تبلیغات
WIMIFIRE - مطالب درباره شهر

امروز:

شهروندان و فضای شهری

» نوع مطلب : فضا ،درباره شهر ،سرزندگی ،عنوان یا طرح موضوع ،

شهروندان و فضای شهری

شهروندان و میزان حضور آنان در فضای شهری

نقش و عملکرد هویت شهری در ارتقای هویت شهروندان و میزان حضور آنان در فضای شهری

نوشتار حاضر به بررسی نقش بارز هویت مکان در هویت شهر و تاثیر آن در ارتقای هویت شهروندان می پردازد . فقدان هویت شهر و مکان و ابعاد آن در فضاهای شهری مشکلاتی را در هویت فردی شهروندان و پیوند روانی آنها با مکان ، میزان حضور افراد در فضا و خصوصیات کالبدی مکان ها به وجود می آورد و بدین سان به کاهش انواع فعالیت های فیزیکی و اجتماعی در محیط منجر می شود .بر این اساس طراحی فضاهای شهری باید به گونه ای باشد که ضمن ایجاد محیط های با هویت سبب ارتقای هویت فردی شهروندان شود و همچنین میزان حضور شهروندان و تعاملات اجتماعی آنها را افزایش دهد . بنابراین هدف مقاله حاضر بررسی ابعاد هویت شهر و مکان و رابطه ی آن با هویت فردی است . نتیجه ی مطالعات نشان می دهد تاثیر ابعاد  اجتماعی ، کالبدی و روانی هویت بر پیوند روانی با فضا نقش بارزی دارد و نتیجه ی چنین ارتباطی در ارتقای پیوند روانی شهروندان با محیط تاثیر گذار است و از طرف دیگر محیط های بی هویت ضمن ایجاد برش و عدم وابستگی در شهر سبب کاهش حضور شهروندان در فضاهای شهری می شود .
واژگان کلیدی : هویت فردی ، هویت مکان ، هویت شهر فضای شهری .
مقدمه : شهر و مکان یعنی جایی که ما به آن تعلق داریم و تنها با حضور انسان با معنا می شود و تنها با حضورانسان با معنا می شود و انسان نیز تنها با با داشتن مکان با معنا خواهد شد و در این میان ،  حلقه اتصالی وجود دارد که به آن معنا نیست که هویت مکان لزوماً تغییر کندیا از دست برود . یکی از اصول و شرایط لازم برای ادامه ی زندگی انسان وجود کانون های پایدار زندگی است ، یعنی مکان هایی که هویت فرد را در طول زمان حفظ نماید . در واقع هویت مکان به ویژگی های قابل تشخیص مکان بیرونی اشاره دارد . هویت مکانی بخشی از هویت شخصی است و بازتابی از وجوه اجتماعی و فرهنگی مکان است که در غنای شخصیت فردی نقش محوری خواهد داشت و به عنوان راهی تعریف می شود که هر مکان هویت فرد یا مردم را مشخص می کند و خاطرات و هویت مکان را یه نمایش می گذارد  . معانی و تعلقات که از نشانه های مکان هستند ، کمبود آنها سبب سست شدن و ضعیف شدن هویت شهر و مکان می شود اما متاسفانه امروزه ارزش های مکان ها به فراموشی سپرده شده است و حس بی مکانی و لا مکانی جایگزین آن شده است .
هویت شهری :
هویت شهر، برآیند همه نیروهایی است که بر آنند تا شهر را به عرصه ی کالبدی – اجتماعی منسجم و خانه ای برای زندگی مشترک خانواده شهر مبدل سازند . اگر شهر مفهوم و اعتبتر خود را به عنوان فضای اطلاع رسانی از دست بدهد و برنامه های آن از بازخورد اطلاعات مربوط به حقایق شهر نشات نگیرد ، نه تنها انگیزه ای برای زندگی اجتماعی و مشارکت مردم در بازار تولید ارزش ها و هویتشان وجود نخواهد داشت ، که مد نیتی نیز در انتظار شهرهایمان نخوانهد بود .
۲-۱ مفاهیم و تعاریف هویت شهری
هویت شهر حالتی از اندیشه ، انسجامی از عادات و سنن ، عواطف و افکار و رفتارهای سازمان یافته ی ساکنان شهر است که به عنوان جزء لاینفک عادات زندگی شهری به فرهنگ شهری منتقل شده اند . هویت شهر ، به عنوان شاخص ترین نمود فضایی هویت جامعه ، عهده دار تبین ارزش ها ، هنجار ها و روابط انسانی در ساخت فضایی شهری است . هویت شهر چارچوبی است برای تبیین تمایز وتفاوت کیفیات برجسته و شاخص شهر ها . هویت شهر ماکت همزمان شده فرهنگ اجتماعی و فضایی نسل های گذشته و کنونی ساکنان در آن است . هویت شهر با انطباق محیط کالبدی و اجتماعی ( به عنوان متغیرهای مستقل ) از طریق تشخیص همگرایی آنها در محیط فرهنگی یا نمادین ( به عنوان متغیر وابسته ) قابل تشخیص و بیان است . هویت شهری مقوله ای کالبدی است و ناشی از شکل کلی و فرم شهر است . هویت شهری چیزی جز خاطره ی جمعی افراد ساکن یک شهر نیست و شهر بدون خاطره فاقد هویت است .  آنچه هویت شهری را پدید می آورد هماهنگی اجزا و عناصر شهری است که کلیتی هماهنگ پدید می آورند . هویت شهری ، تاریخ  یک ملت منعکس در جسم و روح شهر است . هویت شهر به تنهایی شامل هیچ کدام از موارد یاد شده نمی باشد ، بلکه همه ی آنها با هم در سنتزی تام و تمام است ؛ کلیتی است با ابعاد گوناگون و مفهومی است با سلسله مراتب متعدد ، در هم تنیده و پیچیده .
مامفورد ، مسئله ی اصلی شهر سازی مدرن را هویت شهری می داند و معتقد است نوسازی شهری عصر حاضر از نظر معماری و اجتماعی فاقد شخصیت است . وی می گوید شهر ها در گذشته واجد وحدت بصری بودند و با فرم هایی که به تدریج پیچیدگی بیشتری می یافتند ، شیرازه ی اجتماعی جوامع را بوجود می آورند ولی در شهر سازی معاصر ، نظم خشک مقیدی جای تنوع اجتماعی گذشته را گرفته است .شهر ها زمانی از خود شخصیت و موجودیتی داشته اند ، لیکن امروز این شخثیت و موجودیت از میان رفته است و تمام آنها به توده های مشابه یکنواختی بدل گشته اند . والتر بور : شباهت بیش از حد شهر ها به یکدیگر خطر بسیار جدی است که هویت فضاهای شهری را تهدید می کند  . و چرا که نیروهایی که بر آیند فعالیت آنها منجر به چنین یکنواختملامت باری است ، قدرتمند و پر نفوذند . وی همچنین معتقد است که اگرچه همه شهر ها مجموعه ای از ساختمان ها ، خیابان ها و فضایی بین آنها هستند و احتمال شباهت آنه به یکدیگر دور از انتظار نیست . با این حال شهر ها و شهر های سنتی و کهن به حدی با یکدیگر فرق دارند که هر کدام دارای هویت خاص خود می باشند؛ در واقع ، تمام شهرها یک وجه اشتراک هم دارند و آن منحصر به فرد بودن آنهاست . در عین حال مفاهیمی که به عنوان مترادف هویت و یا به عنوان صفت های عرصه ی شهری به کار می روند ، مفاهیمی چون ریشه دار ، بی ریشه ، القا ء کننده ی تاریخ ، آرامش بخش ، دارای اغتشاش ، خوانا ، ناخوانا ، فروتن ، مردم وار ، ضد مردمی ، تماماً دو وجهی های مربوط به هویت اند که گویای دو عنصر مهم یعنی مکان و تاریخ در بحث هویت شهری به شمار می روند .
 



ادامه مطلب

نوشته شده در : یکشنبه 20 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

اصول طراحی فضاهای شهری در ایران

» نوع مطلب : فضا ،درباره شهر ،ظوابط ،گرد آوری شده ،

اصول طراحی فضاهای شهری در ایران

طراحی در شهرهای ایران ، بخشهای قدیمی یا درونی ، بخش میانی، بخش جدید و كل مجموعه شهری را شامل میشود. از این میان ، در بخشهای قدیمی (درونی) و تا حدی میانی، اصول سازماندهی فضا بیشتر دیده میشود. این اصول عبارتند از :

    اصل پیوستگی فضایی، اصل هم پیوندی واحدهای مسكونی و عناصر شهری، اصل محصور كردن فضا، اصل مقیاس و تناسب، اصل فضاهای متباین ، اصل قلمرو و اصل تركیب (توسلی ، 1369).

 

  اصل پیوستگی فضایی : سازمان كالبدی شهرهای قدیمی ایران بر پیوند فضایی میان عناصر مجموعه، یعنی میدان ، خیابانهای اصلی ، مركز شهر در مراكز محلات استوار است. پیوستگی فضایی گرچه در بافت قدیم بسیاری از شهرهای ایران وجود دارد، اما این پیوستگی در بافت قدیم شهرهای كویری به خوبی مشهود است. معابر اصلی به صورت شطرنجی نامنظم پیوند فضایی میان محلات، مراكز آنها و مجموعه مركز شهر را برقرار می كرده است.

  اصل همپیوندی عناصر شهری و واحدهای مسكونی :  در شهرهای قدیمی ایران، واحدهای مسكونی یا حیاط مركزی به یكدیگر پیوسته‌اند و مجموعه یكپارچه‌ای را تشكیل میدهند. جهت استقرار واحدهای مسكونی ، تعیین اندازه فضای حیاط نسبت به حجم فضای محصور كننده اطراف ، اندازه اجزای حیاط مانند حوض و باغچه ها، اندازه تالار و ایوانها ، اندازه اتاقها و در و پنجره ها ، تابع نظم و پیمون بوده است.

  اصل محصور كردن فضا یا محصوریت : برای دستیابی به یك مكان شهری جذاب، فضا باید به شكل مطلوبی  محصور شود و در واقع میتوان گفت نخستین اصل حاكم بر طراحی مكانهای شهری، «‌محصوریت‌» است.

     عناصر شهری، محله ای و یا واحدهای مسكونی به طور معمول، عناصر محصور كننده فضا میباشند. براساس این اصل، انسان مهمترین ركن فضا محسوب میشود و فضا باید مقیاس انسانی یابد. این اصل هنگامی نمود می‌یابد كه فضای بین ساختمانها احساس انسانی را برانگیزد. محصور بودن فضایی با پیوستگی بدنه محصور كننده فضا ارتباط دارد، بدین مفهوم كه وجود فواصل متعدد بین بدنه ساختمانها و اختلاف فاحش بین نماها موجب تضعیف فضای محصور می‌گردد.

 

ورجمكرد علاوه بر اینكه نخستین آرمانشهر ایرانی است، تنها شهری است كه به وجه كالبدی آن در منابع مختلف توجه بیشتری شده است. ورجمكرد ، نام پناهگاهی زیرزمینی و بزرگ است كه  «جم» یا جمشید به فرمان اهورامزدا آن را به شیوه‌ای كه بندبند آن دروندیداد اوستا مشخص شده ، بنا كرد تا در برابر تغییرات جوی آینده و زمستان سخت و كشنده ای كه در راه بود، مردمان و جانوران به آن پناه جویند. در این نوشته ، از سوی اهورامزدا طرحی به جمشید دستور داده شد كه میتوان آن را یكی از كهنترین  نمونه‌های شهرسازی در فرهنگ بشری دانست.

پروفسور مری بویس معتقد است كه طرح و ساختمان «ور» جمشید معمایی است كه گشوده نشده است اما در تحقیقی با عنوان « اندیشه شهرسازی در نخستین شهر اسطوره‌ای ایران »‌ سعی در گشودن این معما میشود (سعیدنیا ، 1374).

در این تحقیق نخست احكام مندرج در داستان جمشید در اوستا استخراج و سپس فرضیات مربوط به هر یك از احكام ارائه میشود، آن گاه گزینه‌های مختلفی برای ترسیم احكام و فروض طرح می‌گردد و در نهایت نیز از احكام یا فروض نتیجه‌گیری میشود.  پس از مراحل فوق الذكر، از نتیجه گیریهای مختلف جمع بندیهایی به عمل می آید و نقشه احتمالی آبادی نخستین « ورجمكرد » ترسیم میشود. در تحقیق مذكور یازده حكم كالبدی استخراج شده است و برای هر حكم فروض و نتایجی ارائه شده اما در اینجا تنها به احكام اشاره شده و استنتاجات كالبدی ناشی از احكام مطرح می گردد :

حكم اول :  فضای شهر چهارگوش (مربع) و هر چهار ضلع آن با یكدیگر برابر باشد.

حكم دوم :  زمین به سه قسمت تقسیم شود.

حكم سوم:  مجموعاً 18 گذرگاه در شهر ایجاد شود، به طوری كه 9 گذرگاه در بالای شهر، 6 گذرگاه در وسط، و 3 گذرگاه در پایین شهر ایجاد گردد. در اینجا گذرگاه همان محله فرض شده است و این امر یعنی استنباط محله از گذرگاه یا خیابان در برخی منابع دیگر نیز آمده است (ورجاوند، 1371).

احكام چهارم و پنجم، اندازه جمعیت و آبادی و نحوه توزیع آن را در سه بخش مشخص كرده است . در این آبادی مجموعاً  900/1  زوج (خانوار) اسكان می یابند كه از این تعداد 000/1 زوج در قسمت بالا، 600 زوج در قسمت میانه و 300 زوج در قسمت پائین ساكن می‌شوند.

حكم ششم نیز به ایجاد آبراهه و جاری ساختن آب در آن اشاره دارد.

حكم  هفتم درخصوص وجود باغهای همیشه سبز و خرم می باشد و حكم هشتم به وجود یك « در» یا « ورودی»  برای دریافت نور اشاره میكند.

حكم نهم وضعیت خانه ها را مشخص كرده است، بدین مفهوم كه خانه هایی بلند، دارای بالاخانه و در و پنجره و ایوان كه به هر گشوده شود، پیرامون آن نیز حیاط قرار گیرد و دارای چشم انداز باشد.

حكم دهم اندازه هر ضلع را مشخص میكند كه به طول یك « اسپریسی» یا یك میدان اسب است. اندازه یك میدان اسب ، 230 متر تا یك فرسنگ محاسبه شده است.

در نهایت در حكم یازدهم آمده است كه اندازه ها در متن اوستا برحسب گام شمرده میشود. با توجه به احكام، فرضیات و نتایج تحقیق، ساختار كالبدی نخستین شهر قوم آریایی مندرج در اوستا، چنین توصیف شده است :

«ورجمكرد» شهری است به شكل مربع چهار ضلعی با اضلاع برابر، كه اندازه هر ضلع آن به اندازه یك میدان اسب « اسپریسی» و برابر 008/1 گام می باشد.

محیط شهر  032/4 گام، و مساحت آن در حدود 000/000/1  گام است. جمعیت شهر در آغاز بنیانگذاری به وسیله «جم»  900/1  خانوار دو نفری یا 800/3 نفر است. جمعیت شهر در سه بخش در قسمت بالا، میانه و پائین شهر برحسب سه طبقه اجتماعی روحانیان، سپاهیان و مردم (كشاورزان و گله‌داران) توزیع شده اند. جمعیت كشاورزان و گله داران 000/1 خانوار یا 000/2 نفر است كه در قسمت بالای شهر در 10 واحد همسایگی یا محله اسكان یافته‌اند و جمعیت سپاهان  600 خانوار یا 200/1 نفر كه در قسمت میانی شهر در 6 واحد همسایگی سكونت دارند.  300 خانوار روحانی با 600 نفر جمعیت در قسمت پائین شهر مستقر شده‌اند. شهر دارای سه محله بزرگ و 19 زیر محله (واحد همسایگی) است. در هر زیر محله، 100 خانوار یا 200 نفر جمعیت زندگی می كنند.

الگوی كالبدی شهر دارای طرح هندسی، منظم با گذرگاههای موازی است. 18 گذرگاه استخوان‌بندی كالبد شهر را می سازند. یك آبراهه عریض عمود بر گذرگاهها، سراسر شهر را طی می كند و مانند آب پخشان بزرگی ، شعبه‌هایی از آن در گذرگاهها جاری شده است و خیابانهای مشجر با نهر آب پدید می‌آید. فضای گسترده پیرامون آبراهه به عرض 50 گام از هر طرف به فضای سبز و باغهای خرم پرمیوه اختصاص داده شده است.

مدخل آبراهه از محلی كه آب وارد باروی شهر میشود، تنها « در» یا «روزن» بارو یا به عبارتی دیگر، تنها ورودی شهر را پدید می آورد. در انتهای آبراهه (نقطه مقابل ورودی باروی شهر) در محوطه‌ای خالی بین آخرین ردیف خانه‌ها در بخش مسكونی روحانیان ، فضایی قرار دارد كه شاید مكان آتش همیشه روشن باشد (البته چنین حكمی در وندیداد وجود ندارد و این نكته‌ای است كه باید بیشتر تحقیق شود.)

خانه‌ها در ردیف منظم در كنار گذرگاهها مستقر شده‌اند. هر خانه به اندازه 324=1818 گام ، متشكل از اتاق كوچكی است كه بر ایوانی بلند قرار گرفته است و هر طرف آن دارای پنجره و ایوان مسقفی است. از هر چهار سو میتوان بر فضای سبز شهر نظاره كرد. حیاط خانه‌ها به وسیله دیوار و پرچین از همدیگر جدا نمی شود، فضای سبز حیاطها به همدیگر پیوسته و به فضای سبز اصلی شهر در پیرامون آبراهه می‌پیوندند. شهر نخستین آریایی  « ورجمكرد » باغ شهر خرم و دلگشایی است كه بهشت آسمانی را در زمین متجلی میسازد (سعیدنیا ، 1374).


نوشته شده در : دوشنبه 24 تیر 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .