تبلیغات
WIMIFIRE - مطالب منظر

منظر صوتی و نقش آن در کیفیت محیط شهری (تجربه‌های داخلی و خارجی منظر شهری)

چکیده

شهر، پدیده ای است که خود را به صورت عینیتی قابل ادراک به استفاده کنندگانش می نمایاند. اطلاعات ارسالی از محیط های شهری فقط اطلاعات کالبدی و بصری نیستند، بلکه اطلاعاتی هستند که توسط کلیه حواس ادراک می شوند. لذا، منظر یک محیط شهری، کلیه اطلاعات موجود از فضا می باشد که توسط حواس قابل دریافت بوده و در فرایند ادراک پردازش می گردند. از این رو شاخص های یک منظر در سطوحی متعدد، از سطحی تا بنیادی خود را مطرح می سازند و تمامی آنها منشأ احساس هایی هستند که در فرد ایجاد می‌گردد.

صوت از جمله عوامل غیر کالبدی تشکیل دهنده منظر محیط های شهری است که با وجود نقش بسیار با اهمیتی که در کیفیت محیط شهری دارد، معمولاً از دید طراحان غافل می ماند. این عامل گاهی به صورت صدای پرندگان، حرکت برگ ها، جریان رودخانه و ... ظاهر می شود و موجبات غنای حسی را فراهم می آورد و گاهی به صورت صدای ترافیک عبوری سواره، ماشین آلات صنعتی و ... موجب آزار و اذیت افراد و حتی در پاره ای موارد موجب از بین بردن فرصت حضور افراد در محیط می گردد. در طراحی محیط های شهری باید به منظر صوتی، بو و ... در کنار منظر بصری توجه نمود. برخی از بوها و صوت ها می توانند یادآور خاطرات خاصی در انسان باشند و مولفه ی معنا را تقویت نمایند.

این مقاله ضمن پرداختن به مفهوم منظر صوتی، به تبیین نقش آن در کیفیت محیط های شهری پرداخته و راهکارهایی در جهت ارتقاء کیفیت محیط شهری با استفاده از منظر صوتی ارائه می دهد.

 

مقدمه

یکی از عوامل غیر کالبدی سازنده منظر شهری صدا می باشد. صداها و آهنگ ها، فارغ از اینکه ما بدان ها توجه داریم یا نه، نه تنها در شکل ها و درجات مختلف وجود دارند، بلکه به صورت لفاف و پوششی صوتی به عنوان راهنما، دعوت کننده و حتی در برخی موارد به صورت دفع کننده در شهر و فضاهای مختلف ادراک می شوند. این صداها در هر حالتی که باشند به عنوان یکی از مولفه های منظر شهری بر احساس، ادراک و الگوی رفتاری شهروندان و تعاملات اجتماعی آنان تأثیر می گذارد.

عدم توجه به این موارد در شهرهای امروزی سبب گشته است عمده ترین صداهایی که از متن شهر به گوش می رسد، صداهای ناخوشایندی چون صدای ترافیک، ساخت و ساز، کارخانه ها و تعمیرگاه های خیابانی، کارخانه ها، صدای موسیقی بلند همسایه ها، داد و بیداد و ... باشد، صداهایی خاکستری که در فضاهای بین ساختمان‌ها محاصره شده و براون فیلدهایی از منظر صوتی را ایجاد کرده اند.

در راستای حل این معضل، وظیفه ی طراحان شهری و معماران منظر آن است که منظر صوتی شهر را به مثابه عاملی مهم در کیفیت محیط شهری شناخته و در جهت اصلاح و ارتقای آن گام بردارند. به منظور تبیین اهمیت این موضوع و ارائه ی راهکارهای عملی برای آن، در این مقاله پس از بررسی فرایند ادراک صوت در شهر و نقش آن در رفتار انسان، به تبیین سطوح و کیفیت منظر صوتی پرداخته و در نهایت پس از معرفی اصول طراحی منظرصوتی، نمونه ای از سند راهنمای طراحی منظر صوتی در شهر ارائه شده است.

 

فرضیه

یکی از مولفه های منظر شهری صوت می باشد که به طور مستقیم بر کیفیت منظر شهری تأثیرگذار است. شناسایی اصوات مطلوب و نامطلوب در جهت تقویت یا تضعیف آنها در کنار طراحی کالبدی محیط از عوامل اصلی موفقیت طراحی منظر شهری می باشد.

 

فرایند ادارک صوت در شهر و نقش آن در رفتار انسان

فرد در مواجهه با محیط خود با "سیلی از اطلاعات "روبرو است که برای درک آن، به مرتب کردن آن ها می پردازد و هر جزء از این اطلاعات را در محل خود قرار می دهد. در این راستا، فرد با کمک اندام های حسی خود اطلاعات دریافتی (فضا) را تجزیه و تحلیل کرده و در نهایت آنان را ادراک می کند (پاکزاد، 1385: 59). آن بخش از محیط یا فرم شهر که بر روی کنش و واکنش شخص و نتایج اعمال وی موثر است، منظر شهری نامیده می شود. در واقع در منظر شهری است که بخشی از اطلاعات محیط بالقوه به کیفیتی مستقیماً محسوس (و یا اطلاعات بالفعل) تبدیل می شود (پاکزاد، 1385: 101). عناصر منظر شهری به سه دسته ی فعالیت های انسانی، عوامل کالبدی و عوامل غیرکالبدی تقسیم می شوند که صدا یکی از عوامل غیر کالبدی آن محسوب می گردد.

برای درک هرچه بهتر منظر صوتی و تأثیر آن بر احساس، ادراک و رفتار شهروندان، در ابتدا لازم است تفاوت میان درک بصری و درک شنیداری مشخص گردد. اگرچه نور و صدا هر دو پدیده هایی موجی هستند، اما درک بصری در بسیاری موارد با درک سماعی متفاوت است. صدا در همه جا هست. برخلاف فضای بصری که به صورت بخش بخش می باشد، فضای شنیداری بلا مکان است، در همه جا جاریست و همه جا را احاطه می کند. فضای شنیداری مرزهای مشخصی ندارد و به تاکید بر خود فضا گرایش دارد تا اجزای موجود در فضا. هماهنگ سازی شنیداری زمانی می باشد در حالی که هماهنگ سازی بصری، فضایی است. بنابراین شنوایی حسی غیرقابل توصیف و انفعالی می باشد. صدا حس پویایی را القا کرده و به انسان کمک می کند تا توالی زمان و مقیاس فضا را درک کند. بنابراین، در مقایسه با بینایی درک شنوایی عموماً از لحاظ اطلاعاتی فقیر و از لحاظ احساسی غنی می‌باشد (Carmona, 2003: 88).

اگرچه در اکثر مطالعات صورت پذیرفته در رابطه با منظر، توجه غالب به سمت ابعاد بصری و کالبدی محیط است، اما باید توجه داشت که منظر صوتی شهر نیز به عنوان یک منظر غیرکالبدی پس از ادراک توسط افراد در یک رابطه دوسویه میان محیط و فرد سبب شکل گیری منظرذهنی خاصی از محیط می شود (Frisby, 1994: 85).

پژوهش هایی که تا کنون در ارتباط با منظر صوتی انجام شده است، صداها را به نت های کلیدی، سیگنال ها و صداهای پیش زمینه و نشانه های صوتی دسته بندی می کند. نت های کلیدی همچون نمونه آن در موسیقی هستند. یعنی نت  هایی که تنالیته بنیادی ترکیب (آهنگ) را می سازند و موسیقی در حول آن شکل می گیرد. صداهای پیش زمینه که سیگنال ها هم نامیده می شوند، وظیفه جلب توجه را دارند. صداهایی که منحصراً به وسیله اجتماع و بیننده های آن مورد توجه قرار می گیرند، نشانه های صوتی خوانده می شوند، همچون نشانه ها در منظر بصری. به طور کلی می توان گفت که عمده پژوهش هایی که تا کنون در این ارتباط انجام شده است در ارتباط با ارتباطات بین شنوایی، انسان ها، محیط صوتی و جامعه، ادراک انسان از صوت و نتیجه ی تصویر ذهنی حاصل شده بر رفتارش بوده است (Yang & Kang, 2005: 68).

پژوهش های صورت گرفته حاکی از آنند که سه عامل بر تصویر ذهنی مردم از منظر صوتی شهر موثرند: اطلاعاتی که در یک صدا وجود دارد، زمینه ای که صدا در آن درک می‌شود و درجه آن.

در مطالعه ای که بر استفاده کنندگان از ضبط صوت شخصی انجام شده است، پژوهشگران متوجه شدند این استفاده کنندگان در واقع برای فرار از منظر صوتی شهر از ضبط صوت ها استفاده می کنند. حال آنکه منظر صوتی می تواند یک تجربه جذاب از حس مکان را خلق کند و جایگزین آهنگ های شخصی گردد. بنابراین می توان گفت امروزه تسلط و نفوذ منظر صوتی شهر به عنوان عنصری مزاحم و به زور وارد شده محسوب می شود و می رود تا با آهنگ های شخصی جایگزین شود (Bull, 2000: 2)در واقع شهرهای ما امروزه مدام تحت الشعاع صداهای مکانیکی هستند. صداهایی خاکستری که در فضاهای بین ساختمان ها محاصره شده اند و براون فیلدهایی از منظر صوتی را ایجاد کرده اند.

در میان صداهایی که در اطراف ما وجود دارند، معروفترین صدا، صدای ترافیک می باشد. صدای ترافیک خود از مجموعه ای از صداها نظیر صدای موتور اتومبیل ، صدای حرکت چرخ‌ها و صدای ترمز ماشین ها تشکیل شده است. ابزارهای حمل ونقل مانند قطارها، اتومبیل ها، هواپیماها و غیره به یکی از اصلی ترین مولدهای صدای محیطی بدل گشته اند. در محیط‌‌های شهری امروزی صداهای آزاردهنده دیگری نیز نظیر ساخت و ساز، کارخانه ها، تعمیرگاه های خیابانی، بلندگوها، صدای موسیقی بلند همسایه ها و داد و بیدادها به گوش می رسد. شهرهای امروزی ما دیگر جایی برای حضور پرندگان و دیگر حیوانات نیست و صدای طبیعت در میان این همه شلوغی محو و بی رنگ شده است (شبیری نژاد، 1388: 34).

این مشکلات ممکن است تاثیر مستقیمی بر ارتباطات و اعمال وابسته به هم انسان ها داشته باشد. ممکن است مزاحم انسان بوده و او را در فضاهایی که در شرایط عادی در آن ها حس اقتدار داشته، دچار حس ناتوانی سازد. به عنوان مثال صدای موسیقی همسایه ها اگر خیلی بلند باشد، حس اقتدار و اختیار را در قلمروی خانه از ساکنین آن می گیرد. صوت همچنین قادر است سبب ایجاد وحشت، قدرت و حس حکومت گردد.به عنوان مثال در جایی که پیش روی ارتش توسط ابزار جنگی ممکن نبود، آلمانی ها برای تضعیف روحیه سربازان روسی در استالینگراد از موسیقی استفاده کردند (Atkinson, 2007: 1910).

 

 کیفیت منظر صوتی

منظر صوتی نیز مانند هر پدیده دیگری واجد کیفیت است. منظرهای صوتی با کیفیت بالا محیط هایی هستند که صداها در آن به ندرت روی هم می افتند و میان پیش زمینه و پس زمینه، پرسپکتیو عمیق تری وجود دارد.

ازآنجایی که صداهای آرامتر معمولا یکدیگر را نمی-پوشانند (مگر اینکه فرکانس آنها بسیار به هم نزدیک باشد) یک منظر صوتی با کیفیت بالا می تواند به وسیله پوشیده نشدن با دیگر سروصداها، که منجر به شنیده شدن واضح و مشخص همه صداها شود، توصیف گردد. در این منظر دیگر هیچ صدای گمنامی وجود ندارد. عدم وجود این پوشاننده ها، گسترش رنگ آمیزی صوتی، که به وسیله اکو شدن و طنین انداختن صدای حاصل از انعکاس یا جذب صدا از سطوح موجود در محیط، یا تاثیرات فاکتورهای مرتبط با آب و هوا مانند درجه حرارت، باد یا رطوبت اتفاق می افتد، را آسان تر می کند. این موضوع در واقع یک حس مکان را برای تک  تک افراد هنگام حضور آن ها در محیط ایجاد می کند.

در منظر صوتی با کیفیت پایین، سیگنال های صوتی منفرد در تجمع بیش از حد متراکمی از صداها گم و مبهم می شود. صداهای شفافی چون راه رفتن روی برف و زنگ کلیسا یا خزیدن حیوانات در میان بوته ها به وسیله سروصداهای موجود در محیط پوشانده می شوند. در این محیط ها پرسپکتیوهای صوتی گم می شوند و از بین می روند. بنابراین صداهای معنادار پوشانده شده و فضای شنیداری فرد کاهش می یابد. این اثر ممکن است تا جایی پیش رود که فرد دیگر نتواند صداهای حرکت و صحبت خودش را هم بشنود. در چنین شرایطی بسیاری از صداها خفه و خاموش می شوند و یا اطلاعات موجود در آن ها در ادغام با سایر صداها تغییر می یابد (شبیری نژاد، 1388: 39).

 

سطوح منظر صوتی شهر

حضور صدا در شهر در سه سطح سنجیده می شود، منظر صوتی شهر در سطح کلان، در سطح میانی و در سطح خرد. سطح کلان به منزله منظر صوتی شهر و منطقه شهری می‌باشد. البته از آنجایی که به ندرت صداهایی یافت می شوند که بتوانند تمامی شهر را تحت پوشش قراردهند، تعیین منظرصوتی در این مقیاس عموماً کار دشواری می باشد، اما در سه دسته کلی، منظر صوتی شهر شامل صداهایی می گردد که: الف) در یک لحظه بر تمامی سطح شهر یا منطقه شهری اثر می-گذارد، نظیر صدای رعد و برق و هواپیما، ب) برخی صداهای شاخص شهری که اگرچه تنها در برخی نقاط شهر شنیده می شوند، ولی به دلیل اهمیت فرهنگی یا اجتماعی، در میان مردم به عنوان یکی از عوامل موثر در منظر صوتی شهر و به وجودآورنده حس مکان به شمار می رود. نظیر صدای نقاره ها در حرم امام رضا (ع)، ج) صداهای خاصی که به طور غالب در اکثر نقاط شهر یا منطقه شهری شنیده می شود: به عنوان مثال صدای اذان در کل شهر استامبول به دلیل وجود مساجد متعدد در این شهر. در این سطح اثرگذاری بر منظرصوتی نیازمند تصمیمات کلان و بزرگ مقیاس است، مانند انتقال فرودگاه به خارج شهر و....

منظور از سطح میانی، منظر صوتی موجود در سطح محله می باشد. با توجه به عناصر تشکیل دهنده منظر شهری، در یک محله مسکونی، صدای پس زمینه عموماً سکوت و آرامش موجود در محله است. صداهایی نظیر صدای بازی بچه ها و فروشنده های دوره گرد که به این کوچه و خیابان ها می آیند، صداهای پیش زمینه هستند که بر روی تنالیته و تم اصلی جای می گیرند.

سطح سوم نیز، منظر صوتی موجود در فضاهای شهری می باشد. در واقع در این سطح می توان به بهترین نحو فضای صوتی مورد نیاز را برای مردم تامین نمود. چرا که منظرصوتی یک فضای شهری به میزان زیادی بر رفتارهای افراد در این فضاها تاثیرگذار می-باشد، مانند تصمیم در مورد توقف در یک فضا و یا ترک آن، انجام فعالیت های رسمی و یا خودمانی، خرید، قدم زدن، راه رفتن، صحبت کردن و..... به-عنوان مثال پخش صداهای هیجان انگیز و محرک می-تواند فعالیت های بدنی و جنبش و حرکت را در مردم افزایش دهد و آن ها را ناخودآگاه به انجام برخی حرکت و فعالیت وا  دارد. بنابراین نوع صدا می-تواند مدت حضور فرد را در محیط به طور نسبی تعیین کند و فرد را ناخودآگاه مجبور به ترک یا ماندن در محیط نماید (شبیری نژاد، 1388: 66ـ63).

 

طراحی منظرصوتی شهر

در واقع بخشی از کیفیت های یک فضای شهری از طریق منظر صوتی دلپذیر با توجه به زمینه حاصل می شود: نظیر سرزندگی، احساس تعلق خاطر و حس مکان، امنیت و.... از آنجا که وظیفه طراحان شهری و معماران منظر ارتقاء کیفیت های محیطی یک فضای شهری می باشد، طراحی منظر صوتی از جمله ابزارهای این گروه برای رسیدن به هدف مذکور می‌باشد.

تمام اعمالی که در جهت طراحی منظر صوتی شهر صورت می پذیرند در غالب سه دسته از ملاحظات صوتی و به گونه ای موازی انجام می پذیرند:

1. کاهش، خنثی کردن یا تخفیف صداهایی که به عنوان صداهای بسیار بلند و یا نامطلوب شناخته می شوند.

2. نگهداری و افزایش صداهای موجود شناخته شده به عنوان صداهای مطلوب.

3. افزودن عناصر صوتی که در زمینه موجود یافت نمی شوند، ولی ممکن است اهداف طراحی شهری و معماری پروژه را برآورده سازند. تکنیک های مرتبط با نگهداری، افزایش یا تولید صداهای مطلوبی که وابسته به زمینه هستند.

لنگ عقیده دارد با توجه به صداهای محیط در محل-های خاص، صدا می تواند در جهت مثبت افزایش یابد. به عنوان مثال استفاده از صدای پرندگان حرکت برگ ها و سروصدای کودکان از این جمله است. او عقیده دارد منظر صوتی و صدای محیط می تواند مانند منظر بصری آن، طراحی و تنظیم گردد و این کار از طریق انتخاب مصالح نما، بدنه های فضا و طبیعت اشیای موجود در فضا صورت می گیرد (لنگ، 1994: 227). صداهای مثبت و زیبای محیط مانند صدای آبشار و فواره می تواند صداهای ناموزون مانند ترافیک را بپوشاند.

لازم به ذکر است که هویت یک منظر صوتی نیز در فضای شهری بسیار با اهمیت می‌باشد. در این راستا، باید در خلق یک منظر صوتی به صداهای نشانه ای که در واقع منعکس کننده فرهنگ و رسوم هستند، توجه شود. در درک یک منظرصوتی اولین صداهایی که مورد توجه قرارمی گیرند لزوماً بلندترین صداها نیستند. در واقع صداها در یک منظرصوتی به دو دسته کلی تقسیم می شوند: صداهای فعال و صداهای غیرفعال. صداهای فعال صداهایی می باشند که از انجام فعالیت‌ها در فضا صورت می پذیرند مانند صدای رقص‌های گروهی و صداهای غیر فعال صداهایی می-باشند که از عناصر منظر ناشی می‌شوند، مانند صدای فواره ها. یک فضای شهری مناسب نه تنها لازم-است صداهای غیر فعال خوشایند را در خود داشته باشد، بلکه باید در جهت تشویق فعالیت‌هایی که صداهای فعال را تولید می کنند، طراحی شود. این صداهای فعال و غیرفعال می توانند در جهت ماسک کردن و پوشاندن سروصداهای ناخوشایند نیز مورد استفاده قرارگیرد.

خلق یا طراحی یک منظر صوتی در یک فضای باز شهری باید به عنوان یک پروسه دینامیک مورد توجه قرارگیرد. تغییر منظر صوتی با فصول، روزها و زمان های مختلف باید همواره مورد توجه قرارگیرد (zhang & kang, 2007: 68). با در نظر داشتن این عوامل می‌توان منظرصوتی یک فضای شهری را به گونه ای خوشایند و دلپذیر طراحی کرد. می توان گفت که تامین آسایش استفاده کنندگان از فضا، ایجاد حس مکان و تقویت مردم برای حضور در یک فضا از جمله مهم‌ترین اهداف طراحی یک منظرصوتی می باشد. دستیابی به اهداف ذکرشده از طریق تهیه سند راهنمای طراحی شهری برای طراحی منظرصوتی فضاهای شهری موثر می گردد.

 

راهنمای طراحی منظر صوتی شهری

در راستای عملی تر شدن طرح ارائه شده برای منظرصوتی فضاهای شهری و دستیابی به هدف ارتقای کیفیات محیطی، لازمست تجلی اصول طراحی منظرصوتی به صورت اسناد هدایت کننده درآیند. با توجه به جنس مسئله مورد بحث و مرکزیت موضوع منظرصوتی، لازمست یک راهنمای طراحی شهری تهیه شود. راهنمایی که در ادامه ارائه می شود در واقع نمونه ای از مهم‌ترین عناوین این سند می باشد.

ـ لازمست کاربری های پرسروصدا مانند آهنگری، تعمیراتی ها و .... از جداره فضاهای شهری حذف شوند.

ـ لازمست فضاها با توجه به عملکردشان که تعیین کننده میزان نیاز آن ها به آرامش می باشد، در یک سلسله مراتب مناسب از غیرحساس، نیمه حساس و حساس، در فاصله از منابع آزاردهنده سروصدا نظیر شریان های عبوری و خیابان ها قرارگیرند.

ـ بهتر است ساعت انجام فعالیت‌های ساختمانی تولید کننده سروصدا محدود شده و در ساعات حضور مردم در فضا ممنوع گردد.

ـ استفاده از ساختارهای آبی و طراحی فضاهای سبز برای جداسازی فضاها از کاربری‌های پرسروصدا، ماسک کردن سروصدا و ایجاد صداهای غیرفعال توصیه می شود.

ـ در فضاهایی که نیاز به آرامش در آن ها وجود دارد استفاده از مصالح متخلخل در کف و جداره ها مانع از انتشارصدا شده و آرامش فضا را افزایش می دهد.

ـ ایجاد هماهنگی بین عناصر صوتی و فرم بصری و بین منظربصری و منظرصوتی در فضاهای شهری که فرد را نیازمند توجه کمتری برای ادراک محیط می نماید به شدت توصیه می شود.

ـ بهتر است در فضاهای مختلف از موسیقی های همخوان با آن فضا استفاده شود، مثلاً از موسیقی های آرام که نیاز به توجه زیادی دارند، در فضاهای نیازمند به آرامش و موسیقی های پرتحرک در فضاهای نیازمند به تحرک و جنب وجوش.

ـ استفاده از عناصری که تولید کننده صدای خوش هستند به عنوان ابزاری برای ایجاد صداهای نشانه ای ـ نظیرصدای مساجد ـ توصیه می شود.

ـ در صورت نیاز به کاهش انعکاس صدا می توان از فرورفتگی ها و عقب رفتگی ها در جداره ها استفاده کرد. همچنین استفاده از پستی بلندی ها در کف به صورت اختلاف سطح می تواند سبب کاهش انعکاس صوتی گردد.

ـ تناسبات در فضاهای پرسروصدا باید به گونه ای باشد که طول فضا سروصدا را تضعیف کرده و مانع از کشیده شدن سروصدا به فضاهای خارجی شود.

ـ زون بندی ها و ساماندهی کاربری هایی متنوع زمانی و مکانی که تولید کننده منظرهای صوتی متفاوتی می باشند، در فضاها توصیه می شود.

ـ فضا باید برای حضور فعالیت‌های انسانی مولد صدا نظیر دست‌فروشان و اجرای موزیک زنده تجهیز شود.

ـ در صورت حضور گروه های مختلف سنی باید به منظر صوتی هریک از آن ها توجه کرده و آن ها را در فاصله مناسب از هم قرار دهید تا مانع از آزاردهندگی آن ها برای یکدیگر گردد.

ـ استفاده از مرزهای هندسی که موجب افزایش طنین و شدت صوت در فضا می گردد، در ایجاد حس مکان مناسب فضا تاثیرگذار خواهد بود.

ـ تشویق مردم در استفاده از وسایل حمل ونقل عمومی و یا دوچرخه و پیاده روی که تولیدکننده حجم کمتری از صدا می باشند، از طریق فراهم آوردن تجهیزات مورد نیاز برای این گونه حمل ونقل توصیه می شود.

ـ باید موضوع منظرصوتی و مسئله آلودگی صوتی در جریان توسعه هایی که در رابطه با شهر در نظرگرفته می شوند، مورد توجه قرار گیرند.

 

نتیجه گیری

امروزه منظر صوتی شهرها تغییر بسیاری نموده است. پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که سر و صدای ناشی از زندگی مدرن از یک‌سو اثرات جبران ناپذیری بر سلامت مردم گذاشته و از سوی دیگر تحت تأثیر تصویر ذهنی آنها موجب ناهنجاری رفتاری در محیط‌های شهری می گردد. بنابراین، در چنین شرایطی لزوم طراحی منظر صوتی کاملاً بدیهی به نظر می رسد.

طراحی منظر صوتی، امری پیچیده و نیازمند دخالت افراد و گروه ها در چارچوب علوم مختلف می-باشد. طراحان شهری و معماران منظر، با مأموریت ارتقاء کیفیت محیط های شهری، دسته ای از این افراد هستند که با مجموعه اقدامات خود تا حدی می توانند موجب مدیریت و ارتقاء کیفی منظر صوتی در شهر شوند. با توجه به ماهیت موضوع، سند راهنمای طراحی منظر صوتی، بهترین سند هدایت این امر می-باشد که در این مقاله به برخی از موارد آن اشاره شده است.

 

فهرست منابع

 پاکزاد، جهانشاه. 1385. مبانی نظری و فرآیند طراحی شهری. تهران : وزارت مسکن و شهرسازی، معاونت شهرسازی و معماری، دبیرخانه شورای عالی شهرسازی و معماری.

 شبیری نژاد، مریم،1387-1388. مدیریت منظرصوتی شهر به کمک طراحی شهری، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی. استاد راهنما: دکتر کورش گلکار.

 کوان، رابرت. 1385. اسناد هدایت طراحی شهری. ت : کوروش گلکار و سولماز حسینیون، تهران: انتشارات اسلیمی.

 

 Adams،Mags and Others، Sustainable Soundscape: Noise Policy and the Urban Experience ، Urban Studies، (2385-2398)، December 2006، No.13، Vol.43.

 Atkinson، Rowland، Ecology of Sound: The Sonic Order of Urban Space، Urban Studies، September 2007، (1905–1917)، No. 10، Vol. 44.

 BULL، M. Sounding out the City: Personal، Stereos and the Management of Everyday Life. 2000، Oxford: Berg.

 Carmona، M. and Heath، T. and Oc، T.. 2003. Public Places، Urban spaces. UK: Elsevier Press.

 Frisby، K. The flaˆneur in Social Theory. 1994، in: K. TESTER (Ed.) the Flaˆneur، London: Routledge

 Yan، Wei and Kang، Jian، Soundscape and Sound Preferences in Urban Squares: A Case Study in Sheffield، February 2005، (61–80) Journal of Urban Design، No. 1.Vol. 10.

 Zhang، M. and Kang، J.. Towards the Evaluation، Description، and، Creation of Soundscape in Urban Open Spaces، Environment and planning: Planning and Design، 2007، (68-69) Vl.34

 School of Architecture، University of Sheffield.

 




طبقه بندی: منظر،  فضا، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 17 مرداد 1392

آشنایی با مفاهیم زیباسازی - نشیمن شهری

آشنایی با مفاهیم زیباسازی - نشیمن شهری

پیكره یا سطحی افقی متناسب از سطح زمین است كه در محیط عمومی شهر برای نشستن مورد استفاده قرار میگیرد. هدف از نشستن، معمولا رفع خستگی، گذراندن اوقات فراغت، ارتباط اجتماعی، و لذت بردن از چشم انداز اطراف است.

نیمكتها و سطوح نشیمن برای استفاده چند نفره ساخته میشوند. با توجه به سروكار داشتن گروههای مختلف مانند كودك، بزرگسال ، كهنسال، معلول ... ، طرح نشیمن بایستی از جامعیت كافی برای خدمات رسانی مناسب برخوردار باشد.

سطوح نشیمن بعنوان یك عامل بصری، در صورت طراحی صحیح و رعایت الگوهای شهری و استانداردها میتواند در ارتقاء كیفیت بصری، زیبایی محیط و رضایت شهروندان بسیار موُثر باشد.

نشیمنهایی كه در مكانهای كم رفت و آمد و در مجاورت مناظر قرار میگیرند نیاز بیشتری به راحت بودن دارند و آنها كه برای نشستنهای كوتاه مدت مورد استفاده قرار می گیرد می تواند ساده تر بوده و از انعطاف پذیری بیشتری در فرم و طرح برخوردار باشد. فرم نیمكت باید با محیط استفاده هماهنگ باشد و زوایا و ابعاد آن مطابق با بدن استفاده كننده و راحتی او طراحی گردد. نوع طراحی و چیدمان نیمكتها باید به گونه ای باشد كه موجب توسعه روابط اجتماعی شود.

نشیمن به عنوان یكی از تجهیزات شهری با انعطاف پذیری خود به لحاظ تركیب بندی و چیدمان در فضا ی شهر می تواند جلوه های جذاب و متنوع ایجاد كرده،از یكنواختی و كسالت محیط جلوگیری كند.



 

نشیمن با ترکیب وسایل کاربردی و تزئینی همچون گلدان، روشنایی و ... در ایجاد مناظر زیبا و كاهش خشكی محیط تاثیرگزار است و میتواند بیشتر مورد استفاده مردم قرار گیرد.

 







طبقه بندی: نمای شهر،  منظر،  هویت، 
برچسب ها: آشنایی با مفاهیم زیباسازی - نشیمن شهری،
ارسال توسط میلاد فیروزه

"مناسب سازی محیط شهری با دیدگاه توانبخشی"

(با هدف استفاده تمامی افراد جامعه از فضای شهری : ناتوان/ کودک/ بیمار/ سالمند/ معلول)

قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد 9 دسامبر 1975:

"معلولین حق برخورداری از امکاناتی را دارند که بطور مستقل قادر به حضور و زندگی در جامعه باشند."

فضای شایسته انسان، مکانی است كه علاوه بر داشتن ابعاد انسانی، دارای خصلتی متناسب با مقام انسانی باشد. با اینكه رعایت ابعاد و مقیاس ، شرط لازم برای ایجاد فضای شهری است ولی كافی نیست. ایجاد فضا و دسترسی مناسب برای افراد معلول، مستلزم توجه به ابعاد او در حالت سكون، حركت و قابلیت‏های حركتی است.

اندازه‏های بدن انسان بر حسب جنس، سن، سلامت یا معلویت متفاوت است، در نتیجه میدان دسترسی به فضای اطراف، برای او تغییر میكند. به هنگام طراحی فضاهای خصوصی و جمعی برای افراد ناتوان، میبایستی محدوده دسترسی و شعاع عملكرد را بر اساس استفاده از وسایل و ابزار كمكی یا صندلی چرخدار در نظر گرفت.

معلولان برای زندگی اجتماعی در شهرها با موانع معماری و شهری متعددی رو به رو هستند بنابراین سازگاری محیط شهر با نیازهای معلولان جسمی ضرورتی حیاتی است و طراحی شهری باید بر اساس معیارها و ضوابطی خاص، مناسب سازی شود.

مشكلات و موانع موجود در شبكه دسترسی پیاده شهری و عدم تداوم حركت روان در مسیرهای پیاده، برای افراد سالم نیز ایجاد اشكال می‏كند. افراد سالخورده، مادری كه كودك خود را در كالسكه حمل می‏كند. ناتوانی كه با وسایل كمكی یا صندلی چرخدار حركت می‏كند، از موانع مختلف و نامناسب بودن مسیرها، گذرگاه‏ها و كفپوش‏ها رنج می‏برند. همسطح سازی و از بین بردن موانع ، جزو اقدامات مهمی است كه از مدیریت شهری انتظار میرود و مشاركت هر چه بیشتر معلولان در فعالیت‏های اجتماعی و حضور در شهر را تسهیل می‏كند.

 









طبقه بندی: زیبا سازی،  فضا،  منظر،  نمای شهر، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 17 مرداد 1392

چکیده

امروزه منظر شهری به مثابه یک پایگاه نظری جدید در نگاه جامع به شهر مطرح است. از سوی دیگر مباحث مرتبط با پایداری نیز آموزه‌های مهمی در ارتباط با مدیریت محلات در شهر دارند. ارتباط میان این دو پایگاه نظری و کاربرد آن در مقیاس محلات از اهداف این پژوهش است.

در این نوشتار ابتدا مفاهیم منظر شهری مورد بررسی قرار می‌گیرد و سپس مفهوم پایداری در محلات و رویکردهای نوین نسبت به آن طرح می‌شود و در نهایت چگونگی برقراری ارتباط میان منظر شهری با رویکرد پایداری ارائه می‌گردد. دستاورد اصلی این نوشتار تاکید بر این نکته است که در مدیریت محلات شهر باید همزمان به منظر شهری و اصول پایداری توجه شود. تلفیق این دو پایگاه نظری در مدیریت محلات می‌تواند هم موجب ارتقاء کیفیت سیما و منظر شهری محلات گردد و هم موجبات پایداری منظر شهری دلخواه در محلات را فراهم آورد. همچنین در این راستا پیشنهاد می‌گردد علاوه بر مقررات ملی ساختمان که در مورد تک بناها وجود دارد، مقرراتی نیز مرتبط با محلات وضع گردد تا تغییر تحولات آتی محلات شهر در ابعاد معماری و شهرسازی مدیریت شود.

 

مقدمه

امروزه یکی از راه‌های تصمیم‌گیری در رابطه با محلات، توجه به پایداری محلات می‌باشد. از سوی دیگر منظر شهری نیز دارای اهدافی می‌باشد که در دل خود دارای اصول مربوط به پایداری نیز می‌باشد. این تحقیق نیز در جهت برقراری ارتباط میان پایداری و منظر شهری به گونه‌ای است که بتواند در مقیاس محله دارای کارایی باشد.

 

فرضیه

جهت دستیابی به محلات پایدار، علاوه بر آموزه‌هایی که امروزه در پایداری به آنها اشاره می‌گردد، به نظر می‌رسد که پایگاه نظری منظر شهری می‌تواند چارچوبی برای دستیابی به محلات پایدار باشد. بر همین اساس دستیابی به محلات پایدار نیازمند پلی میان پایداری و منظر شهری در مقیاس محلات است.

 

1.مفهوم منظر شهری

منظر به داده‌های محسوس جهان اطراف ما خلاصه نمی‌شود، بلکه پیوسته در ارتباط با ذهنیت ناظر تشخص می‌یابد؛ ذهنیتی که بیش از یک نگاه بصری معمولی است. بدین ترتیب منظر شهری در آغاز امری عینی است که بواسطه کیفیت ظهور عوامل فیزیکی محیط موجودیت می‌یابد، اما به تدریج و بواسطه حضور در شرایط تاریخی و تکرار شدن در مقابل گروه انسان‌های ادراک کننده آن، واجد نوعی وجود ذهنی گشته و به عنصر مشترک پیوند دهنده افراد جامعه بدل می‌گردد. منظر در این حالت موجودی عینی – ذهنی است.

از این رو بررسی موضوع منظر شهری اقدامی دو بعدی به شمار می‌رود: از یک سو به مؤلفه‌های محسوس (و عمدتاً بصری) سازنده فضا می‌پردازد و از سوی دیگر به شرایط ذهنی شامل ابعاد تاریخی، خاطره‌ای هویتی و امثال آنها نظر می‌کند که این اقدامات منظر شهری را ناظر بر سه هدف مستقل و جداگانه زیبایی‌شناسی، هویتی و عملکردی می‌نماید (منصوری، 1383).

هدف زیبایی شناسی بعد محسوس فضا را که در استفاده کننده واکنشی مطبوع و لذت بخش ایجاد می‌کند مدنظر قرار می‌دهد. توجه به جنبه کالبدی فضا، نوع احجام و نحوه ترکیب بندی آن‌ها، رنگ، مصالح، هم‌جواری، تاریک و روشن، ریتم‌ها، تضادها، نقاط عطف و شاخص، پوشش گیاهی، حضور عناصر طبیعی و سایر مشخصه‌های که ابعاد ملموس را شکل می‌دهد، در این رده از بررسی قرار می‌گیرد. روشن است که زیباشناسی به کارگرفته شده در این مرحله، تابعی از مؤلفه‌های اقلیمی، تاریخی، هنری، دینی، سنتی، فرهنگی و. .. است (منصوری،1383؛ سازمان نوسازی، 1385؛ گلکار،1387).

اهداف عملکردی منظر شهری زمینه طرح موضوعاتی مختلف را پدید می‌آورد که گزینش میان آنها با توجه به موضوع پروژه و کارکردهای آن صورت می‌گیرد. اهدافی همچون خوانا ساختن محیط و آرام سازی آن در این گروه قرار می‌گیرد.

هدف جنبه هویتی منظر شهری ایجاد احساس خوشبختی، آسایش، آرامش و امنیت است (منصوری،1383؛ سازمان نوسازی، 1385؛ گلکار،1387). یکی دیگر از اهداف منظر شهری توجه به مسائل زیست محیطی است. از جمله این موارد می‌توان به الگوبرداری از طبیعت اشاره کرد. بکارگیری بعد زیست محیطی در مناطق شهری می‌تواند احساسی از ارتباط با دنیای طبیعی را به وجود آورد. در این حالت منابع زیستی مورد استفاده باید پایدار باشند، از تنوع زیستی به خوبی نگهداری کنند و مشاركت افراد جامعه در جهت بقاء و تنوع زیستی موجود را فراهم کنند. اجزاء محیط طوری به کار گرفته شده باشند كه همه اجزاء، خود حافظ مجموعه باشند. ضمناً باید مردم به طور صحیح از منابع محیطی بهره گیرند و به آنها از هر محصول یا منبعی در جای خود و به صورت بهینه استفاده كنند(گلکار،1387).

 

2. محلات پایدار

مهم‌ترین ویژگی محله پایدار آن است که به عنوان یک «ساختار اجتماعی – فضایی پایدار» مطرح می‌گردد. چارچوب کلی محله پایدار را می‌توان پارادایم «مکان پایدار» در نظر گرفت که در آن چهار عنصر «کالبد»، «فعالیت»، «تصورات» و «اکوسیستم» به طور هماهنگ در مشروط ساختن و شکل بخشیدن به منظر شهری سهیم می‌باشند (گلکار،1385). برخی از تلاش‌های طراحی شهری پایدار به تدوین الگوهای نظیر طراحی محلی سنتی (TND) و توسعه حمل و نقل عمومی – محور) (TOD در ابتدا و در ادامه الگوهای مانند محلات سرزنده ((LN و رشد هوشمند (Smart Growth) که در آنها معیارهای پیاده وری محلات و ادراک منظر شهری در مقیاس حرکت پیاده مورد توجه قرار داشته است. «منظر شهری پایدار » چهار نقش عملکردی، زیبا شناختی(عینی)، هویتی (ذهنی – ادراکی) و زیست محیطی را بر عهده دارد. از بین الگوهایی که معیارها و ویژگی‌های محلات پایدار را تدوین کرده‌اند، الگوی رشد هوشمند را به عنوان تکامل یافته ترین الگوها مورد بررسی قرار داده می‌شود.

- ایده رشد هوشمند Smart Growth))

رشد هوشمند الگویی است که اقتصاد، اجتماع و محیط را یکپارچه می‌کند. این الگو، چارچوبی برای گرفتن یک تصمیم آگاهانه که محلات چگونه و کجا رشد یابند، فراهم می‌نماید. این الگو از طریق پشتیبانی از توسعه اقتصادی و شغلی؛ با تنوعی از انتخاب‌ها از قبیل خانه سازی، تجارت، حمل و نقل؛ امکان دست‌یابی به محله‌ای سالم (خانواده‌های سالم با محیط پاک) را زمینه ساز می‌شود(Duany،2003). براساس چنین اقداماتی، رشد هوشمند تلاش‌های را در جهت ترویج بیشتر محلات فشرده و مقابله با توسعه‌های پراکنده شهری را آغاز نمود(Song،2005).

ده اصل رشد هوشمند عبارتند از: ترکیب کاربری‌ها، طراحی بناهای فشرده، خلق دامنه‌ای از فرصت‌ها و انتخاب‌های ممکن برای خانه‌سازی، آفرینش محلات قابل پیاده روی، خلق محلات جذاب و متمایز با ایجاد حس مکان قوی، حفظ فضای باز، زمین‌های زراعی و مناظر طبیعی، هدایت توسعه‌های جدید در راستای محلات موجود، فراهم آوردن تنوعی از استفاده‌های متنوع حمل و نقل؛ توسعه قابل پیش بینی و تشویق اجتماعات محلی و کارفرما به مشارکت در توسعه.

این قوانین ویژگی‌های وابسته به سلامتی، سرزندگی و تنوع محله‌ها را روشن می‌سازد (Duany،2003). برای رسیدن به این اصول در برخی کشورها دستورالعمل نیز طراحی شده است. این دستورالعمل‌ها در مقیاس بزرگ‌تر مانند خیابان و محلات تهیه شده و در ساماندهی به منظر شهری مورد استفاده قرار می‌گیرد. بطور نمونه دستورالعملی زیر به همین منظور تهیه شده است.

رشد هوشمند با دستور العمل‌ها و استانداردهای هوشمند سعی در پشتیبانی از توسعه سنتی استانداردها در جهت تعادل بین قدیم و جدید دارد. چنین دستورالعمل‌های جایگزین دستورالعمل‌های غیرقابل انعطاف گذشته که مانع از ایجاد محلات با اصول سنتی بودند، می‌شود. برخی از این دستور العملها در زیر ارائه شده است: (Neal, 2003)

1ـ برنامه ساماندهی : نقشه‌های ساماندهی مکان، منطقه بندی، فرم و محل استقرار فضاهای باز و گونه بندی مسیرهای دسترسی را تعیین می‌کند.

2ـ استانداردهای شهری : ماتریسی از متن و دیاگرام مربوط به زمینه‌های خصوصی تأثیرگذار ساختمان روی عرصه‌های عمومی است و به صورت بسیار متنوع شامل استانداردهایی که گونه خاص ساختمانی را تشویق می‌کنند و نیز استانداردهائی که رفتارهای اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهند نیز را تشویق می‌کنند. این نوع از استانداردها عملکردهای مجاز هر دسته از نواحی منطقه بندی را با تأکید بر ترکیب کاربری‌ها تعریف و پارکینگ مورد نیاز برای هر دسته را منظور می‌نماید.

3ـ استانداردهای معابر : ماتریسی از طرح‌هایی که راه‌های سواره و پیاده را از نظر خصوصیات و ابعاد گونه بندی می‌نماید و برای ویژگی‌های ظرفیتی و هویتی این راه‌ها، پیاده روها، مسیرهای گیاه کاری شده، پوشش گیاهی و نور خیابان‌ها در دامنه متنوعی از نواحی روستایی و شهری استاندارد تهیه می‌کنند.

4ـ استانداردهای معماری : ماتریسی از متن و ویژگی‌های ساختمان‌های خصوصی، مصالح و ترکیب مجاز برای دیوارها، سقف‌ها، بازشوها و دیگر عناصرکه به منظور ایجاد هماهنگی بین گونه‌های ساختمانی مجزا و ارائه می‌گردد و به منظور پاسخگویی اقلیمی به ضوابط ساختمانی محلی وابسته‌اند.

5ـ استانداردهای منظر : لیستی از گونه‌های گیاهی با ساختارهای انتظام بخش به مکان استقرار و الگوهای گیاهی. این دستورالعمل‌ها اغلب به دستورالعمل‌های عرصه عمومی و قطعات خصوصی تفکیک می‌شوند. گونه‌های گیاهی پیشنهادی در جهت دستیابی به یک منظر جامع از بافت شهری، انتخاب و جانمایی می‌شوند و متناسب با رویکرد لبه زدایی به دنبال سلسله مراتبی از شهر به روستا و خلق یک اکوسیستم متناسب با اقیلم هستند.

بنابراین محلاتی هوشمند هستند که بین عناصر در مقیاس‌های متفاوت معماری و شهرسازی از هماهنگی و هارمونی خاصی پیروی کنند.

 

3. منظر شهری پایدار

همانطور که در قسمت قبلی اشاره شد پایداری و منظر شهری هر کدام دارای اصولی هستند که در ادامه رابطه میان آنها با ابعاد چهارگانه (هویتی، عملکردی، زیباشناختی و زیست محیطی) منظر شهری و پایداری مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

3-1. معیارهای پایداری محله در بعد زیبایی شناسی

رسیدن به پایداری در بعد زیباشناسی به وسیله مکمل بودن مجموعه سیاست‌های مدیریت شهری در ارتباط با منظر شهری و طراحی فضاهای شهری امکان پذیر است. سیاست‌های رسیدن به پایداری در این بعد از لحاظ مدیریتی را می‌توان به شرح زیر دانست(ICMA, 2010).

منطقه بندی براساس نوع ساختمان نه نوع استفاده آن: در منطقه بندی مرسوم، بر جدایی عملکردها از هم تکیه می‌شود، اما باید به مالکین اجازه داده شود تا نوع کاربری را مشخص کنند. این دیدگاه اجازه تغییر پویای کاربری‌ها و منظر شهری را برای نیازهای ساکنین در همه زمان‌ها در بر می‌گیرد.

هماهنگی بین مقیاس ساختمان با نوع خیابان در منطقه: توجه به ارتباط خیابان و بناهای موجود در آن و اهمیت مقیاس مناسب بناهایی که در خیابان طراحی و اجراء می‌گردد فضای خیابان را دلنشین می‌سازد.

به کارگیری هیأت نظارت بر طراحی برای اطمینان از رعایت استاندردها: عملکرد هیأت نظارت، ابزاری برای حفظ شخصیت محله می‌باشد و اینکه توسعه‌های جدید مکمل و انعکاس مناسب از نوع و سبک ساختمان سازی موجود محله باشد، تا منظر محله دچار اغتشاشات بصری نشود. تصمیم گیری مربوط به منظر شهری خیابان‌ها و همچنین مقیاس بناها همراه با سایر عوامل تأثیر گذار در مقیاس محله مواردی است که می‌تواند توسط این هیأت مورد بررسی قرار گیرد.

سیاست‌های رسیدن به پایداری در بعد زیباشناسی در سطح طراحی فضاهای شهری را می‌توان به شرح زیر دانست:

-وحدت فضایی

منظور ادراک و تجربه مجموعه‌ای از عناصر متعدد و متنوع فضا به صورت کل واحد است، به صورتی که عناصر تشکیل دهنده فضای محله باید به کلیت یگانه‌ای منتهی شوند و معماری محله باید ویژگی‌های متفاوت ناشی از ترکیب متنوع و موارد زیبایی شناسی برآمده از هماهنگی و تضادها را در کلیتی معنادار به وحدت برساند.

-پیوستگی جداره بیرونی:

اتصال و یکپارچگی بدنه‌ها یکی از متداولترین و قابل درک ترین شیوه‌ها در تعریف حدود فضاست، که به تحقق اصل محصوریت و ایجاد وحدت فضایی کمک می‌نماید. اتصال بدنه‌ها در قالب ضوابط شناخته شده شهری نقش مهمی در بهبود منظر محیط و مطلوبیت‌های بصری آن دارد و می‌تواند به غنای فضائی منجر شود. بدین منظور باید سکانس‌های حرکتی از پیوستگی برخوردار باشند (سازمان نوسازی،1385؛ Gao and Asami, 2007).

- سازگاری سبک‌های ساختمانی:

در ساختمان‌های متفاوت می‌توان با ایجاد روابطی معنادار و مشخصه‌های مشترک در آنها محله را به سمت ارزش‌های پایدار بصری و کارکردی سوق داد تا بتوان به سیمای یک محله تشخص خاص بخشند(Gao and Asami, 2007).

- زیبایی خط آسمان شکل گرفته به وسیله ساختمان‌ها:

بی نظمی خط آسمان در لبه‌ها مگر در صورتی که آگاهانه و در جهت نیل به اهدافی مهم‌تر (نظیر انواع ریتم‌ها و وجود نقاط عطف و. ..) باشد، به اغتشاش فضایی و حس‌های ادراکی ملهم از آن دامن می‌زند. بدنه‌ها و عمق صفحه آن‌ها نیز در صورتی که از انتظام اندیشیده شده خاصی پیروی نکند و دامنه نوسان و بی نظمی پراکنش آن‌ها هر چه بیشتر باشد به همان نسبت به وحدت فضایی لطمه می‌زند و درک کلیت و ارتباط کارکردی – معنایی عناصر مختلف آن را بیش از پیش مخدوش می‌نماید(سازمان نوسازی، 1385؛ Gao and Asami, 2007).

 

رنگ و مصالح

خواص رنگ‌ها و تاثیرات روانی آن‌ها و نقششان در ادراک و دستیابی به مراتبی از مطلوبیت‌های فضایی بسیار قابل تأمل است. اغتشاش بصری ناشی از بهم ریختگی انتظام رنگ‌ها و تأثیر منفی شان بر وحدت فضایی محیط، در مواردی کمتر از تأثیر مشابه عناصر کالبدی نیست. از این رو کنترل دامنه کاربرد آن و نحوه بکارگیری شان در فضاهای شهری می‌تواند در کنار سایر موارد مطرح شده در ارتقاء کیفیت محیط و مطلوبیت‌های فضایی تأثیر بسزایی داشته باشد(سازمان نوسازی ،1385؛ Gao and Asami, 2007).

 

3-2. معیارهای پایداری محله در بعد عملکردی

سیاست‌های رسیدن به پایداری در این بعد از لحاظ مدیریتی را می‌توان به شرح زیر دانست(ICMA, 2010):

تشویق به کاهش فضای اختصاص داده به پارکینگ در خیابان: در طرح‌های مرسوم فضای بین ساختمان و خیابان به پارکینگ اختصاص داده می‌شود، در حالیکه می‌توان با احداث پارکینگ‌های مجتمع این فضا را ساماندهی کرد و به پیاده رو و فضای سبز اختصاص داد. که این اختصاص به فضاهای عمومی منجر به ارتقاء منظر شهری محلات می‌گردد.

استفاده از امتیاز تراکم برای تشویق افزایش فضاهای عمومی: استفاده از امتیاز تراکم تشویقی موجب می‌گردد تا فضای باز و عمومی در محلات به میزان بیشتری باشد و موجب افزایش سطح فضای سبز، پارک‌ها و... گردد.

فراهم کردن دسترسی راحت معلولین به خیابان‌ها، پارک‌ها و پیاده‌روها: توجه به حرکت معلولین و ناتوانان جسمی در شهر از عواملی است که موجب می‌گردد منظر شهری دارای تفاوت عمده‌ای با وضع موجود داشته باشد.

به این ترتیب سیاست‌های دست یابی به پایداری در بعد عملکردی می‌تواند موارد زیر باشد:

الف.تفکیک وضوح عملکردها و عرصه‌های مختلف

تفکیک عملکردهای مختلف و عرصه‌های متعلق به آنها در مقیاس متفاوت مواجه با فضا، به خوانایی هر چه بیشتر آن کمک می‌کند و در تسهیل مراتب ادراک از فضا موثر واقع می‌شود (پاکزاد، 1385؛ سازمان نوسازی،1385؛ Gao and Asami, 2007).

ب.گشودگی و مقیاس ساختمان‌ها

فضایی بازی که به وسیله ساختمان‌های محله شکل داده شده است، فضای دنجی را به وجود آورده در این حالت باید تغییر مقیاس‌ها با فعالیت‌های که در آن اتفاق می‌افتد سازگاری داشته تا کالبد و فضا توأمان قابل پیش بینی گردد تا حس آشنایی و خودمانی را برای ساکنین فراهم کند(پاکزاد، 1385؛ سازمان نوسازی ،1385؛ Gao and Asami, 2007).

پ. فضای پیاده مطلوب و فضای بیرونی دوستانه

منظر خیابان باید دلپذیر باشد، در این حالت باید تبلیغات از نظم خاصی پیروی کنند، پارک ماشین‌ها مانع حرکت افراد پیاده نشود، از وجود فعالیت‌های غیر عبوری در فضا جلوگیری شود و اولویت پیاده نسبت به سواره وجود داشته باشد. به طور کلی فضا به گونه‌ای باشد که افراد تشویق به حضور در فضا شوند و زمینه تعاملات اجتماعی را فراهم کند (پاکزاد، 1385؛ سازمان نوسازی،1385؛ Gao and Asami, 2007).

 

3-3. معیارهای پایداری محله در بعد هویتی

سیاست‌های رسیدن به پایداری در این بعد از لحاظ مدیریتی را می‌توان به شرح زیر دانست(ICMA, 2010).

تعریف محلات با نشانه‌های بصری: نشانه بصری برای ساکنین و مهمانان محله برای تشخیص محلات بسیار مهم هستند و می‌توانند هویت و یک چهره خاص از محله تعریف کنند و این ویژگی به احساس تعلق نسبت به محله منجر شود.

چک لیست‌ها برای ساختمان‌ها، خیابان‌ها، فضای باز و ادارات به صورت قانون درآمده تا یک حس مکان قوی به وجود آورد: این چک لیست‌ها اگر به صورت شفاف باشند، می‌تواند ارزش و کیفیت محله را بالا ببرند. از طریق این چک لیست‌ها می‌توان وسیله نظارت بر عوامل موثر منظر شهری از قبیل خیابان‌ها، پیاده روها، سبک‌های ساختمانی؛ نشانه‌ها و مصالح ساختمانی را فراهم کرد.

سیاست‌های رسیدن به پایداری در بعد هویتی در سطح طراحی فضاهای شهری را می‌توان به شرح زیر دانست:

الف) تلاش برای حفظ یا آفریدن یک چهره ویژه از محله:

در هر طراحی باید به ویژگی‌های مختلف محیطی توجه کافی مبذول داشت. برخی از ویژگی‌های فیزیکی و کالبدی‌اند. برخی نیز حسی و معنایی اند. ارزیابی اندیشمندانه تاثیرات متنوع محیطی به ایجاد وحدت فضایی، خوانایی محیط و تشخص فضای مختلف کمک می‌نماید(Gao and Asami, 2007).

ب)دکوراسیون و مبلمان خیابان:

مبلمان‌های مختلف شهری ضمن هماهنگی با فضایی که در آن واقع شده اند، بایستی از هماهنگی لازم با دستورالعمل دیگر نیز برخوردار باشند، تا وجودشان منجر به اغتشاش فضایی یا احتمالاً تشدید آن نشود (پاکزاد، 1385؛ سازمان نوسازی،1385؛ Gao and Asami, 2007).

 

3-4. معیارهای پایداری در بعد زیست محیطی

در کنار قابلیت‌های زیست محیطی و ارتقاء مطلوبیت‌های فضایی، حضور گونه‌های مختلف گیاهی می‌تواند محمل ایده‌های طراحانه باشد. از وجود انواع مختلف آنها می‌توان در جهت فضاسازی بهره برد. درختان تنوعی از سایر گونه‌ها می‌توانند به لحاظ کمی و کیفی بهره‌گیری از آنها نقش‌های متنوعی از تعریف تا تکمیل فضا بر عهده گیرند. در این میان رسیدن به پایداری در بعد زیست محیطی به وسیله مکمل بودن مجموعه سیاست‌های مدیریت شهری در ارتباط با منظر شهری و طراحی فضاهای شهری امکان پذیر است. سیاست‌های رسیدن به پایداری در این بعد از لحاظ مدیریتی را می‌توان به شرح زیر دانست(ICMA, 2010).

پیاده راها و پارک‌ها با هم در ارتباط باشند: تلفیق پیاده راه‌ها و پارک‌ها یکی از عواملی است که می‌تواند همزمان موجب تشویق استفاده از پارک‌ها در شهرها گردد و از سوی دیگر می‌تواند چهره شهر را که به میزان زیادی به پیاده راه‌ها وابسته است دارای چهره سبزتری کند.

هماهنگی سازی طرح‌های زیرساختی سبز با برنامه شهر: یکی از مشکلاتی که در اکثر طرح‌های شهری وجود دارد این است که طرح‌های سبز از همان ابتدا در طرح‌های شهری لحاظ نمی‌شود. این در حالی است که اهمیت توجه به فضای سبز ایجاب می‌کند که برنامه فضاهای سبز از ابتدا در طرح‌های شهری مدنظر باشد.

سیاست‌های رسیدن به پایداری در بعد زیست محیطی در سطح طراحی فضاهای شهری را می‌توان به شرح زیر دانست:

الف) زیبایی بصری و پیوستگی سبزینه‌گی

بر استقرار درختان، انتظام هندسی (ریتم) حکمفرما باشد و مطلوبیت بصری (پیوستگی بصری) آنها مدنظر قرار گیرد. همچنین پوشش گیاهی می‌تواند موجب تنوع رنگی در فضا باشد. به عنوان نمونه، انواع گل‌ها و سایر پوشش گیاهی در تقابل با کف جداره‌ها، تولید غنای بصری می‌نمایند. استفاده از پوشش گیاهی و آب در طراحی و ساماندهی فضاهای شهری ارزش‌های زیست محیطی فراوانی داشته و با توسعه پایدار هم قرابت بیشتری دارد(پاکزاد، 1385؛ سازمان نوسازی،1385؛ Gao and Asami, 2007)..

ب)سبزینه گی درختان و فضای باز و پیاده روها

در این مورد نکته مهم در ارتباط با پوشش گیاهی، توجه به ویژگی‌های فضاسازانه آنهاست. گیاهان بالذات جذاب بوده و در مطلوبیت آنها اتفاق نظر وجود دارد. لذا بکارگیری آنها در فضاهای شهری اندیشیده شده، مطلوبیت چنین فضاهای را تا حدود زیادی تضمین می‌کند (Gao and Asami, 2007) .

 

نتیجه¬گیری

امروز محلات را می‌توان براساس نگاهی جدید در دو بعد منظر شهری و پایداری مورد مطالعه قرار داد. از یک سو منظر شهری دارای اهداف عمده‌ای همچون عملکرد، هویت، زیبایی و مسائل زیست محیطی است و از سوی دیگر پایداری محلات دارای مفاهیم خاصی است که در آن مباحث نوینی همچون بحث رشد هوشمند محلات مطرح است. با توجه به اینکه تصمیم گیری برای محلات براساس هیچکدام از این رویکردها انجام نمی گیرد و فقط برای برخی محلات در تهران سال‌های گذشته از سوی سازمان نوسازی طرح‌های منظر شهری تهیه گردیده است. لازم است تا در نگاهی که سازمان‌های ذی ربط در ارتباط با محلات دارند استفاده از آموزه‌های نوین منظر شهری و پایداری محلات مدنظر باشد تا تصمیم‌گیری‌ها مرتبط با معماری و شهرسازی محلات دارای اشکالات کمتری باشد.

علوه بر موارد فوق همانطور که در بررسی نمونه‌های محلات به آن اشاره شد، در بسیاری از کشورها در طراحی محلات مقرراتی خاص به صورت دستورالعمل‌هایی وجود دارد که لازم الاجراء است. این در حالی است که در ایران صرفاً برای تک بناها مقررات وجود دارد. اما نیاز است مقرراتی همچون مقررات ملی که در حال حاضر برای ساختمان‌ها و تک بناها وجود دارد، مقررات محلی در شهرها برای محلات نیز تدوین گردد. این امر موجب می‌گردد هرگونه طراحی در محلات براساس استانداردهای لازم مرتبط با منظر شهری و پایداری باشد.

 

 

 

فهرست منابع

پاکزاد، جهانشاه. 1384. ر‌ا‌ه‍ن‍م‍‍ا‌ی‌ طر‌اح‍‍ی‌ ف‍ض‍‍ا‌ی‌ ش‍‍ه‍ر‌ی، انتشارات وزارت مسکن وشهرسازی، تهران.

گلکار، کورش، 1385،« مفهوم منظر شهری»، فصلنامه آبادی، سال شانزدهم (جدید)، شماره 18 (پیاپی53).تهران.

گلکار،کورش،1387،« محیط بصری شهر؛سیر تحول ازرویكرد تزیینی تا رویكرد پایدار». فصلنامه علوم محیطی. سال پنجم. شماره 4 (پیاپی 20). تهران.

منصوری سید امیر، 1388،«درآمدی بر شناخت معماری منظر»، فصلنامه باغ نظر، سال اول، شماره دوم، تهران.

Duany،A. (2003). Neighborhood Design in Practice، in peter neal، ed،. Urban Villages and the Making of Communities، Spon Press.

Gaoa، X، ، Asami، Y. (2007). Effect of urban landscapes on land prices in two Japanese cities، Landscape and Urban Planning 81 /155–166

ICMA.Getting to smart growth، 100 policies for implementation www.iCma.org، Retrieved 2010/3/4

Itoh، S. (2006). From Landscape Regulations to Landscape Laws: A Policy Reform Originated from Autonomy. Mokutakusha، Tokyo (in Japanese).

Neal،P،ed. (2003). Urban Villages and Meaning of Communities، Spon Press، London.

Song،Y. (2005). "Smart Growth and Urban Development Pattern: A Comparative"، International Regional Science، Review 28: 239-265.

 

























به اهتمام : م.کریمی ص.نگین تاجی



طبقه بندی: فضا،  منظر، 
برچسب ها: پایداری و منظر شهری محلات،
ارسال توسط میلاد فیروزه

تحلیل برداشت میدانی

پس از بررسی های صورت گرفته لازم است تا در این قسمت به تحلیل پرسشنامه‌های حاصل از برداشت میدانی پرداخته شود. برداشت میدانی صورت گرفته، در قالب پرسشنامه‌ای حاوی سوالات گوناگون و به منظور نظرخواهی شهروندان تهرانی در زمینه تاثیرات خطوط انتقال نیرو (فشار قوی) انجام پذیرفته است. نمونه آماری به صورت تصادفی و عموما افراد تحصیلکرده و با تخصص‌هایی چون معماری، شهرسازی، برق، مکانیک، سازه، عمران، کامپیوتر و ... را شامل می‌شوند.

از میان 42 نفر پاسخ دهنده، 48 درصد را زنان و 52 درصد را مردان تشکیل می‌دهند، که نتایج زیر از پرسش های صورت گرفته قابل حصول است:

از میان عناصر سازنده منظر شهری (ساختمان‌ها و بناهای اطراف خیابان‌ها و بزرگ‌راه‌ها، پوشش گیاهی و درختان، تاسیسات و تجهیزات شهری{دکل‌های برق و ...}، ترافیک عبوری و حرکت خودروها و مبلمان شهری) در هنگام عبور از مسیرها، خیابان‌ها، بزرگ‌راه‌ها و محدوده‌های شهر، که بیش از همه توجه را به خود جلب می‌کند، 7 درصد از شهروندان، دکل‌های برق را به عنوان اولویت های اول و دوم خود انتخاب نمودند و سایرین آن را به عنوان اولویت سوم، چهارم و پنجم خود انتخاب کردند.

7/66 درصد شهروندان، هنگام دیدن خطوط انتقال نیرو، به ویژه دکل های برق احساس منفی به آن‌ها دست داده و 14 درصد شهروندان از دیدن آن‌ها احساس خاصی نداشته و سایرین احساس قدرت، پیشرفت تکنولوژی، حضور در قرن 21 و خارج بودن از محدوده شهر را بیان نمودند.

همچنین افرادی که هنگام دیدن خطوط، حس منفی داشتند، به احساس خطر و ناامنی، احساس بی نظمی، اغتشاش و ناهنجاری بصری، احساس ناراحتی و دلهره،، اجبار در همزیستی با این عناصر و خشن بودن سیمای شهر اشاره کردند.

در رابطه با آنچه که در ذهن پرسش شوندگان، هنگام دیدن خطوط انتقال نیرو و دکل های برق تداعی می‌شود، 38 درصد از افراد به اغتشاش بصری، 33 درصد به زندگی صنعتی، 19 درصد به زندگی شهرنشینی و 10 درصد به آلودگی زیست محیطی اشاره کردند.

همچنین تصویر ذهنی آن ها از خیابان‌ها و محدوده‌هایی که تصویر خطوط انتقال نیرو و دکل‌های برق در آن ثبت شده بود، شامل بزرگ‌راه‌های همت، حکیم، مدرس، بسیج، صدر، چمران، کردستان، اتوبان باکری، محدوده برق آلستوم، مرزداران، شهران و تعدادی از مسیرهای دیگر بود که نشانگر این مطلب است که این خطوط به عنوان یک نشانه در ذهن آن‌ها جای گرفته و در چهار گوشه شهر تهران این خطوط وجود دارد.

67 درصد از پرسش شوندگان، وجود دکل‌های برق در مسیرهای عبوری و در کنار برخی از فضاهای شهر تهران را غیر ضروری ذکر نمودند.

پرسش شوندگان، مزایای حاصل از وجود خطوط انتقال نیرو در سیما و منظر شهر تهران را به صورت ذیل برشمردند:

فضایی جهت تبلیغات

بهره گیری از این عناصر به عنوان نشانه شهری

امکان دسترسی به میزان مورد نیاز به برق در هر نقطه به جای استفاده از ژنراتورهای دیزلی (عملکردی)

در دسترس بودن تجهیزات و رفع سریع مشکلات احتمالی

ایجاد پرسپکتیو جالب در دیدهای متوالی

هزینه کمتر نسبت به روش های زیرزمینی

ایجاد تنوع در مسیر های شهری

همچنین معایب وجود خطوط انتقال نیرو در سیما و منظر شهر تهران صورت ذیل مطرح گردید:

اغتشاش بصری

موانع دید بصری به ساختمان‌ها و فضاهای شهری

ایجاد منظر نامطلوب

آثار نامطلوب زیست محیطی

اشغال فضای بسیار

آلودگی بصری

تاثیر نامطلوب بر اعصاب و روان شهروندان

فضای رها شده و طراحی نشده اطراف دکل‌ها (محدوده حریم).

وجود ناهماهنگی در خط آسمان شهر

انتظار آن‌ها از مسئولان موارد زیر را شامل می‌شد:

توجه به مسائل زیبایی شناسی در طراحی دکل‌ها و مسائل زیست محیطی

عدم عبور خطوط انتقال نیرو، از مناطق مسکونی

ساماندهی سیما و منظر شهر تهران

ساماندهی بصری و عملکردی دکل‌های موجود

هماهنگی خطوط انتقال نیرو با محیط اطراف

تعویض تدریجی دکل‌های قدیمی و بهره‌گیری از شیوه‌های نوین

حفظ حریم خطوط

عبور این خطوط از مسیر های کم تردد

اجرایی نمودن نظرات و پیشنهادات

 

نتیجه‌گیری

بنابراین با توجه به بررسی‌های صورت گرفته و تحلیل پرسش نامه‌ها، می‌توان این گونه جمع بندی و نتیجه‌گیری نمود که اهمیت و ضرورت بهره گیری از انرژی برق امری کاملا بدیهی بوده و از بعد عملکردی، هیچ گونه نارضایتی به منظور وجود خطوط انتقال نیرو وجود نداشته، بلکه آنچه که بحث اصلی را تشکیل می‌دهد، چگونگی عبور این خطوط است.

همان طور که تحلیل ها نشان داد، آن چه که در این میان مشکل زا است، تصویر ذهنی نامطلوب از خطوط انتقال نیرو در ذهن شهروندان به علت ایجاد اغتشاش بصری از یک سو و از سوی دیگر طراحی نامناسب این عناصر و فضای رها شده و بلااستفاده اطراف آن ها (به عنوان حریم درجه یک و دو) است.

از آن جایی که خطوط انتقال نیرو، هنوز به عنوان اولویت های ابتدایی شهروندان در بحث ادراک منظر شهر تهران به شمار نمی-آیند، اما این مطلب باعث نمی شود که نسبت به نقش و جایگاه این خطوط اهمال صورت گیرد، زیرا همان طور که آمد، احساس شهروندان در هنگام دیدن این عناصر، به هیچ عنوان احساس مطلوبی نبوده و در دراز مدت این امر می‌تواند سهم عمده ای در ایجاد ناآرامی و مشکلات روحی – روانی شهروندان داشته باشد؛ از طرفی وجود دکل های برق در بسیاری از مسیرهای اصلی شهر تهران و برخی از محدوده‌های مسکونی، تماما جنبه منفی نداشته و در صورت طراحی می‌تواند به ایجاد دیدهای متوالی متنوع و دیدنی تبدیل و طبق نظر شهروندان، به نشانه های شهری تبدیل گردد.

هر چند که امروزه در بسیاری از نقاط دنیا از شیوه‌هایی چون (کابل های زیرزمینی) به منظور عبور خطوط انتقال نیرو استفاده می‌کنند، که جدای از هزینه بالا، کمترین فضا را اشغال کرده و به سیما و منظر شهر آسیبی نمی رساند، اما هر کشور و شهری با توجه به شرایط و اوضاع اقتصادی، فنی، جمعیتی و ... خود، از یک یا چند روش از روش های معرفی شده انتقال نیرو استفاده خواهد نمود.

در راستای طرح جامع جدید تهران که به سیما و منظر شهری توجه ویژه ای شده و مدیریت شهری آن را دنبال می‌کند و با نگاهی به اغتشاشات، آشفتگی ها و نابسامانی‌های بصری- کالبدی شهرهای امروزی، به نظر می‌رسد مدیریت بصری واقعی شهر که نتیجه آن ساماندهی منظر نابسامان و آشفته شهرهای امروزی است، تنها زمانی محقق می‌شود که عوامل پایه ای تاثیرگذار بر این آشفتگی، مانند سیاست گذاری های نادرست کلان از سطح ملی تا سطح شهری و محله ای، شناسایی و بازبینی مجدد شوند.

با رشد و توسعه و متراکم شدن بافت شهری در تهران که ارزش زمین به شدت بالا رفته است، قوانین و مقررات و استانداردهای موجود که اکثرا توسط وزارت نیرو و با نگاه صرفا فنی به مکانیابی، احداث و استقرار خطوط انتقال نیرو پرداخته است، در شرایط کنونی جامعه تکافوی مسائل و معضلات و مشکلات و مخصوصا موارد مرتبط با بحث منظر شهری ایجاد شده از این گونه نحوه استقرار نمی باشد، لذا نیازمند بررسی، مطالعه و ارائه قوانین، مقررات و راهبردهای متناسب با رشد و توسعه و تکنولوژی‌هایی است که در این تحقیق سعی شده به ارائه پیشنهادات، راهکار ها و راه‌حل ها به صورت گذرا اشاره شود که هر یک خود می‌تواند موضوع تحقیق جامع و کامل و کاربردی باشد؛ ارائه راهکارهایی که با توجه به شرایط کنونی شهری چون تهران، تنها به ابعاد فنی و اقتصادی موضوع نپرداخته، بلکه مسائل محیطی و زیبایی شناسی و از همه مهم تر منظر شهری را هم در اولویت قرار دهد و منظر عینی و ذهنی شهروندان را هم در ارائه این راهکارها لحاظ نماید.

 

ارائه راهکار

بدین منظور، در این قسمت، ارائه راهکارها در قالب دو بخش عمده آمده تا اجرایی‌ترین شیوه‌ها را پیشنهاد نماید:

ارائه راهکار برای خطوط انتقال نیرویی که از زمان احداث آن ها گذشته و در حال حاضر امکانات زیادی جهت تغییر و یا انتقال آن‌ها وجود ندارد؛ مانند خطوط انتقال نیرو در بزرگ‌راه حکیم، بسیج و ... .

بهره‌گیری از پوشش گیاهی جهت پوشاندن فضای اطراف دکل ها و مستور نمودن آن‌ها با فضای سبز و تلطیف فضا.

استفاده از طراحی های جدید (همانند مسابقه برگزار شده در ایسلند و طراحی دکل‌های برق فشار قوی به صورت انسان‌هایی غول پیکر و در حالت‌های مختلف، به طوری که کابل‌های برق را بر روی بازوی خود حمل می‌کنند).

تبدیل دکل‌های فولادی به دکل‌های تلسکوپی ( به منظور اشغال فضای کمتر و کاهش اغتشاشات بصری؛ مانند بزرگ‌راه همت).

بهره‌گیری از عناصر تبلیغاتی بر روی دکل‌ها.

استفاده از دکل‌های متمایز در هر محدوده شهری جهت ایجاد تمایز و خوانایی مسیر.

رنگ آمیزی دکل‌های برق به صورتی متفاوت در جهت ایجاد دیدهای متوالی و تنوع بصری.

ارائه راهکار برای خطوط انتقال نیرویی که جهت توسعه های آتی شهر در برنامه‌ریزی شهری در نظر گرفته می‌شوند و یا خطوطی که موقعیت آنها نامناسب بوده و در نزدیکی مناطق مسکونی قرار گرفته اند( مانند محدوده شهران و یا مرزداران).

بهره‌گیری از متخصصان رشته‌های مرتبط با بحث سیما و منظر شهری، همچون شهرسازان، معماران و ... به همراه متخصصان برق، مدیریت شهری و ... به منظور برنام‌ ریزی مناسب در انتخاب محل مناسب جهت عبور خطوط انتقال نیرو.

استفاده از روش کابل زیرزمینی به منظور اشغال حداقلی فضا و عدم ایجاد منظر نامطلوب .

 

فهرست منابع

پورجعفر، محمدرضا و دیگران.(1388). شناخت و ساماندهی محورهای دید؛رهیافتی در مدیریت بصری.فصلنامه پژوهش مدیریت شهری.شماره دوم.

گلکار،کوروش.(1385).مفهوم منظرشهری.نشریه آبادی.شماره 53.

پاکزاد،جهانشاه.(1385). مبانی نظری و فرآیند طراحی شهری. وزارت مسکن و شهرسازی.چاپ اول.

منصوری، سید امیر. (1383). درآمدی بر شناخت معماری منظر.فصل نامه باغ نظر.پژوهشکده نظر. مرکز تحقیقات هنر معماری و شهر سازی. سال اول. شماره دوم.

نیکنام، احسان.(1386). طراحی منظر بزرگ‌راه‌های شهری.پایان نامه کارشناسی ارشد معماری منظر. دانشکده معماری و شهرسازی شهید بهشتی.

مجله اینترنی معماری منظر. (1387). شماره بیست و سه. سال دوم.

مجله اینترنی معماری منظر. (1387). شماره بیست و نه. سال دوم.

مجله اینترنی معماری منظر. (1387). شماره سی و هفت. سال دوم.

مدنی پور، علی. آیا توجه به سیمای شهر مهم است؟. فصلنامه آبادی .

منصوری، امیر.(1384). همه جا خاکستری است: منظر شهری، تبلور تمدن اجتماعی. نشریه اعتماد.

امیر حاجلو، علیرضا. (1385). برنامه‌ریزی احداث و اصلاح خطوط انتقال برق در هماهنگی با ضوابط و معیارهای شهرسازی. پایان نامه کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی شهری و منطقه ای. دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران.

بستاک، غلامحسین. (1385). ارزیابی نحوه استقرار پست ها و خطوط انتقال نیرو در سطح شهر تهران و ارائه الگوی مناسب. پایان نامه کارشناسی ارشد طراحی و برنامه‌ریزی شهری و منطقه ای. دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران.

گزارش عملکرد بیست ساله وزارت نیرو. (1380). سیمای صنعت برق.، فصل پنجم.

مشانیر. (1376). استانداردهای طراحی خطوط انتقال نیرو.

ثقه الاسلام، احمد و دیگران. (1380). انتخاب برج های مناسب برای خطوط انتقال نیرو. صنعت برق.

 

Neisser,u.(1967).cognitivepsychology.englewood cliffs.nj

www.shahr.ir at 1389.6.25 at 12.15 am

www.manzar.ws at 1389.6.12 at 11.20 am

www.urbanity.ir at 1389.6.12 at 13 pm

http://forum.vatandownload.com at 1389.4.15 at 14 pm

http://eessu.blogfa.com at 1389.4.16 at 17.30 pm

 




طبقه بندی: مثالی،  زیبا سازی،  منظر،  نمای شهر، 
ارسال توسط میلاد فیروزه

بررسی تاثیر خطوط انتقال نیرو (فشار قوی) بر سیما و منظر شهری (نمونه موردی: شهر تهران)

چکیده

تکنولوژی به عنوان یکی از ارکان جدایی ناپذیر زندگی امروز، تغییرات عمیقی را در جوامع بشری و به تبع آن، در ساختار فضایی کالبدی _ اجتماعی شهرها ایجاد کرده و بدنبال این تحولات، در ساختار ادراكی انسان ها نیز تغییراتی صورت گرفته است. برق به عنوان یکی از پر اهمیت ترین منابع انرژی، نقش مهمی در تامین آسایش و راحتی زندگی و پیشرفت و توسعه جامعه شهری دارد و استفاده از این انرژی، احداث زیرساخت‌های شهری را امری ضروری ساخته است. خطوط انتقال نیرو که در سیما و منظر شهری، سال ها با شکل و هیبت دکل‌های فولادی و با اندازه های گوناگون، به چشم می‌آید، هر چند که در یک نگاه سطحی امری اجتناب ناپذیر می‌نماید، اما واقعیت این است که زمانی که برای جلوگیری از تشعشعات، خسارات جانی، مالی و آثار زیست محیطی و همچنین حفظ سلامت انسان ها، ضوابط و قوانین و حریم‌هایی تعریف و اجرا می‌شود، چرا مسئله تامین آسایش روانی شهروندان و تاثیر این سیمای ناهمگون بر ادراک ذهنی آنان مطرح نمی گردد.

بر این اساس و از آنجا که محیط و منظر شهری، محیطی عینی و ذهنی برای شهروندان می‌باشد، در این مقاله، با تشریح ویژگی‌ها و انواع خطوط انتقال نیرو در معابر و فضاهای عمومی شهر تهران، و با بهره‌گیری از روش برداشت میدانی و نظر سنجی از شهروندان شهر، به بررسی تاثیر این خطوط از بعد کالبدی و ذهنی- روانی بر سیما و منظر شهری پرداخته و در انتها راهکار‌هایی برای به حداقل رساندن آثار منفی این معضل، ارائه می‌گردد؛ تا به كمك آن ضرورت توجه جامعه حرفه ای را به این مقوله جلب نموده و نگرش های حاكم را، به سمت یك طراحی ضابطه مدار هدایت نماید.

 

واژگان کلیدی: منظر شهری، خطوط انتقال نیرو، منظر بصری، منظر ذهنی

 

 مقدمه

توسعه بی‌برنامه شهرها و مراکز جمعیتی، در عین حال که موجب تخریب و تهدید بسیاری از منابع طبیعی شده و از این جهت سلامت نسل آینده را با خطر روبرو ساخته، موجب شکل‌گیری محیط‌های سرشار از انواع آلودگی‌ها و معضل شده است. مسائلی همچون عبور خطوط انتقال نیرو از داخل شهرها و به خصوص کلان شهری مثل تهران، در کنار تمامی آسیب‌ها، آلودگی محیط زیست کنونی و آلودگی بصری را نیز فراهم آورده، به طوری که آرامش روحی در غالب ساکنین شهرها که در مجاورت پست های انتقال و خطوط فشار قوی قرار گرفته اند، وجود ندارند.

این در حالی است که در شرح خدمات طرح های توسعه شهری، توجه‌ای به این موضوع نشده، بلکه در ساختار توانیر نیز که مجری طرح ها می‌باشد، نهادی که عهده‌دار تطبیق طرح ها و نحوه اجرای آن‌ها براساس ضوابط و معیارهای و استانداردهای مصوب باشد، بسیار کم رنگ است و یا این که از ناکارآمدی برخوردار می‌باشند؛ مطلب دیگر اینکه شهر باید محیطی آرام برای شهروند باشد و از حریم ها، کاربری‌های چند منظوره، آلودگی بصری ناشی از عبور نامناسب خطوط انتقال نیرو پرهیز گردد که متاسفانه به وفور در شهر تهران شاهد آن هستیم.

در این ارتباط، نگارنده بر این اعتقاد است که به دلیل اینکه شهرهای امروزی از نابسامانی و آشفتگی کالبدی– بصری رنج می‌برند، بخشی از حل این مساله، بر عهده متخصصان و طراحان معماری و شهرسازی است و در این میان پرداختن به بحث خطوط انتقال نیرو و تاثیرات آن بر منظر شهری چون تهران، به عنوان مطلبی که کمتر به آن پرداخته شده، نقش موثری در بازبینی و راه اندیشی سطح کیفی منظر شهری ایفا خواهد نمود (279 کلمه).

 

فرضیه

شهرهای امروز، تبدیل به ظرف بزرگی جهت پذیرش کلیه دستاوردهای بشری شده است. ظرفی که در آن انواع فرم ها، شکل‌ها، حجم‌ها، مصالح، رنگ‌ها و فعالیت‌های متفاوت و در اکثر اوقات متعارض و ناهنجار، منظر ناهمگون شهر را رقم زده اند و در این بین حضور انسان‌ها به عنوان افرادی که تنها سهم شان از زندگی گذران امور و زنده بودن است و هر آنچه را که به عنوان سیما و منظر شهر دریافت می‌کنند، یا در پس گوشه ای از ذهن خود پنهان نموده یا هرگز فرصت دوباره دیدن بسیاری از مناظر را به خود نمی دهند؛ چون می‌دانند آنچه که عایدشان خواهد شد، چیزی جز اغتشاش و آلودگی بصری نیست. در این میان تکنولوژی به عنوان یکه تاز عرصه زندگی شهرنشینی سهم عمده ای در تغییر و تحولات موجود داشته و تامین زیرساخت های مناسب شهری، از ارکان اجتناب ناپذیر آن محسوب می‌گردد. اما در کنار تمام عوامل سازنده منظر شهری، تجهیزات مرتبط با توزیع و انتقال نیروی برق (خطوط انتقال نیرو) به صورتی شاخص و متفاوت خود نمایی می‌کند. که گاه خود عامل مهمی در دامن زدن به این اغتشاشات است. تاثیر این آشفتگی و نابسامانی بر روح و روان شهروندان و همچنین تاثیر آن بر عملکرد نامطلوب شهرها موجب گسست پیوند معنایی و رابطه شناختی و ادراکی بین شهر و ساکنان آن شده است. این گسست فرآیند احراز هویت محیط و ایجاد تصویر ذهنی مطلوب را در ذهن استفاده کنندگان از فضاهای شهری با مشکل مواجه ساخته است. بنابراین فرضیه این است که خطوط انتقال نیرو به عنوان یکی از عناصر سازنده سیما و منظر شهر، تاثیرات متفاوتی بر منظر عینی و ذهنی شهر و شهروندان داشته و با بررسی این تاثیرات، راهکارهای هدایت هدفمندانه این عناصر را به سوی مسیری مطلوب فراهم نمود (297 کلمه).

 

ادبیات تحقیق

منظر: منظر، جلوه‌ای از واقعیت فضای زیست انسان است که توسط استفاده کننده درک می‌شود و باید اذعان داشت به رغم در انزوا ماندن آن، مهم‌ترین وجه محیط زیست است که با انسان در ارتباط روحانی به سر می‌برد. آنچه یک محیط را خوب، دلباز، دلچسب، مطبوع، باصفا، زنده و بانشاط می‌سازد، همان منظر و چشم انداز شهری است (منصوری،1384).

منظر شهری: منظر شهری یکی از حوزه های منظر است که به بررسی اشتراک مباحث منظر و شهر می‌پردازد و به مانند منظر سه هدف اصلی کارکردی، فرهنگی و زیبایی را دنبال می‌کند. این حوزه از دانش بسیار جدید است (مجله اینترنی معماری منظر،1387).

«اساسا منظر شهری، سطح تماس (Interface) انسان و پدیده شهر است و از این رو بخش قابل توجهی ازدانش و عواطف محیطی شهروندان تحت تاثیر آن شکل می‌گیرد» (گلکار، 1385: 38). به عبارتی، منظر شهری آن بخش از محیط یا فرم شهر است که برروی کنش و واکنش شخص و نتایج اعمال وی موثر است. در منظر شهری است که بخشی از اطلاعات بالقوه محیط به کیفیتی مستقیما محسوس (یا اطلاعات بالفعل) تبدیل می‌شود (پاکزاد، 1385: 101).

 

اهمیت منظر شهری

اهمیت منظر شهری به واسطه نقش آن در زیباسازی، هویت بخشی و روان سازی جریان زندگی در محیط شهری است. شهرهای امروزی، به دلایل گوناگون و اغلب اقتصادی از یافتن هویت بصری و تاریخی مطلوب بی بهره می‌مانند. دیر زمانی نیست که چشم انداز و منظر به عنوان یک وجه پراهمیت از محیط زیست انسان مورد توجه قرار گرفته است. محققان از ویژگی‌های تاریخی، فرهنگی و زیباشناختی به عنوان جنبه‌های اصلی و قابل توجه منظر یادکرده اند (منصوری،1384). بنابراین با توجه به وجوه یاد شده، منظر شهری به دنبال کنترل کمی کیفیت در راستای رسیدن به اهداف زیر است:

اهداف عملكردی

اهداف زیبایی شناسی

اهداف هویتی- عملكردی

 

منظر عینی– ذهنی

منظر دارای ماهیت دوگانه عینی-ذهنی است. درك انسان از منظر وابسته به زمان، تجربه، ویژگی‌های كالبدی محیط و الگوهای ذهنی، فرهنگی، تاریخی است. انسان‌ها برای درك محیط اطلاعات بصری را پردازش كرده و با كمك آن به شناخت محیط خود می رسند (نیکنام،1386).

ویژگی اصلی مفهوم منظر شهری آن است که به عنوان یک پدیده «عینی- ذهنی» انسانی – کالبدی و یک ساختار اجتماعی- فضایی، مطرح می‌گردد. به عبارت دیگر منظر شهری پدیداری است که تنها از طریق تجربه انسانی و در تعامل میان انسان و محیط آشکار می‌شود. از سوی دیگر منظر به داده‌های محسوس جهان اطراف ما خلاصه نمی‌شود، بلکه پیوسته در ارتباط با ذهنیت ناظر، تشخص می‌یابد: ذهنیتی که بیش از یک نگاه بصری معمولی است. یعنی در منظر شهری نگاه به شهر و محیط شهری، نه فقط به وسیله چشم سر بلکه به همراه «چشم دل» یا «چشم ذهن» صورت می‌گیرد و ترکیبی از این دو نگاه است. از این رو بررسی منظر غیر از ریخت شناسی محیط به شمار می‌آید (manzar.ws).

 

حرکت در منظر شهری

تكنولوژی خواسته یا ناخواسته تغییرات عمیقی را در همه سطوح زندگی بشری ایجاد نموده است. به تبع آن شهرها در حال تجربه تغییراتی در ساختار فضایی-كالبدی- اجتماعی شان هستند. بدنبال این تغییر و تحولات در ساختار ادراكی انسان ها نیز تغییراتی صورت گرفته است(نیکنام،1386). ادراک محیطی با شناخت انسان از محیط همراه است( Neisser،1967) و براین اساس نتیجه برهم کنش ادراک حسی و شناخت است. مکتب‌های گوناگونی به ساز و کار ادراک آدمی از محیط پرداخته‌اند که عبارتند از: روان شناسی گشتالت، روان شناسی سازگارمند، روان شناسی بوم شناختی. ولی در این میان روان شناسی بوم شناخت گیبسون از مقبولیت بیشتری برخوردار شده است. در واقع این مکتب روان‌شناسی گیبسون است که اصل حرکت در محیط و دریافت اطلاعات از طریق تجربه‌های متنوع و پی در پی در منظر شهری را دقیق بررسی می‌کند (پورجعفر،1388: 89).

حركت امروزه‌ زندگی بشر به سمت ماشینی شدن، نیاز مبرم به احداث زیر ساخت های عظیم شهری را ایجاد نموده است. فرصتی جدید در زمینه ادراك مناظر شهری، برداشت و ثبت تصاویر ذهنی واضح از شهر و ارتقاء سطح كیفی سفرهای درون شهری بخشی از ویژگی‌های مثبت این كریدور حركتی است. سرعت حركت و رابطه ادراك، گونه ای نو از منظر را در این دسته از معابر با ویژگی‌های خاص و منحصر به فرد ایجاد نموده، منظری كه برای بسیاری از شهروندان تجربه دیدنش با حركت در درون آن هر روزه اتفاق می افتد (نیکنام،1386).

 

خطوط انتقال نیرو

در چند سال اخیر، پیشرفت صنعت در جوامع بشری سبب رشد سریع صنعت برق و تولید و انتقال شده و این خود سبب افزایش شبکه‌های قدرت و استفاده از ولتاژهای بالا گردیده است. از زمانی که خطوط انتقال نیرو با ولتاژهای بالا به حریم زندگی انسان نزدیک شد، بحث و بررسی پیرامون آثار سو احتمالی میدان های الکتریکی و مغناطیسی اطراف این خطوط بر محیط زیست به خصوص انسان ها مورد توجه محافل علمی بوده است. این در حالی است که معضلات فوق نه تنها در محیط های حاشیه ای شهر تهران که محل استقرار بی برنامه کاربری‌های کلان شهری مختلفی در میان بافت‌های مسکونی غیررسمی طبقه آسیب پذیر به وجود آورده، بلکه در مناطق مرکز و شمالی شهر نیز به وفور دیده می‌شود (بستاک،1384).

در حال حاضر فقط تامین برق کافی نیست، بلکه نوع برق رسانی که با محیط زیست سازگار باشد و از آلودگی صوتی، آلودگی خاک در اثر نشت روغن از تجهیزات، آلودگی‌های میدان‌های مغناطیسی و الکتریکی و آلودگی‌های بصری و مهم تر از همه این‌ها، تصویر نامطلوب ذهنی (آلودگی ذهنی یا معنایی) جلوگیری نماید، در اولویت قرار دارد.

 

انتقال نیروی برق

خطوط انتقال نیروی برق در ایران شامل دو شبکه یا سیستم است. شبکه سراسری یا سیستم بهم پیوسته که توسط خطوط انتقال 400 کیلو ولت، 230 کیلو ولت، 132 کیلو ولت و 63 کیلو ولت کلیه استان‌های کشور به استثنای خراسان و سیستان و بلوچستان را در بر می‌گیرد و خارج از شبکه سراسری که تنها شامل دو استان فوق الذکر می‌گردد (گزارش عملکرد بیست ساله وزارت نیرو، 1380).

انتقال و توزیع انرژی الکتریکی با یکی از دو وسیله زیر انجام می‌شود:

سیم های هوایی با متعلقات مربوطه

کابل های زمینی با متعلقات مربوطه

در این میان بکار گرفتن هر یک از دو روش فوق بستگی به عواملی نظیر مسیر خط انتقال (توزیع)، ولتاژ خط انتقال، تراکم جمعیت، عامل اقتصادی و زیبایی محیط خواهد داشت (امیرحاجلو،1385).

 

سازه های خطوط انتقال نیرو

انتخاب سازه های خطوط انتقال نیرو به طور مرسوم به وسیله عوامل الکتریکی و مکانیکی تعیین می‌شود، اما امروزه عوامل دیگری از قبیل شکل ظاهری، محدودیت ناحیه بندی و وابستگی‌های محیطی، بخش دیگری از طراحی را شامل می‌شود. همچنین عوامل اقتصادی از جمله استفاده بهینه از راه‌های صحیح موجود، هزینه های طول عمر، تعمیر و نگهداری در پیش بینی‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد.

همچنین انواع برج های انتقال نیرو شامل موارد زیر است:

دکل‌های چوبی

دکل‌های بتنی

دکل‌های فولادی

دکل‌های مشبک فایبرگلاس (ثقه الاسلام،1380)

در تهران، اکثر سازه‌های بکار رفته برای خطوط فشار قوی، از دکل های فولادی انتخاب شده و تنها بخش‌هایی از محورها چون بزرگ‌راه شهید همت از دکل های بتنی استفاده شده است. از دکل‌های چوبی نیز بیشتر برای خطوط انتقال نیروی فشار ضعیف استفاده می‌شود.

 

ضوابط و مقررات و استانداردهای مرتبط با برق رسانی شهری و وضعیت حال حاضر استقرار خطوط انتقال نیرو و شیب های برق در سطح شهر تهران

با توجه به تحقیقات صورت گرفته، شرایط استقرار خطوط انتقال نیرو و پست های انتقال در سطح شهر تهران، با استانداردها و مقررات سازگار نیست و ضوابط و مقررات بین المللی در کشور اجرا نشده و دستورات و مقررات متناسب با شرایط محیطی خاص کشور به صورت منظم وضع نشده است. اما مساله مهم تر این است که در بسیاری موارد، ضوابط و مقررات و استانداردهای تدوین و تصویب شده توسط هیات دولت و سازمان توانیر و وزارت نیرو نیز به اجرا در نیامده است (بستاک،1384).

به طور نمونه، در دستورالعمل فنی و اجرایی مسیریابی خطوط انتقال نیرو شرکت مشانیر که در آبان ماه 1376 بند5 -5- صفحه 12 در رابطه با هماهنگی با محیط طبیعی تدوین شده است، به موارد زیر پرداخته شده است.

آسیب نرساندن به محیط طبیعی از جمله پارک ها و مناظر طبیعی، فضاهای سبز

عبور نکردن از مناطق مسکونی و محل‌های زیست و حیوانات

رعایت مقررات و محدودیت های قانونی مانند فاصله مجاز تاسیسات آب و برق و گاز و ...

هماهنگی با محیط اجتماعی زیست محیطی

اجتناب از عبور از مناطق مسکونی و تاسیسات عمومی

اجتناب از عبور از مناطق آثار باستانی (مشانیر،1376).

اما آنچه که در سطح شهر تهران، به ویژه در برخی از شریان های اصلی شهر از جمله بزرگ‌راه حکیم، بزرگ‌راه همت، صدر، محدوده شهرک ژاندارمری، شهران و سایر محورها و محدوده های شهری با آن روبرو هستیم، عدم توجه کافی به بحث دید و منظر، هماهنگی با محیط، رعایت حریم ها، آلودگی های الکتریکی و مغناطیسی و سایر موارد مربوطه است.

همانطور که در بالا آمد، دو روش عمده به منظور انتقال و توزیع انرژی الکتریکی وجود دارد که هر یک مزایا و معایب ویژه خود را دارد. خطوط انتقال هوایی مشکلات کمتری نسبت به کابل های زمینی (ایجاد کانال) دارد و چون نیازی به احداث کانال ندارند از رفوژ بزرگ‌راه ها می‌توان برای نصب دکل استفاده کرد که دکل‌های برق بکار گرفته شده در این قسمت می‌تواند از نوع فولادی یا تلسکوپی باشد. مزیت دکل‌های تلسکوپی بر دکل‌های فولادی در این است که نه تنها ارزان قیمت بوده بلکه حجم اشغال کمتری را نیز داراست و مهم تر اینکه قابلیت ساخت آن ها در کشور ایران وجود دارد. در واقع مشکلات بکارگیری روش کانال زمینی، بودجه می‌باشد که در صورت تامین آن می‌توان با سرمایه گذاری بیشتر، به جای روش هوایی از این روش استفاده نمود که حداقل، کاهش خطرات و زیبایی سیمای شهر را هدیه خواهد نمود (امیرحاجلو،1385).

زندگی در شهر می‌بایست توام با آرامش باشد و زیبایی بصری محیط از اهمیت خاصی برخوردار است. به همین دلیل در شهرها به منظور حفظ زیبایی خیابان ها معمولا از شبکه زیرزمینی (انتقال زمینی) استفاده می‌شود. جایگزینی خطوط انتقال هوایی به زمینی در بیشتر کشورهای دنیا مورد توجه قرار گرفته است. در کشورهای اروپایی و آمریکا، خطوط انتقال برای داخل شهرها به صورت زمینی اجرا می‌گردد. برای این منظور از کانال‌هایی برای عبور کابل ها استفاده می‌شود و دیگر نیازی به نصب دکل نمی باشد و از نظر منظر شهری و سیمای شهری مورد توجه است. البته در ایران خطوط انتقال بیشتر به صورت هوایی اجرا گردیده اند (امیرحاجلو،1385). زمان زیادی از بهره گیری از شبکه انتقال زمینی در تهران نمی گذرد. نمونه ای از این کابل های زیرزمینی، کانال عبور کابل 63 کیلو ولت پست لاله در خیابان بلوار کشاوز و کانال عبور کابل 230 کیلوولت قورخانه مصلی تهران است.

 






طبقه بندی: زیبا سازی،  منظر،  نمای شهر، 
ارسال توسط میلاد فیروزه
آرشیو مطالب
نظر سنجی
اگر شهر و تمدن دارای ریشه مشترك باشند. آیا میتوان گفت :”متمدن شدن“ به معنای ”شهری شدن“ است؟




صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ