تبلیغات
WIMIFIRE - افزایش امنیت اجتماعی فضاهای عمومی بخصوص پارک ها با استفاده از اصول CPTED

امروز:

افزایش امنیت اجتماعی فضاهای عمومی بخصوص پارک ها با استفاده از اصول CPTED

افزایش امنیت اجتماعی فضاهای عمومی بخصوص پارک ها با استفاده از اصول CPTED 

Crime Prevention Through Enviromental Design

مقدمه :

مفهوم CPTED

جلوگیری از جرم توسط طراحی محیط یا CPTED مفهوم نسبتاً جدیدی است. استفاده از عوامل فیزیکی محیط برای حمایت بشر علیه خطرات از زمان غارنشینان متداول بوده است. مشکل خلق محیطی تدافعی ، که همزمان امنیت را از نظرجنبه های فیزیکی و روان شناسی تأمین کند تاکنون حل نشده است. آمیزه ای از این دو ماهیت مفهوم CPTED است.

هدف CPTED کاهش فرصت برای رخ دادن جنایت است. این کاهش که از طریق طرح فیزیکی به دست می آید. به طور همزمان هم موجب به تعویق انداختن جنایت و هم استفاده صحیح از محیط زیست می شود.

CPETED طرح هایی را پیشنهاد می کند که با حذف محل پاتوق تبه کاران، امنیت را تأمین کرده، ساختار دژهای نظامی را به حداقل رسانده و در جاهایی که لازم است این طرح را با طراحی های مناسب کامل می کند و فشارهای منفی را کاهش می دهد.

ضرورت کاربرد CPTED در ایران

عواملی از قبیل گذر از جامعه سنتی به جامعه صنعتی بر اثر مقتضیات شرایط بیرونی نه بر مبنای نیازها و سیر درونی جامعه ، نرخ بالای رشد جمعیت (3%) و جوان بودن جامعه ایرانی، وجود تنش های سیاسی و جنگ تحمیلی از سال 68 – 59 ، مشکلات سنگین اقتصادی، کاهش درآمد، شیوع بیکاری و از همه مهمتر روحیه افسرده و ناامید جامعه سبب گسترش نابهنجاری های اجتماعی در فضای عمومی به خصوص پارکها شده است.(افشار، دخی). CPTED بر آن است تا از طریق راهکارهای خود از بروز این مشکلات جلوگیری کند.

تاریخچه CPTED

استراتژی CPTED بر توانایی هایی تکیه می کند که به متخلف کمک می کند تا بر عمل خلاف خود غلبه کند. در دهه Elizabeth wood 1960 خط مشی هایی (guideline) برای مبحث امنیتی به شرکت Chicago Housing Authority ارائه داد. نتایج کار او نظارت طبیعی را بر روی شکل های طراحی بهبود داد. اگر چه خط مشی هایش هرگز کامل نشد اما بر روی منشأ بعضی از افکار که به CPTED منجر شد مؤثر بود.

Jane JaCob در کتاب (مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی) بیان می کند که تنوع و حیات شهری بوسیله طراحان شهری و استراتژی های دوباره سازی شهری نابود می شوند او با اصول طراحی شهری زمانش مبارزه کرد. JaCob در کتاب خود به سه نگرش که یک خیابان شهری را سالم می سازد اشاره کرد که شامل : تعیین حدود واضح حوزه خصوصی و عمومی ، تنوع عملکرد ، افزایش تردد عابرین پیاده.

تز دکتری Schlom Angel با موضوع (کاهش جرم از طریق طراحی شهری) در سال 1968 یک مطالعه بر روی جرم های خیابانی در Oakland بود در بیانات او آمده است که : محیط فیزیکی می تواند اثرات مستقیمی بر روی بستر جرم به وسیله طرح قلمروها ، کاهش یا افزایش دسترسی ها ، به وسیله تقویت مرزها داشته باشد. او بیان کرد که جرم ارتباط معکوسی با فعالیت در خیابانها دارد و یک محیط باریک اجتماعی به طور خاصی نسبت به جرم آسیب پذیر است. زیرا فعالیت ها را محدود می کند و برای افراد ارتکاب جرم را آسان تر می کند. جرم شناس Jeffery C.Ray بر اساس نتایج و محققان قبلی نظریه CPTED در دهه 70 ارائه داد کتاب Jeffery در سال 1971 بنام «جلوگیری از جرم با استفاده از طراحی محیط» وارد بازار شد. نظریه Jeffery CPTED از تجربه اش با اجرا کردن پروژه ای در Washingtondss بر می‌خیزد که تلاش کرد محیط مدرسه جوانان ناحیه را کنترل کند. Jeffery در نظریه‌اش بر روی نقش محیط فیزیکی در ایجاد تجربیات هنجار و ناهنجار مختلفی که ظرفیت تغییر رفتارش را دارد، تأکید می کند.

بنا به دلایلی کار Jeffery در سراسر دهه 1970 فراموش شد. تئوری وی زمانی استفاده شد که جهان می خواست برای پیشگیری از جرم با استفاده از CPTED، تئوری کاملی را ارائه دهد.

موافقان تئوری Jeffery ، Osecar Newman ، George Rand بودند که در پژوهش های تجربی در اوایل دهه 1970 ارتباط بین محیط و جرم را بررسی کردند. Oscar Newman‌ به عنوان یک معمار بر روی شکل های طراحی خاص تأکید کرد. موضوعی که در تئوری Jeffery در نظر گرفته نشده بود.

کتاب Newman به نام «فضای قابل دفاع» در سال 1972 وارد بازار شد. Newman فضای قابل دفاع را این گونه تعریف می کند:

فضای قابل دفاع واژه ای است که برای سلسله ای از نظام های فضایی، راه حل هایی مانند موانع واقعی و نمادین، قلمروهای تعریف شده و نظارت بیشتر را ارائه می دهد تا یک محیط را به کنترل ساکنین درآورد. فضای قابل دفاع در یک محیط مسکونی ،به گونه ای سامان داده می شود که امنیت خانواده ها، همسایگان و دوستان را تأمین کند.

تئوری فضای قابل دفاع بیان می کند که بعضی از طرح ها بطور نسبی زمینه بهتری را برای وقوع اعمال جنایی ایجاد می کند. مدل Jeffery CPTED که از جرم در زمینه بیولوژیکی و وراثت و روانشناسی جلوگیری می کند کامل تر از مدل Newman است که محیط محدودی را در نظر گرفته است. تئوری سوم (پنجره شکسته) است که توسط Jame.Q پایه گذاری شد. در این تئوری نادیده گرفتن همسایگان بر روی رفتار یکدیگر تأکید شد.

شرکت Candian academician patrieia and paul branting ham کتاب جرم شناسان محیط را در سال 1981 چاپ کردند. بر اساس منابع، یک جرم فقط وقتی می‌افتد که عناصر ضروری حاضر باشند. عناصر شامل: یک قانون، یک متخلف، یک هدف و یک مکان است.

در دهه 1990 Jeffery تئوری ارائه کرد که در آن اظهار نمود که محیط هرگز مستقیماً بر روی رفتار اثر نمی گذارد بلکه فقط بر روی ذهن اثر می گذارد. هر مدلی که از جرم جلوگیری می کند باید هر دو موضوع «ذهن و محیط فیزیکی» را شامل بشود. در سال 1997 یک مقاله به وسیله Greg saville و Gerry Cereland انتشار یافت که حقوقدانان CPTED را ترغیب کرد تا مباحث اجتماعی را پیش از ساخت محیط بررسی کنند.

طراحی محیط و علوم رفتاری

همزمان با تحولاتی که از نیمه دوم قرن بیستم با مقوله شناخت انسان در حوزه های علوم انسانی جهت پاسخگویی بهتر به نیازهای روانی و فیزیکی او انجام می گردد، روانشناسی محیطی به عنوان تخصصی میان رشته ای و با هدف «مطالعه روانشناختی رفتار در ارتباط با محیط های فیزیکی» اهمیت خاصی می یابد. در روانشناسی محیطی رفتار انسان تحت تأثیر عواملی چون عوامل فیزیکی محیط، داده‌های نمادین، داده های طراحی و روح محیط قرار دارد.

میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری دو مقوله رفتار و محیط ، در قالب تئوری های خاصی بیان شده است. «در دیدگاه تعیین کنندگی محیط» محیط نقش تعیین کننده ای در رفتار، ادراک و احساس انسان دارد. در این دیدگاه هر محرکی پاسخ خاص را ایجاد می کند. محیط در چنین دیدگاهی عمدتاً به معنای شرایط اقلیمی و جغرافیایی است، اگر چه قابل تعمیم به محیط مصنوع نیز می باشد.

«دیدگاه امکان دهندگی محیط» محیط فیزیکی را بستری می داند که امکانات و محدودیت هایی که برای رفتار به وجود می آورد اما محیط تعیین کننده رفتار نیست بلکه صرفاً امکان بروز برخی دیگر از رفتارها به وجود می آورد. در این دیدگاه محیط است که بر رفتار انسان تأثیر می گذارد.

«در دیدگاه احتمال دهندگی» ضمن آنکه مردم می توانند رفتارهای مختلفی را در یک محیط داشته باشند و به انگیزه های فردی اهمیت می دهد، ویژگی های طراحی و عوامل محیط مصنوعی را در احتمال بروز رفتارهای خاص مهم می داند.

نکته مهم و قابل تأمل دیدگاه اخیر، مردود دانستن جزمیت طراحی است. بدین معنا که علیرغم تأکید بر ارتباط متقابل معتقد است که طراحی محیط فیزیکی در تعیین روابط اجتماعی نقش کلیدی ندارد بلکه نقش تسهیل کننده و یا محدود کننده را ایفا می کند.


عوامل روانی و اجتماعی رفتار جنایتکارانه

جرم و جنایت از زمانی که بشر فرهنگ یافته و به تمدن رسیده وجود پیدا کرده است. آثاری که در احجاری از معابد و مقبره های مصر قدیم بدست آمده حاکی از رفتار جنایتکارانه مصریان قدیم است منتهی در نزد اقوام ابتدایی به علت ثبات زندگی قبیله ای و دلبستگی شدید افراد به آداب و رسوم رایج جامعه، رفتار مجرمانه در چنین جوامعی کمتر به چشم می خورد، و به همین دلیل مسئله بزهکاری از قلمرو حیات اجتماعی به دور بود ولی با پیدا شدن زندگی شهری و صنعتی و جامعه های پیچیده قوانین اخلاقی نفوذ و قدرت را از دست داده است و قوانین جدید هنوز جای خود را در قلوب افراد چنان که باید و شاید جای نداده اند.

در چنین اجتماعاتی بعضی از آنان فرامن (تابع آداب و رسوم و ارزش های معمول جامعه است) ناقصی داشته و ارزش های اجتماعی خاصی پذیرای طبع آنان نخواهد بود. این قبیل اشخاص را پسیکوپات psychopath ، ضد اجتماعی یا مجرم گویند.

این مجرم نیست که بیمار است بلکه بیمار کل جامعه است در واقع وقتی جامعه نتواند امکانات موجود خود را (مادی و معنوی) بطور متعادل بین اعضاء تقسیم کند و هر کس را سهمی دهد، تناقضاتی در جامعه ایجاد می شود که به ظهور بیماری جامعه به صورت جرم می شود.(افشار، دخی)

بطور عمده چهار نوع جرم در جامعه مشاهده می شود:

جرم عادیکه انحراف از ویژگی های جامعه است که در همه جوامع وجود دارد. مجرمیت امر جامع وی است.

جرم پاره ای: رفتار فرد در پاره ای از موارد خلاف رفتارهای معمول جامعه و در بقیه موارد تابع ضوابط حاکم بر جامعه است.

جرم جمعیمربوط به معیارها و ضوابط خرده فرهنگ های ویژه ای می باشد که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و افراد با کسب این ضوابط عضوی از این جامعه می‌شوند.

جرم آسیبی: در مواردی ظرفیت تعلیماتی و کنترل جامعه از حدی تجاوز می کند. مانند شهرهای بزرگ و علایم بیماری بصورت نادیده گرفتن قوانین و قواعد در قالب انواع جرایم پدید می آید.

نظریات جامعه شناسان اخیر بر این باور است که وقوع جرم و بزهکاری با محیط وقوع و جرم شرایط آن بسیار مرتبط است. CPTED به دنبال ارائه راه حل جدیدی برای مسئله فرمن است:

«چگونه ممکن است که فضای به گونه ای سامان داده شود که رفتارهای ناهنجار کاهش یابد؟»

قرارگاه رفتاری

بارکر معتقد است یک قرارگاه رفتاری به مجموعه ثابتی از فعالیت و مکان گفته می‌شود که یک فعالیت تکراری یا یک الگو ثابت رفتاری در آن اتفاق بیافتد، طرح خاصی از محیط را دارا باشد و ارتباط مناسبی بین فعالیت تکراری و محیط برقرار نماید که در یک دوره زمانی معین انجام گیرد. یک قرارگاه رفتاری شخص را قادر می‌سازد تا به مجموعه از علایق خود دست یابد.

روابط اجتماعی و معاشرت مردم در قرارگاه رفتاری عمومی صورت می گیرد. آنان جذب قرارگاه رفتاری می شوند، که توانایی و میل به سازگاری با الگوهای ثابت رفتاری که در آن جا، روی می دهد را دارند و برای آن که بتوانند با الگوی رفتاری موجود هماهنگ شوند سعی در سازگاری با محیط فرهنگی اجتماعی آن می نمایند.

مکان هایی که محل تجمع عموم مردم اند باید راحت، دارای نور جذاب، منظره زیبا و کلیه ملزوماتی که بروز فعالیت را موجب می شوند، باشند. اگر چنین قابلیت هایی وجود نداشته باشند این مکان ها به فضاهای مرده تبدیل می شوند نکته بسیار مهم هماهنگی (fit) ، قابلیت (afford) انطباق (synomorphy) و سازگاری (congruence) بین یک الگو رفتاری با محیط فیزیکی است که رفتار در آن به وقوع می پیوندد.

این ویژگی سبب می شود که برخی مکان ها در ارتباط با برخی الگوهای رفتاری مناسب تر بوده و دارای قابلیت بیشتر می باشند. به طور کلی طرح هایی که دارای ویژگی های سازگاری و انعطاف پذیری هستند عمر بیشتری دارند. یک «طرح سازگار» محیط طرحی است که الگوهای ثابت و متفاوت رفتاری را در زمانهای مختلف بدون آن که نیاز به تغییرات فیزیکی داشته باشد در خود جا می دهد و «طرح انعطاف پذیر» طرحی است که ساختار آن برای پاسخگویی به الگوهای رفتاری متفاوت به راحتی قابل تغییر باشد.

بخش مهمی از شخصیت انسان ها در عصر نوین در چگونگی گذران اوقات فراغتشان شکل می گیرند و پارک یک فضای عمومی شهری برای گذران اوقات فراغت است که رابطه مستقیم و عمیقی با سطح فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی جامعه دارد. پارک مکانی است که بر اساس نیازهای فیزیولوژیکی و روانی انسان در جهت تسهیل روابط سالم اجتماعی برنامه ریزی و طراحی می گردد.

پارک یک قرارگاه رفتاری است زیرا در فواصل زمانی مشخص الگوهای ثابت رفتاری در آن مشاهده می شود. بی روحی و ملالت فضا اغلب به علت کمبود الگوهای ثابت رفتاری در محیط است. فضاهای سنتی در مقایسه به فضاهای مدرن کمتر با این نقیصه رو به رو بوده اند.

پارک ها به ویژه آنها در مقیاس شهری که فارغ از محدوده ها و عرصه های تعریف شده اجتماعی اند و پذیرای تمامی اقشار و گروههای مردمی از هر صنف هستند، آینه تمام نمای جامعه و دارای حساسیت فضاهای عمومی شهری هر روزه انسانهای ناآشنا را به آشنا تبدیل کرده و محلی برای روابط گروهی و اجتماعی افراد فراهم می‌آورند هیلیر وهنسون از جمله کسانی اند که بر اهمیت چنین تماس هایی در فضاهای شهری تأکید می کنند و معتقدند فراهم آوردن ایمنی در فضای شهری از طریق همین رویارویی است نه جداسازی افراد از یکدیگر، ولی این فضاها از آنجا که تحت مالکیت خاصی نبوده و در نحوه استفاده از آنها نیز کنترل چندانی صورت نمی‌گیرد. لذا در برخی جوامع که با نابسامانی های اجتماعی و فرهنگی رو به رو می‌باشند، بسیار آسیب پذیر می گردند و با نوعی سوء استفاده از طرف طیف گروه‌های مشکل دار رو به رو می باشند، از جمله این فضاها پارکها، به ویژه آنهایی که در مقیاس شهری عمل می کنند، می باشند.

عدم مدیریت کارآمد و فقدان مطالعه و برنامه ریزی جهت ارتقای کیفی گذران اوقات فراغت مردم، این گروه از فضاهای عمومی شهرها (پارک ها) را از عملکرد اصلی خود دور ساخته و آنها را به مکانهای بحرانی و مسئله دار شهری تبدیل ساخته وجود افراد نامطلوب در مکانهای عمومی یکی از مهمترین عوامل کاهش جذابیت این مکانها برای استفاده عموم بخصوص زنان می باشد. این عوامل به تدریج فضاها را به محیط های مردانه تبدیل می نماید و محیطهای شهری مردانه شرایط رشد بزهکاری را سبب می گردد.

به گفته جان لنگ حضور افراد نامطلوب در مکانهای خلوت بیشتر است این گونه افراد در مکانهای خلوت و خالی از مردم ظاهر می شوند، مکانهایی که نحوه طراحی آنها در ایجاد چنین معضلی مؤثرند. بهترین راه حل ایجاد فضاهایی که برای همه جذابیت داشته باشد.

جلوگیری از ناهنجاریهای اجتماعی از طریق شناخت انسان

از دیدگاه مازلو نیازهای انسان به موارد زیر تقسیم می شوند:

نیازهای اولیه:

نیازهای جسمانی (physiological need)

نیاز به امنیت (safety need)

نیاز به وابستگی (affiliation need)

نیاز به خدمت (asteem need)

نیاز به خودیابی و کمال (self actualization)

نیازهای ثانویه:

نیاز به داشتن اندوزی، شناخت و درک پدیده ها Cognitive need

نیاز به زیبایی و نظم aesthetic need

نکته مهم:

در مدل نیازهای مازلو نکته مهم سلسله مراتبی بودن آن است و این که پاسخ به هر یک شرایط بروز مرحله بعد را فراهم می آورد و تا نیاز قبلی برآورده نشود اصلاً نیاز مرتبه بعد برای انسان طرح نمی گردد ولی نیازهای شناخت و زیبایی شناسی در برآوردن هر یک از نیازهای اصلی پنجگانه مؤثر می باشد. به ویژه نیاز به زیباشناسی که در هر سطحی از برآوردن نیازها مطرح بوده و همه مردم آن را از پایین ترین سطح تا بالاترین سطح مراتب عقلانی درک و بیان می کند. مازلو معتقد است همه مردم نیاز به زیبایی دارند و خصلت آموزشی محیط که در طراحی پارک ها از اهمیت بسیاری برخوردار است از تنوع و کنار هم قرارگیری تجربیات و موقعیت‌های رفتاری ناشی می شود طراحی فضای شهری در حال حاضر از آن جهت دارای پیچیدگی است که گروه های استفاده کننده ناشناخته می باشد و آن زمانی با موفقیت روبرو خواهند بود که بتواند به مجموعه ای از نیازهای انسان پاسخ دهد. تمرکز بر یک سطح از نیازها طرح را در همان محدوده متوقف خواهد نمود و پویایی و سازگاری آن را در ارتباط با استفاده کنندگان مختلف کاهش خواهد داد.


 


نوشته شده در : جمعه 25 مرداد 1392  توسط : میلاد فیروزه.    نظرات() .

Foot Complaints
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:30 قبل از ظهر
I'm not sure exactly why but this web site is loading incredibly slow for me.
Is anyone else having this issue or is it a
problem on my end? I'll check back later and see if the problem still exists.
leselhygcpbx.exteen.com
جمعه 29 اردیبهشت 1396 04:53 قبل از ظهر
Excellent post. I am going through many of these issues as well..
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 03:31 قبل از ظهر
What a stuff of un-ambiguity and preserveness of valuable knowledge regarding unpredicted emotions.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر