تبلیغات
WIMIFIRE - مطالب اردیبهشت 1394
URBAN-VISION
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
ملاحظات شهرسازی در سنجش آسیب پذیری شهرها از زلزله (مطالعه موردی، منطقه فرحزاد، تهران)
در کنار بسیاری از علوم و دانش های مطرح در جهت کاهش آسیب های ناشی از زلزله، دانش شهرسازی را می توان از جمله علوم و دانش های موثری دانست که جامعه گسترده تری را تحت پوشش خود قرار می دهد. در تحقیق حاضر تلاش گردیده است تا از طریق به کارگیری معیارهای شهرسازی و نیز دانش ها و روش های نوین GIS و AHP پیشنهادهایی برای تعیین آسیب های احتمالی نواحی شهری از زلزله ارائه شود. برای تدقیق این پیشنهادات، محدوده فرحزاد به عنوان نمونه موردی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد افزایش مقدار متغیرهایی چون شیب زمین، تراکم جمعیت، تراکم ساختمانی، عمر ساختمان ها و فاصله از فضاهای باز باعث افزایش میزان آسیب پذیری می شود. در مقابل، افزایش مقدار متغیرهایی چون فاصله از گسل، مساحت قطعات، دسترسی بر اساس عرض معبر، و سازگاری کاربری ها از نظر همجواری باعث کاهش آسیب پذیری می گردد و بالعکس. کاهش آسیب پذیری شهرها در برابر زلزله در بلند مدت، زمانی محقَق خواهد شد که ایمنی شهر در برابر خطرات زلزله به عنوان یک هدف در تمامی سطوح برنامه ریزی مد نظر قرار گیرد. در این میان، سطح میانی یعنی شهرسازی و برنامه ریزی شهری، از جمله کارآمدترین سطوح برنامه ریزی برای کاهش آسیب پذیری در برابر زلزله خواهد بود.

لینک به اصل  مقاله » 
http://www.ensani.ir/fa/content/14349/default.aspx


5 شهر سبز جهان
5 شهر سبز جهان

در حالی که هنوز بحث درباره ی اینکه آیا شهر " از " واقعاً می توانسته یک شهر تماماً سبز باشد یا نه، شهرهای زیادی در سراسر جهان به طور سالانه نمره ی سبز بودن می گیرند .

در حالی که هنوز بحث درباره ی اینکه آیا شهر " از " واقعاً می توانسته یک شهر تماماً سبز باشد یا نه، شهرهای زیادی در سراسر جهان به طور سالانه نمره ی سبز بودن می گیرند . این شهرهای ایده آل با ترکیبی از ضوابط رتبه بندی می شوند . این ضوابط شامل برنامه ریزی های شهری و آمارهای زیست محیطی می شوند . 
ضوابطی که شامل منابع تامین انرژی ، نحوه ی مصرف و گزینه های حمل و نقل و مواردی از این قبیل است . بیشتر لیست هایی که در این زمینه تهیه می شوند ، در مورد زندگی سبز ( مواردی مثل : دسترسی به پارک های عمومی ، شغل های سبز و ساختمان های با دوام ) و چشم انداز سبز ( مثل بازیافت ) هم ، مواردی را در بر می گیرند . 

این روش ، به طور استثنایی مناطق شهری را برای سبز بودن به مبارزه می طلبد .مناطق شهری حجم زیادی از جمعیت ، ترافیک در هم فشرده ، زباله و آلودگی هوا را در خود دارند تا مانع از سبز نامیده شدن آنها شوند . 

75 درصد انرژی جهان توسط شهرها مصرف می شود . شهرهای سبز باید بدون به خطر انداختن آینده ی شهر ، نیازهای جاری خود را به موازنه درآورند . 

در دهه ی 1990 ، کشورهای صنعتی برای اقدامی در مقابل پدیده ی گرم شدن زمین و تغییرات آب و هوا با همدیگر متحد شدند . آنها با همدیگر پیش نویس پیمان کیوتو را نوشتند و تصویب کردند . این توافق نامه با هدف کاهش اثرات تغییر آب و هوا از طریق کاهش اثرات تغییر آب و هوا از طریق کاهش گاز گلخانه ای شناخته شده ، تصویب شده است . 

این 6 گاز عبارتند از :دی اکسید کربن ، متان ، نیتروژن ، مونواکسید ، هیدروفلوئورکربن ها ، پرفلوئوروکربن ها و هگزافلوئوراید . 

کشورهایی که از سال 1997 (که این پیمان بسته شد) به آن پیوستند قانون ملزم به پایبندی به هدف این قرارداد در جهت کاهش خروج گازهای گلخانه ای خود به میزان متوسط 5 درصد کمتر از میزان خروجی گازهای گلخانه ای شان در سال 1990 هستند . آنها باید تا دوره ی 2008 الی 2012 به این هدف دست یابند . (به نقل از بی .بی .سی ) برخی روش ها برای دستیابی به هدف این معاهده عبارتند از : استفاده از انرژی های تجدید شدنی شامل انرژی خورشیدی و نیروی باد ، روش های مناسب کشاورزی و ارتقاء بازده انرژی . 

در این مقاله ما با 5 شهر سبز جهان آشنا می شویم که نه تنها به خاطر شیوه های کاری سبز بلکه به خاطر ابتکارات و مدیریت سبزشان ، برگزیده شده اند .

1-مالمو-سوئد
مالمو شهری که محل زندگی 280 هزار نفر است ، سومین شهر بزرگ سوئد است . این شهر در استان جنوبی اسکان قرار دارد و شهری مرکب از کانال ها ، ساحل ، پارک ها ، بندرگاه و ساختمان هاست که هنوز نما و حس قرون وسطی را نگه داشته است . اما زیبایی شناختی مربوط به قرون وسطی آن را در این لیست قرار نداده است . بلکه این استفاده های ابتکاری شهر مالمو از منابع انرژی تجدید شدنی و هدف آن برای تبدیل شدن به یک شهر از نوع اکو زیستی (شهری که از همه لحاظ های اقتصادی ، اجتماعی و زیست محیطی شهر برتری باشد ) است که آن را در این جایگاه قرار داده است.


سوئد کشوری است که به عنوان پیشتاز الکتریسته سبز شناخته می شود . الکتریسته ای که از انرژی هسته ای و برقابی تامین می شود . شهرهایی مثل مالمو به سوئد برای سبز شدن کمک می کنند تا بتواند تا دوره ی 2008 الی 2012 میزان تولید دی اکسید کربن خود را به میزان 25 درصد کاهش دهد . یعنی خیلی فراتر از هدفی که در پیمان کیوتو در نظر گرفته شده بود . 

برای دستیابی به این هدف سخت ، محله های شهر مالمو ، در حال تبدیل شدن به نواحی نسبتاً خودکفا هستند .وسترن هاربر ، سیج پارک و آگوستن بورگ . 

وسترن هاربر که قبلاً کارخانه ی کشتی سازی بود ، و اکنون منطقه ی شهری متراکمی است ، با استفاده از انرژی های 100 درصد تجدید شدنی به کار خود ادامه می دهد . این انرژی ها شامل انرژی خورشیدی ، برقابی و سوخت های زیستی به وجود آمده از زباله های آلی می شوند . ساختمان های آن با موادی با عمر طولانی ساخته می شوند . طوری طراحی می شوند که از انرژی به نحو مطلوب استفاده کنند . خیابان های آن مناسب پیاده روی و دوچرخه سواری هستند .40 درصد از کسانی که به سر کار خود می روند و 30 درصد کل افرادی که در حرکت هستند از دوچرخه استفاده می کنند . 

علاوه بر این ، ترمیم منطقه ی سیج پارک انرژی محل را از طریق انرژی های سبز شامل فتو ولتائیک (انرژی خورشیدی )، باد و سوخت های زیستی ( Biofuel) تامین خواهد کرد . 

آگوستن بورگ ، منطقه ای که از دهه ی پیش حرکت به سوی سبز شدن را آغاز کرده است به خاطر بام های سبزش شناخته شده است . 

باغ هایی بر روی بام ها که آبهای حاصل از بارندگی را کاهش می دهند و یک محله ی شهری را عایق می کنند و پوشش گیاهی می دهند . آگوستن بورگ اولین شهر جهان است که از قطارهای الکتریکی خیابانی بدون آلایندگی استفاده کرد . به علاوه 12 خانه بازیافت در آن وجود دارد که 70 درصد زباله های جمع آوری شده را بازیافت می کنند.


2-کپنهاگ-دانمارک
یک میلیون و هفتصد هزار نفر ساکن شهر کپنهاگ به خاطر ترجیح دادن دوچرخه و مترو بر اتومبیل شخصی شناخته شده هستند . اما حمل و نقل سبز تنها بخشی از برنامه ی شهری دوستدار محیط زیست این شهر است . در سال 2006 ، کپنهاگ برنده جایزه زیست محیطی اروپا به علت آب راه های تمیز و مدیریت برنامه ریزی زیست محیطی اش شد . چه چیزی این شهر را به چنان شهرتی رساند ؟ آب و توربین های بادی.


این شهر به خاطر تلاش هایش در بیش از 10 سال اخیر جهت تمیز و ایمن نگه داشتن آب های بندرگاه خود ، مورد ستایش قرار گرفته است . مقامات رسمی بر روی سیستم هشدار دهنده ی کیفیت آب سرمایه گذاری کرده اند تا میزان آلودگی آب را زیر نظر داشته باشند . 

علاوه بر این کپنهاگ به علت توربین های بادی اش معروف است . بیش از 5600 توربین بادی در کپنهاگ ، 10 درصد برق دانمارک را تامین می کنند . در سال 2001 هم کپنهاگ بزرگترین مجموعه توربین های بادی دریایی در جهان را افتتاح کرد . این پارک جدید قادر است که 32000 خانه در شهر را تحت پوشش خود قرار دهد . که برابر با 3 درصد از کل نیاز شهر به انرژی است.


3-پورتلند-اورگان
پورتلند در سواحل رودخانه ی ویلامت در شمال غربی آمریکا قرار دارد که دارای جمعیتی برابر با 500000 نفر است . این شهر برای چند دهه مدلی از زندگی سالم و پایدار ، با در هم آمیختن هوشمندانه فضاهای شهری و باز بوده است.


سبزی این شهر ، چندان جدید هم نیست.از سال 1903 ، پورتلندها ، شهرهایی امید بخش برای سراسر ایالات متحده آمریکا و جهان بوده اند تا فضای سبز را در برنامه های شهری خود بگنجانند . (در آمریکا چندین شهر با نام پورتلند وجود دارند ).30 سال پیش پورتلند این راه را با خراب کردن یک اتوبان 6 بانده برای ایجاد یک پارک ساحلی در مکان آن ، ادامه داد . در حال حاضر ، پورتلند دارای فضای سبزی به مساحت حدود 372 کیلومتر مربع است .که این فضای سبز شامل 119 کیلومتر مسیر برای دوچرخه سواری ، دو و پیاده روی است .


پورتلند مرز رشد شهری ای را تصویب کرده است که کنترل کننده ی دورنمای شهر است و 101 هزار کیلومترمربع از جنگل و مزارع را محافظت می کند . 

پورتلند اولین شهر ایالات متحده بود که قانونی برای کاهش تولید گازهای گلخانه ای اش تصویب کرد و یکی از اعضای موسس "کمپین ( مبارزه ) شهرها برای محافظت از آب و هوا " بود . همچنین پورتلند برای چندین سال در بالای لیست شهرهای سبز در آمریکا و جهان قرار داشته است . این شهر 50 ساختمان دارد که در حد استانداردهای هیئت ساختمان های سبز ایالات متحده یا حتی بالاتر از آن ، هستند . ترکیب مناطق مسکونی و تجاری آن مناسب پیاده روی و دوچرخه سواری است . تقریباً یک چهارم افراد برای رفتن به محل کار از دوچرخه استفاده می کنند . 

پورتلند ، برای آینده انرژی شهر ، اهداف جاه طلبانه ای در نظر گرفته است ، قرار است در سال 2010 کل انرژی شهر از طریق انرژی های تجدید شدنی تامین شود .این هدف شامل روش های ابتکاری نظیر پارکومترهای خورشیدی می شود.

4-ونکوور-کانادا
ونکوور شهری ساحلی است ، 560 هزار نفر جمعیت دارد و طبق برآورد مجله اکونومیست ، به عنوان بهترین شهر جهان برای زندگی شناخته شده است . اکنون ثابت شده است که نه تنها بهترین شهر برای زندگی است بلکه مدل کانادایی برای استفاده از منابع انرژی تجدید شدنی است.


ونکوور استفاده کننده ای بزرگ از تکنولوژی های نوظهور محسوب می شود . 

ونکوور یک برنامه ی 100 ساله ی جاه طلبانه برای زندگی پاک و سبز دارد . این شهر هم اکنون به عنوان پیشتاز از جهت استفاده از نیروی برقابی در جهان است چرا که 90 درصد انرژی خود را از این طریق تامین می کند . ونکوور برنامه ای هم برای کاهش 20 درصدی تولید گازهای گلخانه ای اش بر اساس ساختار پیمان کیوتو دارد . با سرمایه گذاری شهر در سیستم های بادی ، خورشیدی ، موج و جزر و مدی ، سوخت های فسیلی نیز کاهش می یابند . 

علاوه بر اینها ، به عنوان بخشی از برنامه های افزایش بازده انرژی ، ونکوور هیچ ترسی برای استفاده از پدیده های نوظهور ندارد . 
دستگاه های پرس کننده ی زباله ی خورشیدی در اطراف شهر ظاهر شده اند . هر کدام به اندازه ی یک ظرف زباله هستند . اما می توانند 5 برابر زباله نگه دارند .این کار موجب می شود که کامیون های جمع آوری زباله کمتر در سطح شهر ظاهر شوند.


5-ربکوبک-ایسلند
ریکویک کوچکترین شهر سبز در لیست ما محسوب می شود . 
در کل ایسلند 300 هزار نفر زندگی می کنند و در ریکویک هم 115 هزار ، اما تاثیر این شهر بر جهان مهم است.

ریکویک در ایسلند ، سقف های رنگارنگ و برنامه ای سبز برای تامین انرژی دارد . 

ایسلند برنامه ریزی کرده است که تا سال 2050 وابستگی خود به سوخت های فسیلی را کاملاً برطرف کند تا بتواند یک اقتصاد هیدروژنی را تجربه کند . 


در حال حاضر ، ریکویک (و تمام ایسلند ) انرژی جهت گرمایش خود را از آب گرم و الکتریسته خود را از انرژی برقابی و گرمای مرکزی زمین تامین می کنند . که هر دوی اینها تجدید شدنی هستند و گازهای گلخانه ای نیز ، تولید نمی کنند . 

حتی برخی از وسایل نقلیه از جمله 3 اتوبوس شهری با هیدروژن کار می کنند . 

این 5 شهر تنها یک نگاه سریع به پروژه های سبز سازی مناطق شهری در سراسر جهان هستند . خیلی از شهرهای دیگر در تلاش هستند تا مصرف انرژی خود را کاهش دهند ، شیوه های توسعه ی شهری دوست دار محیط زیست را گسترش دهند و شیوه های زندگی سبز را که هم اکنون برقرار هستند ، بپذیرند .که هر کدام از این کارها می تواند یک شهر را به سبزترین شهر جهان تبدیل کند . 

و در پایان شهر سبز آینده را هم به شما معرفی می کنیم : 

مصدر ، ابوظبی ، امارات متحده ی عربی : 
در میان خاورمیانه ی نفت خیز ، امارت ابوظبی در امارات متحده ی عربی در حال هزینه کردن 15 میلیارد دلار جهت ساختن شهری دوست دار محیط زیست است : شهر مصدر . 

مصدر از منابع انرژی تجدید شدنی و بادوامی مثل انرژی خورشیدی ، انرژی باد و سوخت های زیستی ( بایوفیوئل ) برای تامین انرژی و تصفیه آب استفاده خواهد کرد . همچنین از خط ریلی زیرزمینی سبکی نیز برای حمل و نقل برخوردار خواهد بود . ساخت مصدر در اوایل سال 2008 آغاز شد و باید در دهه ی آینده میلادی پایان یابد . این شهر دارای مساحتی برابر 5 کیلومتر مربع خواهد بود و جامعه ای بدون هیچ گونه آلایندگی خواهد داشت . ساکنان این شهر از 40 تا 50 هزار نفر خواهند بود.




منیع : سایت خبری معماری نیوز


مروری بر قانون كمیسیون ماده ۱۰۰ شهرداری

به گزارش روابط عمومی معاونت شهرسازی و معماری به نقل از خبرگزاری ایمنا ، توسعه سریع شهرها و عدم وجود فضای لازم بر مبنای احتیاجات اجتماعی سكنه شهر و پیامدهای حاصل از آن موجب گردیده است اصولی در ساختن شهرها و جوامع منظم انسانی مراعات گردد.

برای جلوگیری از خارج شدن از ضوابط شهرسازی كمیسیون ماده صد شهرداری ها به عنوان مرجع رسیدگی به تخلفات ساختمانی نقش مهمی دارد .

اهمیت موضوع به جهت آگاهی بخشی به عموم و پیشگیری از تخلفات ساختمانی مردم و ارتقای آگاهی شهروندان ما را بر آن داشت تا در نوشتاری كه در ادامه از نظرتان می گذرد، كلیات این قانون را مطرح نماییم .

متن ماده صد

مالكین اراضی و املاك واقع در محدوده شهر یا حریم آن باید قبل از هر اقدام عمرانی یا تفكیك اراضی و شروع ساختمان از شهرداری پروانه اخذ نمایند .

شهرداری می تواند از عملیات ساختمانی ساختمان های بدون پروانه یا مخالف مفاد پروانه به وسیله مامورین خود اعم از آن كه ساختمان در زمین محصور یا غیر محصور واقع باشد جلوگیری نماید .

صلاحیت های ماده صد

الف)صلاحیت ذاتی

كمیسیون ماده صد قانون شهرداری در رسیدگی به انواع تخلفات ساختمانی صلاحیت ذاتی دارد ؛ به این معنی كه هیچ مرجعی حق رسیدگی به این تخلفات را ندارد .حتی دادگستری نیز به استناد صلاحیت عام خود از چنین صلاحینی بهره مند نیست . ضمنا كمیسیون ماده صد مرجعی بی طرف است كه بین شهرداری و ذینفع قضاوت می كند و خود مرجعی شبه قضایی محسوب می شود .

ب)صلاحیت محلی

كمیسیون ماده صد با توجه به صلاحیت محلی به كلیه تخلفات ساختانی واقع در محدوده شهر و حریم شهر رسیدگی می كند . با توجه به قانون تعاریف محدوده و حریم شهر ، روستا و شهرك و نحوه تعیین آن ها مصوب ۱۴/۱۰/۸۴ كه یكی از امتیازات این قانون آن است كه تمام عناوین و تعاریف متعددی كه در خصوص محدوده های شهر وجود دارد در اصطلاحات ذیل تجمیع و تعریف نموده است :

ماده ۱ | محدوده شهر : عبارت از حد كالبدی موجود شهر و توسعه آنی دردوره طرح جامع است و تا تهیه طرح مذكور براساس طرح هادی شهر كه ضوابط و مقررات شهرسازی در آن قید شده، لازم الاجرا می باشد .

ماده ۲ | حریم شهر : عبارت از قسمتی از اراضی بلافصل پیرامون محدوده شهر كه نظارت و كنترل شهرداری در آن ضرورت دارد و از مرز تقسیمات كشوری شهرستان و بخش مربوطه تجاوز ننماید .

تركیب اعضای كمیسیون ماده صد شامل نماینده وزارت كشور   یك نفر ، نماینده دادگستری (قاضی )   یك نفر و نماینده شورای اسلامی شهر   یك نفر می باشد.

توجه : ملاك اعتبار آراء كمیسیون نظر اكثریت اعضا است . (۲ به ۱ )

نماینده شهرداری بدون حق رای و برای اداء توضیحات لازم در جلسه حضور می یابد.

الزامات زمانی در كمیسیون ماده صد نیز عبارتند از رعایت مهلت یك هفته ای از جانب شهرداری طبق تبصره یك شهرداری كه از انجام عملیات ساختمانی بدون پروانه یا مخالف مفاد پروانه جلوگیری كرده و ظرف این مدت می بایست موضوع جهت تعیین تكلیف به كمیسیون ماده صد ارسال گردد ، رعایت مهلت ده روزه از تاریخ اخطار به مالك یا ذینفع جهت ارائه دفاعیات ، رعایت مهلت ۱۰ روزه از تاریخ ابلاغ رای بدوی به مالك جهت ارائه اعتراضیه مالك در مرحله تجدید نظر (تبصره ۱۰ ماده صد ) ، مهلت یك ماهه جهت اتخاذ تصمیم توسط كمیسیون و مهلت حداكثر ۲ ماهه جهت اجرای آرای قطعی قلع بنای صادره با آراء پلمپ و تبدیل كاربری مجاز توسط مالك (در غیر این صورت شهرداری راسا اقدام به اجرای رای نموده و هزینه آن را طبق مقررات از مالك دریافت خواهد نمود ) می باشد.

آراء صادره كمیسیون ماده صد

آراء صادره كمیسیون ماده صد شامل موارد زیر است:

۱- قلع و تخریب مستحدثات

الف) در مواردی كه بنای احداثی بر خلاف اصول شهرسازی (ضوابط گذربندی   طرح تفصیلی- زیباسازی و نمای شهری و ... ) یا فنی (استحكام بنا   ضوابط آتشنشانی   مصالح نامناسب و ...) یا بهداشتی (تابش آفتاب یا جریان باد و ...) و خلاف مشخصات مندرج در پروانه یا بدون پروانه شهرداری احداث گردیده و قلع آن ضرورت داشته باشد .

ب) در مواردی كه مالك / ذینفع از پرداخت جریمه قطعی شده توسط كمیسیون امتناع نماید پرونده مجددا به همان كمیسیون ارجاع و كمیسیون نسبت به صدور رای تخریب اقدام خواهد نمود .

ج) در مورد تخلف عدم رعایت عقب نشینی و تجاوز به معابر شهری كمیسیون پس از بررسی و احراز تخلف در صورت اولویت اجرای طرح با رعایت مقررات مربوطه رای به قلع صادر خواهد نمود.

۲|جرائم نقدی:

الف ) در مورد اضافه بنای زائد بر مساحت زیربنای مندرج در پروانه در صورت عدم ضرورت قلع در حوزه استفاده از اراضی مربوطه

ب) در مورد احداث بنای بدون پروانه در حوزه استفاده از اراضی مربوطه در صورتی كه اصول فنی از نظر مصالح مصرفی صادر می گردد .

۳| تعطیل و تبدیل به كاربری مجاز

به استناد بند ۲۴ ماده ۵۵ قانون شهرداری ها ، شهرداری در شهرهایی كه نقشه جامع شهر تهیه شده مكلف است طبق ضوابط نقشه مذكور در پروانه های ساختمانی نوع استفاده از ساختمان را قید كند .

در صورتی كه بر خلاف مندرجات پروانه ساختمانی در منطقه غیر تجاری محل كسب ، یا پیشه و یا تجارت دائر شود شهرداری مورد را در كمیسیون مقرر در تبصره یك ماده ۱۰۰ این قانون مطرح می نماید و كمیسیون در صورت احراز تخلف مالك یا مستاجر یا تعیین مهلت مناسب كه نباید از دو ماه تجاوز نماید . در مورد تعطیل محل كسب یا پیشه و یاتجارت ظرف مدت یك ماه اتخاذ تصمیم می كند .

این تصمیم توسط مامورین شهرداری اجرا می شود و كسی كه عالما از محل مزبور پس از تعطیل برای كسب و پیشه و یا تجارت استفاده كند به حبس جنجه ای از شش ماه یا دوسال و جزای نقدی محكوم خواهد شد و محل نیز مجددا تعطیل می شود .

منبع : سایت پرتال شهرداری اصفهان 



فضای شهری
ه طور كلی در تعریف فضا دو رویكرد وجود دارد: نخست «متمایز ساختن فضاست»؛ بُعدی تجویزی كه هنر و معماری متوجه آن است و دومی «بیان ماهیت دقیق فضاست». بُعدی توصیفی كه مورد توجه فلسفه، ریاضیات و فیزیك است. [مدنی‌پور، 1379:5] كه البته در قسمت مربوط به فضا، تعاریف و مفاهیم مرتبط با آن آورده شده و در این بخش صرفاً به فضای شهری و تعابیر مرتبط با آن می‌پردازیم. برای آن كه این بررسی و مطالعه روندی درست و منطقی داشته باشد، بهتر است ابتدا نگاهی به تاریخ پیدایش مفهوم فضا در معماری و شهرسازی داشته باشیم و سپس نظریات مختلفی را كه در این رابطه ارائه شده‌اند، مرور كنیم، و در نهایت به یك جمع‌بندی برسیم. 
بررسی‌ها نشان می‌دهند كه عبارت «فضای شهری» تركیب واژه‌ای نسبتاً جدیدی می‌باشد و حتی در رابطه با معماری نیز تركیب «فضای معماری» نسبت به قدمت تاریخ معماری، واژه‌ی قدیمی به حساب نمی‌آید. حال برای آن كه فضای معماری و فضای شهری رابطه‌ای تنگاتنگ با هم دارند، بد نیست مروری اجمالی بر فضای معماری داشته باشیم و سپس به بحث فضای شهر بپردازیم. 
در برداشت و تلقی از فضا در طول تاریخ معماری، سه مرحله را می‌توان مطرح كرد. در مرحله‌ی نخست كه نمونه‌ی آن مصر باستان، سومر و یونان است، فضای معماری با جابه‌جایی و بازی حجم‌ها ساخته می‌شود و به فضای داخلی كم‌تر توجه شده است. در مرحله‌ی دوم، كه در نیمه‌ی دوم تمدن رومیان آغاز شده، فضای معماری مترادف با فضای مجوف شده‌ی داخل ساختمان است. مرحله‌ی سوم، در آغاز قرن بیستم شكل گرفت كه با برچیدنِ دید منفرد پرسپكتیوی كه منجر به انقلابی بصری شد، درك و استنباط ما از فضای معماری و شهری، به مثابه‌ی پذیرفتن و ستایش از كیفیت‌های ساختمان‌های منفرد و مجزای ساطع كننده‌ی فضا، و همچنین یافتن قرابتی با مرحله‌ی نخستین و باستانیِ درك فضا از نتایج بنیادی این تحول بود. [مدنی‌پور، 15-1379:5] 
اما مطالعه‌ی تاریخ شهرسازی نشان می‌دهد كه موضوع فضای شهری در عهد باستان در سازمان فضایی شهر، نتیجه‌ی عمل اجتماعی ـ سیاسی در قلمرو عمومی بوده است. هابرماس ریشه‌های تاریخی و مكانی حوزه‌ی عمومی را درون سالن‌ها و مجامع عمومیِ بحث‌های آزاد و علنیِ قرن هجدهم جست‌وجو و پی‌گیری می‌كند. این مفهوم از اواخر قرن هجدهم دگرگون شد و با گسست مفهوم زندگی عمومی و پیشی گرفتن نهادهای اقتصادی از دیگر نهادها، موضوع جدایی سوژه، ابژه و فرم و عملكرد، مفهوم فضای شهری را دگرگون ساخت. در قرن بیستم با جنبش مدرن (تكیه بر عملكردگرایی)، منطقه‌بندی یا Zoning و انفكاك عملكردهای شهر به چهار عمل اصلی و با غلبه و تسلط ماشین، عملاً فضای شهری به دست فراموشی سپرده شد. از دهه‌ی 60 قرن بیستم، با نظریه‌ی فرهنگ‌گراها، فضای شهری جزئی از ساخت شهر به شمار آمد و كلیتی پیوسته یافت، كه از حیث فیزیكی دارای بدنه‌ی محصور بود و فعالیت‌های شهر در آن استقرار یافت. فضای شهری نیز به عنوان بخشی از ارگانیسم زنده شهری با شرایط اجتماعی و اقتصادی مرتبط دیده شد و دارای محیطی اجتماعی شد كه در بردارنده‌ی روابط میان مردم بود. [باقری، 1385:64] 
اما تعاریف نقل شده در مورد فضای شهری نیز از منظرهای گوناگون ارائه شده‌اند كه كاملاً وابسته به جهان‌بینی ارائه كنندگان این تعاریف است. بعضی از این تعاریف، یا بهتر است بگوییم اكثر این تعاریف، صرفاً كالبدی بوده و بعضی دیگر به مباحث غیركالبدی نیز توجه كرده‌اند، كه در این جا نمونه‌‌هایی از این تعاریف آورده شده‌اند. 
راب كریر درباره‌ی تعریف مفهوم و فضای شهری چنین می‌گوید: «اگر بخواهیم مفهوم فضای شهری را بدون تحمیل معیارهای زیباشناختی روشن كنیم، ناگزیریم فضاهای بین ساختمان‌ها را در شهرها و دیگر مكان‌ها، فضای شهری قلمداد كنیم. این فضا از نظر هندسی با نمادهای گوناگون محصور می‌شود. فقط وضوح ویژگی‌های هندسی و كیفیت‌های زیباشناختی آن است كه به ما اجازه می‌دهد، آگاهانه فضای باز بیرونی را فضای شهری تلقی كنیم. فضای باز بیرونی به منظور تحرك در هوای آزاد و با تقسیمات عمومی، نیمه عمومی و خصوصی تعریف می‌شود» [كریر، 1383:15] كه در این تعریف، بیش‌ترین تأكید بر كیفیت كالبدی‌ست. 
زوكر فضای شهری را ساختاری سازمان یافته، آراسته و واجد نظم به صورت كالبدی برای فعالیت‌های انسانی و استوار بر قواعد معین و روشن می‌داند؛ كه این قواعد عبارت‌اند از: ارتباط میان شكل و بدنه‌ی ساختمان‌های محصور كننده‌ی هم شكل و یكدست، با متنوع بودن آن‌ها، ابعاد مطلق بدنه‌ها نسبت به پهنا و درازای فضایی كه در میان گرفته شده، و زاویه‌ی گذرها یا خیابان‌هایی كه به میدان می‌رسند، و سرانجام موقعیت و محل بناهای تاریخی، آب‌نماها و قواره‌ها یا عناصر سه بعدی دیگر كه می‌توان بر آن‌ها تأكید كرد. بر اساس این خصوصیات مورد نظر زوكر، تعریف دیگری نیز ارائه شده است مبنی بر این كه فضای شهری فضایی‌ست كه در آن ارتباطات ویژه‌ی بصری و حركتی در فضایی با خصوصیات مورد نظر در تعریف زوكر، موجد فضای شهری‌ست. [توسلی، بنیادی 1371:18] كه در این تعاریف نیز بیش‌تر بر روی ابعاد كمی و كالبدی فضا تمركز شده است و جایگاه انسان به عنوان مهم‌ترین عامل استفاده‌كننده از فضا و ابعاد كیفی و معنوی فضا مورد غفلت واقع شده است. 
برونو زوی فضا را ذات معماری می‌داند و از همین تعریف برای فضای شهری پیروی می‌كند و چنین بیان می‌كند: «جایی كه خیابان‌ها، میدان‌ها، پارك‌ها، زمین‌های بازی و باغ‌ها همگی فضاهایی خالی‌اند كه محدود شده‌اند یا طوری تعریف شده‌اند كه فضایی محصور پدید آورند، این همان فضای شهری‌ست.» [مدنی‌پور، 1379:10] كه باز در این تعریف هم بر عناصر كاملاً مادی فضا تأكید شده و بُعد معنوی و كیفی فضا و انسان مورد غفلت قرار گرفته است. 
برخی نظرات، فضای شهری را فرآیندی اجتماعی ـ مكانی می‌دانند كه تمام ساختمان‌ها، اشیا، فضاهای محیطی و شهری و نیز افراد، رویدادها و روابط میان آن‌ها را در بر می‌گیرد. [تقی‌زاده، 1386:176] مثلاً كولكوهن عبارت فضای شهری را این گونه تعریف می‌كند: فضای اجتماعی و فضای ساخته شده و مصنوع. فضای اجتماعی «تداعی‌های فضایی نهادهای اجتماعی» است كه مورد مطالعه‌ی جامعه‌شناسان و جغرافی‌دانان است. اما آنچه مورد توجه معماران است، مورفولوژی فضاست؛ طریقی كه فضا بر ادراك ما اثر می‌گذارد و شیوه‌ی به كارگیری فضا و معنایی‌ست كه از آن می‌توان استخراج كرد. به گفته‌ی كولكوهن، این دیدگاه به دو رویكرد می‌انجامد: آن كه فرم‌ها را مستقل از كاركرد می‌بیند، و آن كه كاركردها را تعیین‌كننده‌ی فرم‌ها می‌داند و در ارتباط متقابل فرم و كاركرد است كه دیدگاه دوم به رویكرد جغرافی‌دانان و جامعه‌شناسان نزدیك است. [مدنی‌پور، 15-1379:5] یا در همین راستا، فضای شهری این گونه تعریف شده كه فضای شهری بخشی از «فضاهای باز عمومی شهرها هستند كه به نوعی تبلور ماهیت زندگی جمعی می‌باشند؛ یعنی جایی كه شهروندان در آن حضور دارند. فضای شهری صحنه‌ای است كه داستان جمعی در آن گشوده می‌شود» [كار، 1992 به نقل از پاكزاد 1385:81] و یا «در این فضا فرصت آن وجود دارد كه برخی مرزهای اجتماعی شكسته شود و برخوردهای از پیش تدوین نیافته به وقوع پیوندد و افراد در یك محیط اجتماعی جدید با هم اختلاط یابند». [لینچ:1972 به نقل از پاكزاد 1385:81] كه در این تعاریف علاوه بر ابعاد كالبدی فضا، به نقش انسان نیز در تعریف فضای شهری توجه شده، ولی باز هم از ابعاد معنوی و كیفی فضا غفلت شده است. 
در تعریف دیگری از فضای شهری، چنین آمده است: «فضای شهری به مفهوم صحنه‌ای‌ست كه فعالیت‌های عمومی زندگی شهری در آن‌ها به وقوع می‌پیوندند. خیابان‌ها، میدان‌ها و پارك‌های یك شهر فعالیت‌های انسانی را شكل می‌دهند.» [بحرینی: 1377:313] در این تعریف نیز اولاً برای فعالیت‌های عمومی تعریف درستی ارائه نشده، و ثانیاً فضاهای شهری محدود به سه حیطه‌ی خیابان، میدان و پارك شده‌اند. در حالی كه ما فضاهای شهری دیگری نیز در شهرهای خودمان داریم كه در آن‌ها فعالیت‌ انسانی صورت می‌گیرد و در زمره‌ی این تقسیم‌بندی قرار نگرفته‌اند، مانند: بازارها، حسینیه‌ها، تكیه‌ها، میدانچه‌های محلی و ... . 
یا در تعریف دیگری چنین آمده است كه «فضای شهری مكان اصلی وقایع و حوادثی‌ست كه نقشی خلاق در پیوند امروز یا فردا را سامان می‌دهد. فضای شهری مكان آمد و شد میان گذشته، حال و آینده است. این فضا در برگیرنده‌ی چهار عنصر اساسی: ساكنان یا عابران، عناصر انسان ساخت (كالبدی یا فعالیتی)، روابط (میان افراد و عناصر یا میان عناصر) و زمان می‌باشد. [حبیبی و مقصودی، 11-1382:10] این تعریف اگرچه نسبت به تعاریف دیگر جامع‌تر می‌باشد، چرا كه به انسان و زمان نیز در كنار دیگر عناصر در شكل‌دهی فضای شهری توجه كرده، باز هم از ابعاد كیفی فضا غفلت كرده است. 
بعضی از تعاریف نیز فضایی را كه دارای تعاملات اجتماعی باشد، فضای شهری می‌دانند؛ به طوری كه سه شاخصه‌ی باز بودن فضا، عمومی بودن فضا و برقراری تعاملات اجتماعی در فضا را سه شاخص ضروری و توأمان فضای شهری معرفی می‌كنند. [پاكزاد، هـ:1384] كه با این تعریف بعضی از فضاهای شهری ما، از قبیل ورودی‌ها و پله‌های دسترسی شهری حذف می‌شوند. به نظر می‌رسد كه این تعریف با فرهنگ مردم ایران و فضاهای آن‌ها هماهنگی كامل نداشته باشد. 
در بعضی از تعاریف نیز فضای شهری را جایی دانسته‌اند كه دارای ارزش باشد [ر.ك: توسلی،1371:41] كه این تعریف نیز می‌تواند دارای نواقصی باشد، از جمله این كه مفهوم ارزش كاملاً مشخص و تعریف شده نیست. بعضی نیز در رابطه با همین تعریف ارائه شده، تعریفی دیگر از فضا را ارائه می‌دهند، به این ترتیب كه معتقدند «شاید بهتر باشد كه با اندكی تسامح، فضا مفهومی خنثا تلقی شود كه ارزش‌های ادراكی و فرهنگی و معنوی و هویتی آن، مقام و منزلتش را به عنوان صفتی (مطلوبیت، معنویت، انسانی بودن، هویت داشتن، زیبایی، كیفی بودن و ...) تعیین نماید.» [نقی‌زاده، 1386:171] 
تعبیر دیگری نیز می‌تواند از مفهوم فضای شهری ارائه شود و آن مفهوم، در حقیقت ادراكی‌ست كه انسان با توجه به جمیع جهات از یك شهر در ذهن خویش دارد. این مفهوم به عنوان هویت معنایی و معنوی و ادراك معنایی و ذهنی انسان از شهر مطرح می‌باشد كه مشتمل بر ویژگی‌ها و اتفاقات و فعالیت‌ها و آداب و هنجارهایی‌ست كه در كلیت شهر به عنوان یك واحد می‌گذرد. به این ترتیب، مجموعه‌ای از ذهنیات و اتفاقات تاریخی، وقایع اتفاقیه، انتظارات و خاطرات كه می‌توانند كلیات فضای شهر را به عنوان یك پدیده تعریف كنند، به نحوی فضاهای جزئی در شهر و یا آنچه را كه تاكنون فضای شهری نامیده شده است، تحت تأثیر قرار می‌دهند. [نقی‌زاده، 1386:172]
ادامه مطلب

كاركرد بزرگراه‌ها برای ایجاد یك زنجیره بزرگ برای كاهش بار ترافیك.
گرچه بسیاری معتقدند كه نهضت بزرگراه‌سازی در تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران بیشتر محصول تسلط نگاه تبلیغاتی است، اما نمی توان از كاركرد این بزرگراه‌ها برای ایجاد یك زنجیره بزرگ برای كاهش بار ترافیك غافل شد. شاید از این‌رو براحتی بتوان با مقایسه اجمالی از مقدار بزرگراه‌ها در تهران و سایر شهرهای بزرگ جهان به بحران نظام حمل و نقل در پایتخت بیشتر پی برد. به عنوان نمونه در حالی كه تهران دارای 273 كیلومتر بزرگراه است كلانشهرهایی چون لندن و مادرید به ترتیب دارای 100و 247 كیلومتر بزرگراه هستند. این درحالی است كه تنها شهری مانند لندن دارای مساحت مشابه با تهران است و شهر مادرید نیز از نظر مساحت از شهر تهران بزرگتر بوده. بنابراین داشتن این اندازه از بزرگراه در سایر شهر‌ها بیانگر مناسب بودن نظام حمل و نقل آنان است. بی تردید بزرگراه‌های تهران هم اكنون مشكلات بسیاری در برقراری یك نظام هماهنگ و یك پارچه داشته اند. وجود پل‌های عابر پیاده و عدم استفاده شهروندان از این سیستم یكی از رویكردهای نامناسب در حوزه ترافیك و حفظ فرهنگ آن است. اگر روزگاری در طراحی تهران بزرگراه‌ها را به عنوان رینگ‌های خارج از شهر قلمداد می‌كردند و برای دسترسی آسان شهروندان به شمال یا جنوب شهر بزرگراه‌های شمالی- جنوبی طراحی می شد اما امروزه به دلیل مهاجرت روزافزون و گسترش ناموزون و مهار نشدنی شهر ناگهان این بزرگراه‌ها كه قرار بود در حاشیه شهر جای داشته باشند به یكباره درون شهر آمدند و از حاشیه به متن روابط و مناسبات شهری نفوذ كردند. در این حالت بدیهی است كه هم خودروها در استفاده از بزرگراه‌ها دچار مشكل شوند و هم شهروندانی كه در مناطق مختلف زندگی می‌كنند برای دسترسی آسان به مراكز محلی راهی برای عبور از بزرگراه‌ها برای خود بجویند. در واقع می توان گفت كه بافت‌های شهری به وسیله بزرگراهها پاره شده‌اند و بافت‌های تاریخی و زیست‌محیطی نیز در آستانه انهدام.
http://voroodi89.blogfa.com/author/kodori


ساماندهی بافتهای تاریخی و قدیمی شهرها

در این قسمت ساماندهی بافتهای تاریخی و قدیمی شهرها به اجمال بررسی می شود هدف از آن فراهم آوردن زمینه ذهنی و فکری برای درک ویژگیهای بافت تاریخی شهر و رویکرد مناسب جهت ساماندهی این بافت برای کمک به توانمند سازی مدیریت شهر است.
تاریخچه دیدگاه ساماندهی، مد نظر برنامه ریزان شهری بر می گردد به ظهور علائم و آثار صنعتی شدن در کشور های اروپایی، این دیدگاه نوعی تقابل برنامه ریزی در مقابل اثرات ناشی از انقلاب صنعتی در شهر هاست، شهرهایی که به دلیل وجود بافت و بنا ها و به طور کلی فضای عملکردی خاص زمانه خود یعنی، ما قبل صنعتی شدن، اکنون قادر به پاسخگویی به شرایط و فضای عملکردی جدید ناشی از وقوع انقلاب صنعتی نبوده و به تبع آن دچار نابسامانی هایی در ابعاد گوناگون مانند افزایش تراکم جمعیت، اخلال در نظام رفت و‌آمد، آشفتگی در نظام عملکردی، تغییر کاربری ها، بروز آلودگی های شدید و بسیاری مسائل دیگر شده اند. در نتیجه از نیمه دوم قرم نوزدهم امر دخالت در بافت کالبدی- فضای شهر ها به دو شکل متفاوت برای ساماندهی و مرمت آنها صورت پذیرفت. از یک سو انگلستان با تدوین قوانین خاص توانست به تدریح به پاره ای از مسائل هسته های پر جمعیت قدیمی شهر های صنعتی جواب گوی کند و از سویی دیگر فرانسه ( با شدت عمل و ابزار مدیریت در پاریس) از راه امکانات اجرایی و تصمیم گیری بی سابقه، که در دست بارون هوسن (هوسمان) شهردار پایتخت متمرکز کرده بود توانست دگرگونی بی سابقه و پر جنجالی بر پا کند به طوریکه مسائل ناشی از نابسامانی های شهر تحت الشعاع قرار گرفته، کلاً در مقیاس فرعی مطرح شوند.
در تجربه نخستین ، اقدامات رسمی که به کمک دستگاههای مملکتی از طریق قانونگذاری تظیم شده بود و در تجربه دوم یک سلسله اقدامات نو و پیوسته ، که فاصله بی سوای فکر هوسمن و مجریان وی نمی پیمود به عنوان دو راه اصلی برای جوابگوی به معضلات شهر های قدیمی با شرایط خاص خود مشخص شدند. این دو راه اصلی که در کشور های اروپایی زاده شده و شکل گرفته بودند به تدریج صورت تکامل یافته ای به خود گرفته و عملاً در چهارچوب اقدامات اقتصادی ، سیاسی و برنامه های عمرانی کشور ها، سرزمین ها، منطقه های نیمه خود مختار و یا در شهر های اروپایی به صورت تجربه هایی متضاد در آمدند. کشور های که از دور شاهد تکامل تدریجی سلسله اقدامات مرمت و ساماندهی شهری بودند در هر حال تحت نفوذ همین تجارب درباره سرنوشت شهر های کهن خویش مجبور به تصمیم گیری شده اند و هر یک به فاصله زمانی کمتر یا بیشتر با تلفیق تجارب اروپا با خصایص فرهنگی و نیاز های موضعی و کالبدی شهر ها و محلات قدیمی خویش اقداماتی در این زمینه را آغاز کردند. (فلامکی، منصور، ۱۳۸۰)

به عنوان مثال در بخش قدیمی شهر ورشو که مربوط به قرون وسطی است و قدمت اکثر بناهای آن به قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی می رسد، نمای ساختمان ها به دقت بسیاری نوسازی شده و بقیه بناهای بی ارزش حذف شده اندو در نتیجه نوسازی، عملکرد های بسیاری از بنا ها عوض شده و محله ای که قبلاً جمعیت فقیری داشته هم اکنون به یک مرکز تفریحی در پیرامون میدان و بازار قدیمی تبدیل شده است. در فیلادلفیا، فضای اشغال شده توسط خطوط راه آهن راکه از یک طرف شهر با عبور از مرکز به طرف دیگر ادامه یافته بود را مورد استفاده قرار داده اند به طوریکه روی این خطوط را پوشانده و به مترو تبدیل کرده اند و طرح نوسازی شطرنجی در مرکز را حفظ کرده و City Hall قدیمی با چهار راه اصلی آن همچون گذشته بر مرکز شهر مسلط مانده است، و سرانجام اینکه ۵۰۰ خانه متعلق به قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی مرمت و احیا شده است. در استکهلم محله مرکزی واقع در بین (هوتورجت) و (سرژل استوک) مورد نوسازی کامل قرار گرفته است که در آن توقفگاه های زیر زمینی، خیابان های مخصوص عابران پیاده و واحد های تجاری دو طبقه، گالری، پل های عابر پیاده و برج های ۱۸ طبقه ساخته شده است.

مراکز شهری امریکا طرح های بزرگ مقیاس تجدید توسعه، سرخوردگی وسپس عکس العمل علیه آنها را تجربه کرده اند، کنترل جمعیت، اشتغال،‌سرمایه گذاری و ترک و رها سازی به عنوان فرآیندی که گاهی «شهر زدایی نامیده می شود) به همراه شورشهای نژادیی دهه ۱۹۶۰ تجربه مراکز شهری امریکاست ، نوسازی های اختیاری مرکز شهریی در امریکای شمالی متداول تر از اروپاست، افت تدریجی کیفیت مرکز (Blightareas) و رها شدن آن برای جمعیت رنگین پوست و سفید پوستان فقیر و آگاه، مورد نوسازی قرار گرفتن آن پدیده ایی است که در شهر های متوسطی همچون «لانگاستر» در پنسیلوانیا یا «هارت فورد» در کانکتی هم مشاهده می شود. نوسازی در این جا به شکل وسیعی پیشرفت کرده است، بوژوگارنیه علت اصلی آن را ناشی از این واقعیت می داند که مراکز شهری در امریکای شمالی نسبت به این مراکز در اروپا با افت بسیار سریع تر و متداولتری رو به رو هستند (اشرافی،‌علی ۱۳۷۷) به طور کلی حفظ بنا ها و بافت های قدیمی در مراکز شهری بر حسب کشور ها بسیار متغیر است. این کار در کشور های انگلوساکسون، اسکاندیناوی و ژرمن بهتر از کشور های لاتین یا اروپای شرقی صورت می گیرد. هم اکنون معلوم شده است که ساختمان های قدیمی فاقد تجهیزات می توانند به طور منظم تخریب نشوند، آنها گویای سرمایه گذاری های سنگینی هستند و اغلب اصالت و تنوع بیشتری را نشان می دهند. زیرا نسبت به ساختمان های جدید که جانشین آنها می شوند مطابقت بیشتری را با معماری ملی نشان می دهند. آنها بیشتر در مقیاس انسانی قرار دارند، سال ۱۹۷۰ آژانس ملی برای اصلاح مسکن در فرانسه تشکیل شده این آژانس از طریق کمک های نقدی و دادن وام به مالکان و نیز راهنمایی آنها احیای بنا های قدیمی را تشویق می کند که خود این کار به نوعی مشارکت دادن مردم نیز در ساماندهی این بخش از شهر ها می باشد. این سیاست در بریتانیا قدمت بیشتری دارد. دولت فرانسه در پاریس از سال ۱۹۶۲ به این سو مرمت ادواری نمای ساختمان ها را به مالکان تحمیل کرده است. برخی کشور ها همچون بریتانیا و حتی فرانسه به قدری بناهای یادمان و ساختمان های قدیمی در بعضی شهرها دارند که برای حفظ و نگهداری و احیای آنها با مشکل هزینه روبه رو هستند.

در ایران به دلیل روحیه سنت پرستی، رواج خرافه، فقر علمی و سطح پایین آگاهی سیاسی و محافظه کاری شدید در بسیاری از امور میان اغلب رجال دوران قاجار تضاد شدیدی میان مردم و حکومت در گذر از سنت به نو گرایی ایجاد شده بود که در انقلاب مشروطه تجلی یافت.

به تعبیر بهتر امضای فرمان مشروطه در سال ۱۲۸۵(۱۹۰۶م ) به وسیله مظفر الدین شاه حکم انقراض قاجاریه بود که چند سال بعد با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ش. عملی شد. قاجاریه آنچنان در سنت خویش فرو رفته بود که از درک ضروریات زمان و همسویی با روند تحولات جهانی غافل ماند و ناگزیر از صحنه قدرت حذف شد بدون اینکه اقدامی در خورد نیاز جامعه از جمله در زمینه شهر سازی و شهر نشینی انجام دهد در ادامه نا آگاهی مردم از محتوای نظام جدید مشروطه، بد عهدی محمد علی شاه قاجار در برخورد با مشروطیت و باز زنده سازی استبداد، ضعف حکومت مرکزی و آغاز جنگ جهانی اول مانع از دست یابی مشروطه به ابزار لازم برای گذاراز سنت گرایی به نو گرایی شده و آن را دچار وقفه ساخت، غیر از ابزار ماهوی مورد نیاز ابزار عینی و ملموس آن یعنی فضای فیزیکی لازم برای استقرار ارکان این حکومت جدید نیر از این وقفه مصون نماند. بنابراین در ابتدا کالبد شهر ها دستخوش تغییرات نشد.
اما با پایان جنگ جهانی اول و کودتای سال ۱۲۹۹ خورشیدی و در هم ریختن نظام حکومت پیش زمینه تأمین ابزار در حکومت جدید و به تبع آن پیش زمینه ایجاد تغییرات در کالبد شهر ها فراهم شد. این تغییرات با ورود مظاهر زندگی ماشینی شدت گرفت (نیک کار، ۸۴)

می توان گفت دیدگاه ساماندهی در ایران از سال ۱۳۰۰ ظهور پیدا کرد. (نظریان، ۸۵) اما از چند سال پیش از وقوع جنگ دوم جهانی دولت ایران بارها از کارشناسان خارجی (بیشتر فرانسوی و ایتالیایی) برای مداخله در بافت شهرها بخصوص بافت کهن مرکز شهر ها کمک خواسه بود. تفحص درباره سیر اندیشه ها و اقدامات اندیشمندان و کارشناسان اروپایی نشان دهنده رشد فکری آنان از تخریب به سوی دخالت آگاهانه است، با این حال مراکز کهن بسیاری از شهر های ایران مانند تهران،‌یزد، کاشان، کرمان، همدان و تبریز از اوایل سلطنت پهلوی به بعد با طرحهای این کارشناسان از هم گسیخته شد و برای ورود وسایل نقلیه، هویت خود را از دست داد. این وضعیت مختص ایران نیست در دهه ها ۵۰-۱۹۴۰ با بسیاری از شهرهای کهن غیر اروپای نیز این طرز برخورد انجام گرفته است از جمله در قاهره، موصل، دمشق.

اروپایی های سده ۱۹ میلادی تنها هنگامی که ناچار به یک اقدام سریع برای رفع مشکلی خاص در شهر های دارای بافت قرون وسطای بودند، بافت کهن را با خیابان های عمود بر هم می بریدند و یا به اصطلاح مصلوب می کردند نمونه آن ناپل ایتالیا است. این روش که اروپایی ها خود نام روش مصلوب کردن شهرها را برای آن برگزیده اند الگوی مداخله در بافت کهن مراکز شهری ایران شد و در سال های بعد هم شاهد تکرار آن بوده ایم.

اگر بخواهیم موقعیت موضوع باز زنده سازی شهر های قدیمی را در قوسی وسیع از تجارب شهر سازی معین کنیم، تقسیم بندی اقدامات و وقایع تغییر دهنده شکل کالبدی شهر ها به صورتیکه در زیر می بینیم می تواند مفید واقع شود.
۱- دگرگونی هایی که با تخریب عوامل طبیعی پدید آمده اند و حداقل لحظه وقوع آنها غیر قابل پیش بینی است مانند زلزله و یا دگرگونی هایی که در نظام زیستی منطقه شهر ها به وجود آمده و در وضع کالبدی شهر اثر گذاشته است.

۲- تغییر شکل هایی که در اثر دخالتهای منفصل از نظرات، خواستها و اهداف فردی و اجتماعی ساکنان شهر به فضای کالبدی داده می شود. تغییرات و دخالتهای گسسته از روحیه شهروندان ساکن شهر که از سوی بیگانگان به گونه ای تحملی بر شهر اعمال می شود.
۳- تغییرات و ملاحظاتی که پیوسته با پاره ای نیاز های محلی و بیشتر وابسته به نیاز ها و سلیقه های افراد و تصمیمات قشر اداره کنند اعمال می شود .و حالت درون گرا دارند نه برون گرا مانند مورد دوم.

با توجه به موارد بالا مداخله در مراکز شهر ها به معنای مداخله در شهر کهن است. هسته های اولیه شهر که امروزه می گویند کهنه شده و فاقد کارایی لازم اند. در کشور پهناور ایران در حال حاضر با صدها شهر که بسیاری از آنها دارای سابقه طولانی شهر نشینی هستند. بررسی کالبدی این شهر ها نشان می دهد که در اکثر آنها محله های قدیمی و تاریخی وسیعی وجود دارد که عمدتاً دارای فرسودگی شدید بوده و غالباً در مرکزیت شهر ها و یا نقاط حساس شهری با عملکرد های گوناگون قرار دارند.
در مورد بافت های قدیمی شهرهای ایران می توان گفت که از سه عامل تغییر دهنده فوق دو عامل اول و دوم بخصوص عامل دوم کاملاً تأثیر گذار بوده و نقش پر رنگی را در تغییر کالبدی شهر ها ایفا کرده است و در مورد عامل سوم نقش عوامل درون گرا در مداخلات به منظور ساماندهی بافت های قدیمی مراکز شهری بسیار کم رنگ است.
۲-۲- نتیجه گیری:

از مجموع مطالب گفته شده می توان چنین نتیجه گرفت که تجربه دنیا در خصوص مداخله در بافت های مراکز شهری حاکی از رشد فکری آنان از تخریب اینگونه بافت ها به دخالتی آگاهانه است و در این راستا گزینش شیوه های گوناگون از سوی کشور ها با در نظر گرفتن شرایط و امکاناتشان می باشد. برای مثال شیوه کشور فرانسه پاکسازی بافت های کهن و نگهداری یاد بود ها بوده است. شیوه ایتالیا رشد ایده های حفاظتی بدون تجربه های ارتقای کیفیت سکونت است و شیوه انگلستان حرکت از پاکسازی به سوی بهبود بخش های بدون تخریب و بعد حفاظت است.

اما در کشور ما در فاصله ربع قرن، از اولین روز هایی که بحث مرمت و ساماندهی شهری به بیانی علمی و فنی مطرح شده بود تا امروز آنچه که بر بافت های کالبدی شهر های کهن ایران گذشته جای تأمل بسیار دارد. در سال های پایانی ربع قرن مزکور آنچه شنیده و خوانده ودیده می شود جای زیادی برای بحث دارد.

بعد از کودتای ۱۳۳۲ پیوستگی ایران به بازار جهانی سرعت بیشتری پیدا می کند و امریکا به عنوان نماینده شرکت های چند ملیتی نقش رهبری اقتصادی- سیاسی ایران را بر عهده می گیرد و زمینه های لازم برای سرمایه گذاری خارجی در منابع مختلف فراهم و در نتیجه امکانات لازم برای تسلیم ایران به بازار جهانی از نقطه نظر محصولات غذایی و حیاتی فراهم می شود. اجرای سیاست صنعتی کردن ایران، انجام اصلاحات ارضی، افزایش درآمد حاصل از نفت، جذب سرمایه های داخل و خارج به منظور سرمایه گذاری در بخش صنعت در درون شهر ها، سیاست های توسعه شهر و تصویب فرهنگ شهری و ایجاد زمینه های تضاد شدید اقتصادی بین شهر و روستا، گرایشات شهر نشینی را در ایران تقویت کرده موج مهاجرت های روستایی را سبب گردید. بدین ترتیب تمام شرایط و تسهیلات لازم برای توسعه شهر نشینی شتابان فراهم آمد و شهر ها یکی پس از دیگری به گسترش فضایی خود دست زدند و بدین ترتیب شهر نشینی مشکل زا نمایان گردید و این در حالی بود که بافت شهر ها بعد از سال های ۱۳۲۰ مورد جراحی شهر سازانه بسیار وسیعی قرار گرفته بود. شهر که مدتها قبل به تغییرات محتوای دست زده بود و با یک آهنگ آرام به روند دگرگونی های خود در دهه قبل ادامه می داد بناگاه خود را در مقابل شهر سازی به اصطلاح «بولدوزر» می یابد در این راستا فرسودگی اندام شهری و عدم انطباق با شرایط جدید به این امر دامن می زند و شهر خود را در مقابل تغییرات وسیع و سیمای روشن و گویای شهر گرای وارداتی می باید. و به جای ساماندهی شرایط خود و منطبق کردن آن با وضعیت جدید با حفظ عناصر کالبدی کهن یا به طور کلی ساماندهی با تکیه بر عناصر و فرهنگ درونی خود تحت تأثیر برنامه های برون گرا که از خارج بدون توجه به شرایط اعمال می شد دچار تغییرات کالبدی- فضای شدیدی که اکنون نتیجه آن را در از دست دادن بسیاری از بافت ها و بناهای با ارزش که نمایانگر فرهنگ و تمدن و هویت ما بوده اند می بینیم.

منبع: طراحی در بخش مرکزی شهر بروجرد-پایان نامه کارشناسی شهرسازی-وحید یوسفوند

http://voroodi89.blogfa.com/post/42/



ضرورت مداخله وبهسازی بافت فرسوده

ضرورت حفظ هویت تاریخی در ساماندهی بافت های فرسودهوسعت بافت های فرسوده و تاریخی شهرهای ایران قابل توجه است اما سابقه پرداختن به این موضوع چندان طولانی نبوده و حتی از کشورهای در حال توسعه نیز عقب تر مانده ایم. همین امر ضرورت بازنگری و بررسی بیشتر و عمیق تر این موضوع را در همه حال نشان می دهد. اساساً بافت، گستره ای هم پیوند است که از بناها، راه ها، مجموعه ها، فضاها، تأسیسات و تجهیزات شهری و یا ترکیبی از آنها تشکیل شده باشد. تداخل بافت های تاریخی و فرسوده و نحوه دخالت در آنها اما مدت هاست که مورد بحث مدیران شهری، میراث فرهنگی و شرکت های مختلف عمران و بهسازی است. در این میان بی توجهی به ارزش های کالبدی، تاریخی و هویتی برخی بافت ها از سوی بعضی شرکت های مداخله کننده در امر نوسازی و بهسازی و نیز تعلل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در تعیین محدوده های تاریخی و تدوین ضوابط و سیاست های جدید در نحوه مداخله در آنها، بیش از پیش این عناصر ارزشمند را در انزوا فرو برده است. مثال بارز این امر، بروز اتفاقاتی نظیر آنچه در اصفهان برای خانه صفوی رخ داد، می باشد. در حال حاضر برای بافت فرسوده حدود ۳۰ شهر طرح نوسازی و بهسازی تهیه شده که پس از ابلاغ به شهرداری ها، اجرایی می شود و اصولاً پیرو تصمیماتی که در برنامه های پنج ساله سوم و چهارم گرفته شد، دولت موظف به نوسازی و احیای بافت های فرسوده شهری طی اجرای این دو برنامه است. 
طبق آمار حدود ۱۰۰ هزار هکتار بافت فرسوده شناسایی و ثبت شده و اگر شهرهای کوچک باقیمانده را هم در نظر بگیریم چیزی نزدیک به ۱۵۰ هزار هکتار بافت فرسوده در کشور وجود داشته و لذا با تراکم خالص جمعیت در این بافت ها، تعداد ۸۰ نفر در هر هکتار در نظر بگیریم، حدود ۱۲ میلیون نفر در چنین بافت هایی ساکن هستند. با توجه به آمار بالای تهدید زلزله و آسیب های قهری در کشور می توان تصور نمود که در صورت بروز چنین پدیده هایی، چه فجایع جبران ناپذیری بروز می نماید. بدین سبب حتی بافت های فرسوده ای که فاقد ارزش حفاظتی هستند نیز با تجمیع پلاک هایشان، نوسازی و بهسازی شده، هر چند که از نظر شهرسازی و معماری دارای هیچگونه هویتی نباشند. وگرنه در مورد بافت های کهن و تاریخی، ضوابط به گونه ای دیگر است و دانش حفاظتی و مرمتی درباره شان اجرا می شود. در تهران نزدیک به پنج هزار هکتار بافت فرسوده یا کهنه وجود دارد و به خاطر اهمیت مرکز کشور، تهیه طرح تفضیلی ویژه جهت این بافت، ضروری است. هر یک از مناطق شهرداری به اندازه یک شهر وسعت داشته و نوسازی آن توسط مالکین به تنهایی و بدون دخالت دولت میسر نیست و اقدام دولت نیز بدون فرهنگ سازی و دعوت مردم به مشارکت فعال در آن منجر به جابجایی جمعیت و افزایش حاشیه نشینی و در بسیاری از موارد موجب از هم گسیختگی تعاملات اجتماعی خواهد شد.
بخش هایی از بافت شهری که حاصل ساخت و سازهای قبل از سال ۱۳۰۰ شمسی بوده و عمدتاً خودسازمان یافته هستند، بافت کهن خوانده می شوند. این بافت ها نمایانگر هویت تاریخی شهرها و لذا دارای ارزش مکانی اند و نه تنها نیازی به تخریب و بازسازی آنان نیست که بایستی با دقت، حفظ هم بشوند. اغلب بافت های کهن شهری را با بافت های فرسوده یا کهنه اشتباه می گیرند که گاهی هم نتایج غیرقابل جبرانی در پی دارد. بافت های نابسامان و مسئله دار که بعد از سال ۱۳۰۰ شمسی توسعه یافته و بدون رعایت حداقل موازین معماری و شهرسازی ایجاد شده اند، در زمره بافت های فرسوده شهر هستند. در اردیبهشت سال ۱۳۸۵ تهیه طرح تفصیلی پنج هزار هکتار بافت فرسوده تهران در دستور کار شرکت عمران و بهسازی شهر تهران قرار گرفت و از آن پس با همکاری شهرداری تهران (شهرداری های مناطق) شناسایی و بازسازی بافت های فرسوده آغاز شد. با استخراج ویژگی های ساختاری و استخوان بندی بافت در برنامه جامع اجرایی (طرح تفصیلی ویژه) پروژه های محور شهری در راستای شکل گیری یا احیاء و بازسازی محورهای شهری به منظور تقویت استخوان بندی بافت و ایجاد تسهیلات برای احیای هر چه بهتر پیرامون آن اجرا می شوند. 
همچنین پروژه های ایجاد پویایی از طریق بازیافت زمین های بلا استفاده یا اماکن مخروبه موجود در بافت و جهت تقویت فعالیت ها و روابط اجتماعی همچون فضای گذران اوقات فراغت، تفریح، اشتغال محله ای و... اجرا می شوند.در این پروژه ها عناصر و ابنیه ارزشمند بافت، به واسطه ارزش وجودی خود و با هدف احیای بافت متناسب با کاربری های مورد نیاز بافت و محله مرمت می شوند. مرمت استحفاظی صرفاً به منظور استحکام بخشی و جلوگیری از ایجاد آسیب های بیشتر به بنای با ارزش تاهنگام تعیین و اجرای طرح نهایی بنا اجرا شده و مرمت جامع با در نظر گرفتن تمامی جوانب امر و طرح متناسب تهیه شده. برای مرمت و با عنایت به کاربری پیش بینی شده نسبت به مرمت و بازسازی کامل بنا و مهیا ساختن امکان بهره برداری از آن اجرا می شود. عرصه های مداخله سازمان عمران و بهسازی شهری، بخش هایی از بافت شهر است که دارای نابسامانی های متأثر از معضلات و مشکلات کالبدی، کاربردی، اجتماعی، فرهنگی و یا اقتصادی است که با توجه به موضوعیت یافتن طرح های موضعی در سلسله مراتب طرح های توسعه شهری و مأموریت محوله به این سازمان به سه دسته کلی بافت های کهن، بافت های نابسامان و مسئله دار و گستره های با کاربری نامتجانس و ناکارآمد تقسیم می شود (بافت های نامتجانس و ناکارآمد نوعی دیگر از بافت شهری اند که کاربری شان با کارکرد شهری مغایرت داشته باشند همچون زندان ها، پادگان ها، صنایع مزاحم و برخی گستره های طبیعی). تهیه طرح مرمت و احیا، مطالعات و پیشنهاداتی را شامل می شود که به ارائه طرح و برنامه در خصوص ابنیه و فضاهای ارزشمند بافت و باز زنده سازی ساختار کالبدی و تعیین کاربری جدید منطبق با نیازهای امروز می پردازد و همچنین مجموعه مطالعات و پیشنهاداتی که در مقیاس شهرسازی در رده طرح های تفصیلی موضعی به ارائه راهکارهای اجرایی می پردازد را طرح بهسازی می نامند.
فریبرز درجزی 
لینک : http://vista.ir/article/352608/