تبلیغات
WIMIFIRE - مطالب ظوابط

امروز:

فاصله محرمیت

» نوع مطلب : ظوابط ،نمای شهر ،

فاصله محرمیت 
رعایت فاصله محرمیت یکی از اصول مهم طراحی شهری می باشد . در حدود 5 / 21 متر حداقل فاصله قابل قبول برای محرمیت پنجره به پنجره است . این فاصله در مورد معابر یا فضای باز خصوصی که عابرین در سمت ساختمان مورد نظر دارای دیدی تار از پنجره های طبقات بالاتر بوده و عابرینی که معبر پیاده سمت مقابل ساختمان مورد نظر که با وجود دارا بودن دید مستقیم تر ، در حدود 14 – 13 فاصله دارند نیز قابل قبول است .
فاصله محرمیت : حداقل قابل قبول فاصله محرمیت از پنجره تا پنجره برابر21 متر است .
در صورتی که مابین ساختمانهای مسکونی هیچ فضای عبور عمومی وجود نداشته باشد ، مناسب ترین فاصله بین دو ساختمان حداقل 0 / 21 متر می باشد .
فاصله 0/ 21 متر ، که فاصله مناسب بین ساختمانها تلقی می شود ، فاصله ای است که شکل بدن انسان محو و اعمال انسانی غیر قابل تشخیص می شوند و بنابراین فاصله است که در آنمحرمیت فردی حفظ می شود .
فاصله محرمیت : فردی که در منتهی الیه فضای باز خصوصی هر قطعه قرار داشته باشد ، می بایست حداقل در فاصله 11 – 5 / 10 متری ساختمان مقابل قرار گیرد .
در صورت امکان فاصله ای برابر 18 متر از پنجره هر ساختمان تا دیوار حد فاصل قطعات می بایست در نظر گرفته شود .
فاصله محرمیت : فردی که در منتهی الیه فضای باز خصوصی هر قطعه قرار داشته باشد می تواند در فاصله مطلوب 18 متری از ساختمان مقابل قرار گیرد .
در صورتی که طول قطعات کم باشد ، ابتکارات طراحی می توانند تا حدی جایگزین کمبود فاصله گردند ، به نحوی که پنجره های طبقات فوقانی واحدها بالاتر از خط چشم در وضعیت ایستاده بوده و حصار حد فاصل قطعات درای ارتفاعی بیش از حد متوسط انسان باشد .
فاصله محرمیت : جایگزینی ابتکارات طراحی
۰ دستورالعملهای کلی طراحی معابر در محلات مسکونی 
یک سایت مسکونی می بایست عاری از هرگونه ترافیک عبوری باشد .
معبر اصلی با زیرگذر پیاده
معبر پخش کننده
معبر دسترسی
معبر پیاده و فضای باز
مدرسه
تجاری
تجزیه و تفکیک ترافیک
طرح معابر می بایست به نحوی باشد که انتخاب راهی میان بر از میان محله مسکونی را تشویق ننماید .
از طراحی معابر طولانی و مستقیم که امکان استفاده به عنوان زمین مسابقه را بدهد ، می بایست پرهیز نمود .
در یک محله مسکونی می بایست تا حد امکان تقاطع ها حذف گردند . بخصوص هنگامیکه دو معبر از یک رتبه همدیگر را قطع نمایند . به طور کلی تقاطعهای t شکل ترجیح دارند .
ما بین تقاطع ها می بایست فاصله لازم در نظر گرفته شود . یک فاصله مناسب بین تقاطعهای همجوار در حدود 45 متر پیشنهاد می شود .
۰ راههای گوناگون حل مشکل تقاطع معابر سواره هم عرض 
در صورت اجتناب ناپذیر بودن وجود تقاطع های هم عرض ، می بایست با توسل به ابتکارات طراحی از خطرات احتمالی ترافیک کاست . راه حلهای ممکن عبارتند از :
الف – ایجاد بن بست
ب – کاهش عرض مفید یک معبر سواره و اختصاص فضای اضافی به توقف گاه و فضای سبز
ج- کاهش عرض تقاطع و اختصاص فضای اضافی به فضای سبز
د – ایجاد میدان گاه در تقاطع
ه – ایجاد تفاوت بین عرض معابر بر حسب نیازهای حرکتی و شدت حرکت
و – تفکیک جهات حرکت
۰اصول کلی طراحی توقفگاه خودرو در محلات مسکونی 
افازیش مالکیت خودروی شخصی دارای این تاثیر بر اهداف طراحی شهری بوده که تا حد امکان از تعداد خودروهای متوقفی که درسطح یک محله مسکونی پراکنده می گردند بکاهد ، گرچه ساکنین ، توقف در حاشیه معابر را در طول روز ترجیح می دهند و برای خودروهای خدماتی اینگونه توقف ها بناچار و اجباری است .


ادامه مطلب

نوشته شده در : جمعه 11 بهمن 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

اصول طراحی فضاهای شهری در ایران

» نوع مطلب : فضا ،درباره شهر ،ظوابط ،گرد آوری شده ،

اصول طراحی فضاهای شهری در ایران

طراحی در شهرهای ایران ، بخشهای قدیمی یا درونی ، بخش میانی، بخش جدید و كل مجموعه شهری را شامل میشود. از این میان ، در بخشهای قدیمی (درونی) و تا حدی میانی، اصول سازماندهی فضا بیشتر دیده میشود. این اصول عبارتند از :

    اصل پیوستگی فضایی، اصل هم پیوندی واحدهای مسكونی و عناصر شهری، اصل محصور كردن فضا، اصل مقیاس و تناسب، اصل فضاهای متباین ، اصل قلمرو و اصل تركیب (توسلی ، 1369).

 

  اصل پیوستگی فضایی : سازمان كالبدی شهرهای قدیمی ایران بر پیوند فضایی میان عناصر مجموعه، یعنی میدان ، خیابانهای اصلی ، مركز شهر در مراكز محلات استوار است. پیوستگی فضایی گرچه در بافت قدیم بسیاری از شهرهای ایران وجود دارد، اما این پیوستگی در بافت قدیم شهرهای كویری به خوبی مشهود است. معابر اصلی به صورت شطرنجی نامنظم پیوند فضایی میان محلات، مراكز آنها و مجموعه مركز شهر را برقرار می كرده است.

  اصل همپیوندی عناصر شهری و واحدهای مسكونی :  در شهرهای قدیمی ایران، واحدهای مسكونی یا حیاط مركزی به یكدیگر پیوسته‌اند و مجموعه یكپارچه‌ای را تشكیل میدهند. جهت استقرار واحدهای مسكونی ، تعیین اندازه فضای حیاط نسبت به حجم فضای محصور كننده اطراف ، اندازه اجزای حیاط مانند حوض و باغچه ها، اندازه تالار و ایوانها ، اندازه اتاقها و در و پنجره ها ، تابع نظم و پیمون بوده است.

  اصل محصور كردن فضا یا محصوریت : برای دستیابی به یك مكان شهری جذاب، فضا باید به شكل مطلوبی  محصور شود و در واقع میتوان گفت نخستین اصل حاكم بر طراحی مكانهای شهری، «‌محصوریت‌» است.

     عناصر شهری، محله ای و یا واحدهای مسكونی به طور معمول، عناصر محصور كننده فضا میباشند. براساس این اصل، انسان مهمترین ركن فضا محسوب میشود و فضا باید مقیاس انسانی یابد. این اصل هنگامی نمود می‌یابد كه فضای بین ساختمانها احساس انسانی را برانگیزد. محصور بودن فضایی با پیوستگی بدنه محصور كننده فضا ارتباط دارد، بدین مفهوم كه وجود فواصل متعدد بین بدنه ساختمانها و اختلاف فاحش بین نماها موجب تضعیف فضای محصور می‌گردد.

 

ورجمكرد علاوه بر اینكه نخستین آرمانشهر ایرانی است، تنها شهری است كه به وجه كالبدی آن در منابع مختلف توجه بیشتری شده است. ورجمكرد ، نام پناهگاهی زیرزمینی و بزرگ است كه  «جم» یا جمشید به فرمان اهورامزدا آن را به شیوه‌ای كه بندبند آن دروندیداد اوستا مشخص شده ، بنا كرد تا در برابر تغییرات جوی آینده و زمستان سخت و كشنده ای كه در راه بود، مردمان و جانوران به آن پناه جویند. در این نوشته ، از سوی اهورامزدا طرحی به جمشید دستور داده شد كه میتوان آن را یكی از كهنترین  نمونه‌های شهرسازی در فرهنگ بشری دانست.

پروفسور مری بویس معتقد است كه طرح و ساختمان «ور» جمشید معمایی است كه گشوده نشده است اما در تحقیقی با عنوان « اندیشه شهرسازی در نخستین شهر اسطوره‌ای ایران »‌ سعی در گشودن این معما میشود (سعیدنیا ، 1374).

در این تحقیق نخست احكام مندرج در داستان جمشید در اوستا استخراج و سپس فرضیات مربوط به هر یك از احكام ارائه میشود، آن گاه گزینه‌های مختلفی برای ترسیم احكام و فروض طرح می‌گردد و در نهایت نیز از احكام یا فروض نتیجه‌گیری میشود.  پس از مراحل فوق الذكر، از نتیجه گیریهای مختلف جمع بندیهایی به عمل می آید و نقشه احتمالی آبادی نخستین « ورجمكرد » ترسیم میشود. در تحقیق مذكور یازده حكم كالبدی استخراج شده است و برای هر حكم فروض و نتایجی ارائه شده اما در اینجا تنها به احكام اشاره شده و استنتاجات كالبدی ناشی از احكام مطرح می گردد :

حكم اول :  فضای شهر چهارگوش (مربع) و هر چهار ضلع آن با یكدیگر برابر باشد.

حكم دوم :  زمین به سه قسمت تقسیم شود.

حكم سوم:  مجموعاً 18 گذرگاه در شهر ایجاد شود، به طوری كه 9 گذرگاه در بالای شهر، 6 گذرگاه در وسط، و 3 گذرگاه در پایین شهر ایجاد گردد. در اینجا گذرگاه همان محله فرض شده است و این امر یعنی استنباط محله از گذرگاه یا خیابان در برخی منابع دیگر نیز آمده است (ورجاوند، 1371).

احكام چهارم و پنجم، اندازه جمعیت و آبادی و نحوه توزیع آن را در سه بخش مشخص كرده است . در این آبادی مجموعاً  900/1  زوج (خانوار) اسكان می یابند كه از این تعداد 000/1 زوج در قسمت بالا، 600 زوج در قسمت میانه و 300 زوج در قسمت پائین ساكن می‌شوند.

حكم ششم نیز به ایجاد آبراهه و جاری ساختن آب در آن اشاره دارد.

حكم  هفتم درخصوص وجود باغهای همیشه سبز و خرم می باشد و حكم هشتم به وجود یك « در» یا « ورودی»  برای دریافت نور اشاره میكند.

حكم نهم وضعیت خانه ها را مشخص كرده است، بدین مفهوم كه خانه هایی بلند، دارای بالاخانه و در و پنجره و ایوان كه به هر گشوده شود، پیرامون آن نیز حیاط قرار گیرد و دارای چشم انداز باشد.

حكم دهم اندازه هر ضلع را مشخص میكند كه به طول یك « اسپریسی» یا یك میدان اسب است. اندازه یك میدان اسب ، 230 متر تا یك فرسنگ محاسبه شده است.

در نهایت در حكم یازدهم آمده است كه اندازه ها در متن اوستا برحسب گام شمرده میشود. با توجه به احكام، فرضیات و نتایج تحقیق، ساختار كالبدی نخستین شهر قوم آریایی مندرج در اوستا، چنین توصیف شده است :

«ورجمكرد» شهری است به شكل مربع چهار ضلعی با اضلاع برابر، كه اندازه هر ضلع آن به اندازه یك میدان اسب « اسپریسی» و برابر 008/1 گام می باشد.

محیط شهر  032/4 گام، و مساحت آن در حدود 000/000/1  گام است. جمعیت شهر در آغاز بنیانگذاری به وسیله «جم»  900/1  خانوار دو نفری یا 800/3 نفر است. جمعیت شهر در سه بخش در قسمت بالا، میانه و پائین شهر برحسب سه طبقه اجتماعی روحانیان، سپاهیان و مردم (كشاورزان و گله‌داران) توزیع شده اند. جمعیت كشاورزان و گله داران 000/1 خانوار یا 000/2 نفر است كه در قسمت بالای شهر در 10 واحد همسایگی یا محله اسكان یافته‌اند و جمعیت سپاهان  600 خانوار یا 200/1 نفر كه در قسمت میانی شهر در 6 واحد همسایگی سكونت دارند.  300 خانوار روحانی با 600 نفر جمعیت در قسمت پائین شهر مستقر شده‌اند. شهر دارای سه محله بزرگ و 19 زیر محله (واحد همسایگی) است. در هر زیر محله، 100 خانوار یا 200 نفر جمعیت زندگی می كنند.

الگوی كالبدی شهر دارای طرح هندسی، منظم با گذرگاههای موازی است. 18 گذرگاه استخوان‌بندی كالبد شهر را می سازند. یك آبراهه عریض عمود بر گذرگاهها، سراسر شهر را طی می كند و مانند آب پخشان بزرگی ، شعبه‌هایی از آن در گذرگاهها جاری شده است و خیابانهای مشجر با نهر آب پدید می‌آید. فضای گسترده پیرامون آبراهه به عرض 50 گام از هر طرف به فضای سبز و باغهای خرم پرمیوه اختصاص داده شده است.

مدخل آبراهه از محلی كه آب وارد باروی شهر میشود، تنها « در» یا «روزن» بارو یا به عبارتی دیگر، تنها ورودی شهر را پدید می آورد. در انتهای آبراهه (نقطه مقابل ورودی باروی شهر) در محوطه‌ای خالی بین آخرین ردیف خانه‌ها در بخش مسكونی روحانیان ، فضایی قرار دارد كه شاید مكان آتش همیشه روشن باشد (البته چنین حكمی در وندیداد وجود ندارد و این نكته‌ای است كه باید بیشتر تحقیق شود.)

خانه‌ها در ردیف منظم در كنار گذرگاهها مستقر شده‌اند. هر خانه به اندازه 324=1818 گام ، متشكل از اتاق كوچكی است كه بر ایوانی بلند قرار گرفته است و هر طرف آن دارای پنجره و ایوان مسقفی است. از هر چهار سو میتوان بر فضای سبز شهر نظاره كرد. حیاط خانه‌ها به وسیله دیوار و پرچین از همدیگر جدا نمی شود، فضای سبز حیاطها به همدیگر پیوسته و به فضای سبز اصلی شهر در پیرامون آبراهه می‌پیوندند. شهر نخستین آریایی  « ورجمكرد » باغ شهر خرم و دلگشایی است كه بهشت آسمانی را در زمین متجلی میسازد (سعیدنیا ، 1374).


نوشته شده در : دوشنبه 24 تیر 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .