانات مورد استفاده درفضاهای جمعی وجود داشته باشد

توجه به پتانسیل‌ها و نقش و توانمندی شهر در مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، تاریخی،فرهنگی، جغرافیایی و. ..

مسئولان به اندازة حضور در یك فضای همگانی و زندگی مسالمت‌آمیز برای ساعاتی از روز اعتماد کنند و از گردهمایی‌های سالم در شهر واهمه‌ای نداشته باشند.

بر طرف شدن معضلات ترافیک شهر تهران

سیاست‌هایی جهت ایجاد تعادل بین هزینه و درآمد برای تامین زمان اوقات فراغت برای عموم مردم اعلان گردد.

دسترسی‌های آسان و سریع عموم مردم به فضای پیاده با درنظر گرفتن حرکت سریع و آسان معلولین، سالمندان و کودکان و. ..

حق پیشه برای افرادی که در فضاهای جمعی حضور دارند، تعیین شود تا فعالیت‌های فضاهای جمعی دستخوش تغییر نشود

تبلیغ و ترویج حضور مردم به حضور در فضاهای جمعی به خصوص از طریق رسانه‌های جمعی افزایش یابد.

در روزهای خاصی از سال برنامه‌هایی برای حضور مردم در فضای عمومی به منظور افزایش تعاملات شهروندان تدارک دیده شود.

بهره‌گیری از ظرفیت تمدن ایرانی جهت شکل گرفتن فضاهی جمعی در مقیاس بین‌المللی صورت پذیرد.

افزایش ظرفیت و اصلاح زیر ساخت شهر به منظور برگزاری گردهمایی نمایشگاه‌ها، فستیوال‌ها، مسابقات المپیک و... در مقیاس آسیایی و جهانی

بهره‌گیری از فضاهای چند منظوره که دارای یک فعالیت اصلی و تعدادی فعالیت تبعی بوده و می‌تواند موجب تنوع‌های لازم باشد.

ایجاد فضاهایی که بدون بهانه خرید و زیارت و... کشش و جاذبه داشته و فضایی برای پرسه زدن بشمار آیند.

ایجاد انگیزه در مردم برای حضور در فضا‌های مختلف، بنابراین لزوم ایجاد انگیزه‌ هایی مانند حضور موفق اتفاقی، مذهبی، انگیزه تجاری و انگیزه‌های بصری، رویداد تاریخی و. .مشخص می‌شود.

فضای سبز مناسب با درنظر گرفتن وسعت دید مورد نیاز.

امکان حضور انسان‌هایی با عقاید و طبقات مختلف بدون اینکه این تفاوت به صورت عینی دیده شود و یا فضا مخصوص افراد خاصی گردد.

ارتباط مناسب عملکردهای کلان با محیط فضای جمعی که واسط این عملکردهاست.

ایجاد عملکردهای مخصوص این فضاها مثل خانه فرهنگ و یا آمفی تئاتر روباز و. ....

توجه به تأکید بصری و امکان ایجاد حس مشترک بصری بین افراد استفاده کننده.

بازنگری در مکان‌یابی و ساخت فضاهای جمعی از مقیاس شهری تا محلی امکان بالقوه‌ای است که با توجه به خاستگاه اجتماعی– فرهنگی جامعه ایرانی می‌تواند نقش خود را در رفع دشواری‌های توسعه پایدار از حیث پایداری اجتماعی و تداوم مدنی آن بالفعل کند.

مطلوبیت فضای شهری وجود فضاهایی با منظر شهری مناسب و دارای مبلمان شهری و عناصری مانند آب و درخت و استفاده از دستاوردهای تکنولوژی روز مانند دیوارها و پانل‌های دینامیکی و حتی مجازی بوسیله نورپردازی، آبنما و...


فهرست منابع

مدنی پور، علی، "طراحی فضای شهری (نگرشی بر فرآیندی اجتماعی و مکانی)"، شرکت پردازش و برنامه‌ریزی شهری، تابستان 1384.

توسلی، محمود، " طراحی فضاهای شهری"، مرکز مطالعات و تحقیقات معماری و شهرسازی ایران، 1376.

پارسی، حمیدرضا، "چارچوب نظری محتوای فضای شهری"، هنرهای زیبا، شماره 42.

شوای، فرانسوا، (1375)، شهرسازی از تخیل تا واقعیت، ترجمة سید محسن حبیبی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.

Castelles، Manuel، (1977)، The Urban Question، Cambridge، The MIT Press.

Choay، F، (1969)، Urbanism and Semiology: in Meaning in Architecture by charles Jencks، London، John Wiley publisher.

Colquhoun، Alqn، (1985)، ON Modern and Post-Modern، In Architecture Critism Ideology، by Joan Ockman، Princeton Architectural Press، Princeton، New jersey، USA.

به اهتمام :  م.قدیری ف.مقیمی


نوشته شده در : پنجشنبه 17 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .